تاریخ انتشار: ۱۰:۱۸ - ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

هزینه‌تراشی خبرگزاری اصولگرا؛ چرا تسنیم سراغ ترور ملانیا ترامپ رفت؟

خبرگزاری تسنیم در ویدئوی جنجالی با عنوان «ملانیا ترامپ کجا و چگونه در دسترس است؟» رسما نقشه ترور همسر ترامپ را کشیده است؛ اقدامی هزینه‌ساز برای کشور که به سرعت مورد استقبال رسانه‌های بیگانه قرار گرفت.

ملانیا

رویداد۲۴| مردم می‌پرسند که «تکلیف جنگ چه می‌شود؟»، «دلار امروز چند شده؟»، «معوقات بازنشستگان کی داده می‌شود؟»، «آمریکا دیشب جایی را نزده؟»، «دارو‌های کمیاب را از کجا پیدا کنیم؟»، «اگر بنزین گران شود، چه کنیم؟» و ...؛ خبرگزاری تسنیم، اما گویی که در دنیای دیگر سیر می‌کند، دنبال پاسخ به سوالات دیگری است؛ مثلا «ملانیا را کجا بکشیم؟»!

این خبرگزاری، درست در شرایطی که جامعه و اقتصاد ایران زیر بار فشار‌های سنگین و التهابات منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش، تنش‌زدایی و دیپلماسی هوشمندانه است، با انتشار یک ویدیوی جنجالی و سراسر تهدید علیه خانواده رئیس‌جمهور آمریکا، بار دیگر زنگ خطر «هزینه‌تراشی‌های خودسرانه» را به صدا درآورده است. اقدامی که نه تنها هیچ آورده‌ای برای اقتدار و امنیت ملی ندارد، بلکه با کج‌سلیقگی تمام، به خوراکی لذیذ برای رسانه‌های معاند و پیشبرد پروژه ایران‌هراسی تبدیل شده است.

کد ویدیو

توهم اطلاعاتی با جست‌و‌جو در گوگل

ماجرا از آنجا آغاز شد که خبرگزاری تسنیم در ویدیویی با عنوان «ملانیا ترامپ کجا و چگونه در دسترس است؟»، به تشریح رفتار، عادت‌ها، محل‌های رفت‌وآمد و خرید‌های همسر دونالد ترامپ پرداخت. راوی این ویدیو با لحنی حماسی و با ادعای دسترسی به «اسناد شبکه‌های امنیتی ناشناس و تصاویر ماهواره‌ای»، راهکارهایی، چون آلوده کردن لباس‌های او در فروشگاه‌های معروف نیویورک را مطرح کرده و در نهایت با خط‌ونشان کشیدن برای بارون ترامپ، پسر وی، به این نمایش پایان می‌دهد.

اما طنز تلخ ماجرا اینجاست که آنچه به عنوان «دستاورد پیچیده امنیتی» به خورد مخاطب داده شده، در واقع اطلاعاتی دم‌دستی و عمومی است که بار‌ها در مجلات مد، وب‌سایت‌های خبری و مصاحبه‌های طراحان لباس در روزنامه‌هایی، چون نیویورک‌تایمز منتشر شده است. پیدا کردن نام فروشگاه‌هایی، چون «دیور» و «مایکل کورس» یا آگاهی از پروتکل‌های عادی محافظت از شخصیت‌ها، نیازی به تصاویر ماهواره‌ای و نفوذ امنیتی ندارد؛ کافی است یک جستجوی ساده در اینترنت انجام شود. با این حال، بسته‌بندی این اطلاعات عمومی در قالب یک «تهدید رسمی»، پیامد‌های حقوقی و سیاسی بسیار سنگینی برای کشور به همراه دارد و می‌تواند در مجامع بین‌المللی به عنوان مصداق بارز تحریک به خشونت علیه مقامات رسمی مورد پیگرد قرار گیرد.

پاس گل طلایی به رسانه‌های خارج‌نشین و التهاب در داخل

همان‌طور که انتظار می‌رفت، این ویدیو به سرعت در فضای مجازی وایرال شد و به تیتر یک رسانه‌های خارج‌نشین راه یافت. در شرایطی که دستگاه دیپلماسی کشور در تلاش برای مدیریت تنش‌هاست، چنین محتوایی دقیقا پازل رسانه‌ای مخالفان را تکمیل می‌کند. آنها با استناد به همین ویدیوی غیرحرفه‌ای، تصویری رادیکال و غیرمنطقی از ایران به افکار عمومی جهان مخابره می‌کنند.

سوال اینجاست که آیا سازندگان این ویدیو متوجه نیستند که هر فریم از این دست تولیدات، چگونه می‌تواند بهانه‌ای برای تشدید فشار‌ها و ایجاد التهاب در بازار‌های داخلی شود؟ بازار‌هایی که با هر سیگنال منفی و تهدیدآمیز خارجی، دچار تلاطم شده و معیشت روزمره مردم را هدف قرار می‌دهند. حتی صدای فعالان مجازی جریان اصولگرا نیز از این میزان بی‌تدبیری درآمده است؛ چنانکه قربانعلی صلواتیان در نقدی صریح، این اقدام را «هزینه‌زا و بدون دلیل» خواند و به درستی اشاره کرد: «آنکه می‌خواهد ترور کند، جار نمی‌زند. جلوی این خودنمایی‌های هزینه‌زا را باید گرفت.»

تغییر سیبل؛ از ترامپ به همسر و خانواده‌اش

نگاهی به پیشینه این جریان رسانه‌ای، پرده از یک رویه هیجانی و فاقد استراتژی برمی‌دارد. تا همین دیروز، رسانه‌های اصولگرا و چهره‌های تندرو، مستقیماً از تقابل و حتی ترور شخص دونالد ترامپ دم می‌زدند. فراموش نکرده‌ایم که در جریان سفر پیشین ترامپ به ترکیه، چگونه برخی نمایندگان رادیکال مجلس و تریبون‌های هم‌سو، بی‌محابا خواستار هدف قرار دادن او شدند؛ مواضعی که واکنش‌های تند مقامات آمریکایی را در پی داشت و به آن سیزده شب حمله به جنوب ایران ختم شده و هزینه‌های گزافی را روی دست کشور گذاشت. حالا به نظر می‌رسد این جریان، سیبل خود را به سمت همسر و خانواده ترامپ تغییر داده است؛ تنزلی اخلاقی و رسانه‌ای که نه تنها شجاعانه نیست، بلکه در عرف بین‌الملل نیز به شدت مذموم است.

غیبت معنادار نهاد‌های نظارتی

در نهایت، انتقاد اصلی نه صرفاً به یک رسانه خاص، بلکه به استاندارد‌های دوگانه در برخورد با تخلفات رسانه‌ای و غیبت نهاد‌های ناظر است. پرسش افکار عمومی این است که دستگاه‌های ناظر دقیقاً کجا هستند؟ اگر یک رسانه مستقل یا اصلاح‌طلب تنها یک‌دهم چنین محتوای هزینه‌زا و بحران‌آفرینی را منتشر می‌کرد، آیا هیئت نظارت بر مطبوعات با همین سکوت و مماشات از کنار آن می‌گذشت؟ پس چرا آقای مجری در تلویزیون داوطلب ترور ترامپ شده و خبرگزاری نزدیک به نهاد‌های خاص نقشه ترور ملانیا را می‌کشد، خبری از برخورد و نظارت نیست؟

چرا ماشین تولید بحران در برخی رسانه‌های خاص، بدون هیچ ترمزی به حرکت خود ادامه می‌دهد؟ تا زمانی که مسئولیت‌پذیری در قبال منافع و امنیت روانی جامعه، جای خود را به خودنمایی‌های رادیکال بدهد، تاوان این بی‌تدبیری‌ها را دیپلماسی کشور و مردمی پس خواهند داد که در آرزوی ثبات و آرامش‌اند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha