۶۰ روزی که میتواند مسیر دولت را تغییر دهد؛ چرا روزهای سخت پزشکیان تازه آغاز شده؟
رویداد۲۴| گاهی پایان یک بحران، آغاز بحرانی پیچیدهتر است. دولت مسعود پزشکیان امروز دقیقاً در چنین وضعیتی قرار دارد. اگر تا چند هفته پیش، اولویت اصلی جلوگیری از گسترش درگیری نظامی و بازگرداندن کشور به مسیر دیپلماسی بود، اکنون مسئله تغییر کرده است. آتشبس نسبی برقرار شده، تفاهمی میان تهران و واشنگتن شکل گرفته و میانجیها از ادامه گفتوگوها سخن میگویند؛ اما حالا دولت با پرسشی بزرگتر روبهروست: چگونه باید این فرصت شکننده را به یک دستاورد پایدار تبدیل کرد؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که شرایط امروز با همه دورههای پیشین مذاکرات تفاوت دارد. نه فضای داخلی همان فضای برجام است و نه اقتصاد ایران تابآوری سالهای گذشته را دارد. از سوی دیگر، دونالد ترامپ نیز برخلاف دور نخست ریاستجمهوری خود، میخواهد هرگونه پیشرفت در پرونده ایران را به عنوان موفقیتی برای دولتش معرفی کند. در چنین شرایطی، هر تصمیم تهران میتواند همزمان پیامد سیاسی، اقتصادی و امنیتی داشته باشد.
عبور از بحران جنگ، ورود به بحران تصمیم
در هفتههای گذشته، مهمترین هدف دولت جلوگیری از گسترش تنش نظامی بود؛ هدفی که با میانجیگری کشورهای منطقه و شکلگیری تفاهم اولیه تا حدی محقق شد. اما اکنون مسئله اصلی دیگر جنگ نیست، بلکه کیفیت تصمیمهایی است که باید در هفتههای آینده گرفته شود.
دولت باید مشخص کند تا چه اندازه حاضر است روند مذاکرات را جلو ببرد، چگونه از فرصت ایجادشده برای کاهش فشار اقتصادی استفاده کند و همزمان چگونه از تبدیل شدن مذاکرات به یک بحران سیاسی در داخل کشور جلوگیری کند.
به بیان دیگر، اگر تا دیروز مهمترین دغدغه جلوگیری از شلیک موشک بود، امروز مهمترین چالش، انتخاب میان گزینههایی است که هر کدام هزینههای خاص خود را دارند.
۶۰ روزی که فقط برای تهران تعیینکننده نیست
پس از تفاهم اولیه، صحبت از یک بازه زمانی ۶۰ روزه برای تدوین چارچوب توافق نهایی مطرح شد. در ظاهر، این ضربالاجل بیش از همه متوجه ایران به نظر میرسد، اما واقعیت پیچیدهتر است.
اظهارات اخیر جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، که تفاهم اولیه را «پیروزی برای آمریکا» توصیف کرد، نشان میدهد کاخ سفید نیز انگیزه سیاسی مهمی برای پیشبرد این روند دارد. دولت ترامپ میخواهد نشان دهد سیاست فشار و مذاکره همزمان، نتیجه داده است و این پرونده را به عنوان یکی از دستاوردهای سیاست خارجی خود معرفی کند.
به همین دلیل، برخلاف تصور رایج، فشار زمان فقط بر تهران نیست؛ واشنگتن نیز برای حفظ این روند، انگیزه و محدودیت زمانی دارد. همین مسئله میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید. فرصت از آن جهت که ایران میتواند از نیاز آمریکا برای گرفتن امتیاز متقابل استفاده کند و تهدید از آن رو که هر وقفه یا تنش تازه، ممکن است کل روند را متوقف کند.
اقتصاد دیگر با خبر آرام نمیشود
یکی از مهمترین تفاوتهای امروز با سالهای گذشته، رفتار بازار است. در دورههای پیشین، انتشار هر خبر مثبت یا منفی درباره مذاکرات، بلافاصله در نرخ ارز، بورس و بازارهای مالی بازتاب پیدا میکرد. اما اکنون این واکنشها به مراتب محدودتر شده است.
دلیل این تغییر روشن است؛ فعالان اقتصادی دیگر صرف خبر مذاکره را نشانه گشایش نمیدانند. تجربه سالهای گذشته به بازار آموخته که میان اعلام توافق، اجرای آن و اثرگذاری واقعی بر اقتصاد، فاصلهای طولانی وجود دارد.
این یعنی دولت دیگر نمیتواند تنها با خبرهای امیدوارکننده، انتظارات اقتصادی را مدیریت کند. آنچه برای بازار اهمیت دارد، نتیجه عملی مذاکرات، کاهش واقعی محدودیتهای بانکی، افزایش فروش نفت و بازگشت ایران به شبکه مالی بینالمللی است؛ مسیری که حتی در صورت توافق نیز یکشبه طی نخواهد شد.
مخالفان دولت نیز وارد مرحله تازهای شدهاند
فشار بر دولت تنها از بیرون مرزها نیست. در داخل نیز مخالفان هرگونه توافق با آمریکا، تحولات اخیر را با حساسیت دنبال میکنند. انتقادهای تند برخی جریانهای اصولگرا و رسانههایی مانند کیهان نشان میدهد که هر گام دولت در مسیر مذاکرات، با واکنش سیاسی روبهرو خواهد شد.
با این حال، مسئله فقط مخالفت با مذاکره نیست. بخش مهمی از رقابت سیاسی امروز بر سر این است که موفقیت یا شکست احتمالی این روند، به نام چه کسی ثبت شود. اگر مذاکرات به کاهش فشارهای اقتصادی منجر شود، دولت پزشکیان دستاوردی مهم به دست خواهد آورد و اگر این روند شکست بخورد، مخالفان آن را نشانه ناکارآمدی دولت معرفی خواهند کرد. از همین رو، دولت باید همزمان دو میدان متفاوت را مدیریت کند؛ میز مذاکره در خارج و رقابت سیاسی در داخل.
آزمونی فراتر از یک توافق
دولت پزشکیان اکنون در موقعیتی قرار گرفته که موفقیت آن تنها به نتیجه مذاکرات وابسته نیست. حتی اگر گفتوگوها ادامه پیدا کند، دولت باید بتواند از این فرصت برای کاهش فشار اقتصادی، حفظ اجماع داخلی و جلوگیری از بازگشت تنشهای امنیتی استفاده کند.
به همین دلیل، شاید عنوان «مذاکرات ایران و آمریکا» دیگر برای توصیف شرایط کنونی کافی نباشد. آنچه امروز در جریان است، آزمونی برای توانایی دولت در مدیریت همزمان سه بحران است؛ بحران سیاست خارجی، بحران اقتصاد و بحران سیاست داخلی.
۶۰ روزی که میتواند آینده دولت را تعیین کند
شاید مهمترین ویژگی مقطع کنونی این باشد که برخلاف هفتههای پرالتهاب جنگ، اکنون تصمیمها جایگزین واکنشها شدهاند. دولت دیگر در موقعیت پاسخ دادن به بحران نیست، بلکه باید برای آینده تصمیم بگیرد؛ تصمیمهایی که نتیجه آنها نه فقط در روابط ایران و آمریکا، بلکه در بازار، سیاست داخلی و سرمایه اجتماعی دولت نیز دیده خواهد شد.
به همین دلیل، ۶۰ روز پیشرو را نمیتوان صرفاً یک ضربالاجل دیپلماتیک دانست. این بازه زمانی، شاید مهمترین آزمون دولت مسعود پزشکیان از زمان آغاز به کارش باشد؛ آزمونی که موفقیت یا شکست آن، میتواند مسیر باقیمانده دولت را تا سالهای آینده تحت تأثیر قرار دهد.