تاریخ انتشار: ۱۵:۱۸ - ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

جورجیا ملونی واقعی کیست؟ | «معشوقه ترامپ» با صدای چکمه‌های فاشیسم

دونالد ترامپ مدعی شد جورجیا ملونی برای گرفتن عکس مشترک با او «التماس» کرده است؛ جورجیا ملونی واقعاً کیست؟ زنی برخاسته از طبقه کارگر رم، محافظه‌کاری عمل‌گرا که اروپا را با خود همراه کرده، یا سیاستمداری با ریشه‌های نئوفاشیستی که اکنون می‌خواهد قواعد بازی دموکراسی ایتالیا را تغییر دهد؟

جورجیا ملونی واقعی کیست؟ | متهم به «معشوقه ترامپ» با صدای چکمه‌های فاشیسم در ایتالیا

رویداد۲۴ | دونالد ترامپ بار دیگر یکی از نزدیک‌ترین متحدان سابق خود را تحقیر کرد. این بار نوبت جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، بود.

ترامپ در گفت‌وگویی کوتاه با شبکه ایتالیایی «لا۷» مدعی شد ملونی برای گرفتن عکس مشترک با او در اجلاس گروه هفت التماس کرده است. رئیس‌جمهوری آمریکا گفت ملونی از اینکه او حاضر شده با وی صحبت کند، خوشحال بوده و آن‌قدر برای گرفتن عکس اصرار کرده که ترامپ از روی ترحم پذیرفته است.

واکنش در ایتالیا فوری و گسترده بود. سیاستمدارانی از طیف‌های مختلف در حمایت از نخست‌وزیر موضع گرفتند و آنتونیو تاجانی، وزیر خارجه ایتالیا، سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به آمریکا را لغو کرد.

ملونی نیز در ویدئویی با عنوان «نه من و نه ایتالیا هرگز التماس نمی‌کنیم» گفت روایت ترامپ «کاملاً ساخته ذهن اوست». او با لحنی آمیخته به خشم و ناباوری افزود نمی‌داند چرا رئیس‌جمهوری آمریکا با متحدانش چنین رفتاری می‌کند، در حالی که همین قاطعیت را در برابر دشمنان غرب نشان نمی‌دهد.

این برخورد ناگهانی، پایانی تلخ بر رابطه‌ای بود که سال‌ها یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های بین‌المللی ملونی محسوب می‌شد. او تنها رهبر اروپایی بود که در مراسم تحلیف ترامپ شرکت کرد و مدت‌ها کوشید از زبان مشترک ملی‌گرایی، مهاجرت‌ستیزی و دفاع از ارزش‌های سنتی، پلی میان رم و واشنگتن بسازد.

با این حال، این نخستین بار نبود که رابطه نزدیک ملونی با ترامپ به دردسر سیاسی برای او تبدیل می‌شد.

وقتی ملونی «معشوقه ترامپ» خوانده شد

در اکتبر ۲۰۲۵، مائوریتزیو لاندینی، رهبر بزرگ‌ترین اتحادیه کارگری ایتالیا، ملونی را متهم کرد که برای پایان‌دادن به جنگ غزه «انگشتی تکان نداده» و تنها نقش «معشوقه دربار ترامپ» را بازی کرده است.

ملونی این تعبیر را توهینی جنسیت‌زده دانست و مخالفان چپ‌گرای خود را متهم کرد که پس از دهه‌ها سخنرانی درباره احترام به زنان، زنی را با واژه‌ای مترادف با «روسپی» هدف قرار داده‌اند.

لاندینی بعدتر توضیح داد که منظورش «نوکر ترامپ»، «دنباله‌رو او» و سیاستمداری در خدمت دربار قدرت آمریکا بوده است، نه توهینی جنسی.

اکنون همان رابطه‌ای که مخالفان ملونی آن را نشانه وابستگی او به ترامپ می‌دانستند، از سوی خود ترامپ به صحنه تحقیر نخست‌وزیر ایتالیا تبدیل شده است.

اما فراتر از این جدال‌ها، پرسش اصلی همچنان باقی است: جورجیا ملونی واقعاً کیست؟

زنی که زمانی بر فراز جهان ایستاده بود

جورجیا ملونی واقعی کیست؟ | متهم به «معشوقه ترامپ» با صدای چکمه‌های فاشیسم در ایتالیا

در اواسط ژوئن ۲۰۲۴، ملونی میزبان اجلاس گروه هفت در منطقه آپولیای جنوب ایتالیا بود؛ گردهمایی قدرتمندترین رهبران جهان.

