حضرتی: مردم بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامیاند؛ ایران بیش از همیشه به گفتوگوی ملی نیاز دارد
رویداد۲۴| الیاس حضرتی در مطلبی با عنوان «برای ایران» در روزنامه اعتماد نوشت: مادر دستاوردهای انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی ایران بود که آن هم از سه عبارت تشکیل شده است: جمهوریت یعنی مردم و ملت؛ نقش مردم. اسلام یعنی مکتبی که با باورها و اعتقادات بالای ۹۸ درصد مردم سر و کار دارد؛ باور دارند، اعتقاد دارند، منسجمکننده ملت بوده است و ایران که با فرهنگ ایرانی، با نام ایران و عشق ایران تجلی پیدا میکند. به هر دلیلی بعد از انقلاب، چه در طول ۸ سال دفاع مقدس، چه بعد از آن، فرصت زیادی پیدا نشد که به عنصر سوم یعنی ایران به خوبی پرداخته شود. در جنگ ۱۲ روزه و در جنگ ۴۰ روزه، ملت ضمن گرامیداشت نقش اسلام که همیشه الهامبخش ملت بوده، همیشه منجی ملت بوده، همیشه منسجمکننده ملت بوده به عنصر ایرانی خودش هم به صورت پررنگتر از گذشته پرداخت.
در مقاطع حساس تاریخ، ملتها بیش از آنکه با شعار شناخته شوند، با نحوه مواجههشان با بحرانها تعریف میشوند. در چنین بزنگاههایی، آنچه یک جامعه را از پراکندگی به همبستگی میرساند، وجود یک نقطه اتکای مشترک است؛ نقطهای که همه تفاوتها و تمایزها را در خود جمع و توصیف میکند و از دل «ما»ی ملی را میسازد و برای ما ایرانیان، این نقطه اتکا چیزی نیست جز وطن؛ ایران عزیز، مفهومی فراتر از جغرافیا.
ایران، فقط یک جغرافیا نیست؛ فقط نام کشوری بر نقشه جهان هم نیست. ایران، خاطره مشترک، خانه ازلی، هویت فرهنگی و حافظه تاریخی ما ایرانیان است.
آنچه ایران را طی قرنها پابرجا نگه داشته، تنها قدرت نظامی یا ظرفیتهای اقتصادی نبوده است، بلکه پشتوانهای از فرهنگ، زبان، تاریخ، غیرت، تمدن و مردمی بوده که در برهههای سرنوشتساز، مسوولیت خود را در قبال وطنشان به خوبی شناختهاند.
رخدادهای اخیر نیز یک واقعیت انکارناپذیر را پیش روی ما قرار داد؛ بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی ایران، مردم هستند. مردمی که ممکن است درباره بسیاری از مسائل دیدگاههای متفاوتی داشته باشند، اما هنگامی که پای ایران در میان باشد، بر اشتراکات خود تکیه میکنند.
انسجام ملی، محصول شرایط اضطراری نیست که تنها در روزهای بحران به آن نیاز داشته باشیم. انسجام، فرآیندی مستمر است که بر پایه اعتماد عمومی، گفتوگوی ملی، احترام به تنوع دیدگاهها و احساس مشارکت همه اقشار جامعه شکل میگیرد. هر اندازه این مولفهها تقویت شوند، توان کشور برای عبور از چالشها نیز افزایش خواهد یافت.
من روزنامهنگارم؛ بیش از سی سال است که کارم شنیدن و نوشتن است. چه در سالهای جنگ هشتساله و چه پس از آن و همینطور حالا، تجربهای کسب کردهام که جزو ماندگارترین آموختههای من است: آنچه این کشور را در سختترین گردنهها نگه داشته، نه بیانیهها بوده و نه تریبونها، مردم بودهاند؛ مردمی که وقتی سقفی فرو میریزد، پیش از هر کس زیر آوار همسایه میروند.
در همین هفتهها، باز همان مردم را دیدهام که ستون شدهاند برای وطن و هر شب در خیابان قلب و روح و زبانشان، ایرانگویان است؛ و همچنین به عنوان سیاستمداری رسانهای که سالها در این عرصهها فعالیت داشتهام، معتقدم؛ نبرد روایتها، بخش تعیینکنندهای از معادلات قدرت شده است. از همین رو، مسوولیت رسانهها، دانشگاهها، نخبگان، فعالان فرهنگی، روابط عمومیها و همه کسانی که در شکلدهی افکار عمومی نقش دارند، بیش از گذشته اهمیت یافته است. روایت ایران باید دقیق، مسوولانه، عادلانه، منصفانه و امیدآفرین باشد؛ روایتی که واقعیتها را ببیند، مشکلات را انکار نکند و در عین حال سرمایه امید و اعتماد جامعه را نیز حفظ کند. تجربه توسعه در سایر کشورها هم نشان داده است که هرگاه سرمایه انسانی مجال نقشآفرینی یافته، مسیر پیشرفت نیز هموارتر شده است.
باید دقت کرد؛ سرمایه اجتماعی بدون اعتماد شکل نمیگیرد. اعتماد با توصیه و بخشنامه ایجاد نمیشود، بلکه حاصل شفافیت، پاسخگویی، عدالت، قانونگرایی و احترام به کرامت مردم است. هر سیاستی که اینگونه اعتماد را تقویت کند، در حقیقت به تقویت امنیت ملی و اقتدار کشور کمک کرده است. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به همدلی نیاز دارد؛ همدلی نه به معنای حذف تفاوتها، بلکه به معنای پذیرش این حقیقت که آینده این سرزمین، مسوولیتی مشترک است. هیچ جریان سیاسی، هیچ نسل و هیچ گروه اجتماعی به تنهایی نمیتواند بار توسعه ایران را بر دوش بکشد. در این میان، نسل جوان جایگاهی تعیینکننده دارد. نسلی که با اقتضائات متفاوتی رشد کرده، زبان ارتباطی دیگری دارد و انتظارش از حکمرانی و مشارکت اجتماعی تغییر یافته است. شنیدن این نسل و فراهم کردن زمینه حضور موثر او در عرصههای مختلف، برای آینده کشور، امتیازی مقطعی نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. امروز، بیش از هر زمان دیگر، به تقویت گفتوگوی ملی نیاز داریم؛ گفتوگویی که همه در آن حس کنند که شنیده میشوند. توسعه پایدار بدون گفتوگو ممکن نیست و گفتوگو نیز بدون احترام متقابل و پذیرش تفاوت دیدگاهها شکل نمیگیرد. اختلافنظر، اگر در چارچوب منافع ملی مدیریت شود، فرصتی برای تصمیمگیریهای آیندهنگرانهتر خواهد بود.
آنکه امروز روبهروی ماست، هیچ یک از ما نیست. روبهروی ما جنگ است؛ تعرض به خانه ایرانیان است؛ دستی است که آب را از کودک روستایی و خواب را از چشم بندرنشین گرفته و وطن ما را ویرانه میخواهد. برای ایران، همه ما در مقابل متجاوزان ایستادهایم و تا پای جان از خاکمان دست نمیکشیم.