پشت پرده تغییرات دقیقه نودی در متن تفاهم؛ موازنه امتیازات به نفع تهران است یا واشنگتن؟

رویداد۲۴| همچنان که ناظران بینالمللی با بیم و امید چشم به ماراتن دیپلماتیک تهران و واشنگتن دوختهاند، انتشار جزئیات تازهای از پیشنویس «یادداشت تفاهم» میان ایران و آمریکا، حکایت از تغییرات لحظه آخری در متن این توافق دارد. این تحولات که خبرگزاریهای اصولگرا همچون مهر و فارس به نقل از منابع آگاه منتشر کردهاند، نشاندهنده یک چرخش استراتژیک در روند مذاکرات غیرمستقیم با حضور میانجیهاست. بررسی ابعاد این توافق احتمالی و بازتاب آن رسانههای بینالمللی، تصویر روشنتری از توافق پیشرو ترسیم میکند.
تنگه هرمز؛ عبور از تنش نظامی به نهادسازی اقتصادی
یکی از کلیدیترین و چالشبرانگیزترین بندهای اضافهشده به متن نهایی، به ترتیبات امنیتی و ناوبری در تنگه هرمز مربوط میشود. بر اساس گزارش اختصاصی خبرگزاری فارس، در نسخههای اولیه متن، عبارات به گونهای تنظیم شده بود که صرفاً تضمینکننده ترتیبات ایرانی باشد؛ اما در آخرین بازنویسی، اصطلاح قطعی و مصرح «آینده اداره خدمات دریانوردی در تنگه هرمز» گنجانده شده که به معنای به رسمیت شناختن حاکمیت مشترک ایران و عمان بر این شریان حیاتی انرژی است.
نکته حائز اهمیت در این بند، پذیرش اصل «دریافت هزینه خدمات دریایی» از سوی ایالات متحده است. طبق این گزارش، ایران موافقت کرده که تنها برای یک دوره گذار ۶۰ روزه، به کشتیها معافیت یا تخفیف پولی اعطا کند، اما پس از پایان این مهلت، جمهوری اسلامی ایران با ارائه خدمات ایمنی، ناوبری، حفظ محیطزیست و پوششهای بیمهای، عواید مالی حاصل از تردد کشتیهای تجاری را به نفع توسعه اقتصادی کشور فعال خواهد کرد؛ طرحی بلندپروازانه که همراهی و هماهنگی کامل مسقط را نیز به همراه دارد.
پایان محاصره دریایی و بازتعریف مرزهای پیرامونی
بخش دیگری از این تفاهمنامه که خبرگزاری مهر آن را به عنوان «عقبنشینی موثر آمریکاییها» توصیف کرده، به لغو کامل و فوری محاصره دریایی علیه ایران بلافاصله پس از امضای متن اختصاص دارد. این بند عملاً گره کور مواجهات نظامی ماههای اخیر در آبهای آزاد را باز میکند.
اما دامنه این تفاهم به آبهای خلیج فارس محدود نمانده و به نظر میرسد ترکشهای آن، جغرافیای سیاسی منطقه پساجنگ را نیز بازتعریف کرده است. تغییر مهم دیگر در متن، گنجانده شدن بند مربوط به «احترام به حاکمیت و به رسمیت شناختن تمامیت ارضی لبنان» است. طبق مفاد فاش شده، مناطقی که پیش از این توسط اسرائیل تصرف شده بودند، رسماً به عنوان «مناطق اشغالی» شناسایی شده و تاکید شده است که نیروهای اشغالگر باید از این مناطق عقبنشینی کنند؛ بندی که ردپای توازن قوا در جبهه شمال را به وضوح در متن توافق ایران و آمریکا بازتاب میدهد.
بازتاب در رسانههای بینالمللی؛ توافق موقت یا آتشبس پایدار؟
در هیاهوی تایید این جزئیات در تهران، رسانههای بینالمللی و غربی نظیر رویترز، والاستریت ژورنال و اندیشکدههای واشنگتن با احتیاط و زاویه دید متفاوتی به ماجرا مینگرند. ناظران غربی ترجیح میدهند این تفاهم را فراتر از یک «مکتوب نهایی»، یک «آتشبس تاکتیکی» یا «توافق غیررسمی برای مدیریت بحران» بدانند.
رسانههای بینالمللی با تمرکز بر بندهای مربوط به تنگه هرمز، معتقدند واشنگتن برای جلوگیری از جهش قیمت جهانی نفت و کاهش مخاطرات دریانوردی در آستانه تحولات داخلی خود، تن به این امتیازات داده است. با این حال، تحلیلگران غربی کماکان نسبت به پایداری بند مربوط به دریافت عوارض دریانوردی توسط ایران ابراز تردید کرده و آن را منوط به تفسیر قوانین حقوق دریاها (کنوانسیون ۱۹۸۲) میدانند.
در جبهه منطقهای نیز، رسانههای عربی خلیج فارس با حساسیت بالایی هماهنگی تهران و مسقط در مدیریت تنگه را رصد میکنند و آن را نشانهای از تغییر موازنه قدرت به نفع بلوک منطقهای قلمداد میکنند.
تفاهم زیر سایه واقعگرایی یا مصلحتگرایی؟
کالبدشکافی این گزارشها نشان میدهد که ما با یک «نقطه عطف عملگرایانه» در سیاست خارجی مواجهیم. گویی هر دو طرف پس از یک دوره تنش فرساینده، به این درک مشترک رسیدهاند که ادامه استراتژی «فشار حداکثری» در برابر «مقاومت حداکثری» به بنبست رسیده است.
آمریکا با پذیرش حق حاکمیت و عواید اقتصادی ایران در تنگه هرمز و عقبنشینی از محاصره دریایی، در واقع به دنبال خرید زمان و ثبات در بازار انرژی است. در مقابل، ایران نیز با گره زدن امنیت دریانوردی به درآمدهای پایدار اقتصادی و تثبیت دستاوردهای منطقهای خود در لبنان، فرمول جدیدی از بازدارندگی را فراتر از ابزارهای صرفاً نظامی بازتعریف کرده است.
با این حال، چالش اصلی این تفاهم نه در مرحله «نگارش»، بلکه در مرحله «اجرا» خواهد بود؛ جایی که جزییات فنی دریافت هزینههای دریایی پس از آن ۶۰ روز حیاتی و واکنش لابیهای مخالف در واشنگتن و تلآویو، عیار واقعی و میزان پایداری این سازوکار جدید را محک بزند. به نظر میرسد روزهای آینده و مراسم امضای احتمالی، پرده از این ابهام بزرگ برخواهد داشت.