تاریخ انتشار: ۱۰:۴۲ - ۰۷ تير ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید؛

مناظره بی‌سابقه میان سه ضلع جنگ | مقام اسرائیلی: ایران برنده جنگ بود | مقام آمریکایی: بهترین فرصت برای تغییر روابط تهران و واشنگتن است

برای نخستین‌بار پس از جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، سه مقام پیشین از سه کشور در برابر یکدیگر نشستند تا درباره برنده واقعی نبرد، سرنوشت برنامه هسته‌ای و امکان آشتی تهران و واشینگتن گفت‌وگو کنند. در این میان، معاون پیشین مشاور امنیت ملی اسرائیل در اظهارنظری غیرمنتظره پذیرفت که ایران، با وجود خسارت‌های سنگین، برنده سیاسی جنگ بوده است.

اولین مناظره سه مقام پیشین ایران، آمریکا و اسرائیل

رویداد۲۴ | شب گذشته برنامه «کانترپوینت» شبکه العربیه انگلیسی برای نخستین بار از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، سه مقام پیشین از ایران، ایالات متحده و اسرائیل—که هر یک در مقاطع مختلف مسئولیت‌های مهمی در سیاست خارجی، امنیت ملی و تصمیم‌گیری‌های راهبردی کشور خود بر عهده داشته‌اند—در یک مناظره صریح و چاشی دور هم جمع کرد.

شرکت کننده گان در مناظره سید حسین موسویان، دیپلمات وعضو پیشین تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران واستاد دانشگاه پرینستون آمریکا، جورج پاپادوپولوس، مشاور پیشین سیاست خارجی رئیس‌جمهور دونالد ترامپ و چاک فرایلیش، معاون پیشین مشاور امنیت ملی اسرائیل و استاد فعلی دانشگاه کلمبیای آمریکا بودند.

برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی، ایالات متحده، اسرائیل و ایران وارد یک رویارویی مستقیم و گسترده نظامی شدند؛ جنگی که نه‌تنها توازن قدرت در خاورمیانه، بلکه بازار جهانی انرژی، امنیت خطوط کشتیرانی و حتی رقابت‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ را نیز تحت تأثیر قرار داد. هرچند در نهایت آتش‌بس برقرار شد و رؤسای جمهور ایران و آمریکا "یادداشت تفاهم" را امضا کردند. شبکه العربیه انگلیسی در یک مناظره بین سه چهره با دیدگاه‌های کاملاً متفاوت ازآمریکا و ایران و اسرائیل، این پرسش‌های اساسی را به بحث گذاشت که آیا جنگ به اهداف خود رسید؟ آیا برنامه هسته‌ای ایران واقعاً متوقف شد؟ آیا موازنه قدرت در منطقه تغییر کرد؟ و مهم‌تر از همه، آیا این جنگ نشان داد که پس از دهه‌ها تقابل، دیگر هیچ راه‌حلی جز دیپلماسی وجود ندارد؟

چه کسی در جنگ پیروز شد؟

چاک فرایلیش در کمال تعجب اعلام کرد ایران برنده سیاسی این جنگ بود.

او مدعی شد که اصل جنگ هم ضروری بود و هم موجه. اما مشکل آن بود که نه آمریکا و نه اسرائیل با اهداف راهبردی کاملاً مشخص وارد جنگ نشدند. اشتباه ترامپ این بود که جنگ را زودتر از موعد پایان داد و همین امر به ایران اجازه داد این روایت را شکل دهد که توانسته است در برابر فشار نظامی هم‌زمان بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان و اسرائیل مقاومت کند.

این مقام پیشین اسرائیل می گوید مفاد یادداشت تفاهم منعکس‌کننده ترجیحات ایران است؛ با این حال گفته: شانس دستیابی به توافق نهایی را چندان زیاد هم نمی‌بینم؛ زیرا دو طرف همچنان بر سر مسائل اساسی اختلافات عمیقی دارند. 

جورج پاپادوپولوس معتقد است برخلاف گفته مقام اسرائیلی، عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل توانست دستاورد‌های نظامی را به موفقیت‌های سیاسی و اقتصادی تبدیل کند. تنها انتقاد من این است که چنین سیاستی باید سال‌ها زودتر اجرا می‌شد.

سید حسین موسویان می گوید از نظر او فرض واشینگتن و تل‌آویو این بود که یک حمله گسترده نظامی آمریکا و اسرائیل، همراه با ترور رهبران ارشد سیاسی، نظامی و امنیتی ایران، می‌تواند زمینه را برای ناآرامی‌های داخلی و در نهایت فروپاشی جمهوری اسلامی فراهم کند. ترامپ و اعضای کابینه او، از اهداف راهبردی گسترده‌تری سخن گفتند؛ اهدافی مانند کنترل منابع انرژی ایران و جزیره خارک، که مهم‌ترین پایانه صادرات نفت ایران به شمار می‌رود. اکنون روشن شده است که هیچیک از این فرضیات تحقق نیافت. ساختار سیاسی ایران فرو نپاشید. نهاد‌های اصلی حکومت پابرجا ماندند و سناریوی آمریکا و اسرائیل، تحقق نیفتاد؛ لذا از این جهت، آمریکا و اسرائیل شکست خوردند و ایران پیروز شد.

او تصریح کرده که هر سه کشور در این جنگ خسارت دیدند. ایران صد‌ها میلیارد دلار خسارت‌های انسانی، اقتصادی و زیرساختی بسیار سنگینی متحمل شد. اسرائیل نیز برای نخستین بار در تاریخ خود با ضربات نظامی و امنیتی و خسارات اقتصادی بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شد. متحدان منطقه‌ای آمریکا نیز از پیامد‌های جنگ در امان نماندند. به همین دلیل، این جنگ هیچ برنده واقعی نداشت و همه ضرر کردند.

چاک فرایلیخ در واکنش به اظهارات موسویان گفت: ایران از نظر سیاسی دستاورد بیشتری کسب کرد. یکی از اهداف اصلی جنگ، تغییر رژیم بود. این هدف محقق نشد. برعکس، امروز حکومت ایران از انسجام و اعتمادبه‌نفس بیشتری نسبت به قبل برخوردار است. هدف دیگر، نابودی برنامه هسته‌ای ایران بود که آسیب زیادی دید، اما از بین نرفت. ایران همچنین موفق شد مذاکرات هسته‌ای را با موضوعات منطقه‌ای، به‌ویژه لبنان، پیوند بزند. در نتیجه، ایالات متحده اسرائیل را تحت فشار قرار داد تا عملیات نظامی خود علیه حزب‌الله را متوقف کند؛ رخدادی که به نظر من در چند دهه گذشته بی‌سابقه بوده است. از میان اهداف نظامی، تنها بخشی که تا حدی محقق شد، وارد آمدن آسیب جدی به زیرساخت‌های تولید موشک‌های بالستیک ایران و تاسیسات هسته‌ای ایران بود. اما حتی در این حوزه نیز ایران همچنان ظرفیت‌های قابل توجهی در اختیار دارد. به همین دلایل، هنوز متقاعد نشده‌ام که ایالات متحده به آن پیروزی راهبردی قاطعی که در آغاز جنگ دنبال می‌کرد، دست یافته باشد.

آیا توافقی بهتر از برجام امکان‌پذیر است؟

جورج پاپادوپولوس مقام پیشین آمریکا می گوید مسئله بسیار فراتر از خود برجام است. او مدعی شده که پیش از آغاز جنگ، ایالات متحده پیشنهاد‌های اقتصادی مهمی به ایران ارائه کرد؛ از جمله گسترش تجارت، فروش هواپیما‌های غیرنظامی و همکاری‌های اقتصادی گسترده‌تر. در مقابل، واشینگتن انتظار داشت ایران به‌طور دائمی از غنی‌سازی اورانیوم و هرگونه مسیر بالقوه برای دستیابی به سلاح هسته‌ای صرف‌نظر کند. ایران این پیشنهاد را نپذیرفت و تأکید کرد که غنی‌سازی اورانیوم، حقی است که معاهده عدم اشاعه برای همه اعضا به رسمیت شناخته است. در نتیجه، دولت ترامپ به این جمع‌بندی رسید که دیپلماسی به بن‌بست رسیده و اقدام نظامی اجتناب‌ناپذیر شده است.

او با همین فرض می گوید: به باور من، اگر آمریکا و اسرائیل وارد عمل نمی‌شدند، ایران دیر یا زود به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای دست پیدا می‌کرد.

چاک فرایلیخ مقام پیشین اسرائیل هم همین ادعا را تکرار کرده و می گوید برخلاف استنادات موسویان به گزارش‌های آژانس یا ارزیابی‌های اطلاعاتی که تاکید داشتند ایران قصد ساخا بمب اتم ندارد، واقعیت این است که تقریباً همه سرویس‌های اطلاعاتی غربی معتقد بودند ایران به آستانه هسته‌ای رسیده است. از نگاه اسرائیل، انتظار کشیدن تا زمانی که ایران آخرین گام را بردارد، اقدامی غیرمسئولانه خواهد بود. از همین رو، بسیاری در اسرائیل معتقد بودند که اقدام پیشگیرانه، هرچند پرهزینه، از پذیرش یک ایران مجهز به سلاح هسته‌ای کم‌هزینه‌تر است.

سید حسین موسویان در پاسخ به این مقان پیشین اسرائیل گفتهک تقریباً همه کشور‌هایی که فناوری غنی‌سازی دارند، از نظر فنی این توانایی را نیز دارند که در صورت اتخاذ یک تصمیم سیاسی، مسیر تولید سلاح را دنبال کنند. اما جامعه بین‌المللی میان «توانایی» و «تصمیم» تفاوت قائل می‌شود. کشور‌های متعددی هستند که غنی سازی سطح بالا دارند، ده‌ها تن ذخیره اورانیوم سطح بالا دارند، اما بمب هسته‌ای ندارند؛ لذا داشتن غنی سازی و یا ذخائر اورانیوم غنی شده سطح بالا، از نظر مقررات بین الملل قانونی است.

او تاکید کرده اگر امروز بخواهیم ریشه بحران هسته‌ای را پیدا کنیم، باید از خود بپرسیم چرا توافقی که آژانس بار‌ها پایبندی کامل ایران به آن را تأیید کرده بود، کنار گذاشته شد. افزون بر این، حتی در مذاکرات اخیر بین آقای عراقچی و ویتکوف نیز ایران اعلام کرده است که حاضر است در چارچوب یک توافق جامع، ذخایر اورانیوم با غنای بالا را کنار بگذارد و دوباره به سطوح پایین غنی‌سازی بازگردد. این نشان می‌دهد که اورانیوم ۶۰ درصدی، بیش از آنکه بخشی از یک برنامه ساخت سلاح باشد، به اهرمی برای چانه‌زنی سیاسی تبدیل شده است.

آیا اسرائیل باید تنها قدرت هسته‌ای خاورمیانه باقی بماند؟


بیشتر بخوانید:

موسویان: توافق هسته‌ای بدون حل تنش ایران و اسرائیل پایدار نمی‌ماند | مذاکرات فعلی یک فرصت طلایی برای رفع تخاصم با آمریکا است

سه مانع اصلی توافق ایران و آمریکا| واشنگتن دقیقا دنبال چیست؟

راه طولانی آمریکا و ایران به سوی صلح | موسویان: معامله بزرگ ؟ بعید است اما توافق جامع نه!


موسویان میگوید: واقعیت این است که اسرائیل تنها کشوری در خاورمیانه است که دارای زرادخانه هسته‌ای است؛ عضویت معاهده عدم اشاعه را نپذیرفته و تأسیسات هسته‌ای اش را نیز تحت نظام جامع پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار نمیدهد. با وجود این، این ایران بود که هدف حمله دو قدرت هسته‌ای قرار گرفت، نه کشوری که عملاً تنها زرادخانه هسته‌ای منطقه را در اختیار دارد.

چاک فرایلیش در پاسخ به این اظهارنظر موسویان مدعی شد این مقایسه از اساس درست نیست چون از نگاه اسرائیل، تفاوت مهمی میان ایران و اسرائیل وجود دارد!

این مقام سابق اسرائیل میگوید: اسرائیل کشوری است که در غرب به عنوان یک یک دمکراسی و بازیگر مسئول شناخته می‌شود. صرف‌نظر از اینکه درباره توانمندی‌های هسته‌ای آن چه گفته می‌شود، اسرائیل هرگز رسماً خود را یک قدرت هسته‌ای اعلام نکرده و همچنین هیچ‌گاه سیاست رسمی خود را بر تهدید به نابودی کشور‌های دیگر بنا نکرده است. از دیدگاه اسرائیل، نگرانی فقط به ظرفیت هسته‌ای مربوط نمی‌شود؛ بلکه به ترکیب این ظرفیت با نوع سیاست منطقه‌ای ایران مربوط است. به همین دلیل، بسیاری از اسرائیلی‌ها معتقدند که مسئله اصلی، رفتار راهبردی ایران است، نه صرفاً فناوری هسته‌ای آن.

سید حسین موسویان در واکنش گفت: اگر قرار است درباره تهدید‌های متقابل صحبت کنیم، باید تصویر کامل را ببینیم. در سال‌های گذشته، بسیاری از مقامات اسرائیلی  آشکارا از تغییر رژیم در ایران، حملات نظامی گسترده و حتی تجزیه ایران سخن گفته‌اند. از نگاه ایرانیان، این اظهارات نیز تهدیدی علیه موجودیت و تمامیت ارضی کشور محسوب می‌شود. بنابراین، تهدیدات موجودیتی متقابل بوده ضمن اینکه این اسرائیل بود که به ایران حمله نظامی کرد و نه ایران. واقعیت این است که تهدیدات موجودیتی اسرائیل علیه ایران بیشتر بوده است. 

آیا خروج آمریکا از برجام نقطه آغاز بحران بود؟

جورج پاپادوپولوس در پاسخ به این سوال می گوید: بدون تردید، خروج آمریکا رفتار ایران را تغییر داد. پس از آن، ایران سطح غنی‌سازی خود را افزایش داد و ذخایر بسیار بیشتری از اورانیوم غنی‌شده تولید کرد. اما از نگاه من، مشکل اصلی در خود برجام وجود داشت. برجام توافقی بود که محدودیت‌های آن به مرور زمان پایان می‌یافت. به همین دلیل، دولت ترامپ تصمیم گرفت از توافق خارج شود و به جای آن، برای دستیابی به توافقی جامع‌تر تلاش کند.

این مقام سابق آمریکا مدعی است مقایسه ایران با سایر کشورهای دارای انرژی هسته ای نظیر آلمان و ژاپن غلط است چون سیاست خارجی آنها ماهیتی انقلابی ندارد. بنابراین، نمی‌توان صرفاً بر اساس میزان غنی‌سازی درباره آنها قضاوت کرد. 

سید حسین موسویان در پاسخ ادعای مقام آمریکایی را رد کرده و می گوید اگر می‌خواهیم از تجربه گذشته درس بگیریم، باید بپذیریم که کنار گذاشتن توافقی که به‌درستی در حال اجرا بود، زمینه را برای بحران بزرگ‌تری فراهم کرد.

آیا وقت یک توافق جامع فرارسیده است؟

چاک فرایلیش مدعی شده از دید اسرائیل، سیاست امنیتی ایران صرفاً تابع ملاحظات اقتصادی نیست، بلکه بر پایه ملاحظات راهبردی و ایدئولوژیک نیز شکل گرفته است. بنابراین، هر توافق جامعی باید علاوه بر مسئله هسته‌ای، به نگرانی‌های امنیتی منطقه نیز بپردازد. در غیر این صورت، بحران‌های امروز دیر یا زود دوباره تکرار خواهند شد.

سید حسین موسویان نظر دیگری دارد. او می گوید ایران و آمریکا در چندین برهه توافق های موردی موفق داشته اند. «در دهه ۱۹۸۰، ایران در آزادی گروگان‌های آمریکایی و سایر گروگان‌های غربی در لبنان نقش مؤثری ایفا کرد. پس از حوادث یازدهم سپتامبر، ایران و آمریکا در مبارزه با طالبان و تشکیل دولت جدید افغانستان همکاری نزدیکی داشتند. در سال ۲۰۱۵ نیز برجام توانست پیچیده‌ترین پرونده هسته‌ای جهان را از طریق مذاکره حل‌وفصل کند.»

او میگوید هر سه تجربه نشان داد که همکاری میان تهران و واشینگتن ممکن است. اما هیچ‌یک نتوانست خصومت‌ها را برطرف کند، زیرا همه آنها توافق‌های تک‌موضوعی بودند. امروز هم اگر موضوع هسته‌ای حل شود، اما تحریم‌ها باقی بماند، اختلاف ادامه خواهد یافت. اگر تحریم‌ها برداشته شود، اما بحران‌های منطقه‌ای حل نشود، باز هم تنش ادامه پیدا خواهد کرد.زمان آن رسیده است که توافق‌های موردی جای خود را به یک توافق جامع بدهند.

یک توافق جامع باید چه موضوعاتی را در بر بگیرد؟

سید حسین موسویان در پاسخ به این سوال یک دستور کار سه ستونی را طراحی کرده است:

نخست، روابط دوجانبه ایران و آمریکا. دو کشور باید پس از نزدیک به پنجاه سال خصومت، درباره مجموعه‌ای از موضوعات شامل پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها، اختلافات منطقه‌ای، همکاری‌های اقتصادی و عادی‌سازی تدریجی روابط بر اساس نرم‌های بین المللی دیپلماتیک مذاکره کنند. این روابط باید بر پایه احترام متقابل، برابری حاکمیتی و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر استوار باشد.

