زیستن در روزگاری که تلویزیون به مردم نشانهگیری یاد میدهد! | پیام صدا و سیما درباره امنیت کشور چیست؟

رویداد۲۴ | در روزهایی که فضای کشور بیش از هر زمان دیگری ملتهب است، چند شبکه صداوسیما اقدام به پخش برنامههایی درباره آموزش کار با سلاح کردهاند؛ در یکی از این برنامهها مجری به سمت پرچم امارات هم شلیک میکند. اقدامی که با واکنشهای فراوانی روبهرو شد و حالا توضیحات معاون سیما درباره آن، نه تنها ابهامات را برطرف نکرده، بلکه پرسشهای تازهتری به وجود آورده است.
معاون سیما گفته: «در شرایط جنگی و کشوری که همزمان با تمام قدرتها و ظلمها درگیر مبارزه است، طبیعی است رسانه ملی آرایش جنگی پیدا کند» و همچنین مدعی شده «آشنایی با سلاح فقط نماد جنگ نیست و جنبه تربیتی، فرهنگی و آموزشی هم دارد.».
اما سؤال اصلی اینجاست: چرا باید سیاست رسانه ملی به نقطهای برسد که آموزش کار با اسلحه را بخشی از وظیفه فرهنگی خود بداند؟
در تمام دنیا، یکی از مهمترین نشانههای اقتدار دولتها، انحصار مشروع خشونت و سلاح در دست نیروهای رسمی امنیتی و نظامی است. اساساً فلسفه وجودی ارتش، پلیس و ساختارهای رسمی دفاعی همین است که امنیت از سطح جامعه عادی جمعآوری و به نهادهای تخصصی سپرده شود. حال اگر تلویزیون رسمی کشور ناگهان شروع به آموزش استفاده از اسلحه به مخاطب عمومی کند، این پرسش شکل میگیرد که آیا چنین اقدامی، ناخواسته این پیام را منتقل نمیکند که ضامنان رسمی امنیت، دیگر کافی نیستند؟
ایران کشوری بدون نیروی نظامی نیست. ارتش، سپاه، نیروهای امنیتی، یگانهای ویژه، بسیج و میلیونها مردی که دوره اجباری سربازی را گذراندهاند، همگی بخشی از ظرفیت دفاعی کشور محسوب میشوند. اگر شرایطی بحرانی ایجاد شود، طبیعتاً همین نیروهای آموزشدیده اولین گروههایی هستند که فراخوانده میشوند. پس دقیقاً مخاطب این آموزشهای تلویزیونی چه کسی است؟
مردم عادی؟ نوجوانان زیر ۱۸ سال؟ زنان خانهدار؟ کودکانی که کانالهای تلویزیون را بالا و پایین میکنند؟
اگر قرار نیست اسلحهای در اختیار مردم قرار بگیرد، آموزش عمومی آن چه معنایی دارد؟ در ایران اساساً حمل و نگهداری سلاح برای عموم مردم آزاد نیست. بخش بزرگی از جامعه حتی هرگز از نزدیک اسلحه واقعی ندیدهاند؛ بنابراین آموزش تلویزیونی استفاده از سلاح، بدون وجود ساختار قانونی دسترسی عمومی به آن، بیش از آنکه کاربرد عملی داشته باشد، تولید نوعی اضطراب و ابهام جمعی میکند.
از سوی دیگر، اگر هدف از این آموزشها آمادگی برای جنگ شهری است، مسئله حتی نگرانکنندهتر میشود. جنگ شهری یعنی چه؟ یعنی فرض بر این گذاشته شده که درگیری تا خیابانها و محلههای مسکونی کشیده خواهد شد و مردم عادی باید وارد میدان شوند؟ اگر چنین سناریویی واقعاً محتمل است، آیا این به معنای آن نیست که کنترل اوضاع از دست ساختارهای رسمی خارج شده؟
در واقع تلویزیون با این تصاویر، ناخواسته تصویری از آیندهای را ترسیم میکند که در آن شهروند عادی باید خود را برای وضعیت فروپاشی نظم آماده کند؛ وضعیتی که در آن سلاح از پادگانها بیرون افتاده و مردم ناچارند خودشان از خیابان و خانه دفاع کنند. این دقیقاً همان تصویری است که دولتها معمولاً تلاش میکنند هرگز به جامعه منتقل نشود.
تناقض ماجرا آنجاست که صداوسیما همزمان میخواهد این آموزشها را «تربیتی» و «فرهنگی» معرفی کند. اما آموزش نشانهگیری با کلاشینکف برای مخاطب عمومی، آن هم از رسانهای که میلیونها کودک و نوجوان بیننده آن هستند، دقیقاً چه کارکرد تربیتی دارد؟ آیا قرار است خشونت نظامی به بخشی از زیست روزمره و فرهنگ عمومی تبدیل شود؟
حتی در کشورهایی که حق حمل سلاح آزاد است، آموزش کار با اسلحه معمولاً در چارچوبهای محدود، تخصصی و قانونی انجام میشود؛ نه در قالب برنامه عمومی تلویزیون ملی برای مخاطب سراسری.
مسئله فقط آموزش اسلحه نیست؛ مسئله پیامی است که این تصاویر منتقل میکنند. رسانه رسمی کشوری که سالها تلاش کرده خود را دارای ساختار دفاعی قدرتمند و کنترل امنیتی کامل نشان دهد، حالا تصویری تولید میکند که بیش از هر چیز، از اضطراب و بیثباتی حکایت دارد. گویی خودِ رسانه هم نمیداند دقیقاً مردم را برای چه چیزی آماده میکند.


