جدال داخلی بر سر توافق احتمالی؛ صفبندی جدید در سیاست ایران

رویداد۲۴| همزمان که سیگنالهای دیپلماتیک از احتمال پیشرفت در مذاکرات ایران و آمریکا پررنگتر شده، فضای سیاسی در داخل ایران وارد مرحلهای از دوگانگی و تنش شده است؛ دوگانگیای که یک سر آن امید به توافق و سر دیگر آن هشدارهای تند نسبت به «اعتماد به طرف مقابل» است. در این میان، جریانهای رادیکال در تهران تلاش میکنند با برجسته کردن تجربههای گذشته و سناریوهای امنیتی، مسیر هرگونه توافق احتمالی را پرهزینه و پرریسک نشان دهند.
در همین فضای پر از گمانهزنی درباره پیشرفت مذاکرات، مخالفتهای داخلی نیز با صراحت بیشتری در حال بروز است. جریانهای رادیکال در تهران، نهتنها نسبت به اصل توافق، بلکه نسبت به «پیامدهای راهبردی آن» هشدار میدهند و آن را نوعی تکرار تجربههای پرهزینه گذشته میدانند. در این میان، چهرههایی مانند محمود نبویان، نماینده نزدیک به جبهه پایداری، این توافق احتمالی را «خسارت محض» توصیف کرده و مدعی شدهاند که در متنهای پیشنهادی، تحریمهای اصلی کنگره آمریکا و شورای امنیت اساساً لغو نمیشود. او همچنین نسبت به موضوعاتی مانند تضعیف کنترل ایران بر تنگه هرمز، وابسته شدن سرنوشت مواد هستهای به تصمیم واشنگتن و ابهام در سازوکار صندوقهای مالی چندصد میلیارد دلاری هشدار داده و تأکید کرده این موارد میتواند ماهیت توافق را به یک «تله جدید» شبیه برجام تبدیل کند. امیرحسین ثابتی هم در کانال تلگرامی خود ادعای محمود نبویان را تکرار کرد و نوشت: طبق اطلاعات به دست آمده متن توافق احتمالی بدتر از برجام است. چنین توافقی نه گشایش اقتصادی میآورد و نه جلوی جنگ را میگیرد. این دست مواضع نشان میدهد مخالفتها صرفاً انتزاعی یا کلی نیست، بلکه وارد جزئیات فنی و امنیتی متنهای احتمالی شده است.
نگرانی از فرصت تنفس برای آمریکا
یکی از محورهای اصلی مخالفت جریانهای تندرو این است که توافق احتمالی میتواند به تعبیر آنها، فرصتی برای بازسازی و تجدیدقوای آمریکا و دولت ترامپ باشد. این نگاه بر این فرض استوار است که هرگونه کاهش تنش، الزاماً به معنای تغییر راهبرد واشنگتن نیست، بلکه میتواند مقدمهای برای فشارهای بعدی باشد.
در مقابل این نگرش، چهرههایی در فضای سیاسی داخلی تلاش کردهاند نگاه متفاوتی را مطرح کنند. از جمله محمد جواد آذری جهرمی که در واکنشی صریح نوشت دغدغه مخالفان توافق «قابل درک» است، اما استدلال آنها را ناقص دانست. او تأکید کرد این تصور که تیم مذاکرهکننده ایرانی نسبت به پیامدهای توافق بیاطلاع است، درست نیست و افزود طرف ایرانی نیز به خوبی از حساسیتها آگاه است.
آذری جهرمی در بخش دیگری از موضع خود، بر یک نکته کلیدی انگشت گذاشت: «ایران نیز به تنفس نیاز دارد؛ چه از نظر اقتصادی و چه از نظر نظامی.» او در نهایت خواستار حمایت از تیم دیپلماسی و پرهیز از دوقطبیسازی شد.
استقبال منطقهای از مذاکرات؛ فشار بر مخالفان داخلی
در سوی دیگر، فضای منطقهای نیز به گونهای در حال شکلگیری است که بر روند مذاکرات وزن بیشتری میدهد. گزارشها از رایزنی کشورهای منطقه نشان میدهد که برخی دولتها مانند پاکستان، مصر، عربستان، قطر، اردن و ترکیه نسبت به نتیجهبخش بودن گفتوگوها ابراز امیدواری کردهاند و حتی از امضای توافق احتمالی استقبال کردهاند.
این موج دیپلماتیک منطقهای، در عمل دست مخالفان داخلی را برای تکیه بر «انزوای کامل مذاکرات» تا حدی محدود کرده و تصویر پیچیدهتری از وضعیت ایجاد کرده است؛ تصویری که در آن حتی برخی بازیگران سنتاً محتاط نیز به سمت حمایت از کاهش تنش حرکت کردهاند.
مواضع رسانههای تندرو؛ از تردید تا هشدار امنیتی
با وجود این فضای منطقهای، جریانهای رادیکال داخلی همچنان بر روایت تهدیدمحور تأکید دارند. در این میان، روزنامه روزنامه کیهان یکی از صریحترین مواضع را اتخاذ کرده و هشدار داده است که مذاکره بدون حفظ اهرمهای بازدارنده، میتواند به تکرار حملات و فشارهای خارجی منجر شود.
این روزنامه تأکید کرده که «مهمترین نقطه قوت ایران، ابزارهای راهبردی مانند تنگه هرمز است» و هشدار داده که واگذاری یا تضعیف این اهرمها در جریان توافق، میتواند امنیت کشور را تهدید کند. در ادبیات این جریان، مذاکره زمانی قابل قبول است که «بازدارندگی میدانی» حفظ شود.
در مقابل، روزنامه جمهوری اسلامی رویکردی متفاوت اتخاذ کرده و حتی از زاویهای دیگر به موضوع نگاه کرده است. این روزنامه با اشاره به تجربههای گذشته تأکید کرده که «دیپلماسی نیز میتواند شکل دیگری از انتقام باشد»؛ انتقامی کمهزینهتر و در عین حال مؤثرتر از درگیری نظامی، به شرط آنکه با پشتوانه ملی همراه باشد.
این تضاد در روایت رسانهای، به خوبی نشان میدهد که شکاف در تحلیل توافق احتمالی تنها سیاسی نیست، بلکه به سطح گفتمانی و ایدئولوژیک نیز رسیده است.
پارادوکس در ساختار سیاسی؛ مذاکره یا بازدارندگی؟
همزمان با این جدال رسانهای، برخی تحلیلها از شکلگیری یک پارادوکس در ساختار تصمیمگیری ایران حکایت دارد؛ پارادوکسی میان حفظ ابزارهای بازدارنده و ضرورت کاهش فشارهای اقتصادی.
در یک سو، نگاه بدبینانهای وجود دارد که هر توافقی را مقدمه عقبنشینی تدریجی و از دست رفتن اهرمهای راهبردی میداند. در سوی دیگر، نگاه واقعگرایانهتری مطرح است که بر ضرورت استفاده از «پنجره دیپلماسی» برای عبور از فشارهای اقتصادی و تثبیت وضعیت داخلی تأکید دارد.
این شکاف، در مواضع رسمی و غیررسمی نیز قابل مشاهده است؛ جایی که همزمان با پیشرفت گمانهزنیهای دیپلماتیک، ادبیات امنیتی و نظامی در برخی تریبونها پررنگتر میشود. از تهدیدهای سایبری تا هشدار درباره تکرار درگیریها، همگی در چارچوبی واحد قرار میگیرند: بیاعتمادی به پایداری توافق.
دوگانه امید و هراس
در نهایت، آنچه امروز در فضای سیاسی تهران دیده میشود، بیش از آنکه صرفاً اختلاف بر سر یک توافق باشد، بازتابی از دو نگاه به آینده است: نگاهی که توافق را فرصتی برای کاهش فشار و بازسازی اقتصادی میداند، و نگاهی که آن را یک «وقفه تاکتیکی» در یک تقابل بلندمدت تعبیر میکند.
در این میان، هرچه نشانههای خارجی از پیشرفت مذاکرات بیشتر میشود، صدای جریانهای رادیکال داخلی نیز بلندتر به نظر میرسد؛ گویی رقابت اصلی نه فقط در میز مذاکره، بلکه در روایتسازی از آینده توافق در داخل ایران در جریان است.

البته تا زمانی که متن توافق منتشر نشه نمیشه قضاوت کرد. اما واقعیت اینه که اگر توافقی که آمریکا میگه درست باشه، عملا تسلیم کامل بوده.