تاریخ انتشار: ۱۱:۴۶ - ۰۲ تير ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

توافق ایران و آمریکا؛ از مدیریت بحران تا فرصت توسعه

مهران امیرحسینی مدرس دانشگاه در یادداشتی با تأکید بر لزوم مدیریت صحیح توافق ایران و آمریکا نوشت: اختلاف نظر سیاسی طبیعی است، اما تبدیل مسائل ملی به میدان رقابت‌های جناحی، هزینه آن را برای جامعه افزایش خواهد داد. امروز زمان پاسخ به سرمایه اجتماعی مردم است.
توافق ایران و آمریکا


رویداد۲۴| مهران امیرحسینی مدرس دانشگاه در یادداشتی نوشت: تاریخ سیاست خارجی کشورها معمولاً در بزنگاه‌هایی تغییر مسیر می‌دهد؛ لحظاتی که یک تصمیم می‌تواند نه پایان یک اختلاف، بلکه آغاز فصل تازه‌ای از انتخاب‌ها باشد. توافق میان ایران و آمریکا در چنین شرایطی باید بیش از آنکه به‌عنوان یک رخداد سیاسی کوتاه‌مدت دیده شود، به‌عنوان فرصتی برای بازتعریف مسیر کشور، کاهش هزینه‌های تنش و حرکت به سمت توسعه و ثبات مورد توجه قرار گیرد. توافق میان ایران و آمریکا را نباید پیروزی یک جریان سیاسی بر جریان دیگر دانست؛ این توافق باید به‌عنوان یک فرصت ملی دیده شود؛ فرصتی برای کاهش هزینه‌های تقابل، افزایش ظرفیت‌های اقتصادی و ایجاد شرایطی که نتیجه آن در زندگی مردم نمایان شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که قدرت ملی زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که همه مؤلفه‌های آن در کنار یکدیگر قرار گیرند.

 امنیت کشور نه فقط محصول قدرت دفاعی است و نه صرفاً نتیجه مذاکره و دیپلماسی؛ بلکه حاصل ترکیب هوشمندانه توان نظامی، مدیریت سیاسی، دیپلماسی فعال و همراهی مردم است. در بحران و جنگ اخیر، توان دفاعی کشور و عملکرد نهادهای مسئول در حوزه میدان و امنیت، نقش مهمی در حفظ ثبات و جلوگیری از تحمیل اراده دیگران داشت. این واقعیتی است که در جهان امروز نمی‌توان آن را نادیده گرفت؛ کشوری که از قدرت بازدارندگی برخوردار نباشد، نمی‌تواند با اطمینان از منافع خود دفاع کند. اما در کنار این واقعیت، یک نکته مهم دیگر نیز وجود دارد؛ اینکه قدرت زمانی می‌تواند به دستاورد پایدار تبدیل شود که با دیپلماسی هوشمند همراه شود.

 دولت در شرایطی حساس و پیچیده، توانست در عرصه دیپلماسی مدیریت بحران کند، مسیر گفت‌وگو را فعال نگه دارد و اجازه ندهد آینده کشور تنها در فضای تقابل و تنش تعریف شود. نقش دولت در این مرحله صرفاً حضور در یک فرآیند مذاکره نبود؛ بلکه تلاش برای تبدیل یک وضعیت پرهزینه به فرصتی برای تأمین منافع ملی بود. دیپلماسی موفق به معنای کنار گذاشتن اصول یا منافع کشور نیست؛ بلکه هنر استفاده از ظرفیت‌های موجود برای دستیابی بهتر به اهداف ملی است. همان‌گونه که میدان بدون دیپلماسی نمی‌تواند همه ظرفیت‌های خود را به نتیجه تبدیل کند، دیپلماسی نیز بدون پشتوانه قدرت ملی امکان موفقیت نخواهد داشت. تجربه اخیر نشان داد که ترکیب این دو می‌تواند مسیر متفاوتی برای کشور ایجاد کند. در تاریخ معاصر ایران نیز هر زمان که عقلانیت و گفت‌وگو جایگزین تنش‌های فرسایشی شده، فرصت‌هایی برای کشور به وجود آمده است. دولت سیدمحمد خاتمی با رویکرد گفت‌وگوی تمدن‌ها تلاش کرد فضای تازه‌ای در روابط خارجی ایجاد کند.

