تاریخ انتشار: ۲۰:۱۷ - ۱۹ مرداد ۱۴۰۵

حسین مرعشی: جمهوری اسلامی نمی‌تواند با ادبیات و فرهنگ دهه ۶۰ کشور را اداره کند | مردم می خواهند با عزت و با آبرو و به خوبی زندگی کنند

مرعشی معتقد است: «مسئله واقعی کشور جنگ نیست بلکه اقتصاد است». به اعتقاد او، جامعه‌ای که در دوره جنگ مقاومت کرده اکنون انتظار دارد، مسائل اقتصادی و معیشتی آن در اولویت قرار گیرد: «حالا دیگر جنگ تمام شده است؛ باید این مردم را اداره کرد و مشکلات آنها را حل کرد. نمی‌شود مردم پس از جنگ با تورم ۵۰ یا ۶۰ درصدی مواجه باشند.
مرعشی

مرعشی
رویداد۲۴|
جنگ تمام شده اما صورت‌مسئله ایران تازه عوض شده است. اگر در ماه‌های گذشته، مسئله اصلی کشور چگونه مقاومت کردن و چگونه پاسخ دادن بود حالا سؤال مهم‌تری روی میز است: با دستاوردهای جنگ چه باید کرد؟ آیا قرار است، قدرت نظامی همچنان در خدمت ادامه تنش باشد یا به اهرمی برای رسیدن به صلح و باز کردن گره اقتصاد تبدیل شود؟ این همان نقطه‌ای است که به نظر می‌رسد، مسیر آینده ایران را تعیین می‌کند؛ مسیری میان تداوم وضعیت جنگی و بازگشت به زندگی عادی.

سیدحسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران در گفت وگو با «ایسنا»، جنگ اخیر را نه یک شکست بلکه تجربه‌ای می‌داند که ایران از آن با دو دستاورد «نظامی» و «سیاسی» بیرون آمده است. اما همزمان هشدار می‌دهد که نمی‌توان همزمان در زمین جنگ و صلح بازی کرد. قدرتی که در میدان ساخته شده، اگر قرار است دستاوردی برای کشور داشته باشد باید در نهایت به صلح، ثبات و بهبود زندگی مردم تبدیل شود.

مرعشی، نقطه شروع روایت خود را به جنگ اختصاص می‌دهد؛ جنگی نامتقارن که در آن ایران با قدرت‌های نظامی بزرگ‌تر از خود مواجه بود اما توانست در برابر آنها مقاومت کند و این پایداری را به دستاوردی سیاسی تبدیل کند. او می‌گوید: «ما به پیروزی نظامی و سیاسی دست پیدا کردیم. در پیروزی نظامی با یک جنگ نامتقارن، با یکی از بزرگ‌ترین ارتش‌های دنیا و یکی از قوی‌ترین ارتش‌های خاورمیانه پنجه در پنجه انداختیم و توانستیم، مقابله کنیم».

این پیروزی به‌زعم او بدون هزینه نبوده است. فقدان رهبر شهید، فرماندهان ارشد و شهادت مردم، بخشی از بهای جنگ بوده؛ اما از نگاه مرعشی، نتیجه مهم‌تر، اثبات توان مقاومت ایران و وادار کردن طرف مقابل به رسیدن به توافق بوده است. به این ترتیب میدان جنگ و میز دیپلماسی در این روایت دو مرحله از یک فرآیندند؛ نخست اثبات توان ایستادگی و سپس تبدیل آن توان به دستاورد سیاسی. دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران می‌گوید: «ما در جبهه‌ها توانستیم، پایداری ایران را به اثبات برسانیم و در عرصه دیپلماسی نیز توانستیم آن دستاوردها را تثبیت کنیم».

دبیرکل حزب سازندگی ایران در همین چارچوب، قرارداد ۱۴ ماده‌ای میان ایران و آمریکا را به‌عنوان یکی از مصادیق این دستاورد سیاسی مطرح می‌کند؛ توافقی که به گفته او، بخش عمده مفادش به نفع ایران بوده است. او می‌گوید: «حتی یکی از بزرگان وزارت خارجه تعبیری داشتند که از ۱۴ بند ۱۳ بند آن به نفع ایران بوده است. این دستاورد سیاسی مهمی بود».

توافق و دو آفتی که آن را تهدید می‌کند
مرعشی معتقد است، توافق به‌دست ‌آمده با دو آفت مهم روبه‌رو بوده است. به گفته او، نخستین آفت، مخالفت اسرائیل و بنیامین نتانیاهو با توافق بوده است؛ مخالفتی که به تعبیر او صرفاً مخالفتی سیاسی نیست و می‌تواند از مسیرهای مختلف بر روند تصمیم‌گیری اثر بگذارد. از نگاه مرعشی، ایران با دشمنی مواجه است که علاوه بر توان نظامی از نفوذ رسانه‌ای و سیاسی نیز برخوردار است و می‌تواند حتی بخشی از ایده‌های خود را به شکل غیرمستقیم در فضای داخلی ایران مطرح کند. او این وضعیت را با یک تجربه تاریخی مقایسه می‌کند؛ تجربه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در پایان جنگ ایران و عراق.

مرعشی با یادآوری سال ۱۳۶۷ می‌گوید، پس از پذیرش قطعنامه، عراق بار دیگر حملات خود را آغاز کرد و حتی در بخش‌هایی از مناطق جنوبی کشور پیشروی کرد. در آن زمان برخی به دنبال آن بودند که دوباره از امام مجوز ادامه جنگ بگیرند اما امام خمینی با تأکید بر اینکه «همان‌طور که در جنگ مصمم بودم در صلح هم مصمم هستم» اجازه نداد، ایران وارد بازی تحریک‌آمیز عراق شود.

از نگاه مرعشی این تجربه تاریخی برای شرایط امروز نیز اهمیت دارد. وقتی توافقی حاصل شده و امکان‌هایی برای ایران ایجاد شده است نباید هر تخلف یا تحریک طرف مقابل، کشور را بلافاصله وارد مرحله جدیدی از تقابل نظامی کند. او با اشاره به مفاد توافق ۱۴ ماده‌ای می‌گوید، این توافق اجازه صادرات نفت ایران، صادرات کالاهای پتروشیمی و دسترسی دولت ایران به درآمدهای حاصل از آن را فراهم می‌کند همچنین ترتیباتی را درباره فعالیت دریایی ایران و تنگه هرمز در نظر گرفته است. بنابراین اگر طرف آمریکایی در بخشی از توافق تخلف کند به اعتقاد مرعشی، نخستین گزینه الزاماً پاسخ نظامی نیست و می‌توان از ظرفیت دیپلماسی برای مقابله با آن استفاده کرد. او تأکید می‌کند که توافق، یک دوره ۶۰ روزه داشته و در زمان بروز اختلاف نیز ۳۵ روز از این مهلت باقی مانده بود؛ بنابراین ایران می‌توانست در همین فرصت، مبارزه دیپلماتیک خود را ادامه دهد و بدون ورود به مرحله جدید نظامی، پاسخ طرف آمریکایی را در عرصه سیاسی و دیپلماتیک بدهد.

مرعشی در ادامه، یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های خود را «بی‌نظمی در تصمیم‌گیری» می‌داند؛ وضعیتی که به گفته او این وضعیت می‌تواند هر توافقی را، چه از سوی آمریکا و چه از سوی ایران، مخدوش کند. او معتقد است در چنین شرایطی ایران باید بیش از هر زمان دیگری به سازوکارهای قانونی تصمیم‌گیری پایبند باشد. از نگاه او، «مرجع تصمیم‌گیری درباره مسائل مهم امنیتی و راهبردی کشور، شورای عالی امنیت ملی است و مصوبات این شورا نیز باید به تأیید رهبری برسد».

او بر همین اساس معتقد است هر مسئله‌ای، از بدعهدی طرف آمریکایی گرفته تا تجاوز یا هر اقدام دیگر باید در این چارچوب بررسی شود، راهکارهای مقابله با آن تدوین شود، هزینه و فایده اقدامات سنجیده شود سپس تصمیم نهایی در مسیر قانونی اتخاذ شود. از نگاه دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران «هر نوع اختلال و هر نوع بی‌نظمی و هر نوع حرکت سرخود توسط هر کس که باشد برای شرایط امروز ایران بسیار مضر است» و می‌تواند، دستاوردهای مقاومت و پیروزی سیاسی حاصل از آن را تضعیف کند.

«هم جنگ، هم صلح»؛ نسخه‌ای که جواب نمی‌دهد
اما مسئله اصلی پس از پایان جنگ، انتخاب راهبرد آینده است. مرعشی معتقد است، ایران نمی‌تواند همزمان برای جنگ و صلح برنامه‌ریزی کند و قدرت خود را در دو مسیر متضاد به کار گیرد. او می‌گوید: «باید ببینیم جنگ برایمان خوب است یا صلح؛ باید ببینیم قدرتمان را باید برای مصالحه از آن استفاده کنیم یا برای ادامه جنگ؛ دو کار را با هم نمی‌شود کرد». به باور مرعشی حتی وضعیت «نه جنگ و نه صلح» نیز برای کشور پرهزینه است و نمی‌تواند به‌ عنوان یک وضعیت پایدار ادامه پیدا کند. بنابراین باید تکلیف راهبرد کشور روشن شود: «ما باید مصمم باشیم از قدرت خود برای صلح استفاده کنیم».

در این میان، تنگه هرمز نیز در تحلیل او نه صرفاً یک ابزار فشار نظامی بلکه یک «برگ برنده» است که باید برای رسیدن به صلح مورد استفاده قرار گیرد. مرعشی نسبت به ایده‌ای که همزمان مذاکره و ادامه تنش نظامی را دنبال می‌کند، هشدار می‌دهد: «الان یک تفکری داریم که در واقع دارد به یک کار غیرممکن دامن می‌زند؛ اینکه هم مذاکره کنیم و هم آتش را تا حدی شعله‌ور نگه داریم. این خطاست، این یک خطای راهبردی است».

انتقام هم باید از فیلتر منافع ملی عبور کند
یکی از مهم‌ترین استدلال‌های مرعشی، تفکیک میان «پاسخ» و «منافع ملی» است. حتی اگر قرار باشد، انتقام شهادت فرماندهان و مردم گرفته شود این اقدام نباید به‌گونه‌ای باشد که هزینه‌ای بیشتر از ظرفیت کشور بر مردم تحمیل کند. او معتقد است: «شرط هر نوع انتقام‌گیری این است که با منافع ایران و منافع ملت ایران تضاد نداشته باشد» و تأکید می‌کند: «باید ببینیم، اصل چیست؟ اصل، مردم ایران هستند، کشور ایران است و جمهوری اسلامی است». از نگاه مرعشی هر اقدامی برای انتقام، تلافی یا پاسخ به دشمن باید با منافع ملی مردم ایران و منافع جمهوری اسلامی سازگار باشد و تشخیص این موضوع نیز باید در همان چارچوب قانونی شورای عالی امنیت ملی انجام شود. در این چارچوب، مرعشی جامعه ایران را نیز جامعه‌ای یکدست نمی‌داند: «مردم ایران در حال حاضر افکار و سلیقه‌های کاملاً متفاوتی دارند؛ عده‌ای به ‌شدت مخالف جنگ هستند، گروهی معتقدند باید با دنیا به توافق برسیم و گروهی نیز بر این باورند که هیچ توافقی به نفع ایران نیست. اکنون جامعه کاملاً قطبی و دو قطبی شده است اما همه این گروه‌ها، مردم ایران هستند». او در عین حال تأکید می‌کند که هیچ‌یک از این طیف‌ها را نمی‌توان به‌تنهایی نماینده تمام جامعه ایران دانست. مرعشی سپس به رفتار مردم در جریان جنگ اشاره می‌کند و می‌گوید: «بخشی از مردم به خیابان آمدند، مقاومت کردند و شب‌های زیادی شاید حدود چهار ماه در خیابان بودند و هنوز هم کم‌وبیش حضور دارند. آنها از کشورشان دفاع کردند علیه دشمنان ایران شعار دادند و بر مقاومت تأکید کردند. بخشی دیگر نیز که به خیابان نیامدند، شرایط را مراعات کردند، مصرف خود را کاهش دادند و اعتراض نکردند».

این رفتار اجتماعی، از نگاه مرعشی، در شرایطی رخ داده که بخش بزرگی از جامعه با فشار شدید معیشتی مواجه است. او با اشاره بهوضعیت اقتصادی مردم می‌گوید: «براساس آخرین نظرسنجی‌هایی که من دیدم، یک‌سوم مردم ایران یک سال است که گوشت قرمز نخورده‌اند». او ادامه می‌دهد: «خیلی از مردم ایران دخل و خرجشان با یکدیگر تناسب ندارد اما هیچ‌کس به هیچ سوپری هجوم نیاورد و هیچ‌کس به هیچ نانوایی هجوم نکرد». مرعشی این رفتار را نشانه‌ای از خویشتنداری جامعه می‌داند و تأکید می‌کند: «مردم حتی فقیرترین آنها که معیشت‌شان به ‌شدت تحت فشار قرار گرفته بود از خودشان متانت نشان دادند».

بازدارندگی فقط نظامی نیست
مرعشی بازدارندگی جمهوری اسلامی را نیز مفهومی فراتر از توان نظامی می‌داند. به اعتقاد او، یکی از پیام‌های جنگ اخیر این بوده که دشمن به این جمع‌بندی رسیده است که «نمی‌شود ایرانی‌ها را زد و در رفت». او تأکید می‌کند: «این امکان‌پذیر نیست. ایرانی‌ها از خودشان دفاع می‌کنند، ایرانی‌ها مصمم‌اند، ایرانی‌ها جدی‌اند و عزت خود را نمی‌فروشند». اما این بازدارندگی از نگاه مرعشی، زمانی پایدار خواهد شد که در کنار توان نظامی، مؤلفه‌هایی مانند اقتصاد قدرتمند و انسجام اجتماعی نیز تقویت شوند. او می‌گوید اگر در اوج حملات آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی نگران این بود که مخالفان و منتقدان نظام در خیابان علیه جمهوری اسلامی شعار بدهند، مقاومت کشور نمی‌توانست به شکل مطلوب شکل بگیرد. به گفته او، «همراهی مردم یکی از عناصر مهم قدرت ملی است».

مرعشی اما تأکید می‌کند که این همراهی پایدار نیست و تنها زمانی می‌تواند، دوام داشته باشد که رضایت عمومی شکل بگیرد. به باور او رضایت عمومی از مسیر مقابله با فساد، تقویت اقتصاد، سامان دادن به زندگی مردم و توجه به افکار عمومی حاصل می‌شود. او تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی نباید بیش از حد بر برخوردهای اجتماعی و مجازات‌ها تمرکز کند بلکه باید اقداماتی انجام دهد که به رضایت گسترده مردم منجر شود.

حالا نوبت اقتصاد است
مرعشی معتقد است: «مسئله واقعی کشور جنگ نیست بلکه اقتصاد است». به اعتقاد او، جامعه‌ای که در دوره جنگ مقاومت کرده اکنون انتظار دارد، مسائل اقتصادی و معیشتی آن در اولویت قرار گیرد: «حالا دیگر جنگ تمام شده است؛ باید این مردم را اداره کرد و مشکلات آنها را حل کرد. نمی‌شود مردم پس از جنگ با تورم ۵۰ یا ۶۰ درصدی مواجه باشند».

مرعشی ادامه می‌دهد: «این مردم انتظار ندارند، میان درآمد و هزینه‌هایشان عدم تناسب وجود داشته باشد. همچنین انتظار ندارند، شغل و کاری که از دست داده‌اند را نتوانند دوباره به دست آورند». از نظر او اقتصاد بدون سیاست خارجی مناسب نیز قابل اصلاح نیست. او تأکید می‌کند: «حل مسائل اقتصادی بدون پی‌ریزی مناسب برای تعامل با جهان و تلاش برای رفع تحریم‌ها امکان‌پذیر نیست».

مرعشی در ادامه، تصویری از توافق مطلوب برای ایران ارائه می‌کند. از نظر او، توافق خوب باید ضمن تضمین احترام به حاکمیت و امنیت ایران، زمینه بازگشت کشور به اقتصاد جهانی را فراهم کند. او معتقد است، آمریکایی‌ها نباید به خاک و حیثیت ایران تجاوز کنند و باید تحریم‌های ظالمانه را بردارند. در کنار آن، ایران باید بتواند با قدرت به بازار انرژی بازگردد، صادرات خدمات فنی و مهندسی خود را توسعه دهد، به فناوری‌های روز دنیا دسترسی داشته باشد و امکان حضور آزادانه در بازارهای جهانی را پیدا کند. به گفته مرعشی، ایران همچنین باید به منابع مالی ارزان در جهان دسترسی داشته باشد؛ مجموعه این عوامل می‌تواند، نتیجه یک توافق خوب برای کشور باشد.

ادبیات حکمرانی باید با ایران ۱۴۰۵ هماهنگ شود
یکی از بخش‌های مهم نگاه مرعشی به آینده ایران، تغییر نسل و ضرورت تغییر ادبیات حکمرانی است. او معتقد است، جمهوری اسلامی نمی‌تواند با ادبیات و فرهنگ دهه ۶۰ کشور را اداره کند زیرا جامعه ایران در این چهار دهه تغییرات عمیقی را تجربه کرده است. مرعشی با اشاره به آغاز دوره جدید رهبری می‌گوید همان‌طور که در سال ۱۳۶۸ شرایط ایران با سال ۱۳۴۲ تفاوت داشت و رهبری جدید نیز با مقتضیات متفاوتی روبه‌رو شد، در سال ۱۴۰۵ نیز نسل و جامعه ایران تغییر کرده است.

دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران می‌گوید، نسل امروز با نسل سال ۱۳۶۸ یکسان نیست؛ شهرنشینی افزایش یافته، سطح مدنیت رشد کرده، دسترسی مردم به اطلاعات و امکانات زندگی گسترش یافته و سبک زندگی تغییر کرده است.

او برای توضیح این تغییر به صنعت خودرو اشاره می‌کند و می‌گوید در سال ۱۳۶۷ حدود ۸۰۰۰ خودروی سواری در ایران تولید و فروخته شد، درحالی که امروز تولید خودرو به حدود یک‌ونیم میلیون دستگاه رسیده است. از نگاه او، این تغییرات نشان می‌دهد که جامعه امروز مطالبات متفاوتی دارد. مردم ایران می‌خواهند، کشورشان ساخته شود، فرزندانشان در مدارس و دانشگاه‌های خوب تحصیل کنند، دانشجویان امکان ارتباطات بین‌المللی داشته باشند، گردشگران خارجی به ایران بیایند و خود ایرانیان نیز بتوانند به جهان سفر کنند.

مرعشی تأکید می‌کند که زندگی کردن برای مردم ایران به یک مطالبه جدی تبدیل شده است: «همه مردم ایران دلشان نمی‌خواهد شهید بشوند. همه مردم ایران دلشان می‌خواهد با عزت و با آبرو و به خوبی زندگی کنند». او البته آمادگی مردم برای فداکاری در صورت نیاز کشور را نفی نمی‌کند اما معتقد است، اولویت جامعه امروز «زندگی کردن» است و جمهوری اسلامی باید این تغییر نسل، فرهنگ و ادبیات را به رسمیت بشناسد.

