از استیضاح هگست تا زمزمههای برکناری ترامپ؛ واشنگتن در آستانه بحران سیاسی؟

رویداد۲۴| همزمان با جنگ و تنشهای نظامی اخیر آمریکا با ایران که فضای سیاسی واشنگتن را ملتهب کرده، درخواست یک نماینده دموکرات برای استیضاح وزیر دفاع، بار دیگر بحثی قدیمی، اما پرهزینه را به سطح آورده است: آیا امکان برکناری دونالد ترامپ وجود دارد یا این صرفاً یک ابزار فشار سیاسی است؟
در ادامه موج انتقادات به اقدام نظامی دولت ترامپ، یاسمین انصاری نماینده ایرانیتبار کنگره با طرح درخواست استیضاح پیت هگست، این اعتراضات را وارد فاز رسمیتری کرد. او در بیانیهای تند، عملیات نظامی اخیر علیه ایران را «هولناک و تکاندهنده» توصیف کرد و مدعی شد که این اقدامات بدون مجوز کنگره و در نقض قانون اساسی انجام شده است.
انصاری همچنین هشدار داد که تهدید به نابودی کشوری با جمعیت ۹۰ میلیونی و هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، میتواند مصداق «جنایت جنگی» باشد. او صراحتاً وزیر دفاع را «تسهیلکننده جنگ» خواند و تأکید کرد که این تصمیمات، نهتنها جان غیرنظامیان بلکه نظامیان آمریکایی را نیز به خطر انداخته است.
اما اهمیت این موضعگیری تنها در شخص وزیر دفاع خلاصه نمیشود. در ساختار سیاسی آمریکا، استیضاح یک مقام کلیدی کابینه، عملاً به معنای زیر سؤال بردن تصمیمات رئیسجمهور است؛ موضوعی که نگاهها را به سمت دونالد ترامپ معطوف کرده است.
چرا بحث برکناری ترامپ دوباره مطرح شده؟
زمزمههای برکناری ترامپ، بیش از آنکه از یک روند حقوقی قطعی نشأت بگیرد، محصول ترکیب چند عامل است: تشدید تنش نظامی، اختلاف با کنگره و نگرانی از عبور رئیسجمهور از اختیارات قانونی.
در روزهای اخیر، برخی نمایندگان دموکرات در کنگره بهطور علنی اعلام کردهاند که اقدام نظامی بدون مجوز، میتواند مصداق «سوءاستفاده از قدرت» باشد؛ همان مفهومی که در نظام سیاسی آمریکا، پایه اصلی استیضاح محسوب میشود. به همین دلیل، حتی اگر هدف اولیه استیضاح وزیر دفاع باشد، مسیر استدلالی بهطور طبیعی به رئیسجمهور میرسد.
در واقع، آنچه اکنون مطرح است، نه یک پرونده آماده برای عزل ترامپ، بلکه شکلگیری یک روایت سیاسی است: روایتی که تلاش میکند اقدامات دولت را در چارچوب نقض قانون اساسی تعریف کند.
روند قانونی برکناری رئیسجمهور در آمریکا
برای درک میزان جدی بودن این بحث، باید به سازوکار حقوقی در آمریکا توجه کرد. برکناری رئیسجمهور از طریق «استیضاح» انجام میشود؛ فرآیندی دو مرحلهای که از کنگره آغاز و به سنا ختم میشود.
در گام نخست، مجلس نمایندگان باید با اکثریت ساده به استیضاح رأی دهد. در صورت تصویب، پرونده به سنا میرود؛ جایی که برای برکناری رئیسجمهور، رأی موافق دو سوم سناتورها لازم است. این مرحله عملاً مهمترین مانع است، زیرا نیازمند اجماع گستردهای فراتر از خطوط حزبی است.
به همین دلیل، حتی در شرایطی که فشار سیاسی بالا باشد، تحقق برکناری بدون تغییر توازن قدرت در سنا بسیار دشوار است.
متمم ۲۵ چیست و به چه کار میآید؟
در کنار مسیر پیچیده استیضاح، گزینه دیگری نیز در قانون اساسی آمریکا وجود دارد که در روزهای اخیر دوباره مورد توجه قرار گرفته است: متمم بیستوپنجم. بر اساس گزارشی از نیوزویک پس از اظهارات جنجالی و تهدیدهای تند دونالد ترامپ درباره ایران، برخی تحلیلگران، سیاستمداران و چهرههای رسانهای خواستار بررسی استفاده از این متمم شدهاند.
این سازوکار به معاون رئیسجمهور و اعضای کابینه اجازه میدهد در صورتی که رئیسجمهور را «ناتوان از انجام وظایف» تشخیص دهند، بهطور موقت اختیارات او را سلب کنند. هرچند این مسیر در تاریخ آمریکا بهندرت مورد استفاده قرار گرفته و بیشتر برای شرایط پزشکی یا ناتوانی جسمی در نظر گرفته شده، اما طرح دوباره آن در فضای سیاسی فعلی، نشاندهنده افزایش نگرانیها درباره تصمیمات کاخ سفید است.
چه کسانی در آمریکا خواهان این اقدام هستند؟
در حال حاضر، اصلیترین حامیان طرح چنین مباحثی، طیف مترقی حزب دموکرات هستند؛ گروهی که همواره منتقد سیاستهای خارجی تهاجمی و افزایش اختیارات نظامی رئیسجمهور بودهاند. چهرههایی مانند یاسمین انصاری، در این چارچوب تلاش میکنند پرونده اقدامات اخیر را به یک چالش حقوقی تبدیل کنند.
با این حال، همه دموکراتها در این مسیر همنظر نیستند. طیف میانهرو حزب، معمولاً نسبت به طرح استیضاح در شرایط حساس بینالمللی محتاطتر عمل میکند، زیرا چنین اقدامی میتواند به دو قطبی شدید سیاسی و حتی تضعیف موقعیت آمریکا در بحرانهای خارجی منجر شود.
در سوی دیگر، جمهوریخواهان بهطور قاطع از ترامپ حمایت میکنند و این تلاشها را «سیاسی» و فاقد مبنای حقوقی میدانند.
رسانههای آمریکایی چه میگویند؟
رسانههای جریان اصلی آمریکا این موضوع را بیشتر در قالب یک «فشار سیاسی» تحلیل کردهاند تا یک سناریوی قریبالوقوع برای برکناری. مثلا تحلیلگران نیویورک تایمز تاکید میکنند که حتی اگر دموکراتها بتوانند پروندهای علیه دولت شکل دهند، بدون حمایت گسترده در سنا، این روند به نتیجه نخواهد رسید. این رسانه نوشته است که «بحث استیضاح بیش از آنکه یک مسیر حقوقی فوری باشد، ابزاری برای افزایش هزینه سیاسی تصمیمات کاخ سفید است».
سیان ان نیز گزارش داده که اختلاف بر سر اختیارات جنگی رئیسجمهور، یکی از جدیترین شکافهای فعلی میان کنگره و کاخ سفید است، اما هنوز به سطحی نرسیده که اجماع لازم برای استیضاح را ایجاد کند.
برخی رسانههای محافظهکار نیز این تحرکات را ادامه همان تقابل دیرینه دموکراتها با ترامپ دانسته و آن را «تلاش برای تضعیف دولت در میانه بحران» توصیف کردهاند.
چقدر این سناریو جدی است؟
با وجود فضای پرتنش، واقعیت این است که احتمال برکناری ترامپ در شرایط فعلی پایین ارزیابی میشود. دلیل اصلی، نه نبود انتقاد، بلکه موانع ساختاری در نظام سیاسی آمریکاست.
استیضاح، حتی اگر در مجلس نمایندگان تصویب شود، بدون همراهی سنا به نتیجه نمیرسد؛ و در شرایط فعلی، چنین همراهیای بعید به نظر میرسد. از این رو، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، کارکرد سیاسی این طرحهاست: افزایش فشار بر دولت، شکلدهی به افکار عمومی و محدود کردن دامنه تصمیمات آینده.
نتیجه تنش میان کنگره و دولت ترامپ
در مجموع، درخواست برای استیضاح وزیر دفاع را میتوان نشانهای از افزایش تنش میان کنگره و دولت ترامپ دانست؛ تنشی که بهطور طبیعی بحث برکناری رئیسجمهور را نیز به میان کشیده است. با این حال، فاصله میان طرح چنین مباحثی تا تحقق واقعی آن، همچنان زیاد است.
آنچه امروز در واشنگتن جریان دارد، بیش از آنکه یک مسیر حقوقی قطعی باشد، نبردی سیاسی بر سر اختیارات، جنگ و آینده قدرت در کاخ سفید است؛ نبردی که نتیجه آن، بیش از هر چیز به توازن نیروها در کنگره و تحولات میدانی بستگی دارد.


