تاریخ انتشار: ۲۱:۲۰ - ۲۴ شهريور ۱۴۰۵

چند کلام با ژیلا صادقی که به دعوای اینستاگرامی عادت دارد

واکنش ژیلا صادقی به سخنان لاله مرزبان در جشنواره ونیز، فارغ از موافقت یا مخالفت با گفته‌های هر دو طرف، یک چالش مهم‌تر را پیش روی ما قرار می‌دهد؛ مسأله‌ای که این روزها بیش از گذشته در فضای عمومی جامعه دیده می‌شود: عادت کرده‌ایم مسائل را مقابل یکدیگر قرار دهیم و مردم را به دو سوی یک میدان تقسیم کنیم.

ژیلا صادقی

رویداد۲۴| عصر ایران نوشت:  واکنش ژیلا صادقی به سخنان لاله مرزبان در جشنواره ونیز، فارغ از موافقت یا مخالفت با گفته‌های هر دو طرف، یک چالش مهم‌تر را پیش روی ما قرار می‌دهد؛ مسأله‌ای که این روزها بیش از گذشته در فضای عمومی جامعه دیده می‌شود: عادت کرده‌ایم مسائل را مقابل یکدیگر قرار دهیم و مردم را به دو سوی یک میدان تقسیم کنیم.

مرزبان درباره زنان و آزادی سخن گفته است و صادقی در واکنش، از جنگ، قربانیان و کودکان میناب پرسیده است. اما چرا باید سخن گفتن درباره آزادی زنان، به معنای نادیده گرفتن جنگ تلقی شود؟ و چرا سخن گفتن از قربانیان جنگ باید در برابر زنان قرار بگیرد؟ آیا نمی‌توان همزمان درباره زن ایرانی، آزادی، جنگ، کودکان قربانی و رنج مردم سخن گفت؟

مشکل از جایی آغاز می‌شود که هرکس بخشی از واقعیت را بیان می‌کند و ما بلافاصله از او می‌خواهیم درباره تمام واقعیت‌های دیگر هم پاسخگو باشد. سپس اگر درباره موضوع مورد انتظار ما سخن نگفت، او را متهم می‌کنیم که «نمی‌بیند»، «نمی‌فهمد» یا حتی «وطن‌فروش» است.

این منطق، جامعه را به دو اردوگاه تبدیل می‌کند؛ اردوگاه‌هایی که در آنها دیگر قرار نیست حرف یکدیگر را بشنویم، بلکه قرار است ثابت کنیم طرف مقابل اشتباه می‌کند.

در چنین فضایی، حتی دردهای واقعی مردم نیز تبدیل به ابزار منازعه می‌شوند. زن ایرانی، کودک قربانی، جنگ، وطن و آزادی، به جای آنکه هرکدام موضوع یک گفت‌وگوی جدی باشند، در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند، این همان اتفاق خطرناکی است که باید درباره آن نگران بود.

جامعه‌ای که نتواند چند درد را همزمان ببیند، ناچار یکی را قربانی دیگری خواهد کرد. در حالی که مسائل اجتماعی رقیب یکدیگر نیستند. آزادی زن، امنیت کودک، رنج جنگ، کرامت انسان و حق اعتراض، می‌توانند و باید همزمان موضوع نگرانی جامعه باشند.

به جای اینکه از یکدیگر بپرسیم «چرا درباره آن یکی حرف نزدی؟»، از خودمان بپرسیم چرا باید سخن گفتن درباره یک مسئله، سکوت درباره مسئله‌ای دیگر تلقی شود؟

ما به اندازه کافی با بحران، خشونت، بی‌اعتمادی و شکاف اجتماعی روبه‌رو هستیم. خطر بزرگ‌تر آن است که خودمان نیز به این شکاف دامن بزنیم و مردم را مقابل مردم قرار دهیم. پیش از آنکه نگران دشمنان جامعه باشیم، باید مراقب باشیم جامعه را با دست‌های خودمان به دو نیم تقسیم نکنیم.

اما یک سخن خطاب به خانم صادقی وجود دارد، ملاک وطن‌فروشی را چه کسی تعیین می‌کند؟ آیا صرفاً چون کسی درباره ایران، زنان یا آزادی سخنی گفته که با برداشت ما همخوان نیست، می‌توان او را «وطن‌فروش» نامید؟ وطن‌دوستی نه در انحصار یک فرد است، نه از روی ظاهر، پوشش یا نوع بیان آدم‌ها قابل اندازه‌گیری.

چه‌بسا انسانی با ظاهری متفاوت و با سخنانی که به مذاق ما خوش نمی‌آید، در عمل و باور، ایران و مردمش را بسیار بیشتر از کسی دوست داشته باشد که مدام ادعای وطن‌دوستی دارد. وطن‌دوستی یک عنوان شخصی و قابل مصادره نیست که کسی بتواند برای دیگران حکم صادر کند؛ اگر قرار باشد هرکس خود را معیار وطن‌دوستی بداند، حاصل چیزی جز حذف دیگری و عمیق‌تر شدن شکاف میان مردم نخواهد بود.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: ژیلا صادقی
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha