موقعیت خاص محمدباقر؛ نقش تازه قالیباف در معادلات قدرت چیست؟

رویداد۲۴| بازگشت قالیباف از اسلامآباد، صرفنظر از نتیجه ملموس مذاکرات، یک پیام روشن در دل خود دارد و ثابت میکند که او دیگر فقط رئیس مجلس نیست. ورود به سطحی از گفتوگوی مستقیم با طرف آمریکایی، آن هم در شرایطی که فضای منطقهای همچنان ملتهب است، نشانهای از جابهجایی در چینش بازیگران اصلی سیاست ایران به حساب میآید.
در این میان، توییت محمدعلی ابطحی فعال سیاسی اصلاحطلب و رئیس دفتر خاتمی در دولت اصلاحات را نمیتوان صرفاً یک موضعگیری شخصی دانست. او با تأکید بر اینکه حل «دشمنی ۴۷ ساله» در چند ساعت ممکن نیست و در عین حال، تمجید از شفافیت و جسارت در مذاکره، عملاً بر یک نکته کلیدی انگشت میگذارد: اصل ورود به گفتوگو، خود یک تحول است. این نگاه، بهویژه از سوی چهرهای اصلاحطلب، نشان میدهد که بخشی از فضای سیاسی کشور در حال پذیرش نقش جدید قالیباف است.
اسلامآباد؛ نه پیروزی، نه شکست قطعی
روایتهای متعددی از مذاکرات اسلامآباد در حال شکلگیری است. برخی آن را یک فرصت از دسترفته میدانند و برخی دیگر، شروع یک مسیر تازه. واقعیت، اما پیچیدهتر از این دوگانه ساده است.
در شرایطی که تنشها میان ایران و آمریکا در سطحی کمسابقه قرار دارد و هر آن ممکن است که همین آتش بس نیمبند فعلی پایان یابد، انتظار یک توافق سریع چندان واقعبینانه نبود. با این حال، نفس شکلگیری این سطح از تماس و گفتوگو، بهویژه با حضور قالیباف، به معنای عبور از برخی خطوط پیشین است. این تغییر، حتی اگر به نتیجه فوری نرسد، میتواند در معادلات آینده اثرگذار باشد.
قالیباف در این میدان، بیش از آنکه با یک «نتیجه کوتاهمدت» سنجیده شود، با «نقشی که بر عهده گرفته» ارزیابی خواهد شد؛ نقشی که او را به یکی از چهرههای محوری در مدیریت بحران تبدیل کرده است.
قالیباف در موقعیت تازه قدرت
آنچه موقعیت قالیباف را متمایز میکند، ترکیب خاصی از ویژگیهاست؛ سابقه امنیتی، تجربه اجرایی و حضور در رأس نهاد قانونگذاری. این ترکیب، او را به چهرهای تبدیل کرده که میتواند همزمان با چند لایه از قدرت ارتباط برقرار کند.
در شرایط فعلی، به نظر میرسد بخشی از ساختار تصمیمگیری به دنبال چهرهای است که بتواند فاصله میان «میدان» و «دیپلماسی» را کاهش دهد؛ شکافی که در سالهای اخیر بارها خود را نشان داده است. قالیباف، با توجه به پیشینهاش، یکی از معدود گزینههایی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند.
همین ویژگی است که باعث شده حتی در میان برخی منتقدان، نوعی نگاه محتاطانه، اما متفاوت نسبت به او شکل بگیرد.
حمایتهای محتاطانه؛ سیگنال تغییر فضا؟
اظهارات ابطحی را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. وقتی یک چهره نزدیک به جریان اصلاحطلب، از «شجاعت در مذاکره مستقیم» سخن میگوید، در واقع در حال ارسال یک سیگنال دوگانه است؛ هم به داخل حاکمیت و هم به افکار عمومی.
این سیگنال، بیش از آنکه حمایت کامل باشد، نشانهای از تغییر لحن است؛ تغییری که میتواند به معنای پذیرش تدریجی یک واقعیت جدید باشد. واقعیت بر این مبنا که قالیباف در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران اصلی پروندههای کلان کشور است.
آینده مبهم؛ فرصت بزرگ یا ریسک جدی؟
با این حال، موقعیت جدید قالیباف، به همان اندازه که فرصتساز است، میتواند پرهزینه نیز باشد. ورود به سطحی از تصمیمگیری که مستقیماً با بحرانهای بینالمللی گره خورده، او را در معرض قضاوتهای سختتری قرار میدهد.
اگر مسیر مذاکرات به نتایجی ولو محدود منتهی شود، قالیباف میتواند جایگاه خود را تثبیت کرده و به یکی از چهرههای تعیینکننده در دوره پیشرو تبدیل شود. اما در صورت تداوم بنبست، همین نقش میتواند به عامل فشار و فرسایش سیاسی او بدل شود.
آنچه امروز درباره محمدباقر قالیباف میتوان گفت، نه روایت یک پیروزی است و نه تصویر یک شکست قطعی. او در میانه یک گذار قرار گرفته؛ گذاری که در آن، نقشها در حال بازتعریف و وزن بازیگران در حال تغییر است.
قالیباف اکنون در موقعیتی ایستاده که میتواند به یک فرصت تاریخی تبدیل شود یا به یک ریسک بزرگ؛ مسیری که نتیجه آن، نه فقط برای او، بلکه برای معادلات آینده سیاست ایران نیز تعیینکننده خواهد بود.
درخواست ما از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران فقط نابودی رژیم کودک کش صهیونیستی و هم نابودی همه پایگاه های آمریکا در منطقه است.
آمریکا جنایتکار، اسرائیل جنایتکار همراه برخی کشورهای عربی جنایتکار و در سایه سکوت بی شرمانه سازمان های بین المللی خیانتکار 100 درصد فقط عام اصلی تنشهای در منطقه هستند.
دولت وحشی آمریکا جنایتکار مسئول جنگ غیرقانونی علیه ایران است اسرائیل جنایتکار 100 درصد فقط با مجوز و دستور مستقیم، علنی و آشکار دولت وحشی آمریکا جنایتکار به ایران تجاوز و حمله کرده است و به همراه نیروی هوایی ارتش وحشی امریکا جنایتکار مردم عادی تهران و هم مردم عادی سایر شهرهای ایران را بمباران و قتل عام می کنند. زمان اخراج نیروهای امریکا جنایتکار از منطقه فرا رسیده است. نیروهای امریکا جنایتکار از سال 2001 تاکنون 100 درصد فقط عامل اصلی جنگ در منطقه هستند.
جنگ آمریکا با ایران جنگ نظامی نیست و جنگ با مردم عادی تهران و مردم عادی سایر شهرهای ایران بوده است.
آمریکا جنایتکار به همراه اسرائیل جنایتکار فقط مردم عادی ایران را در سراسر کشور بمباران و قتل عامل می کنند.
و این یک جنگ نظامی نیست و یک نسل کشی بوده است.
سپاه هم باید برد موشک های افزایش دهد که به کاخ سفید و سایر شهرهای آمریکا حمله کند و با موشک بزند.
سکوت جهان در برابر کشته شدن دانشآموزان خیانت به انسانیت است.
فاجعه جهانی قتلعام دانشآموزان در میناب در طول تاریخ بشریت بیسابقه است
حمله نیروی هوایی ارتش وحشی آمریکا جنایتکار به تهران و سایر شهرهای ایران، اجرای قانون جنگل بود.
حمله هوایی ارتش وحشی رژیم صهیونیستی جنایتکار به تهران و سایر شهرهای ایران، اجرای قانون جنگل بود.
رژیم اسرائیل و حامیانش به خاطر جنایات جنگی باید پاسخگو باشند.
آمریکا جنایتکار، اسرائیل جنایتکار همراه برخی کشورهای عربی جنایتکار و در سایه سکوت بی شرمانه سازمان های بین المللی خیانتکار 100 درصد فقط عام اصلی تنشهای در منطقه هستند.
درخواست ما از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران فقط نابودی رژیم کودک کش صهیونیستی و هم نابودی همه پایگاه های آمریکا در منطقه است.
مشکوک است حرفهایت !
امیدوارم قصدت سیبل کردن آدمها نباشد ، فکر کنم بدتان نمی آید دیگر هیچ رقیب سیاسی نداشته باشید !
و امیدوارم دستگاههای مسئول مراقب اینگونه گرا دادنها باشند ...
قبلترش ظریف با یک مقاله( با هماهنگی داخل ) اومد نظرسنجی بکنه تا ی خورده هیجان و احساسات فروکش کنه بعدش همون حرف را زد بدون هیچ سر و صدایی
برای تفکر و سرگرمی بچه های فرار رو! فعلا که جرات انتشار نظرات را ندارید حداقل کمی فرصت مطالعه تاریخی داشته باشید.!
مثل انتخاباتی که لاریجانی باید رد صلاحیت بشه
مثل مذاکراتی که لاریجانی نباید حاضر باشه
جنس سیاست های زیگزاگی کوتاه مدت
لحظه بعدی قطب اش عوض میشه
سیاست قطبی که از جنس ثبات نیست
لاریجانی را میشد با لاریجانی شناخت
اما قالیباف را با نمیتوان با قالیباف شناخت
قالیباف را همیشه یکی دیگه و جای دیگری هل داده