دیپلماسی فروشی ترامپ؛ کوشنر چگونه ایران، اوکراین و خاورمیانه را به «معامله» تبدیل کرد؟
رویداد۲۴| نشریه «نیویورکر» در گزارشی تحقیقی به قلم دکستر فیلکینز، عملکرد جرد کوشنر، داماد ۴۵ ساله دونالد ترامپ، و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، در پروندههای حساس سیاست خارجی آمریکا را بررسی کرده است.
این گزارش با تکیه بر مصاحبه با دیپلماتهای برجسته، مقامهای سابق امنیت ملی آمریکا، کارشناسان منع گسترش تسلیحات و تحلیلگران بینالمللی، ابعاد مختلف نحوه مدیریت پروندههایی از جمله برنامه هستهای ایران، جنگ اوکراین و روابط واشنگتن با کشورهای حاشیه خلیج فارس را بررسی کرده است.
نیویورکر در این گزارش، بهویژه از نقش افرادی سخن گفته که بدون سابقه جدی دیپلماتیک، مسئولیت پیشبرد مذاکرات و تصمیمگیری درباره پروندههای پیچیده سیاست خارجی آمریکا را برعهده گرفتهاند.
مذاکرات ایران؛ وقتی کارشناسان فنی در اتاق نبودند
یکی از محورهای اصلی گزارش نیویورکر، مذاکرات ژنو میان نمایندگان ایران و آمریکا در آستانه رویارویی نظامی میان دو کشور است.
بر اساس این گزارش، جرد کوشنر در ژنو با هیئت مذاکرهکننده ایرانی به سرپرستی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار کرد. هدف از این نشست، یافتن آخرین راه برای جلوگیری از درگیری نظامی بود.
نیویورکر مینویسد با وجود پیچیدگی فنی موضوع هستهای، کوشنر و ویتکاف هیچ مشاور فنی ارشدی را در اتاق مذاکره به همراه نداشتند.
در بخشی از این گزارش آمده است که طرف ایرانی در جریان مذاکرات، پیشنهادهایی از جمله تعلیق کامل غنیسازی و رقیقسازی ذخایر موجود را مطرح کرده بود؛ اما به گفته یک دیپلمات سابق مطلع از روند گفتوگوها، فرستادگان کاخ سفید به دلیل فقدان دانش فنی لازم، از درک ماهیت و اهمیت این پیشنهادها عاجز بودند.
یکی از مقامهای سابق کاخ سفید نیز درباره این موضوع گفته است: «وقتی طرف مقابل پیشنهادی ارائه میدهد، باید دقیقاً بدانید که این اقدام برنامه آنها را چند ماه یا چند سال به عقب میاندازد. عدم حضور کارشناسان فنی در چنین جلساتی یک تخلف و سوءمدیریت کامل حرفهای است.»
ادعا درباره تأسیسات هستهای ایران
نیویورکر همچنین به اظهارات استیو ویتکاف پس از مذاکرات پرداخته است. ویتکاف در یک کنفرانس خبری مدعی شده بود که ایران از «راکتور تحقیقاتی تهران» برای غنیسازی غیرقانونی استفاده میکند؛ موضوعی که در گزارش نیویورکر به عنوان نشانهای از ضعف شناخت فنی فرستادگان کاخ سفید مورد توجه قرار گرفته است.
کلسی داونپورت، کارشناس منع گسترش تسلیحات در انجمن کنترل تسلیحات واشنگتن، در این باره گفته است: «از موضعگیریهای کوشنر و ویتکاف بهوضوح پیداست که آنها بخش عمدهای از مسائل پیچیده فنی را درک نمیکنند.»
در همین حال، بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، که در روند مذاکرات نقش داشت، برای جلوگیری از وقوع جنگ تلاش کرد و در گفتوگویی با شبکه سیبیاس گفت که «دستیابی به توافق صلح کاملاً در دسترس است».
نیویورکر: «خصوصیسازی سیاست خارجی آمریکا» پیشرفته شده است
در ادامه گزارش، نیویورکر به پیوند میان رویکرد تجاری کوشنر و عملکرد او در سیاست خارجی پرداخته است.
این نشریه معتقد است کوشنر نگاه ویژهای به حل بحرانهای بینالمللی دارد و مسائل پیچیده دیپلماتیک را تا حدی مشابه معاملات تجاری و املاک میبیند؛ رویکردی که بر چانهزنی و معامله استوار است.
همین رویکرد، به نوشته نیویورکر، در پرونده جنگ اوکراین نیز دیده شد. زمانی که ترامپ مسئولیت پیشبرد مذاکرات اوکراین را به کوشنر و ویتکاف سپرد، طرحی برای صلح ارائه شد که بخش مهمی از خواستههای روسیه، از جمله واگذاری بخشهایی از خاک اوکراین، عدم عضویت این کشور در ناتو و کاهش قابل توجه توان نظامی آن را دربر میگرفت.
این طرح حتی با واکنش منفی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روبهرو شد و او آن را «فهرست آرزوهای روسیه» نامید.
یکی از مقامهای اطلاعاتی اروپا نیز در گفتوگو با نیویورکر درباره این روند گفته است: «خصوصیسازی سیاست خارجی آمریکا وارد مراحل بسیار پیشرفتهای شده است.»
قراردادهای تجاری در سایه مذاکرات اوکراین
بخش دیگری از گزارش نیویورکر به احتمال همزمانی مذاکرات صلح اوکراین با بررسی قراردادهای تجاری میان نزدیکان ترامپ و طرفهای روس اختصاص دارد.
بر اساس این گزارش، یک سند طبقهبندیشده متعلق به یکی از سرویسهای اطلاعاتی اروپا از ۱۰ پروژه تجاری بزرگ خبر میدهد؛ از جمله طرحهایی برای راهاندازی مجدد خط لوله نورد استریم ۲ تحت مدیریت آمریکا و بازگشت شرکت اکسونموبیل به پروژههای نفتی روسیه.
این بخش از گزارش، پرسشهایی را درباره مرز میان منافع اقتصادی نزدیکان ترامپ و سیاست خارجی دولت آمریکا مطرح میکند.
کوشنر؛ از خانوادهای ثروتمند تا قلب سیاست خارجی ترامپ
نیویورکر در بخش دیگری از گزارش خود به پیشینه خانوادگی جرد کوشنر پرداخته است.
کوشنر در خانوادهای ثروتمند در نیوجرسی بزرگ شد. پدر او، چارلز کوشنر، از فعالان حوزه ساختوساز بود که به اتهام جرایم مالی و دستکاری در شهادت شهود تحت پیگرد قرار گرفت و به حبس محکوم شد.
جرد کوشنر پس از ازدواج با ایوانکا ترامپ در سال ۲۰۰۹ به یکی از نزدیکترین افراد به دونالد ترامپ تبدیل شد و پس از ورود ترامپ به کاخ سفید، بدون سابقه قابل توجه در حوزه دیپلماسی، مسئولیتهای مهمی را برعهده گرفت.
به نوشته نیویورکر، ترامپ در بسیاری از موارد به جای تکیه بر کارشناسان باسابقه وزارت خارجه و شورای امنیت ملی، به کوشنر و حلقهای از دوستان و میلیاردرهای نزدیک خود اتکا کرده است.
رابطه ویژه با بنسلمان و پیمانهای ابراهیم
در بخش مربوط به خاورمیانه، نیویورکر به رابطه نزدیک کوشنر با محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، پرداخته است.
بر اساس این گزارش، کوشنر و بنسلمان روابط نزدیکی برقرار کردند و تماسهای مستقیم میان آنها در تصمیمگیریهای مربوط به روابط واشنگتن و ریاض نقش داشت.
نیویورکر همچنین نقش کوشنر در حمایت از بنسلمان پس از قتل جمال خاشقجی را بررسی کرده و نوشته است که او از مدافعان اصلی ولیعهد عربستان در داخل کاخ سفید بود.
این گزارش در عین حال «پیمانهای ابراهیم» را مهمترین دستاورد دیپلماتیک کوشنر در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ توصیف میکند؛ توافقهایی که به عادیسازی روابط اسرائیل با چند کشور عربی منجر شد، اما به نوشته نیویورکر، مسئله حقوق فلسطینیان را در حاشیه قرار داد.
از دیپلماسی به سرمایهگذاری ۲ میلیارد دلاری
یکی از مهمترین بخشهای گزارش نیویورکر، بررسی ارتباط میان فعالیتهای دیپلماتیک کوشنر و فعالیتهای اقتصادی او پس از خروج ترامپ از کاخ سفید است.
تنها شش ماه پس از پایان دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، کوشنر صندوق سرمایهگذاری خصوصی «افینیتی پارتنرز» را تأسیس کرد. بر اساس گزارش نیویورکر، صندوق ثروت ملی عربستان به این مجموعه ۲ میلیارد دلار سرمایهگذاری کرد و صندوقهای دولتی قطر و امارات نیز مبالغ قابل توجهی به آن اختصاص دادند.
این موضوع، به نوشته نیویورکر، یکی از مهمترین نمونههای درهمتنیدگی روابط سیاسی و منافع اقتصادی در اطراف ترامپ است.
هشدار درباره هزینههای «دیپلماسی معاملهمحور»
نیویورکر در جمعبندی گزارش خود، عملکرد دولت ترامپ در پروندههای حساس سیاست خارجی را در چارچوب رویکردی قرار میدهد که در آن افراد خارج از ساختار سنتی دیپلماسی، مسئولیت پروندههای پیچیده امنیتی و بینالمللی را برعهده گرفتهاند.
این نشریه معتقد است تضعیف نقش بدنه کارشناسی وزارت امور خارجه آمریکا و سپردن پروندههای حساس به افرادی که از دانش عمیق فنی و تاریخی برخوردار نیستند، میتواند هزینههای سنگینی برای سیاست خارجی واشنگتن داشته باشد.
بر اساس این گزارش، رویکرد تجاری و معاملهمحور به بحرانهای بینالمللی نهتنها به حل ریشهای مناقشات در خاورمیانه و شرق اروپا منجر نشده، بلکه در مواردی بر پیچیدگی مسیر دستیابی به توافق و صلح پایدار افزوده است.