نسخه ساده دولت برای بحران پیچیده؛ مردم صرفه جویی کنند! | آقای سقاب اصفهانی نمک بر زخم مردم نپاشید

رویداد۲۴| هر چه بحران اقتصادی عمیقتر و فشار معیشتی بر دوش مردم بیشتر میشود، آقایان مسئول هم بیشتر صورت مسئله را پاک کرد و نسخه صرفهجویی میپیچند. فرقی هم ندارد مسئله کمبود برق باشد یا بحران آب، ناترازی بنزین باشد یا کسری بودجه؛ در نهایت انگشت اتهام به سمت مردمی میرود که سالهاست زیر فشار تورم و سقوط قدرت خرید، در حال کوچک کردن زندگیشان هستند.
در تازهترین نمونه، سقاب اصفهانی، معاون ارتباطات رئیسجمهور در شبکه اجتماعی ایکس نوشته: «صرفهجویی صرفاً یک انتخاب نیست، بلکه مسئولیت ملی ما در این جنگ اقتصادی است.» خود رئیسجمهور هم طی هفتههای اخیر بارها بر ضرورت صرفهجویی در مصرف انرژی و بنزین تأکید کرده است. حرفی که شاید روی کاغذ منطقی به نظر برسد، اما وقتی کنار واقعیت زندگی مردم قرار میگیرد، به طنزی تلخ میماند که روح و روان مردم را میآزارد.
مردم دقیقاً در چه چیزی صرفهجویی کنند؟
در کشوری که بخش بزرگی از طبقه متوسط به زیر خط فقر سقوط کرده، خرید گوشت و لبنیات برای بسیاری از خانوادهها به کالایی لوکس تبدیل شده، اجاره خانه نیمی از درآمد خانوار را میبلعد و جوانان از ترس هزینههای زندگی قید ازدواج و فرزندآوری را زدهاند، صحبت از صرفهجویی دیگر شبیه توصیه اقتصادی نیست؛ شبیه این است که از مردمی که مدتهاست در حال غرق شدن هستند، بخواهیم آرامتر دستوپا بزنند.
واقعیت این است که مردم سالهاست دارند ریاضت میکشند. نه از سر انتخاب و مسئولیتپذیری ملی، بلکه از سر اجبار. خانوادهای که سفر را حذف کرده، لباس نو خریدن را به عید موکول کرده، مصرف گوشت را به حداقل رسانده و برای پرداخت اجاره خانه مجبور به وام و قرض شده، دیگر چیزی برای کم کردن ندارد. بسیاری از مردم حالا نه در حال «صرفهجویی»، بلکه در حال حذف تدریجی بخشهای مختلف زندگیاند.
کارمندانی که نیمه ماه حسابشان خالی میشود، بازنشستههایی که میان خرید دارو و پرداخت قبضها گیر کردهاند، جوانانی که با وجود شغل ثابت هنوز توان اجاره یک خانه مستقل را ندارند، سالهاست دارند تاوان بحرانهایی را میدهند که نقشی در ساختن آن نداشتهاند.
مسئله دقیقاً از همینجا شروع میشود؛ اینکه بخشی از مسئولان به جای توضیح درباره سهم سوءمدیریت، تصمیمات اشتباه، فساد، فرسودگی زیرساختها و سیاستهای ناکارآمد، سادهترین راه را انتخاب کرد و بار بحران را روی دوش مردم میاندازند.
آقای رئیس جمهور بر ضرورت صرفه جویی در مصرف بنزین تاکید میکند، اما کسی درباره کیفیت فاجعهبار خودروهای داخلی حرف نمیزند! خودروهایی که مصرف سوختشان چند برابر استاندارد جهانی است، اما مردم مجبورند همانها را با قیمتهای نجومی بخرند. اگر برق کم میآید، چرا کسی از فرسودگی شبکه توزیع، اتلاف گسترده انرژی و نبود سرمایهگذاری مؤثر حرف نمیزند؟ اگر در حوزه آب بحران داریم، چرا سهم مدیریت غلط منابع، کشاورزی ناکارآمد و توسعه بیبرنامه دیده نمیشود؟
دست از مقصر جلوه دادن مردم بردارید
جناب پزشکیان اخیر توصیه کرده که از اروپاییها یاد بگیریم. سالهاست مسئولان از مقایسه مصرف انرژی در ایران و اروپا حرف میزنند. اما هیچوقت توضیح نمیدهند کدام بخش زندگی مردم ایران شبیه اروپا است؟ آیا درآمدها اروپایی است؟ آیا کیفیت خودروها، حملونقل عمومی، عایقبندی ساختمانها، دستمزدها، بیمهها و رفاه اجتماعی هم شبیه اروپاست؟
مردمی که ساعتها در ترافیک شهرهای بیبرنامه میمانند، مجبورند با خودروهای پرمصرف داخلی رفتوآمد کنند و در خانههایی زندگی کنند که استاندارد انرژی ندارند، چطور ناگهان تنها مقصر ناترازی انرژی معرفی میشوند؟
مشکل فقط خود توصیه به صرفهجویی نیست؛ مشکل اینجاست که این حرفها در گوش مردمی تکرار میشود که احساس میکنند سالهاست همه بار مشکلات کشور روی دوش آنها افتاده است. مردم تورم را تحمل کردهاند، کاهش ارزش پول ملی را تحمل کردهاند، حذف تدریجی رفاه را تحمل کردهاند و حالا دوباره باید هزینه بحران انرژی و کسریها را هم بدهند.
در این میان، چیزی که بیشتر از همه جامعه را خسته کرده، حس بیعدالتی است. اینکه مردم مدام به صرفهجویی دعوت میشوند، اما همزمان خبر حقوقهای نجومی، رانتها، پروژههای بینتیجه، فسادها و ناکارآمدیها منتشر میشود. طبیعی است جامعهای که احساس کند فشار فقط روی زندگی اوست، دیگر با توصیههای اخلاقی و شعارهای کلی همراه نشود.
واقعیت تلخ این است که بخش بزرگی از جامعه دیگر از رفاه عبور کرده و وارد مرحله صرفهجویی در «اصل زندگی» شده است؛ از کیفیت غذا و درمان گرفته تا آموزش، تفریح، روابط خانوادگی و حتی امید به آینده.
برای همین است که هر بار مسئولی از مردم میخواهد «کمتر مصرف کنند»، بخشی از جامعه به جای حس مسئولیت مشترک، احساس خشم میکند. چون تصور عمومی این است که دولت به جای حل ریشهای بحرانها، دوباره آسانترین مسیر را انتخاب کرده؛ توصیه به مردمی که سالهاست دارند هزینه همهچیز را میدهند.
با تشکر از ورود به این مسئله حساس
لطفااز این زاویه هم حتما آن را کار کنید:
افرادی مثل سقاب با آدرس غلط دادن و فرافکنی بیرحمانه توپ را در زمین مردم می اندازند در حالیکه واقعیت دقیقا برخلاف ادعای انهاست.
واژه «صرفه حویی» از سیاهی لشکر مدیران دولتی شروع می شود، نود درصد سیاهی لشکر مدیریت های میانی و ارشد در دولت بدون تعارف، فرمالیته و صرفا برای دوشیدن هنگفت بیت المال و راضی کردن دولتمردان جناح حاکم طراحی شده است، دولتمردان نباید هدررفت کلان بودجه هنگفت مدیریتی را در حقوق و مزایای این سیاهی لشکر بی مصرف نادیده بگیرند و بدتر از آن، با تردستی آدرس غلط بدهند بلکه باید از حذف میزهای مدیریتی زائد و هزینه زا خودشان مایع بگذارند و چشم پوشی از زیاده خواهی های جناحی تنها راه درست صرفه جویی در دولت محسوب می شود، راه بسیار ساده است : « اصلاح ساختارها و تشکیلات مدیریتی دولت» و حذف سیاهی لشکر مناصب و لاغر کردن هیکل فربه ساختارهای مدیریتی دولت.
دولت فربه بجای آدرس دهی اشتباه و هزینه ز جیب مردم باید دولت مدیر پرور و فربه را چابک کند و سیاهی لشکری از صدها هزار منصب مدیریتی بدرد نخور و لضافی که فقط بار اضافی بر بودجه دارند و برای سهم خواهی کلان رفقا و همپیاله هایشان طراحی شده اند را تعطیل کنند و این گونه است که میلیاردها پول بی زبان به بیت المال بر می گردد و در واقعیت و نه در شعار، صرفه جویی صورت می پذیرد سیاهی لشکری بی بهره وری و بی بازده از صدها هزاران منصب مدیریتی که بود و نبودشان انصافا فرقی برای کشور ندارد.
روزی دکتر محمد سرافراز در همین سازمان صداوسیما چهارهزار پست مدیریتی بدرد نخور را با اصلاح ساختار و تشکیلات حذف کرد ( و البته بماند که مافیای مدیران خود ایشان را از میان برداشت)
خدایا ما و جهان را از دست انسان های...آزاد بگردان
مرفهین بی درد چه حسی از مردم فلک زده دارند هیچ و هیچ و...