دوم، امنیت منطقه‌ای. کشور‌های خلیج فارس باید به جای رقابت دائمی، به سمت همکاری جمعی حرکت کنند. امنیت دریانوردی، امنیت انرژی، مبارزه با تروریسم، همکاری اقتصادی و توسعه منطقه‌ای، منافعی مشترک هستند که می‌توانند پایه‌های یک نظام امنیت جمعی را تشکیل دهند. امنیت خلیج فارس نباید برای همیشه وابسته به حضور نیرو‌های خارجی باشد. در نهایت، امنیت پایدار تنها زمانی برقرار خواهد شد که کشور‌های منطقه خود مسئولیت آن را بر عهده بگیرند.

سوم، صلح فراگیر در خاورمیانه. هیچ نظم منطقه‌ای پایداری بدون رسیدگی به تقابلات نظامی و امنیتی ایران و اسرائیل و همچنین حل مسئله فلسطین شکل نخواهد گرفت.

او می گوید اسرائیل به دنبال تصرف و سلطه بر خاورمیانه است و آمریکا هم در این طرح با آنها همدست است؛ لذا اجرای راه‌حل دوکشوری، مطابق قطعنامه‌های سازمان ملل متحد، همچنان یکی از ارکان اساسی هر صلح پایدار در منطقه است. 

جورج پاپادوپولوس مقام پیشین آمریکا هم تاکید کرده هر دو حزب اصلی آمریکا، سال‌هاست به این نتیجه رسیده‌اند که ایالات متحده نمی‌تواند برای همیشه منابع نظامی و مالی عظیم خود را صرف جنگ‌های بی‌پایان خاورمیانه کند. امروز، رقابت اصلی آمریکا با قدرت‌هایی مانند چین است. طبیعی است که واشینگتن بخواهد منابع راهبردی خود را به آن حوزه منتقل کند. اما این انتقال تنها زمانی ممکن خواهد بود که خاورمیانه از ثبات بیشتری برخوردار شود. 

اختلاف بر سر میانجی های منطقه ای

در این مناظره در حالی که جورج پاپادوپولوس و سید حسین موسویان هر دو بر نقش کشورهای منطقه برای میانجی گری تاکید کرده و از آن استقبال کردند، چاک فرایلیش گفتکشور‌های منطقه مثل پاکستان وقطر نباید در مسیر دستیابی به این تفاهمنامه بین ایران وآمریکا دخالت میکردند.

آیا توافق، آغاز یک آشتی تاریخی است؟

جورج پاپادوپولوس در پاسخ به این پرسش می گوید: به نظر من، امروز بهترین فرصت طی نزدیک به پنجاه سال گذشته برای تغییر روابط ایران و آمریکا فراهم شده است. جنگ اخیر نشان داد که قدرت نظامی، هرچند به تنهایی کافی نیست، اما می‌تواند زمینه را برای یک دیپلماسی مؤثر فراهم کند. اگر این روند با موفقیت ادامه یابد، ما تنها شاهد پایان یک جنگ نخواهیم بود، بلکه شاهد آغاز نوعی رابطه جدید میان واشینگتن و تهران خواهیم بود.

سید حسین موسویان هم گفت به نظر من، مهم‌ترین درس این جنگ این بود که جنگ می‌تواند زیرساخت‌ها را ویران کند، فرماندهان نظامی را از میان بردارد و برنامه‌های نظامی را به تأخیر بیندازد؛ اما نمی‌تواند صلح سیاسی ایجاد کند.

او تاکید کرد که یادداشت تفاهم نباید صرفاً یک توافق موقت تلقی شود؛ بلکه باید آغاز یک روند تدریجی عادی‌سازی روابط بر پایه احترام متقابل، اعتمادسازی و اصل عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر باشد. همین اصول، پایه بیانیه الجزایر ۱۹۸۱ را تشکیل می‌داد و امروز نیز می‌تواند مبنای بازسازی روابط دو کشور قرار گیرد. اگر این روند ادامه پیدا کند، امکان آن وجود دارد که ایران و آمریکا، نه به عنوان متحد، بلکه به عنوان دو کشوری که اختلافات خود را از طریق سازوکار‌های عادی دیپلماتیک مدیریت می‌کنند، وارد مرحله‌ای جدید از روابط شوند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha