تاریخ انتشار: ۱۴:۴۱ - ۲۴ فروردين ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

موقعیت خاص محمدباقر؛ نقش تازه قالیباف در معادلات قدرت چیست؟

توییت اخیر محمدعلی ابطحی درباره «شجاعت قالیباف در مذاکره مستقیم»، بار دیگر توجه‌ها را به موقعیت تازه محمدباقر قالیباف جلب کرده است؛ موقعیتی که در سایه تحولات پس از مذاکرات اسلام‌آباد، بیش از هر زمان دیگری در معرض ارزیابی و بازتعریف قرار دارد.

قالیباف

رویداد۲۴| بازگشت قالیباف از اسلام‌آباد، صرف‌نظر از نتیجه ملموس مذاکرات، یک پیام روشن در دل خود دارد و ثابت می‌کند که او دیگر فقط رئیس مجلس نیست. ورود به سطحی از گفت‌وگوی مستقیم با طرف آمریکایی، آن هم در شرایطی که فضای منطقه‌ای همچنان ملتهب است، نشانه‌ای از جابه‌جایی در چینش بازیگران اصلی سیاست ایران به حساب می‌آید.

در این میان، توییت محمدعلی ابطحی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و رئیس دفتر خاتمی در دولت اصلاحات را نمی‌توان صرفاً یک موضع‌گیری شخصی دانست. او با تأکید بر اینکه حل «دشمنی ۴۷ ساله» در چند ساعت ممکن نیست و در عین حال، تمجید از شفافیت و جسارت در مذاکره، عملاً بر یک نکته کلیدی انگشت می‌گذارد: اصل ورود به گفت‌و‌گو، خود یک تحول است. این نگاه، به‌ویژه از سوی چهره‌ای اصلاح‌طلب، نشان می‌دهد که بخشی از فضای سیاسی کشور در حال پذیرش نقش جدید قالیباف است.

اسلام‌آباد؛ نه پیروزی، نه شکست قطعی

روایت‌های متعددی از مذاکرات اسلام‌آباد در حال شکل‌گیری است. برخی آن را یک فرصت از دست‌رفته می‌دانند و برخی دیگر، شروع یک مسیر تازه. واقعیت، اما پیچیده‌تر از این دوگانه ساده است.

در شرایطی که تنش‌ها میان ایران و آمریکا در سطحی کم‌سابقه قرار دارد و هر آن ممکن است که همین آتش بس نیم‌بند فعلی پایان یابد، انتظار یک توافق سریع چندان واقع‌بینانه نبود. با این حال، نفس شکل‌گیری این سطح از تماس و گفت‌و‌گو، به‌ویژه با حضور قالیباف، به معنای عبور از برخی خطوط پیشین است. این تغییر، حتی اگر به نتیجه فوری نرسد، می‌تواند در معادلات آینده اثرگذار باشد.

قالیباف در این میدان، بیش از آنکه با یک «نتیجه کوتاه‌مدت» سنجیده شود، با «نقشی که بر عهده گرفته» ارزیابی خواهد شد؛ نقشی که او را به یکی از چهره‌های محوری در مدیریت بحران تبدیل کرده است.

قالیباف در موقعیت تازه قدرت

آنچه موقعیت قالیباف را متمایز می‌کند، ترکیب خاصی از ویژگی‌هاست؛ سابقه امنیتی، تجربه اجرایی و حضور در رأس نهاد قانون‌گذاری. این ترکیب، او را به چهره‌ای تبدیل کرده که می‌تواند همزمان با چند لایه از قدرت ارتباط برقرار کند.

در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد بخشی از ساختار تصمیم‌گیری به دنبال چهره‌ای است که بتواند فاصله میان «میدان» و «دیپلماسی» را کاهش دهد؛ شکافی که در سال‌های اخیر بار‌ها خود را نشان داده است. قالیباف، با توجه به پیشینه‌اش، یکی از معدود گزینه‌هایی است که می‌تواند چنین نقشی را ایفا کند.

همین ویژگی است که باعث شده حتی در میان برخی منتقدان، نوعی نگاه محتاطانه، اما متفاوت نسبت به او شکل بگیرد.

حمایت‌های محتاطانه؛ سیگنال تغییر فضا؟

اظهارات ابطحی را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد. وقتی یک چهره نزدیک به جریان اصلاح‌طلب، از «شجاعت در مذاکره مستقیم» سخن می‌گوید، در واقع در حال ارسال یک سیگنال دوگانه است؛ هم به داخل حاکمیت و هم به افکار عمومی.

این سیگنال، بیش از آنکه حمایت کامل باشد، نشانه‌ای از تغییر لحن است؛ تغییری که می‌تواند به معنای پذیرش تدریجی یک واقعیت جدید باشد. واقعیت بر این مبنا که قالیباف در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران اصلی پرونده‌های کلان کشور است.

آینده مبهم؛ فرصت بزرگ یا ریسک جدی؟

با این حال، موقعیت جدید قالیباف، به همان اندازه که فرصت‌ساز است، می‌تواند پرهزینه نیز باشد. ورود به سطحی از تصمیم‌گیری که مستقیماً با بحران‌های بین‌المللی گره خورده، او را در معرض قضاوت‌های سخت‌تری قرار می‌دهد.

اگر مسیر مذاکرات به نتایجی ولو محدود منتهی شود، قالیباف می‌تواند جایگاه خود را تثبیت کرده و به یکی از چهره‌های تعیین‌کننده در دوره پیش‌رو تبدیل شود. اما در صورت تداوم بن‌بست، همین نقش می‌تواند به عامل فشار و فرسایش سیاسی او بدل شود.

آنچه امروز درباره محمدباقر قالیباف می‌توان گفت، نه روایت یک پیروزی است و نه تصویر یک شکست قطعی. او در میانه یک گذار قرار گرفته؛ گذاری که در آن، نقش‌ها در حال بازتعریف و وزن بازیگران در حال تغییر است.

قالیباف اکنون در موقعیتی ایستاده که می‌تواند به یک فرصت تاریخی تبدیل شود یا به یک ریسک بزرگ؛ مسیری که نتیجه آن، نه فقط برای او، بلکه برای معادلات آینده سیاست ایران نیز تعیین‌کننده خواهد بود.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما