تاریخ انتشار: ۱۴:۱۴ - ۲۳ فروردين ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

عرفات و انقلاب ایران: داستان اتحادی که بر ضد خودش بازگشت

یک دهه پیش از پیروزی انقلاب، چریک‌های ایرانی در اردوگاه‌های فلسطینی لبنان تیراندازی می‌آموختند. هیچ کس تصور نمی‌کرد که شاگردان روزی استادان خود را به نیروی نیابتی بدل کنند.

عرفات و انقلاب ایران: داستان اتحادی که بر ضد خودش بازگشت

رویداد۲۴| یاسر عرفات وقتی در بهمن ۱۳۵۷ پا به تهران گذاشت، نخستین رهبر خارجی بود که از پیروزی انقلاب استقبال کرد. او با لبخندی پیروزمندانه اعلام کرد که به «خانه خود» آمده است. این جمله صرفا یک تعارف دیپلماتیک نبود. عرفات طی یک دهه شبکه‌ای گسترده از روابط با تمام جناح‌های عمده مخالف شاه ساخته بود و دلیل موجهی داشت که پیروزی انقلاب را تا حدی از آن خود بداند. اما تاریخ نشان داد که همین اتحاد، سرنوشتی تلخ و وارونه برای او و آرمان فلسطین رقم خواهد زد.

ریشه‌های یک رابطه

عرفات و انقلاب ایران: داستان اتحادی که بر ضد خودش بازگشت

داستان پیوند میان انقلابیون ایرانی و سازمان آزادی بخش فلسطین به اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی بازمی گردد. پس از سرکوب خونین سال ۱۳۴۲ و شکست قیام‌های شهری، گروه‌های اپوزیسیون ایرانی به این نتیجه رسیدند که باید تاکتیک‌های چریکی را جایگزین مبارزه سیاسی کنند. آنها برای آموزش نظامی به اردوگاه‌های فلسطینی در اردن و یمن جنوبی روی آوردند. همزمان، جناح‌های مختلف اپوزیسیون با نمایندگان ساف در کشور‌های منطقه از جمله قطر و عراق ارتباط برقرار کردند. عراق در آن مقطع اهمیت ویژه‌ای داشت، چرا که آیت‌الله خمینی از سال ۱۳۴۴ در نجف اقامت داشت.

شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ و سپس رویداد «سپتامبر سیاه» ۱۹۷۰ که در آن ارتش اردن سازمان‌های نظامی فلسطینی را شکست داد و اخراج کرد، نقطه عطفی در مسیر حرکت فلسطینی‌ها بود. توافق نامه قاهره در سال ۱۹۶۹ به فلسطینی‌های رانده شده اجازه داد تا در لبنان آزادانه فعالیت کنند. این کشور کوچک بعد‌ها به صحنه اصلی تعامل میان انقلابیون ایرانی و فلسطینی‌ها تبدیل شد.

لبنان، اردوگاه بزرگ انقلابیون


بیشتر بخوانید:

تاریخ مختصر و غیرایدئولوژیک محور مقاومت | چگونه شکل‌گیری این محور سرنوشت خاورمیانه را تغییر داد؟

درخشش چریک‌های فلسطینی در نبرد کرامه

گردش در مقاومت فلسطین | چگونه گروه‌های مقاومت چپ و سکولار جای خود را به گروه‌های اسلام‌گرا دادند؟

مروان برغوثی کیست؟ |رهبر زندانی جنبش فتح که نلسون ماندلای فلسطینی خوانده می‌شود


لبنان پیش از آنکه به کام جنگ داخلی فرو رود، به مرکز آموزشی انقلابیون از سراسر جهان بدل شده بود. کادر‌های جناح‌های اصلی انقلابی ایران در آنجا حضور داشتند: مارکسیست ها، مذهبیون و طیف‌های میانی. گروه‌های چپ گرای فلسطینی مانند جبهه خلق برای آزادی فلسطین با فداییان خلق مارکسیست همکاری می‌کردند و سازمان فتح زیر نظر عرفات با همه جریان‌ها کار می‌کرد. هماهنگی این فعالیت‌ها بر عهده خلیل الوزیر، معروف به ابوجهاد، دست راست عرفات و فرمانده ارشد نظامی فتح بود.

هرچند تعداد چریک‌های ایرانی آموزش دیده در لبنان زیاد نبود، اما آنها مهارت‌های ارزشمندی آموختند و سلاح و تجهیزاتی تهیه کردند که به داخل ایران قاچاق شد. یک ارزیابی اطلاعاتی آمریکا در سال ۱۹۷۷ به «تعداد و پیشرفته بودن سلاح‌های در دسترس تروریست ها» اشاره کرد، شامل تفنگ‌های تهاجمی، نارنجک‌های ضدزره و احتمالا خمپاره انداز. با این حال، عملیات‌های چریکی گروه‌های چپ ایرانی تا پیش از مرحله نهایی انقلاب، موفقیت چشمگیری در داخل ایران نداشت.

سه جریان، یک هدف

عرفات و انقلاب ایران: داستان اتحادی که بر ضد خودش بازگشت

سه جناح اصلی اپوزیسیون ایران در لبنان فعال بودند: نهضت آزادی ایران با گرایش نوگرایی اسلامی، سازمان مجاهدین خلق با آمیزه‌ای از اسلام گرایی و مارکسیسم، و پیروان سرسپرده آیت الله خمینی. ساف با همه آنها همکاری می‌کرد، اما جایگاه هر یک در نزد عرفات یکسان نبود. برای نمونه، نهضت آزادی به دلیل نزدیکی با امام موسی صدر، روحانی شیعه ایرانی-لبنانی که با فلسطینی‌ها اختلاف پیدا کرده بود، رابطه جدی با ساف نداشت.

اما ساف روابط کاری نزدیکی با خمینی گرا‌ها برقرار کرد. سه چهره کلیدی از این اردوگاه در لبنان فعالیت می‌کردند: محمدصالح حسینی که پیش از آمدن به لبنان در عراق با فتح ارتباط داشت، جلال الدین فارسی که بعد‌ها نامزد ریاست جمهوری شد و محمد منتظری، فرزند آیت الله حسینعلی منتظری، که نقشی محوری در شکل گیری ایده تاسیس سپاه پاسداران داشت.

زایش سپاه از بطن اردوگاه‌های فلسطینی

عرفات و انقلاب ایران: داستان اتحادی که بر ضد خودش بازگشت

شاید بزرگترین میراث همکاری ساف با انقلابیون ایرانی، نقشی بود که در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایفا کرد. انیس نقاش، عضو عملیاتی لبنانی ساف که با انقلابیون ایرانی هماهنگی داشت، ادعا می‌کند که جلال الدین فارسی مستقیما از او خواست طرحی برای تشکیل ستون نظامی رژیم جدید تهیه کند. نقاش می‌گوید انگیزه اصلی خمینی گرا‌ها ترس از کودتا پس از پیروزی بود و آنها به نیرویی نظامی نیاز داشتند که وفاداریش به ایدئولوژی انقلاب تضمین شده باشد.

پس از پیروزی انقلاب، محمد منتظری از عرفات خواست جنگجویان فتح را برای آموزش مستقیم نیرو‌های سپاه به ایران بفرستد، اما این تلاش با مخالفت چهره‌های نهضت آزادی در دولت موقت ناکام ماند. گزارش‌های مربوط به حضور گسترده فلسطینی‌ها در ایران عموما اغراق آمیز بوده و هیچ مدرکی وجود ندارد که ساف توانسته باشد نفوذ مستقل و عمده‌ای در داخل ایران اعمال کند.

ناپدید شدن موسی صدر و بازی‌های پنهان


بیشتر بخوانید: 

ناصر و صدر؛ تلاقی ناسیونالیسم و دین | تصویر امکان‌های از دست رفته در خاورمیانه

امام موسی صدر؛ بنیان‌گذار جنبش امل و چهره‌ای تأثیرگذار در لبنان معاصر

ناپدید شدن مرموز امام موسی صدر در لیبی؛ معمایی که جهان را شوکه کرد


یکی از تاریک‌ترین فصل‌های این رابطه، ماجرای ناپدید شدن امام موسی صدر در سال ۱۹۷۸ در لیبی است. علی حسن سلامه، معاون عرفات، به رابرت ایمز، افسر سیا، گفت که قرار بود موسی صدر با محمد بهشتی برای حل اختلافات زیر نظر معمر قذافی در طرابلس دیدار کند. صدر رفت، اما بهشتی هرگز نیامد. در عوض، بنا بر ادعای سلامه، بهشتی از قذافی خواست صدر را بازداشت کند و او را هم «عامل غرب» و هم «تهدیدی برای خمینی» توصیف کرد. محافل نزدیک به صدر انگشت اتهام را به سوی جلال الدین فارسی و محمدصالح حسینی نشانه رفتند. بنا بر روایت این محافل، حسینی به یکی از مقامات جنبش امل گفته بود: «دوستت دیگر برنمی گردد.»

رویای دوگانه عرفات

عرفات دریافته بود که پیروان آیت الله خمینی بیشترین ظرفیت بسیج مردمی را در میان نیرو‌های انقلابی دارند. اما او همیشه می‌خواست کانال‌های متعدد را باز نگه دارد. پس از پیروزی انقلاب، او روابطش را با مجاهدین خلق حفظ کرد، گروهی که در سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱ درگیر نبردی خونین با حزب جمهوری اسلامی بود.

هانی فحص، روحانی شیعه لبنانی که رابط فتح با ایرانی‌ها بود، توضیح داد که عرفات ادامه رابطه با مجاهدین را ابزاری برای «سیخونک زدن» به رژیم ایران می‌دانست. باج گیری از کشور‌های عربی روش آشنای عرفات بود و فکر می‌کرد می‌تواند همین بازی را با ایران نیز تکرار کند. اما رهبر ایران هیچ صبر و تحملی برای بازی‌های دوگانه رهبر فلسطینی‌ها نداشت.

تلاش عرفات برای میانجی گری در بحران ۴۴۴ روزه گروگان گیری سفارت آمریکا نیز خشم خمینی را برانگیخت. وقتی عرفات یکی از دستیاران ارشدش، ابو ولید، را به درخواست آمریکایی‌ها برای میانجی گری به تهران فرستاد، رهبر ایران از پذیرفتن او خودداری کرد. جنگ ایران و عراق نیز مخمصه عرفات را عمیق‌تر کرد. او نمی‌توانست جانب ایران را بگیرد بدون آنکه حمایت کشور‌های ثروتمند عربی خلیج فارس را از دست بدهد.

حاشیه نشینی و سقوط

تا پایان سال ۱۹۸۱، عرفات به وضوح جایگاهش را در تهران از دست داده بود. حزب جمهوری اسلامی قدرت خود را تثبیت کرده و جناح‌های رقیب را به حاشیه رانده بود.

در لبنان نیز ایرانی‌ها از ارتباطات خود با فتح بهره برداری کرده و کادر‌های جدیدی از جوانان شیعه لبنانی را جذب کردند. در میان آنها جوانی به نام عماد مغنیه بود که بعد‌ها به یکی از مهمترین فرماندهان نظامی خاورمیانه تبدیل شد. این نیرو‌ها آموزش نظامی را در اردوگاه‌های فتح دریافت کردند، اما بخشی از تشکیلاتی جداگانه شدند که نام حزب الله را بر خود نهاد.

در سال ۱۹۸۲ ارتش اسرائیل ساف را در لبنان تار و مار کرد و عرفات مجبور شد رهبری خود را به تونس منتقل کند. تا آن زمان، ایرانی‌ها ساختار جایگزین خود یعنی حزب الله لبنان را کاملا راه اندازی کرده بودند.

میراثی وارونه

عرفات و انقلاب ایران: داستان اتحادی که بر ضد خودش بازگشت

عرفات پیش از مرگش یک تلاش دیگر برای احیای رابطه با ایران انجام داد. پس از آغاز انتفاضه دوم، او برای دریافت سلاح دست به دامان تهران شد و کشتی باری «کارین‌ای» را در لبنان خریداری کرد. ایرانی‌ها آن را با پنجاه تن سلاح بارگیری کردند و عماد مغنیه نقشی اساسی در این عملیات ایفا کرد. اما ارتش اسرائیل کشتی را در ژانویه ۲۰۰۲ توقیف کرد و آخرین قمار عرفات نیز بازنده از آب درآمد.

داستان عرفات و انقلاب ایران درس بزرگی درباره ماهیت اتحاد‌های انقلابی است. رهبر فلسطینی‌ها رویایی دوگانه داشت: از یک سو یافتن متحدی قدرتمند و از سوی دیگر بازی کردن نقش واسطه میان ایران و اعراب. او تصور می‌کرد می‌تواند همزمان بر دو اسب سوار شود. اما آیت الله خمینی و پیروانش سوارکاران ماهرتری بودند.

آنچه عرفات ناخواسته به تحققش کمک کرد، دقیقا برعکس رویایش بود. ایران نه تنها متحد فلسطینی‌ها نشد بلکه جناح‌هایی از آنها را به نیرو‌های نیابتی خود تبدیل کرد. تهران امروز از طریق حمایت مستقیم از جهاد اسلامی و حفظ روابط استراتژیک با حماس، عملا به حامی اصلی گزینه نظامی فلسطین بدل شده، در حالی که ساف عرفات به حاشیه تحولات منطقه‌ای رانده شده است.

مردی که روزی ادعا می‌کرد تهران خانه اوست، سرانجام دریافت که صاحبخانه قواعد خود را دارد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: تصاویر تاریخی
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما