چرا محرم ۱۴۰۵ با سالهای قبل فرق داشت؟

رویداد۲۴| با پایان یافتن دهه نخست محرم، تحلیل رویدادها و نحوه برگزاری مناسک سوگواری در شهرهای مختلف کشور، ابعاد تازهای از تحولات جاری را نمایان میکند. آیینهای عاشورایی در ایران همواره فراتر از یک مناسک صرفاً عبادی، بستری برای بازتاب مطالبات اجتماعی بودهاند.
پیشینه تاریخی؛ عاشورا به مثابه دادخواهی اجتماعی
بیشتر بخوانید:
ریشههای عزاداری ماه محرم در فرهنگ و تاریخ ایران
عزاداری ماه محرم در دوران قاجار چگونه انجام میشد؟
پیوند میان مناسک محرم و تکاپوهای اجتماعی و مسائل سیاسی در تاریخ معاصر ایران پدیدهای نوظهور نیست. نگاهی به تاریخ ساختار هیئتهای مذهبی در ایران نشان میدهد که این نهادهای سنتی همواره پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به بستر نقد وضعیت موجود و بازتاب صدای طبقات مختلف مردم داشتهاند.
عزاداریهای محرم از سنتهای تاریخی مردم ایران است که قدمتی بسیار دارد و از زمان حکومت آلبویه در این سرزمین رواج یافته و شکل مردمی به خود گرفته است و البته حدود یک سده است که مورد توجه اهل سیاست هم قرار گرفته است؛ چه اینکه در سادهترین شکل، بسیاری از برنامههای مذهبی ماه محرم، از هیاتهای مذهبی تا مجالس تعزیه، محل گرد هم آمدن مردم بوده و حضور جمعیت برای سیاستمداران جذاب بوده است.
در دوران مشروطه، تکیهها و هیئتهای بازار تهران و تبریز به پایگاههای اصلی تبیین مفاهیمی، چون عدالتخواهی و آزادی تبدیل شدند. در آن دوران، اشعار مذهبی به گونهای سروده میشد که یزید زمانه را در قامت استبداد قاجاری بازآفرینی کند. بعدها در جریان مبارزات دهه ۴۰ و ۵۰ نیز، واقعه عاشورا از یک رویداد صرفاً تاریخی، به ابزاری برای بیداری اجتماعی تبدیل شد. در تاریخ جمهوری اسلامی هم، عزاداریهای محرم و هیاتهای مذهبی، نقشی بسیار پررنگ داشته است. جمله مشهور آیتالله خمینی که «محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است» به خوبی جایگاه مراسم این دو ماه را در ذهن بنیانگذار انقلاب نشان میدهد.
جریانهای سیاسی داخلی هم همیشه هیاتها را به عنوان زیر مجموعه سازمان سیاسی خود در نظر گرفتهاند. چه زمانی که هیاتهای موتلفه اسلامی، پشتیبان مالی ستادهای انتخاباتی بودند، چه زمانی که هیات رزمندگان اسلام و مهدیه تهران، محلی برای سازماندهی گروههای تندرو بودند. عاشورای سال ۱۳۸۸ احتمالا یکی از سیاسی ترین محرم های تاریخ ایران بود؛ مقطعی که در آن، مناسک مذهبی مستقیماً به فضای داغ سیاسی روز و بستری برای طنینانداز شدن شعارها و دغدغههای معترضان - جنبش سبز - در فضای عمومی تبدیل شد.
تغییر فاز مناسک؛ از اشعار رسمی تا نمادهای مردمی
همین پتانسیل هم باعث شده همواره حاکمیت برای هدایت گفتمان محرم و عاشورا دست به نقد باشد ته تا با تزریق مضامین خاص، مداحیها و خطابههای مذهبی را در مسیر رویکردهای کلان ساختار هدایت کند. خط اساسی این جریان، همسانسازی تکالیف مذهبی با تعهدات سیاسی روز و استفاده از تریبون هیئت برای مشروعیتبخشی به سیاستهای جاری است. اقدامی که تقریبا هرسال با مقاومت هایی همراه است و امسال این مقاومت از چند جبهه در جریان بود.
محرم امسال را باید یک آش در هم جوش از نگاه های سیاسی خواند. در بسیاری از شهرها، از گیلان و اصفهان گرفته تا بوشهر، تهران و یزد، دستههای عزاداری و تکایای محلی آیینهای خود را به فضایی برای ابراز همدردی با خانوادههای داغدار از وقایع دیماه تا شهدای جنگ تبدیل کردند. استفاده از ترانههای فولکلور، بازخوانی تصنیفهای ملی-میهنی نظیر «از خون جوانان وطن» و برجسته کردن یاد جوانان از دست رفته در قالب دمامزنی و علمکشی، جلوههایی از این عزاداری، خلاف گفتمان رسمی بود.
چالش سنت و بدعت در تریبونهای رسمی
اما در میان حامیان گفتمان رسمی محرم هم امسال اتفاق نظری وجود نداشت. نبردی میان مداحان حاکمیتی در گرفت که یکی دیگری را به «بستن دهان» تهدید کرد و دیگری هم طرف مقابل را به «نفاق» و «ابوموسی اشعری» و «عمر و عاص» متهم ساخت.
در یک سوی میدان، مداحان و سخنرانانی ایستاده بودند که مذاکره و توافق را عقبنشینی از اصول، بیاعتنایی به خون کشتهشدگان و عدول از موضع رهبری معرفی میکردند. در سوی دیگر، مداحانی با ادبیات «وحدت»، «اطاعت از تصمیم نظام» و «پرهیز از دعوای حیدریـنعمتی» از مسیری دفاع کردند که قالیباف یکی از بازیگران اصلی آن است.
محدودیتها و بازآفرینی نمادین سنت
گزارشهای میدانی از استانهایی مانند یزد که همواره به عنوان «پایتخت نوحههای پیشرو و اعتراضی» شناخته میشدند، نشان داد که فضای نظارتی شدیدی بر اشعار و مواضع شاعران آیینی اعمال شده است؛ تا جایی که تغییرات اجباری در متن نوحهها و غیبت برخی نامهای سرشناس حوزه شعر مذهبی مشهود بود. شاهد این مدعا بازداشت شاعر نوحه معروف «بیزارم از دین شما» است.
با این حال، تجربه محرم امسال اثبات کرد که مناسک سنتی به دلیل انعطافپذیری بالا، در صورت مواجهه با محدودیت در کلام، به سمت استفاده از رفتارهای نمادین ملموس کوچ میکند. حضور منسجم برخی دستهها با لباسهای یکدست سفید به نشانه صلح و دادخواهی – در آمل و کرمان -، حرکت دادن ذوالجناح (اسب تمثیلی امام) همراه با قاب عکس جوانان درگذشته بر روی زین آن، و همچنین اجرای دقایقی سکوت مطلق و نمادین در میانه طبلزنیها، از جمله مصادیق عینی بود که عزاداران برای زنده نگه داشتن جوهره انتقادی و مصلحانه این آیین به کار بستند. این رفتار جمعی نشان میدهد که تکثر جامعه ایران، همواره راه خود را از میان صلبترین ساختارها نیز پیدا میکند و سنت، همچنان زندهترین زبان برای روایت دردهای مشترک است.