رشد اقتصادی بدون تعامل با جهان ممکن نیست
مرعشی دستیابی به رشد اقتصادی پایدار را نیز به رابطه ایران با جهان گره می‌زند. به گفته او، اقتصاد ایران با منابع فعلی حداکثر می‌تواند، رشد محدودی را تجربه کند و برای رسیدن به رشدهای بالاتر به ورود سالانه صدها میلیارد دلار منابع نیاز دارد. او تأکید می‌کند که این منابع باید به تولید منجر شوند و تولید نیز باید امکان حضور در بازارهای جهانی را داشته باشد. بنابراین ایران همزمان به فناوری، سرمایه‌گذاری ارزان و بازار نیاز دارد و همه اینها در تعامل با جهان قابل دستیابی است.

مرعشی بر بازسازی روابط با کشورهای همسایه و توسعه روابط در سطح نهادهای آسیایی تأکید می‌کند و معتقد است، ایران باید براساس منافع ملی با آمریکا، اروپا، چین و روسیه همکاری کند و به هیچ‌وجه به مصلحت کشور نیست که صرفاً با یک قطب اقتصادی جهان ارتباط داشته باشد. او حتی ظرفیت اقتصاد ایران را برای تجربه یک دوره طولانی رشد بالا قابل توجه می‌داند و معتقد است، کشور می‌تواند در یک دوره ۲۰ ساله رشد بالایی را تجربه کند و به یکی از قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شود.

رضایت عمومی و پذیرش تکثر سیاسی
مرعشی رضایت عمومی را یکی از پایه‌های قدرت ملی و بازدارندگی می‌داند و در این زمینه به ضرورت پذیرش تکثر سیاسی در ایران اشاره می‌کند. او معتقد است، پس از ۴۷ سال از پیروزی انقلاب باید پذیرفت که ایران کشوری چندوجهی است و جریان‌های فکری، سیاسی و اجتماعی مختلفی در آن حضور دارند. به گفته او، رهبری به جای اعمال یک خط سیاسی مشخص باید «برآیند خطوط واقعی کشور» را ترسیم کند. در این مدل، جریان‌های سیاسی مختلف باید براساس وزن اجتماعی خود که در انتخابات قابل سنجش است در ساختار سیاسی سهم داشته باشند. مرعشی می‌گوید: «نمی‌شود که هیچ جریانی را حذف کرد. اصلاح‌طلبان قابل حذف هستند؟ نه. جبهه پایداری که ما با آنها منتقد و رقیب هستیم هم بخشی از جامعه است». از نگاه او، راه‌حل، پذیرش مشارکت همه جریان‌هاست؛ به این معنا که هر گروه و جمعیتی متناسب با نفوذ اجتماعی خود در حکومت نقش داشته باشد.

سه اولویت برای ایران پس از جنگ
مرعشی برای آینده ایران پس از جنگ سه اولویت مشخص تعیین می‌کند: نخست، پی‌ریزی روابط خارجی براساس منافع ملی؛ دوم، دستیابی به رشد اقتصادی بالای ۸ درصد؛ و سوم، استقرار سازمان‌های سیاسی مسئول و احزاب فراگیر و نیرومند. او معتقد است یکی از مشکلات تاریخی ایران، ناتوانی در ایجاد سازمان سیاسی مؤثر برای تداوم توسعه بوده است. از نگاه او، حتی پس از دوره‌های موفق مدیریتی، کشور نتوانسته سازمانی سیاسی ایجاد کند که نیروها و شخصیت‌های مؤثر را به هم متصل کند و روند توسعه را به شکل پایدار ادامه دهد.

مرعشی برای توضیح ضرورت سازمان‌یافتگی از نمونه‌های غیرسیاسی مانند نظام پزشکی، وزارت بهداشت، سازمان غذا و دارو و نظام هوانوردی مثال می‌زند. به گفته او، سلامت کشور بدون مجموعه‌ای از سازمان‌ها، استانداردها، نهادهای نظارتی و نظام آموزشی قابل مدیریت نیست.

منبع:روزنامه سانزدگی

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha