تاریخ انتشار: ۱۱:۴۰ - ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

سقوط آزاد صداوسیما | چرا دامنه انتقاد از رسانه ملی به درون حاکمیت رسید؟

صداوسیما سال‌هاست با کاهش مخاطب و افت اعتماد عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند، اما موج انتقاد‌های اخیر از سوی عالی‌ترین مقامات کشور، بار دیگر بحران مرجعیت این رسانه را به صدر بحث‌ها آورده است. مرور نشانه‌های این روند نشان می‌دهد که مسئله اصلی صداوسیما نه کمبود امکانات، بلکه فاصله گرفتن از اصولی، چون بی‌طرفی، تنوع دیدگاه‌ها و روایت منصفانه واقعیت است.
صداوسیما

رویداد۲۴| مهران امیرحسینی، مدرس دانشگاه نوشت: به یغما و حراج‌رفتن آبروی صداوسیما از روزی آغاز شد که جامعه دیگر آن را رسانه‌ی خود ندانست. از روزی که شأن رسانه‌ی ملی به سمپاتِ گروهکی تنزل یافت که امتحان خود را به نظام و مردم پس دادند. از روزی اغاز شد که با نشنیدن و بازتاب ندادن صدا‌های اقشار مختلف ناخواسته یا خواسته شبکه‌های معاند خارجی را پر‌بیننده کرد. بحران امروز حاصل کاشت بادی است که سال‌ها پیش اغاز و امروز طوفانی به‌پا کرده همه دوستداران ایران را آشفته ورنجور کرده است. کاهش بیننده و ریزش مخاطب فقط بخش کوچکی از اصل ماجراست. مسئله‌ی اصلی افول مرجعیّت رسانه‌ای سازمانی است که قرار بود صدای همه‌ی ایرانیان باشد.

امروز در جایی ایستاده‌ایم که در نگاه عموم جامعه صداوسیما بیش از آنکه نقشی فراگیر و ابزاری برای وفاق ملی ایفا کند به تریبونی برای یک فرقه سیاسی خاص تبدیل شده است. روزگاری منتقدان این رسانه عمدتاً بیرون از حاکمیت بودند ولی امروز بخش چشمگیری از انتقاد‌ها از درون ساختار رسمی کشور مطرح می‌شود. این تغییر مرز‌های هشدار را رد کرده است. سقوط ازادی که دیگر نمی‌توان آن را با بیانیه یا تکذیب یا تغییر چند مدیر متقوف کرد.

نشانه‌های این تنزل را در کمتر از یک هفته به وضوح دیدیم. رئیس‌جمهور از عملکرد صداوسیما انتقاد کرد. رئیس جمهوری که در فضای جنگی کشور باید بی رحمی‌های داخلی هم تحمل کند. وزیر امور خارجه نسبت به فضاسازی علیه دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکره‌کننده اعتراض نمود. بازتاب ناقص بخش‌هایی از سخنان رئیس قوه‌ی قضائیه درباره‌ی حمایت از تلاش‌های دولت نیز به موضوع بحث تبدیل شد. هر یک از این رویداد‌ها به‌تنهایی قابل‌بررسی است. اما در کنار هم تصویری روشن می‌سازند. مسئله دیگر یک برنامه یا یک مجری یا حتی یک رئیس سازمان نیست. مسئله رویکردی است که سال‌هاست فاصله‌ی صداوسیما با افکار عمومی را بیشتر کرده است.

صداوسیما سال‌هاست از این پرسش ساده فرار می‌کند که چرا دایره‌ی منتقدانش هر روز گسترده‌تر می‌شود. این پرسش امروز بیش از هر زمان دیگری جدی شده است. چرا که کشور با پرونده‌های حساس سیاست خارجی روبه‌روست. در چنین شرایطی انتظار می‌رفت رسانه‌ی ملی میان نقد و تخریب مرز روشنی قائل باشد. نقد تصمیم‌های دولت و دستگاه دیپلماسی حق هر رسانه‌ای است. اما تبدیل شدن برخی برنامه‌ها به میدان حمله به مذاکره‌کنندگانی که مسئولیت رسمی و قانونی بر عهده دارند پرسش‌های جدی درباره‌ی کارکرد رسانه‌ی ملی ایجاد می‌کند. رسانه‌ای که در بزنگاه‌های حساس به جای تقویت گفت‌وگوی ملی بر شکاف‌های سیاسی می‌افزاید ناگزیر با پرسش درباره‌ی نقش خود روبه‌رو خواهد شد.

ماجرای بازتاب ناقص سخنان رئیس قوه‌ی قضائیه نیز از همین جنس بود. اگر سخنان عالی‌ترین مقامات کشور نیز با گزینش رسانه‌ای مواجه شود مخاطب حق دارد بپرسد معیار انتشار خبر چیست. واقعیت یا سلیقه؟ این پرسشی است که پاسخ به آن برای آینده‌ی مرجعیّت صداوسیما مهم‌تر از هر آمار مخاطبی است.

اما مشکل صداوسیما کمبود امکانات یا اعتبارات نیست. مشکل از دست رفتن اعتماد است. اعتماد را نمی‌توان با بودجه خرید. نمی‌توان با بخشنامه بازگرداند. نمی‌توان با تبلیغات احیا کرد. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مخاطب احساس کند رسانه پیش از هر چیز خود را متعهد به روایت منصفانه‌ی واقعیت می‌داند. حتی اگر آن واقعیت با نگاه مدیرانش همسو نباشد.

سال‌هاست به جای اصلاح ساختار صورتِ مسئله پاک می‌شود. به جای شنیدن نقد منتقد زیر سؤال می‌رود. به جای پذیرش خطا همه‌چیز به سوءبرداشت مخاطب نسبت داده می‌شود. نتیجه‌ی این رویکرد روشن است. هرچه صداوسیما بیشتر بر روایت واحد اصرار کرده مخاطبان بیشتری روایت‌های دیگر را جست‌و‌جو کرده‌اند.

مسئله‌ی صداوسیما فقط یک مسئله‌ی رسانه‌ای نیست. مسئله‌ای است مرتبط با اعتماد عمومی و کیفیت گفت‌وگوی ملی که به بحران دامن زده است. رسانه‌ای که قرار بود محل تلاقی صدا‌های گوناگون باشد اگر نتواند این نقش را ایفا کند حتی با در اختیار داشتن گسترده‌ترین امکانات نیز جایگاه مرجع خود را بازنخواهد یافت.

عنوان «رسانه‌ی ملی» را قانون به صداوسیما داده است. اما اعتبار این عنوان را مردم می‌بخشند. این اعتبار نه با اجبار به دست می‌آید و نه با تکرار. تنها راه بازگشت آن بازگشت به اصول اولیه است. انصاف. تنوع دیدگاه‌ها. احترام به حق مخاطب برای شنیدن همه‌ی روایت‌های معتبر. مردم از رسانه‌ی ملی جز راستی و انصاف انتظاری ندارند. اگر این دو نباشند هیچ امکاناتی نمی‌تواند جای خالی اعتماد را پر کند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: صداوسیما ، رسانه ملی
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha