۳۱ خرداد ۱۳۶۹؛ شبی که رودبار لرزید | آیا مردم و حاکمیت امروز آماده زلزله بزرگ تهران هستند؟

رویداد۲۴ | منیره چگینی: زلزله رودبار فقط یک واقعه تاریخی نبود؛ این حادثه بخشی از زندگی من است.
نیمهشب نخستین روز تابستان بود که با لرزش شدید زمین از خواب پریدم. ۷ ساله بودم و نمیدانستم چه اتفاقی افتاده است. تاریکی همهجا را فرا گرفته بود و صدای فریاد و گریه از هر سو شنیده میشد. مادر و برادر کوچکم زیر آوار گرفتار شده بودند. وقتی نجات یافتند، تقریباً تمام استخوانهای بدنشان شکسته بود و مادرم شش ماه در بیمارستان بستری شد.
خانه ما ویران شد. شش کودک خانواده، از ۶ ماهه تا ۸ ساله، به مرکز نگهداری کودکان منتقل شدیم. پدرم شبانهروز بر بالین مادرم بود و فرصت رسیدگی به امور دیگر را نداشت. وقتی پس از ماهها به روستا بازگشتیم، چیزی از خانه باقی نمانده بود. او حتی فرصت استفاده از تسهیلات بازسازی را نیز از دست داده بود، زیرا تمام روزهای نخست پس از زلزله را در بیمارستان سپری کرده بود. با این حال، از دل همان ویرانی، خانه را دوباره ساخت و زندگی را از نو آغاز کرد.
امروز، پس از گذشت دههها از آن شب تلخ، واکنش جامعه به زلزلههای اخیر پرسشهای تازهای را برای من ایجاد کرده است. بیتفاوتی بخشی از مردم در برابر زمینلرزههای اخیر و نبود واکنش جدی به هشدارهای احتمالی، نشان میدهد رابطه جامعه با بحرانهای طبیعی تغییر کرده است. در حالی که فناوریهای ارتباطی با سرعتی چشمگیر توسعه یافتهاند، هنوز این پرسش مطرح است که چرا در عصر تلفنهای هوشمند و اینترنت پرسرعت، هشدار وقوع زلزله در کشور به شکلی فراگیر و مؤثر به صدا درنمیآید؟
مهدی زارع، استادتمام پژوهشگاه زلزلهشناسی، در گفتوگو با رویداد۲۴ معتقد است شکاف میان قوانین دو دهه پیش و واقعیتهای سال ۱۴۰۵، به یکی از مهمترین نقاط ضعف مدیریت بحران در ایران تبدیل شده است.
پس از زلزله ویرانگر بم در سال ۱۳۸۲، دولت مجموعهای از مصوبات را برای ساماندهی ثبت و اطلاعرسانی زلزله تصویب کرد. بر اساس این مصوبات، مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران بهعنوان مرجع مدیریت اطلاعات لرزهای کشور تعیین شد و مسئولیت دریافت، پردازش و اطلاعرسانی شبانهروزی اطلاعات زلزله را بر عهده گرفت.
زارع میگوید این قوانین در زمان خود گامی مهم محسوب میشدند، اما اکنون با شرایط فناوری و ارتباطات امروز همخوانی ندارند. به گفته او، در زمان تصویب این مصوبات، ارسال یک فکس فوری یا تماس تلفنی با وزارت کشور و صداوسیما، مصداق اطلاعرسانی سریع بود؛ اما امروز شهروندان انتظار دارند اطلاعات مربوط به زلزله را در همان ثانیههای نخست روی تلفن همراه خود دریافت کنند.
به اعتقاد این زمینشناس، تحریمهای فناوری، محدودیتهای وارداتی و نوسانات ارزی نیز نوسازی شبکههای لرزهنگاری و شتابنگاری کشور را با مشکلات جدی مواجه کرده است. از سوی دیگر، سامانههای رسمی همچنان به انتشار اطلاعیه و تأیید انسانی وابستهاند؛ در حالی که شبکههای اجتماعی و سامانههای هشدار خودکار بسیار سریعتر عمل میکنند و گاه افکار عمومی پیش از نهادهای رسمی از وقوع زلزله مطلع میشوند.
زارع همچنین هشدار میدهد که در صورت وقوع یک زلزله بزرگ در تهران، احتمال اشباع شبکههای مخابراتی و اختلال گسترده در ارتباطات وجود دارد؛ مسئلهای که میتواند روند امدادرسانی و اطلاعرسانی را با چالشی جدی مواجه کند.
او معتقد است مصوبات سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۴ برای دورانی نوشته شدهاند که اینترنت دیالآپ، تلفن ثابت و فکس ابزارهای اصلی ارتباطی بودند. در مقابل، تهران ۱۴۰۵ به سامانهای یکپارچه و هوشمند نیاز دارد که شبکههای لرزهنگاری را مستقیماً به زیرساختهای مخابراتی متصل کند، امکان هشدار فوری به شهروندان را فراهم آورد و حتی بتواند شریانهای حیاتی مانند گاز، برق و حملونقل را بهصورت خودکار مدیریت کند.
شاید فاصله میان آن شب تلخ رودبار و امروز، تنها فاصلهای زمانی نباشد؛ فاصلهای است میان خاطره نسلی که زیر آوار بیدار شد و جامعهای که در عصر تلفنهای هوشمند زندگی میکند، اما هنوز از داشتن یک نظام هشدار سریع و فراگیر زلزله محروم است. پرسش اینجاست که آیا پیش از وقوع زلزله بزرگ بعدی، این شکاف پر خواهد شد یا نه؟
چگونه باید آماده زلزله بزرگ تهران شد؟
بیشتر بخوانید:
وقوع زلزله آخرالزمانی در تهران حتمی است؟
همزمان با سالروز زلزله ویرانگر ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ منجیل ـ رودبار، مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی، با تشریح سناریوی وقوع یک زمینلرزه بزرگ در تهران هشدار داد که مدیریت بحران در پایتخت، بدون بهرهگیری از سامانههای هوش مصنوعی و اطلاعرسانی بلادرنگ، عملاً با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد. به گفته او، هوش مصنوعی میتواند از لحظه هشدار اولیه تا هدایت عملیات امداد، مدیریت زیرساختها و مقابله با شایعات، نقشی تعیینکننده ایفا کند.
او در ادامه، به مناسبت سالروز زلزله ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ منجیل ـ رودبار، با اشاره به تجربه یکی از مرگبارترین زمینلرزههای تاریخ معاصر ایران گفت: اگر زلزلهای با بزرگای بیش از ۷ ریشتر در تهران رخ دهد، به دلیل تراکم بالای جمعیت، آسیبپذیری ناهمگون ساختمانها و وابستگی گسترده به زیرساختهای حیاتی، ابعاد بحران بهمراتب پیچیدهتر از زلزله رودبار خواهد بود.
وی نخستین ۳۰ دقیقه پس از وقوع زلزله را «پنجره عملیاتی کور» توصیف کرد و گفت در این بازه زمانی، احتمال قطع گسترده برق و ارتباطات تلفنی و اینترنتی وجود دارد و مراکز مدیریت بحران ناچار خواهند بود بدون دسترسی به اطلاعات میدانی و صرفاً بر اساس پروتکلهای از پیش تعیینشده عمل کنند.
به گفته زارع، در سه روز نخست پس از حادثه، عملیات جستوجو و نجات عمدتاً بر توان محلات و گروههای مردمی متکی خواهد بود؛ زیرا انسداد خیابانها و تخریب زیرساختها، دسترسی تجهیزات سنگین امدادی را با مشکل مواجه میکند. او تأکید کرد که در چنین شرایطی، مسیرهای زیرزمینی مانند مترو و تونلهای شهری میتوانند نقشی حیاتی در جابهجایی نیروهای امدادی ایفا کنند.
این استاد زلزلهشناسی همچنین هشدار داد که از روز چهارم تا چهاردهم پس از وقوع زلزله، بحران وارد مرحله چالشهای بهداشتی و تأمین آب آشامیدنی میشود. به گفته او، آسیب به شبکههای آبرسانی و افزایش جمعیت اسکانیافته در اردوگاههای موقت، خطر شیوع بیماریهای ناشی از آلودگی آب را افزایش خواهد داد.
زارع با اشاره به ظرفیت سامانههای هشدار پیشهنگام زلزله گفت: در صورت وقوع زمینلرزهای با بزرگای حدود ۷.۲ در فاصله ۵۰ کیلومتری تهران، امکان صدور هشدار حدود ۱۰ ثانیه پیش از رسیدن امواج مخرب وجود دارد. این زمان، هرچند کوتاه است، اما میتواند برای توقف قطارهای مترو، قطع خودکار گاز، ایزولهسازی بخشهایی از شبکه برق و ارسال هشدارهای ایمنی به شهروندان حیاتی باشد.
وی در ادامه، هوش مصنوعی را حلقه مفقوده مدیریت بحرانهای بزرگ در کلانشهرها دانست و افزود: «در شرایطی که کانالهای سنتی ارتباطی دچار اختلال میشوند، هوش مصنوعی میتواند دادههای پراکنده را از تصاویر ماهوارهای، پهپادها، دوربینهای شهری و شبکههای اجتماعی جمعآوری و به یک تصویر عملیاتی واحد تبدیل کند.»
به گفته زارع، الگوریتمهای هوش مصنوعی قادرند در مدت کوتاهی ساختمانهای فروریخته، پلهای آسیبدیده و مناطق بحرانی را شناسایی کنند و همزمان، با پایش شبکههای اجتماعی، نقاطی را که شهروندان در آن گرفتار شدهاند یا خطرات ثانویه در آنها گزارش شده است، مشخص سازند.
وی همچنین از نقش هوش مصنوعی در مدیریت زیرساختهای حیاتی سخن گفت و توضیح داد که این فناوری میتواند پیامدهای زنجیرهای خرابی شبکه آب، برق و گاز را پیشبینی کند و مسیرهای بهینه برای تردد خودروهای امدادی را در میان معابر مسدودشده تعیین کند.
زارع تأکید کرد که یکی از مهمترین کاربردهای هوش مصنوعی در بحران، اطلاعرسانی عمومی است. به گفته او، سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند بهصورت خودکار هشدارها، نقشههای خطر، مسیرهای تخلیه و توصیههای ایمنی را برای رسانهها و شهروندان تولید و منتشر کنند و در عین حال، با رصد فضای مجازی، شایعات و اطلاعات نادرست را شناسایی و خنثی سازند.
این پژوهشگر حوزه زلزله در پایان خاطرنشان کرد که هرچند هوش مصنوعی میتواند بخش مهمی از پردازش دادهها و مدیریت خودکار زیرساختها را بر عهده بگیرد، اما تصمیمگیری درباره اعلام وضعیت اضطراری، تخلیه گسترده مناطق و سایر تصمیمات راهبردی همچنان باید توسط مدیران و فرماندهان انسانی انجام شود تا مسئولیتپذیری و اعتماد عمومی حفظ شود.