او در طول نشست‌ها به زبان‌های ایتالیایی، انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی سخن گفت و شبی نیز در برابر دوربین‌ها «پیتزیکا»، رقص سنتی آپولیا، را اجرا کرد. ملونی می‌چرخید، می‌پرید و با موسیقی پرضرب محلی همراه می‌شد؛ تصویری از سیاستمداری که نه‌تنها از حاشیه بیرون آمده بود، بلکه خود را در مرکز قدرت اروپا می‌دید.

برای زنی که چند سال پیش رهبر حزبی کوچک و حاشیه‌ای به نام «برادران ایتالیا» بود، آن شب نماد صعودی باورنکردنی محسوب می‌شد.

ملونی از جایگاهی برخاسته بود که بسیاری آن را با راست افراطی و گذشته نئوفاشیستی ایتالیا پیوند می‌دادند، اما در مدت کوتاهی توانست خود را به‌عنوان سیاستمداری عمل‌گرا، منضبط و قابل‌اعتماد به رهبران اروپا معرفی کند.

او با اورزولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، همکاری نزدیک برقرار کرد؛ برای دریافت منابع مالی اتحادیه اروپا امتیاز داد؛ به یکی از حامیان ثابت اوکراین تبدیل شد و حتی ویکتور اوربان، نخست‌وزیر مجارستان، را برای تأیید کمک نظامی اروپا به کی‌یف تحت فشار قرار داد.

در حوزه مهاجرت نیز اتحادیه اروپا را به مواضع خود نزدیک کرد و برنامه پرداخت پول به کشورهای شمال آفریقا برای جلوگیری از حرکت مهاجران به سوی مدیترانه را گسترش داد.

ملونی با این رفتار توانست تا حد زیادی از تصویری فاصله بگیرد که او را صرفاً سیاستمداری نئوفاشیست معرفی می‌کرد.

اما خروج از آن تصویر به معنای بریدن کامل از گذشته نبود.

ملونی؛ یک چهره برای اروپا، چهره‌ای دیگر برای هواداران

جورجیا ملونی واقعی کیست؟ | متهم به «معشوقه ترامپ» با صدای چکمه‌های فاشیسم در ایتالیا

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاسی ملونی، توانایی او در نشان‌دادن چهره‌های متفاوت به مخاطبان متفاوت است.

در برابر رهبران اتحادیه اروپا، زنی محتاط، منظم و عمل‌گرا ظاهر می‌شود. از مسئولیت‌پذیری مالی سخن می‌گوید، از اوکراین حمایت می‌کند و می‌کوشد خود را شریک قابل‌اعتماد غرب نشان دهد.

اما در گردهمایی‌های انتخاباتی، همان سیاستمدار به سخنرانی آتشین تبدیل می‌شود که درباره «سکولاریسم چپ»، «رادیکالیسم اسلامی» و خطر نابودی «تمدن ما» هشدار می‌دهد.

او در سیاست خارجی و اقتصادی غالباً میانه‌رو عمل می‌کند، اما در موضوعاتی مانند مهاجرت، خانواده، حقوق همجنس‌گرایان و هویت جنسی، مواضعی سخت‌گیرانه دارد.

ملونی با مهاجرت غیرقانونی مقابله می‌کند، با فرزندخواندگی زوج‌های همجنس‌گرا مخالف است و خانواده سنتی را یکی از پایه‌های هویت ملی می‌داند.

همین انعطاف، یا به تعبیر منتقدانش «دوچهرگی»، یکی از دلایل موفقیت او بوده است. او توانسته از یک سو رأی‌دهندگان راست‌گرا را حفظ کند و از سوی دیگر، به دولت‌ها و نهادهای اروپایی اطمینان دهد که قرار نیست ایتالیا را به ماجراجویی‌ای اقتدارگرایانه بکشاند.

حزب او طی چند سال سهم آرای خود را از حدود ۲ درصد به ۲۶ درصد رساند؛ نه صرفاً با جذب راست افراطی، بلکه با تصاحب بخشی از رأی محافظه‌کاران میانه.

«من جورجیا هستم»

جورجیا ملونی واقعی کیست؟ | متهم به «معشوقه ترامپ» با صدای چکمه‌های فاشیسم در ایتالیا

ملونی همواره کوشیده خود را نه زنی متعلق به طبقه سیاسی، بلکه «زنی از میان مردم» معرفی کند.

او در آستانه انتخابات اروپا از رأی‌دهندگان خواست تنها نام کوچک او، «جورجیا»، را روی برگه رأی بنویسند.

ملونی گفته است: «افتخار می‌کنم که بیشتر مردم همچنان مرا جورجیا صدا می‌کنند. سال‌ها به خاطر ریشه‌های مردمی‌ام مرا مسخره کردند. مرا ماهی‌فروش، میوه‌فروش و بچه خیابانی خواندند، چون خودشان بسیار تحصیل‌کرده بودند. چیزی که هرگز نفهمیدند این است که من به زن مردم بودن افتخار می‌کنم.»

کتاب خاطرات او با عنوان «من جورجیا هستم» نیز همین تصویر را بازسازی می‌کند؛ دختری از محله کارگری رم که از خانواده‌ای فروپاشیده برخاست و به رأس قدرت رسید.

کودکی در گارباتلا

در زندگی‌نامه ملونی آمده است که پس از جدایی والدینش، مادرش او و خواهر بزرگ‌ترش آریانا را از محله‌ای مرفه در رم به آپارتمانی کوچک در منطقه کارگری گارباتلا برد.

مادرش، آنا پاراتوره، با نوشتن رمان‌های عاشقانه زندگی خانواده را می‌گذراند. پدرش، فرانچسکو، به جزایر قناری رفت و جورجیا پس از ۱۲ سالگی دیگر ارتباطی با او نداشت.

پدر ملونی بعدها به جرم قاچاق حشیش از شمال آفریقا چند سال در زندان اسپانیا بود و در سال ۲۰۱۲ درگذشت.

این کودکی، بخش مهمی از افسانه سیاسی ملونی را ساخته است: دختری رهاشده از سوی پدر، بزرگ‌شده به دست مادری تنها و متعلق به محله‌ای کارگری که باید برای دیده‌شدن، بیش از دیگران بجنگد.

ملونی خود نیز بعدها مادر مجرد شد. او از مجری تلویزیونی آندره‌آ جامبرونو صاحب فرزند شد، اما با او ازدواج نکرد و جدا از او زندگی می‌کرد.

وقتی جامبرونو در برابر دوربین در حال پیشنهادهای جنسی به زنان دیگر دیده شد، ملونی همان روز رابطه‌اش را با او پایان داد.

با وجود این تجربه شخصی، او همچنان یکی از مدافعان سرسخت خانواده سنتی و ارزش‌های کاتولیک است. این تناقض نیز بخشی از شخصیت سیاسی اوست: زنی که زندگی‌اش با الگوی سنتی خانواده منطبق نیست، اما در سیاست از همان الگو دفاع می‌کند.

نخستین قدم‌ها در سایه فاشیسم

ملونی نخستین زن نخست‌وزیر ایتالیا و نخستین نخست‌وزیر این کشور بدون تحصیلات دانشگاهی است. آموزش واقعی او نه در دانشگاه، بلکه در شاخه‌های جوانان راست افراطی شکل گرفت.

او در ۱۵ سالگی به «جنبش اجتماعی ایتالیا» یا MSI پیوست؛ حزبی که پس از جنگ جهانی دوم توسط گروهی از فاشیست‌های سابق و وفاداران سرسخت موسولینی تأسیس شده بود.

در آن دوران، حزب میان دو نسل تقسیم شده بود: اعضای قدیمی که همچنان نسبت به فاشیسم نوستالژی داشتند و نسل جوان‌تری که می‌خواست بدون کنارگذاشتن ملی‌گرایی، چهره‌ای مدرن‌تر و دموکراتیک‌تر از راست ایتالیا ارائه دهد.

ملونی از دل همین نسل دوم برخاست، اما در سال‌های نخست، همچنان به جناح نوستالژیک نزدیک بود.

او در سال ۱۹۹۶، زمانی که ۱۹ سال داشت، در مصاحبه‌ای با تلویزیون فرانسه گفت: «موسولینی سیاستمدار خوبی بود. هر کاری کرد، برخلاف سیاستمداران ۵۰ سال گذشته، برای خیر کشور انجام داد.»

ملونی بعدها واژه‌های خود را بسیار محتاطانه‌تر انتخاب کرد.

او در کتابش می‌نویسد: «برای هزارمین بار تکرار می‌کنم که هیچ حس نوستالژیکی نسبت به فاشیسم ندارم. اما نام و داستان تک‌تک جوانانی را می‌دانم که در دهه ۱۹۷۰ در قربانگاه ضدفاشیسم قربانی شدند.»

او می‌گوید فاشیست نیست، اما از به‌کاربردن واژه «ضدفاشیست» نیز اکراه دارد؛ زیرا ضدفاشیسم را با خشونت جریان‌های چپ علیه جوانان راست‌گرا در دهه‌های گذشته پیوند می‌دهد.

همین فاصله‌گذاری حساب‌شده، به ملونی اجازه داده است گذشته را کاملاً انکار نکند و در عین حال، خود را وارث مستقیم فاشیسم نیز نشان ندهد.

از موسولینی تا تالکین

جست‌وجوی یک هویت راست‌گرای غیرفاشیستی، ملونی و بسیاری از جوانان حزب را به جهان ادبیات فانتزی کشاند.

آن‌ها به آثار جی‌آر‌آر تالکین، به‌ویژه «هابیت» و «ارباب حلقه‌ها»، علاقه داشتند. در عکسی از سال‌های جوانی، ملونی لباس سم‌وایز گمجی، همراه وفادار فرودو بگینز، را پوشیده است.

شاخه جوانان حزب اردوهایی با نام «کمپ‌های هابیت» برگزار می‌کرد؛ گردهمایی‌هایی که نوعی ووداستاک راست افراطی توصیف شده‌اند.

سرزمین میانه برای این نسل استعاره‌ای سیاسی بود: جهانی پیشاسرمایه‌داری، متشکل از جوامع سنتی که در برابر نیروهای عظیم و بی‌ریشه مقاومت می‌کنند.

در این خوانش، ایتالیا همان سرزمین محاصره‌شده بود؛ اتحادیه اروپا، جهانی‌شدن، مهاجرت و فرهنگ سکولار نیز نیروهایی بودند که هویت ملی را تهدید می‌کردند.

ملونی گفته است: «ارباب حلقه‌ها را فانتزی نمی‌دانم.»

صعود از حاشیه به رأس قدرت

ملونی در سال ۱۹۹۷، در ۲۰ سالگی، رئیس شاخه رم سازمان جوانان حزب شد. در ۲۷ سالگی ریاست گروه جوانان اتحاد ملی را بر عهده گرفت. در ۲۹ سالگی وارد پارلمان شد و در سال ۲۰۰۸ به وزارت جوانان رسید؛ جوان‌ترین فردی که در تاریخ ایتالیا چنین مقامی را به دست آورده بود.

او سپس در میانه بحران راست ایتالیا، به یکی از بنیان‌گذاران حزب «برادران ایتالیا» تبدیل شد.

حزب او در انتخابات سال ۲۰۱۸ فقط ۴.۴ درصد رأی داشت. این رقم در انتخابات اروپا در سال ۲۰۱۹ به ۶.۴ درصد رسید. اما در سال ۲۰۲۲، برادران ایتالیا با کسب ۲۶ درصد آرا به بزرگ‌ترین حزب کشور تبدیل شد و ملونی را به نخست‌وزیری رساند.

راز موفقیت او تا حد زیادی در این بود که در سال‌هایی که بیشتر احزاب ایتالیا وارد دولت‌های ائتلافی می‌شدند، او در اپوزیسیون باقی ماند. ملونی توانست نارضایتی انباشته مردم از بحران اقتصادی، مهاجرت، بی‌ثباتی سیاسی و ضعف دولت‌ها را به سرمایه انتخاباتی تبدیل کند.

خدا، میهن و خانواده

برای ملونی، مرزهای خانواده و جنسیت به‌اندازه مرزهای جغرافیایی کشور اهمیت دارند.

او در سخنرانی مشهور سال ۲۰۱۹ گفت: «می‌خواهند واژه‌های پدر و مادر را از مدارک هویتی ما حذف کنند. چون خانواده دشمن است، هویت ملی دشمن است، هویت جنسی دشمن است. اما ما از هویت خود دفاع خواهیم کرد. من جورجیا هستم، زن هستم، مادر هستم، ایتالیایی هستم و مسیحی هستم. هرگز این را از من نخواهید گرفت.»

این عبارت به هسته اصلی هویت سیاسی او تبدیل شد؛ دفاع از خانواده سنتی، مسیحیت، ملت و مرزها در برابر آنچه نیروهای یکسان‌ساز جهانی‌شدن می‌نامد.

در نگاه هوادارانش، ملونی زنی است که از هویت ایتالیا دفاع می‌کند. در نگاه منتقدانش، او سیاستمداری است که با ترس از مهاجر، اقلیت جنسی، چپ و اتحادیه اروپا، حمایت سیاسی تولید می‌کند.

قواعد بازی در آستانه تغییر

اما مهم‌ترین بخش داستان جورجیا ملونی شاید نه در گذشته او، بلکه در آینده ایتالیا نوشته شود.

دولت ملونی در آستانه انتخابات عمومی سال ۲۰۲۷ در حال پیگیری اصلاحی جنجالی در نظام انتخاباتی است. بر اساس طرح پیشنهادی، حزب یا ائتلافی که بیش از ۴۰ درصد آرا را به دست آورد، می‌تواند به‌طور خودکار اکثریت پارلمان را در اختیار بگیرد.

دولت این اصلاح را راهی برای پایان‌دادن به بی‌ثباتی سیاسی مزمن ایتالیا معرفی می‌کند؛ کشوری که از پایان جنگ جهانی دوم ده‌ها دولت مختلف به خود دیده است.

اما مخالفان می‌گویند ملونی در حال تغییر قواعد بازی به سود خود است. آنان هشدار می‌دهند چنین سازوکاری می‌تواند به ائتلافی که حتی اکثریت مطلق آرای مردم را ندارد، اکثریتی تضمین‌شده در پارلمان بدهد.

به این ترتیب، انتخابات ۲۰۲۷ فقط رقابتی برای تعیین دولت بعدی نخواهد بود؛ آزمونی برای سنجش مرز میان ثبات سیاسی و تمرکز قدرت است.

ملونی که فعالیت سیاسی خود را در حزبی با ریشه‌های نئوفاشیستی آغاز کرد، اکنون در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند نه‌فقط دولت، بلکه قواعد رسیدن به قدرت و ماندن در آن را نیز بازنویسی کند.

صدای چکمه‌های فاشیسم

فاشیسم احتمالاً این بار با پیراهن سیاه، سلام رومی و تصویر موسولینی به خیابان‌های رم بازنمی‌گردد.

اگر بازگشتی در کار باشد، ممکن است آرام‌تر و قانونی‌تر باشد؛ از مسیر اصلاح قانون انتخابات، تضعیف نهادهای مستقل، محدودکردن رقابت سیاسی و تبدیل اقلیت رأی به اکثریت قدرت.

این همان نگرانی‌ای است که مخالفان ملونی مطرح می‌کنند: اینکه فاشیسم جدید نه با کودتا، بلکه با صندوق رأی وارد شود؛ نه با شکستن درِ پارلمان، بلکه با تغییر قانون ورود به آن.

هنوز نمی‌توان گفت جورجیا ملونی قصد دارد ایتالیا را به گذشته بازگرداند. او در سیاست خارجی عمل‌گرا بوده، با اروپا همکاری کرده و خود را از بسیاری از جریان‌های افراطی جدا نگه داشته است.

اما گذشته سیاسی او، زبان هویتی‌اش، فشار بر اقلیت‌ها و تلاش برای تغییر قواعد انتخاباتی، پرسشی را زنده نگه می‌دارد که انتخابات ۲۰۲۷ باید به آن پاسخ دهد:

آیا جورجیا ملونی یک محافظه‌کار دموکرات است که می‌خواهد ایتالیا را باثبات‌تر کند، یا سیاستمداری است که پس از رسیدن به قدرت، می‌خواهد دموکراسی را نیز به اندازه خود تغییر دهد؟

تا آن زمان، در راهروهای سیاست ایتالیا صدایی شنیده می‌شود؛ نه هنوز صدای رژه، اما چیزی شبیه پژواک دوردست چکمه‌هایی که اروپا پیش‌تر یک‌بار آن‌ها را شنیده است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha