تاریخ انتشار: ۱۵:۵۸ - ۲۸ خرداد ۱۴۰۵

پشت پرده تفاهم اسلام‌آباد؛ آیا ترجمه‌ها معنای توافق را تغییر داده‌اند؟

امضای تفاهم‌نامه ۱۴ بندی اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا، بحث‌های گسترده‌ای درباره مفاد واقعی این سند و تفاوت احتمالی نسخه‌های فارسی و انگلیسی آن ایجاد کرده است. پرسش اصلی این است که آیا دو متن دقیقاً یک پیام واحد را منتقل می‌کنند یا در برخی بند‌ها تفاوت‌های زبانی می‌تواند به برداشت‌های متفاوت سیاسی و حقوقی منجر شود؟

توافق با آمریکا

رویداد۲۴| بامداد امروز پنج‌شنبه، سند ۱۴ بندی تحت عنوان «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» به امضای الکترونیکی مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران و دونالد ترامپ، همتای آمریکایی او رسید. امضای ناگهانی این سند از سوی سران در حالی رخ داد که پیش از این مقرر شده بود هیئت‌های مذاکره‌کننده دو کشور به ریاست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، روز جمعه برای نهایی‌سازی سازوکار‌ها راهی سوئیس شوند؛ اما در نهایت بنا بر تصمیم دو طرف و مزیت تثبیت بی‌واسطه شروط راهبردی توافق، این سند به امضای روسای جمهور دو کشور رسید.

با امضا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نسخه‌های امضاشده به زودی میان دو طرف تبادل خواهد شد، همچنین این سند به امضای طرف پاکستانی به عنوان میانجی میان ایران و آمریکا رسیده است.

ناظران بین‌المللی بر این باورند که تصمیم سران دو کشور برای امضای این سند هرچند به طور غیرحضوری، یک «تعمد حقوقی و سیاسی هوشمندانه» از سوی تهران بوده تا با گره زدن مستقیم این تفاهم به شخص دونالد ترامپ، هزینه سیاسی هرگونه نقض عهد احتمالی از سوی واشنگتن را به حداکثر برساند.

در عین حال بررسی جامع این سند که از قبل بخش‌هایی از آن توسط رسانه‌های ایرانی و خارجی منتشر شده بود، قابل توجه است. این سند به دو زبان قارسی و انگلیسی منتشر و به امضا رسیده است و دو طرف مدعی هستند که اسناد فارسی و انگلیسی کاملا مشابه یکدیگر هستند.

در ادامه به بررسی تفاهم ایران و آمریکا مبتنی بر خاتمه جنگ، تسهیل کشتیرانی بین المللی از تنگه هرمز به دریای عمان و متقابل، آزادسازی پول‌های بلوکه شده ایران و رفع محدودیت از فروش نفت خام ایران و به ویژه شروع مذاکرات برای حل مساله هسته‌ای می‌پردازیم.

در لایه امنیتی سند که بر بند‌های اول و دوم استوار است، طرفین بر خاتمه فوری عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها و احترام به حاکمیت ملی توافق کرده‌اند. ایران با منوط کردن کل تفاهم‌نامه به امنیت جبهه شمال و تثبیت نام لبنان، واشنگتن را ناچار به پذیرش این متغیر مستقل کرد. هرچند کاخ سفید با گنجاندن عبارت «متحدان در جنگ کنونی» تلاش کرده چتر آتش‌بس را بدون نام بردن از گروه خاصی بگستراند، اما عملاً مجبور به پذیرش شروط تهران شده است.

در حوزه آبراه‌های بین‌المللی و مفاد بند پنجم نیز تحمیل قید زمانی کوتاه‌مدت «فقط برای ۶۰ روز» جهت عبور رایگان از خلیج فارس به دریای عمان، به عنوان یک «اهرم ژئوپلیتیکی» دست برتر را به تهران داده است؛ به ویژه آنکه کاخ سفید با پذیرش صریح اصطلاح «حقوق حاکمیتی کشور‌های ساحلی» ناچار به ابطال مشروعیت نظارتی ناوگان خود و تمکین به حاکمیت دوجانبه تهران-مسقط در تنگه هرمز شده است.

در ژئوپلیتیک مالی تفاهم‌نامه که ریشه در بند‌های ششم و یازدهم دارد، امضای ترامپ پای صندوق بازسازی «حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری»، یک شکست تمام‌عیار برای دکترین تحریمی خزانه‌داری آمریکا به شمار می‌رود. اگرچه طرف آمریکایی با قید «با شرکای منطقه‌ای» به دنبال تسهیم بار مالی این غرامت با پایتخت‌های عربی است، اما پیروزی استراتژیک ایران در بند دارایی‌های مسدود شده به بالاترین حد می‌رسد؛ جایی که واشنگتن با تن دادن به عبارت بی‌سابقه «قابل پرداخت به هر ذینفع نهایی تعیین‌شده توسط بانک مرکزی ایران»، عملاً به انقضای کانال‌های نظارتی فرعی اعتراف کرده و حاکمیت تخصیص منابع را تسلیم تهران ساخته است. این گشایش در کنار بند دهم یعنی تعهد آمریکا به صدور اسقاطیه‌های فوری برای فروش مشتقات پتروشیمی و نفت، بازار‌های صادراتی ایران را احیا می‌کند.

هرچند بر اساس بند هشتم، وجود عبارت تفسیری «حداقل کف اقدامات» در بخش مربوط به رقیق‌سازی مواد هسته‌ای در متن انگلیسی، نوعی «ابهام راهبردی» ایجاد کرده و هوشیاری مضاعف تیم مذاکره‌کننده ایران را در گام‌های بعدی می‌طلبد، اما ساختار شرطی بند سیزدهم این یادداشت تفاهم اثبات می‌کند که «استراتژی اهرم‌سازی» تهران کاملاً موفق بوده است؛ چرا که ورود ایران به لایه سخت مذاکرات نهایی و بحث روی بند نهم (حفظ وضعیت موجود)، منوط به تداوم اجرای عینی و نقد شدن امتیازاتی، چون رفع کامل محاصره دریایی (بند چهارم)، صدور ویور‌ها و آزادی دارایی‌ها شده است.

بررسی فرمت اسناد منتشر شده نیز نشانگر ابعاد دیگری از این رویداد است؛ به‌طوری‌که آشفتگی‌های متنی و غلط‌های تایپی فاحش در نسخه صادرشده از سوی کاخ سفید (نظیر به‌کارگیری عبارات مجعول به جای کلماتی مثل «پس از» یا «یادداشت تفاهم»)، به وضوح ثابت می‌کند که واشنگتن خود را تحت فشار خردکننده زمان قرار داشته و دستپاچه و تسلیم‌شده پای امضای دیجیتال این سند آمده است.

متن یادداشت تفاهم خاتمه جنگ تحمیلی آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، در اولین دقایق بامداد پنج‌شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ توسط روسای جمهور ایران و آمریکا امضا شد.

دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور ایران و دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در فاصله زمانی کوتاهی متن یادداشت تفاهم مزبور را به‌صورت دیجیتال و غیرحضوری امضا کردند.

شنیده‌ها حاکی از آن است، در پایان روز چهارشنبه ۲۸ خرداد، جی دی ونس و جرد کوشنر سراسیمه از طریق یک تماس تلفنی جمعی متن تفاهم را برای خبرنگاران و رسانه‌های آمریکای روخوانی کردند.

بنا بر این گزارش، با امضای رسمی سران دو کشور که به اجرای تفاهم نامه مشترک پایان جنگ اعتبار بیشتری بخشیده است، گام اول اجرای تعهدات به لحاظ حقوقی از همین امروز آغاز می‌شود؛ هر چند تا زمان انتشار این گزارش به نظر می‌آید اجرای تفاهم از حیث بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی اعلام نشده است.

در این راستا، با نظارت پاکستان به‌عنوان میانجی، ترتیبات لغو محاصره دریایی بنادر ایران و بازگشایی تنگه هرمز به طور تدریجی در دستور کار قرار خواهد گرفت تا پس از طی دوره ۶۰ روزه، و موفقیت مذاکرات نهایی، توافق کامل حاصل شود و طبق بند چهاردهم به تایید یک «قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل» برسد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha