کولایی: خزر اولویت ایران نبوده است | در زمان شوروی سهم ایران از خزر ۱۳ درصد قابل تصور بود

رویداد۲۴| «الهه کولایی» در همایش تخصصی بررسی سهم ایران از دریای کاسپین که روز دوشنبه از سوی انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد، با اشاره به اضافه شدن جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان به عنوان واحدهای مستقل در سطح نظام بینالملل به کشورهای ساحلی دریای خزر بعد از فروپاشی شوروی تصریح کرد: باتوجه به فضای جدیدی که در منطقه ایجاد شده، مباحث جدیدی هم مطرح می شود که مهمترین بحث در این چارچوب موضوع بهرهبرداری از انرژی دریای خزر است، زیرا در دوران اتحاد شوروی، جمهوری آذربایجان از قرن نوزدهم به هر حال از این منابع نفت و گاز و البته بیشتر نفت بهرهبرداری میکرد؛ به عنوان بخشی از اتحاد شوروی توجه به مساله انرژی وجود داشت ولی در نگاه کلان دریای خزر جایگاهی ویژه در تامین منابع انرژی به طور کلی نداشت.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه بحث انرژی و منابع زیر بستر دریاچه در اصل بعد از فروپاشی اتحاد شوروی مطرح میشود، گفت: این کشورها به شدت دچار مشکلات ناشی از نظام برنامهریزی متمرکز دوران اتحاد شوروی بودند و در شرایط استقلال به دنبال تامین منابع مالی آن هم از طریق منابع خودشان برآمدند و طبیعتا کالایی که در بازار جهانی قابل عرضه بود همین منابع انرژی بود. قزاقستان منابع عظیمی را در شمال دریای خزر از نفت و گاز در اختیار دارد، جمهوری آذربایجان که درگیر جنگ با ارمنستان در مسئله قره باغ بود به این منابع بسیار نیازمند بود، برای ترکمنستان هم مسأله بیشتر بحث حاکمیتی بود، زیرا یک پنجم منابع گاز جهان در اختیار این کشور قرار داشت، برای جمهوری اسلامی ایران که در جنوب این دریاچه قرار داشت موضوع بهرهبرداری از منابع دریای خزر با توجه به اینکه بخش ساحلی ایران عمیق است و فناوریهای جدید و پیشرفته برای استخراج و توسعه آن نیاز دارند، بیشتر جنبه حاکمیتی پیدا کرد.
وی ادامه داد: همچنین برای روسیه مسأله حفظ سلطه دوران اتحاد شوروی و نفوذ خود در این منطقه مهم بود که خیلی زود مورد توجه قرار گرفت؛ شاید در سال ۱۹۹۲ بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، مسکو توجه چندانی به این موضوع نداشت، نه به منطقه پیرامونی که مربوط به دوران اتحاد شوروی بود و نه به منطقه خزر؛ اما به تدریج با تحولاتی که اتفاق میافتد مسکو هم به این منطقه بسیار توجه و سعی میکند که نفوذ خودش را حفظ کند. لذا برای روسیه منابع دریای خزر بیشتر از این که ارزی و مالی باشد جنبه سیاسی- امنیتی و استراتژیک پیدا کرد.
در دوران اتحاد شوروی سهم ایران از دریاچه خرز ۱۳ درصد در ساحل ایران قابل تصور بود
این استاد دانشگاه با اشاره به این که یکی از موارد مورد توجه کشورهای ساحلی این بوده که تکالیف آنها در قبال این دریاچه و بهرهبرداری از آن چیست؟ گفت: طبیعی است که برای فهم این موضوع، اولین توجه به پیمانهای دوران اتحاد شوروی معطوف میشود که دو پیمان در واقع به دوران اتحاد شوروی مربوط میشود و مبنای رویکرد ایران و روسیه بود، آن پیمانها مربوط به سال ۱۹۲۱ قرارداد دوستی ایران و شوروی و ۱۹۴۰ در واقع قراردادی مربوط به کشتیرانی و ماهیگیری در دریای خزر است که هر دو این قراردادها در شرایطی شکل میگیرد که مسکو در شرایط خوبی نبوده است.
کولایی با اشاره به تحولات سال ۱۹۲۱ و پایان جنگ داخلی بعد از انقلاب اکتبر و سال ۱۹۴۰ در آستانه جنگ جهانی دوم گفت: شوروی درصدد بود تا مسائل خود را در منطقه حل و فصل کند، مایل بود که این حوزه را امن نگه دارد، از این رور تمایل داشت با ایران به توافقی برسد تا بتواند ایران را هم به نوعی کنترل کند، چون روابط ایران و شوروی روابط یک ابرقدرت با یک قدرت به هر حال متوسط و منطقهای بود که از قضا متحد آمریکا هم بود، به هر حال شوروی مایل نبود که ایران نفوذی در این دریاچه داشته باشد. بنابراین در دوران اتحاد شوروی این دو قرارداد روابط ایران و شوروی را شکل می دهد که در یک پیوستی به قرارداد ۱۹۴۰ است. در واقع مقام روسی اشاره میکند به اینکه خزر به عنوان دریای ایران و شوروی مبنا قرار گیرد و ۵۰ درصد برای ایران و ۵۰ درصد برای شوروی باشد. ولی واقعیت این است آنچه که در دریاچههای مرزی در مناطق مختلف جهان به عنوان مبنا قرار میگیرد و کشورهای ساحلی هم روی آن توافق میکنند، ساحل هر کدام از این کشورهاست، یعنی هر کدام از این کشورها به چه میزان ساحل دارند، بر اساس همان وارد مذاکره میشوند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: بر همین اساس در دوران اتحاد شوروی سهم ایران از دریاچه شاید مثلاً ۱۳ درصد در حد ساحل ایران قابل تصور بود، ولی طبق توافقهای بینالمللی و توافقی که در خطوط هوایی شکل میگیرد؛ خط حسین قلی ـ آستارا به عنوان مرز هوایی ایران و شوروی پذیرفته میشود؛ هواپیماها وقتی از خط حسین قلی ـ آستارا رد میشدند وارد فضای ایران شده بودند، بعد از فروپاشی اتحاد شوروی این بحث هم مطرح می شود که خط حسین قلی- آستارا مسیری است که به ایران تعلق دارد مابقی دریاچه برای آن چهار تا کشوری است که از شوروی باقی مانده اند.
انتظار میرفت کشورهای حوزه خزر به توافق های دوران اتحاد شوروی پایبند باشد
کولایی خاطرنشان کرد: واقعیت این است که همه کشورهای بازمانده از فروپاشی اتحاد شوروی چه روسیه و چه بقیه جمهوریهایی که نام برده شد، همه توافق کردند که به قراردادهای دوران اتحاد شوروی پایبند باشند و این مبنای تعامل و رفتار آنها و روابط شان با جهان قرار گرفت؛ بنابراین در حوزه دریای خزر هم انتظار میرفت که به تعهد خودشان پایبند باشند.
محیط زیست دریای خزر در معرض نابودی است
وی در بخش دیگری از این نشست اظهار کرد: این دریاچه ویژگی خیلی استثنایی و انحصاری در رابطه با اکوسیستم اش دارد. آبزیان بسیار نادر در آن زندگی میکردند، من فعل ماضی استفاده میکنم چون در طول این سه دهه بعد از فروپاشی شوروی و سه دههای که از بهرهبرداری بیشتر نفت و گاز دریای خزر گذشته، به شدت و به سرعت محیط زیست دریای خزر در حال نابود شدن است. همان سال ۹۰ و سالهای ۹۲ -۹۳ میلادی این بحث مطرح میشد که آیا خزر قربانی این منابع انرژی خواهد شد که شد. زیست دریای خزر به شدت صدمه خورد. در سالهای بعد و با پیشنهاد جمهوری اسلامی در نشست اول سران و در سالهای اول بعد از فروپاشی این بود که یک سازمان تشکیل شود که کشورهای ساحلی دریای خزر به حل و فصل مسائل این دریاچه بپردازند و حقوق و تکالیف شان را با در نظر داشتن حفظ محیط زیست دریای خزر دنبال کنند. این ایدهای بود که متاسفانه در فضای ژئوپولیتیک منطقه که عامل قدرت حاکم است، و البته با توجه به ویژگیهای ژئواکونومی منطقه، ملاحظات اقتصادی و نیازهای فوری و طبیعتاً تلاشهای کشورهای ساحلی برای یافتن شریک های دیگر غیر از روسیه، در حد یک آرمان باقی ماند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: نه روسیه، نه کشورهای ساحلی دیگر با اینکه نشستهای در این زمینه تشکیل شد، خیلی وضعیت محیط زیست را جدی نگرفتند. این یک آرمان بسیار روشن و خوبی بود که میتوانست به حفظ محیط زیست منطقه و گسترش همکاریهای منطقهای کمک کند. در واقع فضای همکاری این کشورها را بر پایه منافع مشترک و دفع تهدیدهای مشترک سامان دهد که متاسفانه چنین چیزی نشد.
حوزه خزر در اولویت سیاست خارجی ایران قرار نگرفته است
کولایی همچنین گفت: نکته مهمی که باید به آن در موضوع رژیم حقوقی دریای خزر و بهرهبرداری کشورهای ساحلی از منابع این دریاچه توجه شود؛ موضوع محصور بودن کشورهای جدید تازه استقلال یافته پس از سال ۹۲ است؛ مسئله مهمی که باعث میشود موضوع رژیم حقوقی دریای خزر از همان دهه ۹۰ با مسأله انتقال انرژی و مسیرهای انتقال انرژی پیوند خورد، انرژی است که در این منطقه وجود دارد و باید بتواند به آبهای آزاد جهان و به بازارهای جهانی انتقال پیدا کند. از کجا؟ مهمترین و قابل دسترس ترین مسیر، مسیر جمهوری اسلامی بود؛ یعنی ایران تنها مسیری را که به شکل کاملاً اقتصادی و با صرفه میتوانست به این کشورها ارائه کند که بتوانند به آبهای آزاد جهان و از آنجا به بازارهای جهانی دسترسی پیدا بکنند در اختیار داشت که متاسفانه به دلیل اولویتهای که در سیاست خارجی ایران وجود داشت و این منطقه دارای اولویت نبود، برخلاف همه شعارهایی که بعدا درباره سیاست نگاه به شرق داده شد، این منطقه در اولویت سیاست خارجی کشور ما قرار نگرفت.
وی ادامه داد: از سوی دیگر با توجه به مسأله تحریمها و سیاست آمریکا علیه ایران نتوانست از این موقعیت به خوبی استفاده کند. ایجاد دسترسی برای کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان و البته ارمنستان به بازارهای جهانی؛ این سیاستی است که در طول سالهای گذشته فرصتهای بسیاری را از کشور ما میگیرد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه مسأله رژیم حقوقی دریای خزر ارتباط مستقیمی با موضوع دسترسیها و مسیرها پیدا میکند، گفت: بسیاری در مقالهها و تحلیلهای علمی به ایجاد یک بازی جدید در این منطقه اشاره میکنند، یعنی خزر عرصه رقابتهای بسیار گسترده و پیچیده منطقهای و بینالمللی میشود که تحولات بسیاری را به همراه میآورد. در واقع خزر به عرصه بازی بزرگ تبدیل میشود، بازی بزرگ اشاره به رقابتهای انگلیس با روسیه تزاری در قرن نوزدهم در غرب آسیا و در مرکز آسیا است که در دروازههای هندوستان این دو قدرت به رقابت میپردازند که بخشی از آن در کشور ما تمرکز داشته است.
بازی بزرگ منطقه خزر ارتباط مستقیمی با بازی خط لولهها پیدا میکند
ترکیه موفق شد با حمایت آمریکا و ناتو، خود را به مرکز انتقال انرژی از غرب دریای خزر تبدیل کند
وی تصریح کرد: بنابراین بازی بزرگ منطقه خزر ارتباط مستقیمی با بازی خط لولهها پیدا میکند، یعنی مسأله ساختن خط لولهها و مسیرهای آن در کنار این مسئله مورد توجه قرار میگیرد، یک خط لوله از چه کشورهایی عبور میکند، در این زمینه باید به نقش و جایگاه ترکیه اشاره کرد. ترکیه با سیاستهایی که در آسیای مرکزی و به ویژه در قفقاز دنبال میکند موفق میشود با حمایت آمریکا و ناتو خود را به مرکز انتقال انرژی از غرب دریای خزر تبدیل کند، زیرا فقط مسأله انرژی باکو و انتقال انرژی از آن مطرح نیست بلکه مسأله انتقال انرژی از آسیای مرکزی، قزاقستان، ترکمنستان به بازارهای غربی مطرح است و اینکه جمهوری آذربایجان بتواند در این مسیر راه مناسبی را به سمت ترکیه برای انتقال این منابع پیدا کند.
رژیم حقوقی دریای خزر یک مسأله صرفاً حقوقی نیست، بلکه یک مسأله استراتژیک، سیاسی و اقتصادی است
کولایی خاطرنشان کرد: موضوع رژیم حقوقی دریای خزر جدا از خط لولهها یا معادلات سیاسی و مباحث ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک نیست. متاسفانه در همان دورانی که این بحثها در کشور ما هم مطرح بود، تصور میشد این مسأله حقوقی است. رژیم حقوقی دریای خزر یک مسأله صرفاً حقوقی نیست، بلکه یک مسأله استراتژیک، سیاسی و اقتصادی است و به هر حال در چارچوب نیازهای کشورهای ساحلی باید به این موضوع توجه کرد.
وی با اشاره به کنوانسیون آکتائو در اوت ۱۹۹۷، ۲۰۱۸ (۱۳۹۷) در پنجمین نشست رهبران کشورهای ساحلی گفت که این اقدام یک گام برای این بود که توافقی بین این کشورها به وجود آید. بتوانند آبهای نزدیک ساحل را تعریف کنند، مناطق تحت صلاحیت کشورها را تعریف کنند، در مورد بستر و زیر بستر و منابع زیرزمینی به توافقی برسند و مناطق مشترک و موضوع هایی که نیازمند توافق پنج جانبه است را تعریف کنند.
کولایی اضافه کرد: بنابراین خیلی مهم است که هر کدام از این کشورهای ساحلی در این مذاکرات و در کنوانسیون دنبال چه اهدافی بودند؛ برای روسیه هدف اصلی جلوگیری از قدرتهای نظامی است که جزو کشورهای ساحلی نیستند، یعنی ملاحظات امنیتی برای روسیه بسیار مهم است و میخواهد برتری امنیتی خود در خزر را حفظ کند و البته از این منطقه استفاده کرده و روابط اقتصادی ـ ترانزیتی را با ایران و کشورهای آسیای مرکزی گسترش دهد لذا اهمیت ژئوپلیتیکی برای روسیه بسیار برجسته است.
وی خاطرنشان کرد: اما روسیه بعد از جنگ اوکراین ۲۰۲۲ بازتعریفی از مسائل خود در این منطقه دارد و در واقع به دلیل نگاهش به شرق به دنبال تحریمهای اروپا و آمریکا، منطقه خزر و روابط با کشورهای شرقی، روابط با ایران برای روسیه اهمیت بیشتری پیدا میکند و برای ایران هم این مسأله از نظر ژئوپلیتیکی بسیار مهم است.
تعیین حدود بستر و زیر بستر دریای خزر برای ایران بسیار مهم است
این استاد دانشگاه تهران همچنین با تاکید بر اینکه سهم ایران از دریاچه خزر بحث مهمی است گفت: تعیین حدود بستر و زیر بستر برای ایران بسیار مهم است، ایران هم دغدغه حضور نیروهای نظامی غیر ساحلی را دارد و بنابراین در این زمینه با روسیه همسو است، همچنین موضوع ترانزیت و حمل و نقل در این دریاچه برای ایران بسیار مهم است. ایران مزیتی دارد که جغرافیا به آن داده و هیچ کشوری در جهان این مزیت را ندارد، یعنی دو حوزه بزرگ نفتی و گاز جهان را به هم وصل میکند یعنی در شمال در حوزه خزر و در جنوب حوزه خلیج فارس، اگر سیستم درستی طراحی میشد، ایران میتوانست از این مزیت هم در سطح منافع داخلی خودش، هم منطقه نقش تاثیرگذار و سازنده داشته باشد که خُب اولویتهای سیاست خارجی ایران در این منطقه شکل نمیگیرد.
کولایی در ادامه با بیان این که ایران میتوانست نقش بسیار مهمی را در اتصال و پیوند دادن خزر به شبکههای ارتباطی جهانی داشته باشد که متاسفانه خیلی به آن توجه نشد، اظهار کرد: این درحالی است که جمهوری آذربایجان بیشتر بحثهای انرژی، حمل و نقل، روابط با ترکیه و غرب را دنبال کرده و سعی داشته با استفاده از منابع انرژی دریای خزر منابع نفت و گاز را به بازارهای غربی برساند، همچنین روابط با ترکیه و اسرائیل را گسترش داده است، در نتیجه رژیم حقوقی دریای خزر برای جمهوری آذربایجان از این لحاظ که بتواند زمینهساز انتقال منابع انرژی باشد و چالشها را در این زمینه کاهش دهد، بسیار اهمیت دارد.
وی گفت: در حال حاضر مساله کریدور میانی، زنگزور و به طور کلی دسترسیهای ارتباطی جمهوری آذربایجان خیلی مورد توجه قرار گرفته است و باکو سعی کرده خودش را به مرکز اتصال آسیای مرکزی به قفقاز و اروپا تبدیل کند، بنابراین مساله این دالان ژئوپولیتیکی برای جمهوری آذربایجان خیلی مهم است.
جنگ قره باغ، رژیم حقوقی دریای خزر را تحت تاثیر قرار میدهد
این استاد دانشگاه تهران ادامه داد: تحولی که بعد از کنوانسیون آکتائو اتفاق افتاد، جنگ قره باغ در سال۲۰۲۰ بود که رژیم حقوقی دریای خزر را هم تحت تاثیر قرار میدهد زیرا مزیت ترانزیتی ایران را بعد از پیروزیهای جمهوری آذربایجان کاهش میدهد، در واقع ایران در برابر افزایش نفوذ ترکیه و جمهوری آذربایجان در منطقه موقعیت خود در منطقه را نسبت به گذشته رو به کاهش میبیند. برای جمهوری آذربایجان مسأله قرار گرفتن در مسیر ارتباط های شرق و غربی یعنی گذرهایی که از چین در چارچوب پروژه «کمربند راه» میتواند به اروپا راه پیدا کند، بسیار مهم است. در حالی که ایران و روسیه به دنبال مسیر شمالی ـ جنوبی هستند و در این موقعیت دو تا مسیر رقیب هم قرار میگیرند.
برای قزاقستان تنوع بخشی ژئوپولیتیکی بسیار مهم است
کولایی با اشاره به این که قزاقستان به عنوان یک بازیگر مهم باید مورد توجه قرار گیرد، افزود: قزاقستان همزمان سعی کرده روابط متعادلی را هم با روسیه، اروپا و آمریکا و همچنین با چین داشته باشد و تلاش میکند چند جانبهگرایی و موازنهگرایی را دنبال کند و به نوعی در چارچوب این معادلات قدرت اقتصادی و سیاسی در منطقه، جایگاه خود را ارتقاء دهد.
وی یادآور شد: بعد از جنگ ۲۰۲۰ کریدور میانی مورد توجه قرار میگیرد که برای جمهوری آذربایجان و ایران بسیار حائز اهمیت است. در همین چارچوب شما میبینید مساله «راه ترامپ» و نفوذ آمریکا مطرح میشود، تلاش آمریکا برای ساختن مسیری که بتواند نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد، در شرایطی که روسیه در اوکراین درگیر است قابل توجه است. علاوه بر این برای قزاقستان هم بسیار مهم است زیرا باکو میتواند مسیر دسترسی متنوعی را برای مسیرهای روسی و چینی به سمت اروپا ارائه کند، بنابراین برای قزاقستان مسأله تنوع بخشی ژئوپولیتیکی بسیار مهم است.
قزاقستان در برابر بحران سطح آب خزر آسیبپذیر است
این استاد دانشگاه توضیح داد: یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر مطرح شده و قزاقستان در برابر آن بسیار آسیب پذیر است، مساله بحران سطح آب دریای خزر است که در مناطق شمالی که سطح آب پایین بوده و عمق آب کم است، بسیار میتواند بر بنادر، حمل و نقل دریایی و ارتباطات این کشور در دریای خزر تاثیر بگذارد.
ترکمنستان سیاست بی طرفی را در خزر دنبال میکند
وی ادامه داد: مساله دیگر در مورد ترکمنستان است که سیاست بیطرفی را دنبال و اعلام کرده که فقط دنبال اهداف اقتصادی است، ضمن این که نسبت به جمهوری آذربایجان و حوزه کاپاز و دسترسی این کشور به این حوزه بسیار مجدانه و استوار عمل کرده و اجازه نداده که جمهوری آذربایجان از این منبع بهرهبرداری کند. البته روسیه هم ملاحظات ترکمنستان را در نظر داشته است.
کولایی با اشاره به این که در کنوانسیون آکتائو یک نوع رژیم چند لایه را میتوانیم مشاهده کنیم که بخشی از مسائل باید به شکل چندجانبه حل شوند، گفت: کنوانسیون آکتائو یک توافق کلی است، که مسائل مربوط به تحدید حدود، منابع، همکاری های حوزه شیلات و کشتیرانی، خطوط لوله و امنیت و غیره را مورد توجه قرار داده است اما یک مسأله اساسی است که در کنوانسیون به آن توجه نشده و آن مسأله تغییر سطح آب و خطوط پایه و محدوده مناطق صلاحیتی است که میتواند با عقبنشینی آب و کاهش سطح آب پیچیدهتر شود. بنابراین مسأله تغییر اقلیم میتواند به مساله حقوق دریا ارتباط مستقیم پیدا کند.
کشورهای ساحلی باید به یک مدیریت یکپارچه مثل ایده سازمان کشورهای ساحلی دریای خزر روی بیاورند
وی با بیان این که رژیم حقوقی نمیتواند جدا از واقعیتهای جغرافیایی باشد و این مساله در منطقه در حال برجستهتر شدن است، گفت: این مساله ما را متوجه میکند که کشورهای ساحلی باید به سمت یک مدیریت یکپارچه یعنی همان ایده سازمان کشورهای ساحلی دریای خزر روی بیاورند برای اینکه بتوانند مسائل محیط زیستی و مشکلات مشترک را حل و فصل کنند که البته این یک ایده آرمانی است و در مناطق در حال توسعه جهان مسأله قدرت، امنیتی، سیاسی و نظامی حرف اول و آخر را میزند.
کنوانسیون محیط زیست دریای خزر امضاء شد، ولی اجرا نشد
این استاد دانشگاه یادآور شد: محیط زیست مسأله بسیار مهمی است که البته در کنوانسیون ۲۰۰۳ به همت جمهوری اسلامی با همراهی بقیه کشورها، کنوانسیون حفظ محیط زیست دریای خزر امضاء شد ولی متاسفانه اجرا نشد، و متاسفانه مسائل مربوط به حفظ اکوسیستم و استفاده از این دریاچه با حفظ محیط زیست مورد توجه قرار نگرفت. بنابراین مسأله محیط زیست باید به طور جدی مورد توجه کشورهای ساحلی قرار گیرد ولی همانطور که اشاره کردم در برابر موضوع محیط زیست مسأله کریدورها، راهگذرها، رقابت های منطقه ای و فرامنطقهای مطرح است که باعث شده شبکههای ترانزیتی شمال به جنوب و شرق به غرب مطرح شود و به نوعی رقابت شکل گیرد.
کولایی با طرح این پرسش که آیا جمهوری اسلامی میتواند از این مزیت ژئواکونومیک خود استفاده کند؟ گفت: ما بسیاری از مزیتهای ژئوپولیتیک را نادیده گرفتیم و این فرصتها را به دیگران واگذار کردیم ولی به نظر میرسد که این فرصت و اکونومیکی که امروز پیش روی ایران قرار دارد که البته ارتباط مستقیم با تحول جنگ ایران با اسرائیل و آمریکا و مسائلی که در مناطق جنوبی ما در خلیج فارس در تنگه هرمز در جریان است دارد، میتواند به طور جدی توان رقابتی ایران را در این منطقه تحت تاثیر قرار داده و باعث شود که رقبای ما در این منطقه بتوانند بیش از پیش ایران را به حاشیه برانند و منافع ایران را به خودشان اختصاص دهند.