رمزگشایی از تصمیم جنجالی ریاض؛ فرار از مذاکرات مسقط یا تله جدید سنتکام؟
رویداد۲۴| معادله موازنه قدرت و تنشزدایی در خاورمیانه بار دیگر وارد مرحلهای حساس و پیچیده شده است. تصمیم ریاض برای درخواست تعویق نشست منطقهای مسقط، آن هم در شرایطی که انتظار میرفت گامی عملی برای تثبیت ثبات بومی برداشته شود، نشاندهنده بازنگری یا حداقل دستبهعصا حرکت کردن عربستان در مسیر دیپلماسی همسایگی است. ابراز تاسف سخنگوی وزارت امور خارجه ایران و تاکید بر اینکه «فرصت نشست عمان فعلاً از دست رفت»، نشان از افت تمایل طرفین برای دستیابی به یک توافق سریع دارد؛ تعویقی که بیش از یک جابهجایی تقویمی، نشاندهنده تأثیر مستقیم متغیرهای امنیتی و فرامنطقهای بر رویکرد دیپلماتیک ریاض است.
اما مسئله فقط اختلاف بر سر زمان برگزاری یک نشست نیست. عربستان در سالهای اخیر تلاش کرده است میان دو نیاز متفاوت خود تعادل ایجاد کند. از یک سو کاهش تنش با همسایگان، بهویژه ایران، برای ایجاد محیطی باثباتتر در اطراف خود و از سوی دیگر حفظ رابطه امنیتی با آمریکا که همچنان مهمترین پشتوانه نظامی ریاض محسوب میشود. این دو مسیر الزاماً متناقض نیستند، اما در شرایط بحران نظامی میتوانند به رقیب یکدیگر تبدیل شوند. هرچه تهدید علیه زیرساختهای حیاتی عربستان بیشتر شود، انگیزه ریاض برای تکیه بر سازوکارهای امنیتی موجود با واشنگتن نیز افزایش مییابد و در مقابل، فضای مانور دیپلماسی منطقهای محدودتر میشود.
اهمیت حمله به خط لوله عربستان در شرایط کنونی
همزمانی این تحولات دیپلماتیک با ماجرای حمله به خط لوله نفتی راهبردی شرق-غرب عربستان، ابعاد تازهای به تحلیل رفتارهای اخیر ریاض میبخشد. اهمیت این خط لوله فقط به اقتصاد عربستان محدود نمیشود. خط شرق ـ غرب بخشی از راهبرد ریاض برای کاهش آسیبپذیری صادرات نفت در برابر تحولات تنگه هرمز است؛ به این معنا که عربستان میتواند بخشی از نفت خود را از شرق کشور به سواحل دریای سرخ منتقل و از آنجا صادر کند؛ بنابراین آسیبپذیر شدن این مسیر، در سطح راهبردی این پیام را به ریاض میدهد که حتی تلاش برای دور زدن نقاط حساس جغرافیایی نیز لزوماً به معنای مصونیت از تبعات جنگ منطقهای نیست. این مسئله میتواند محاسبات امنیتی عربستان را بیش از گذشته تحت تأثیر قرار دهد؛ لذا حملات اخیر و طرح برخی اتهامات مبنی بر نقش داشتن یا مطلع بودن ایران اهمیت ویژهای دارد. اگرچه که این موضوع با واکنش سریع دستگاه دیپلماسی مواجه شد و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، این ادعاها را «مطلقاً نادرست» خواند و بر عدم دخالت ایران تأکید کرد.
اکنون به نظر میرسد آسیبپذیری مجدد زیرساختهای نفتی، ریاض را در موقعیت محافظهکارانهتری قرار داده است. در واقع عربستان ترجیح داده تا زمان روشن شدن ابعاد کامل این حادثه و فروکش کردن التهابات امنیتی، از ورود به تعهدات جدید در نشستهای منطقهای خودداری کند و وزن بیشتری به ملاحظات پدافندی و دفاعی خود بدهد.
دیدار مهم بن سلمان با فرمانده سنتکام
نکته کلیدی دیگر در این زنجیره رویدادها، همزمانی اعلام تعویق نشست مسقط با دیدار محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی و ژنرال برد کوپر، فرمانده سنتکام در جده است. این نشست نظامی-دیپلماتیک نشان میدهد که ریاض در مواجهه با خطرات امنیتی جدید، همچنان حفظ و تقویت چتر حمایتی واشنگتن را به عنوان یک اصل اساسی در محاسبات استراتژیک خود حفظ کرده است.
اما دیدار فرمانده سنتکام با ولیعهد سعودی را نباید صرفاً نشانه بازگشت عربستان به سیاست اتکای کامل به آمریکا دانست. ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده است وابستگی امنیتی خود به واشنگتن را کاهش دهد و همزمان روابط خود را با قدرتهای مختلف، از چین و روسیه تا ایران، گسترش دهد. با این حال، تجربه بحرانهای امنیتی نشان داده است که فاصله گرفتن سیاسی از آمریکا الزاماً به معنای حذف نقش نظامی این کشور نیست. عربستان ممکن است در حوزه اقتصادی و دیپلماتیک سیاستی متنوعتر در پیش گرفته باشد، اما در حوزه پدافند هوایی، اطلاعات نظامی، تسلیحات و بازدارندگی همچنان به همکاری با واشنگتن نیاز دارد.
از همین منظر، تعویق نشست عمان و دیدار بنسلمان با فرمانده سنتکام را میتوان نه الزاماً به معنای انتخاب قطعی میان تهران و واشنگتن، بلکه نشانه دشوارتر شدن سیاست موازنه ریاض دانست. عربستان ممکن است همچنان به کاهش تنش با ایران علاقهمند باشد، اما وقتی زیرساختهای انرژی، مسیرهای کشتیرانی و امنیت مرزهایش در معرض تهدید قرار میگیرد، اولویتهای امنیتی کوتاهمدت میتوانند بر اهداف بلندمدت دیپلماتیک غلبه کنند.
چشمانداز دیپلماسی منطقهای و بیم فرصتسوزی
تعلیق گفتوگوهای عمان در برههای که بازار جهانی انرژی تحت تاثیر نوسانات منطقهای است، بار دیگر شکنندگی فرآیندهای دیپلماتیک در خاورمیانه را به رخ میکشد. دستگاه دیپلماسی ایران با تاکید بر آمادگی خود برای ادامه گفتوگوهای همسایگی، نشان داده که همچنان تنشزدایی را گزینهای راهبردی میداند. در مقابل، انصراف لحظه آخری عربستان نشان میدهد که تصمیمگیرندگان ریاض در تعادلبخشی میان الزامات دیپلماسی منطقهای و فشارهای امنیتی فرامنطقهای با چالشهای جدی روبهرو هستند.
از این منظر، اهمیت نشست عمان فراتر از برگزاری یک دیدار دیپلماتیک میان ایران و کشورهای منطقه بود. چنین نشستی میتوانست دستکم یک کانال ارتباطی مستقیم برای مدیریت بحران ایجاد کند؛ کانالی که در شرایط جنگ و افزایش حملات به زیرساختهای انرژی میتواند از سوءبرداشت، انتسابهای شتابزده و تصمیمهای ناگهانی جلوگیری کند. از دست رفتن این فرصت الزاماً به معنای شکست دیپلماسی نیست، اما هرچه فاصله میان طرفهای منطقهای بیشتر شود، احتمال آنکه بحرانهای امنیتی مسیر روابط سیاسی را تعیین کنند نیز افزایش پیدا میکند.
این وقفه در مسیر گفتوگوهای مسقط، اگرچه به معنای بنبست کامل نیست، اما بازگشت به مدار اتهامزنیهای متقابل و اتکا بر تقابلهای نظامی میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی جدیدی را به تمام بازیگران منطقه فرض کند. عبور از این ایستگاه نیازمند واقعبینی ریاض در تفکیک حوادث امنیتی از فرآیندهای دیپلماتیک پایداری است که ثبات بلندمدت خاورمیانه به آن وابسته است.