 دولت حسن روحانی نیز با مذاکرات هسته‌ای بر این باور بود که کاهش تنش می‌تواند زمینه‌ای برای گشایش اقتصادی فراهم آورد. امروز نیز دولت مسعود پزشکیان با تأکید بر دیپلماسی در چارچوب منافع ملی تلاش دارد از ظرفیت تعامل برای کاهش فشارها و ایجاد فرصت‌های جدید استفاده کند. این نگاه با رویکرد جریان سازندگی نیز همخوان است؛ نگاهی که سیاست خارجی را ابزاری برای توسعه، رشد اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی مردم می‌داند. با این حال، مهم‌ترین عامل در این مسیر مردم هستند. مردمی که با وجود فشارهای اقتصادی، مشکلات معیشتی، دشواری‌های اجتماعی و سال‌ها تجربه نااطمینانی، در بزنگاه‌های مهم پای کشور ایستادند. این همراهی سرمایه‌ای بزرگ است که هیچ سیاستی بدون آن نمی‌تواند پایدار بماند. امروز باید از این سرمایه اجتماعی بیشترین بهره را گرفت و پاسخ شایسته‌ای به این همراهی داد.

اگر کشور توانسته از یک مرحله دشوار عبور کند، این فرصت باید به اصلاحات واقعی در داخل تبدیل شود؛ اصلاحاتی که اثر آن در زندگی مردم دیده شود. دین کشور به مردمی که با وجود همه ناملایمات اجتماعی و اقتصادی کنار ایران ماندند، با تصمیم‌های درست و اقدامات فوری ادا خواهد شد، نه با وعده‌های تکراری. اکنون باید بدون فوت وقت، مسیرهایی جدی در دستور کار قرار گیرد؛ نخست، ترجیح عقلانیت و دیپلماسی بر تنش و تقابل. ایران برای عبور از چالش‌های آینده نیازمند سیاستی است که هم امنیت ملی را حفظ کند و هم زمینه توسعه را فراهم آورد. دوم، کاهش فشارهای اقتصادی بر مردم؛ زیرا هیچ توافقی زمانی موفق نخواهد بود که آثار آن در زندگی خانواده‌ها، سفره مردم و آینده جوانان دیده نشود. سوم، حمایت از منافع ملی و معیشت مردم به‌عنوان معیار اصلی تصمیم‌گیری‌ها. در این مسیر باید از تخریب هر توافق یا فرصت ملی به دلایل جناحی پرهیز کرد. اختلاف نظر سیاسی طبیعی است، اما تبدیل مسائل ملی به میدان رقابت‌های جناحی، هزینه آن را برای جامعه افزایش خواهد داد.

تعامل سازنده با جهان نیز باید به‌عنوان ابزاری برای تقویت اقتصاد و جایگاه ایران مورد توجه قرار گیرد؛ تعاملی که به معنای وابستگی نیست، بلکه استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های جهانی برای پیشرفت کشور است. در کنار توسعه اقتصادی، تقویت امنیت و ثبات ملی همچنان یک ضرورت است. امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که قدرت دفاعی، اقتصاد توانمند، رضایت عمومی و سرمایه اجتماعی در کنار یکدیگر قرار داشته باشند. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و آشتی ملی نیاز دارد؛ چراکه عبور از چالش‌های بزرگ آینده با افزایش شکاف‌ها ممکن نیست، بلکه با مشارکت همه ظرفیت‌های کشور امکان‌پذیر خواهد بود. همچنین باید از افراط‌گرایی و شعارزدگی فاصله گرفت.

 آینده ایران بیش از هر چیز به عقلانیت، تخصص و تصمیم‌های مسئولانه نیاز دارد. امروز مسئله اصلی این نیست که چه جریان سیاسی از توافق سود بیشتری می‌برد؛ مسئله اصلی این است که آیا می‌توان این فرصت را به توسعه، آرامش و امید برای مردم تبدیل کرد یا نه. توافق، اگر درست مدیریت شود، می‌تواند نقطه آغاز مسیری باشد که در آن قدرت ملی، دیپلماسی فعال و اعتماد مردم در کنار هم قرار گیرند؛ مسیری که نتیجه آن نه فقط کاهش تنش، بلکه توسعه و بازسازی سرمایه اجتماعی ایران خواهد بود.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha