پشت پرده موج استعفای معلمان چیست؟ | «استعفاها سازمان یافته نیست؛ بسیاری هنوز مرددند اما به رفتن فکر میکنند»

رویداد۲۴| پاییز امسال با «بوی ماه مهر» شروع نشد، نه تکلیف مجازی شدن و نشدن مدارس معلوم است و نه خانوادهها در این وضعیت اقتصادی از پس خرید لوازم التحریر دیگر ملزومات شروع سال تحصیلی برآمدهاند. مهمتر از همه اینها، اما موج استعفاهای معلمان است که به راه افتاده و ویدیوهای آن یکی پس از دیگری در فضای مجازی وایرال میشود.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش همین چند رو قبل از نیاز شدید آموزش و پرورش به جذب ۲۰ تا ۳۰ هزار نیرو سخن گفته بود. استعفاهای زنجیرهای معلمان در روزهای اخیر به مشکل دامن زده و قطعا نظام آموزشی را به چالش میکشد.
معلمان چطور از مطالبهگری به ناامیدی رسیدند؟
نارضایتی و اعتراضات فرهنگیان تازگی ندارد و ماجرای اخیر را هم نمیتوان یک پدیده انتزاعی یا هیجان لحظهای دانست. بررسی بیانیهها و دیدگاههای تشکلهای صنفی نشان میدهد که خروج معلمان از سیستم، نتیجه انباشت مطالبات پاسخنداده در طول سالیان متمادی است.
در همین راستا، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیهای نوشته است: «معلمان، کادر آموزشی و دلسوزانی که با سالها تجربه و عشق به کلاس و دانشآموزان پا به عرصه تعلیم و تربیت گذاشته بودند، اکنون در مواجهه با شرایط نامناسب، بیتوجهی سیستماتیک حاکمیت به نهاد آموزش و معیشت، و فشارهای طاقتفرسا، راهی جز تسلیم استعفا و ترک کلاسی که جانشان به آن بسته بود، پیش روی خود نمیبینند».
این تشکل صنفی تصریح میکند که برخلاف ادعاهای برخی مسئولان مبنی بر «تحریک دشمن»، بحران موجود برآمده از عواملی همچون: «حقوق و دستمزدهای زیر خط فقر و معیشت خفهکننده»، «بیتوجهی کامل به کیفیت آموزش، کالاییسازی و تبعیض آموزشی»، «غرق کردن معلمان در بروکراسیهای بیحاصل و فرمبازیهای اداری به جای تمرکز بر پرورش» و «برخورد امنیتی، پروندهسازی، اخراج، تعلیق و بازداشت فعالان صنفی و معلمان معترض» است. شورای هماهنگی تاکید دارد که خالی شدن کلاسها از معلمان باتجربه، نتیجه مستقیم سیاستهایی است که آموزش و پرورش را به زوال کشانده است.
فعالان صنفی چه میگویند؟
برای بررسی دقیقتر ابعاد و زوایای این استعفاهای زنجیرهای، در گفتوگو با دو تن از فعالان و نمایندگان تشکلهای صنفی معلمان به کالبدشکافی این مسئله پرداختیم. محمد تقی فلاحی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران در گفتوگو با رویداد۲۴ در این باره گفت: استنباط من این است که بین این استعفاها هماهنگی سازمان یافته وجود ندارد.
بیشتر بخوانید: ۱۶ میلیون دانشآموز، هزاران کلاس متراکم؛ آموزش و پرورش چقدر آماده مهر است؟
به گفته او، این موج استعفا در واقع ناشی از حرکت انفرادی معلمان است و افرادی که در پی مشکلات همیشگی این حوزه به این نتیجه رسیدهاند که ادامه کار برایشان ممکن نیست دست به این اقدام زدهاند.
وی تاکید کرد: «بدون شک انتشار اخبار و ویدیوهای مرتبط با این موضوع در فضای مجازی به این رویه دامن زده و سبب شده که افرادی که در این زمینه مردد بودهاند نیز اقدام مشابهی انجام دهند.»
آسیب جدی استعفاهای زنجیرهای به نظام آموزشی
محمدرضا نیک نژاد، دیگر عضو شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان نیز در گفتوگو با رویداد۲۴، موج استعفاهای معلمان را «یک حرکت خودجوش» دانست و گفت: «ما نیز در کانون صنفی به صورت یکباره با این مسئله مواجه شدهایم و مثل دیگران از طریق ویدیوها منتشر شده در فضای مجازی از آن باخبر شدهایم.»
وی در پاسخ به اینکه تاکنون چند معلم از کار استعفا دادهاند؟ گفت: «عدد دقیقی در اختیار نداریم، اما حداقل ۵، ۶ مورد از استعفاها با انتشار ویدیو همراه بوده است. نکته قابل توجهتر از تعداد استعفاهای کنونی این است که بسیاری از معلمان شاغل نیز تمایل به ترک کار دارند و هنوز مردد هستند. به هرحال آنها هم امیدوارند که قوه عاقله در کشور به سوی توافق رفته و شرایط اقتصادی کشور بهبود پیدا کند.»
نیکنژاد موج استعفاهای معلمان را نشانه افزایش شدید نارضایتی در این قشر دانست و افزود: «کارمندان در هر ساختار و مجموعه سه گروه هستند. یک گروه مشکلات را تحمل کرده و در کنار آن شغل دوم پیدا میکنند تا از پس مسائل اقتصادی و معیشتی خود برآیند. یک گروه دیگر هم به مجموعه احساس تعلق میکنند لذا میمانند و دست به اعتراضات صنفی میزنند. یک گروه دیگر، اما از ساختار خارج میشوند. اقدام اخیر برخی معلمان مصداق همین گروه است. آنچه وضعیت را نگران کننده میکند این است که گروه سوم در واقع خروجی همان گروه دوم معترض است که از اصلاح و بهبود شرایط ناامید شدهاند.»
این عضو شورای صنفی معلمان خاطرنشان کرد: «موضوع نگران کنندهتر این است دوام و بقای ساختاری مثل آموزش و پرورش در گرو حضور همین معلمان است و خروج آنها این مجموعه را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد.»
نیکنژاد در پاسخ به اینکه اصلیترین اعتراض و مطالبه معلمان که کار را به استعفاهای زنجیرهای رسانده چیست، تصریح کرد: «من از سال ۸۰ یا ۸۱ به جنبش صنفی معلمان پیوستم و از همان زمان به پایین بودن حقوق معلمان اعتراض داشتیم. بر این هم تاکید میکردیم که اثر این کاستی اقتصاد فقط در حقوق معلم اثر ندارد و بر روند آموزش و آینده دانش آموزان اثرگذار خواهد بود. در طی این سالها مشکلات با شیب زیادی در جامعه افزایش یافته است. معلم اگر در حد متوسط حقوق بگیرد، احساس میکند که علیرغم مشکلات اقتصادی، یک شان و جایگاه اجتماعی دارد، اما اکنون، در شرایط اقتصادی فعلی میزان حقوق به قدری است که جایگاه اجتماعی و فرهنگی معلم نادیده گرفته میشود.»
معلمان فقیر جایگاه اجتماعی خود را هم از دست میدهند
وی ادامه داد: «میانگین حقوقها برای یک معلم رسمی با سابقه کار حدود ۱۵ سال، حدود ۲۵ میلیون تومان است. این مبلغ برای گروه قابل توجهی کمتر است و معلمان حقالتدریسی هم به شکلهای مختلف تحت استثمار هستند. این وضعیت در حالی است که خط فقر در شهرهای مختلف بین ۷۵ تا ۹۰ میلیون است.»
بیشتر بخوانید: کارزار ۳۵ هزار نفری معلمان برای افزایش حقوق پیش از آغاز سال تحصیلی
این فعال صنفی درباره واکنش وزارت آموزش و پرورش گفت: «من در روزهای گذشته واکنشی از آموزش و پرورش ندیدهام. گرفتاریهای امروز آموزش و پرورش نیز برای دولتمردان در اولویت نیست؛ البته قبلا هم نبوده است، اما اکنون به خاطر وضعیت موجود مسائل مربوط به جنگ و سیاست در اولویت است. ضمن اینکه این وضعیت تق و لقی مدارس نیز به کاهش دغدغههای سیاسی و امنیتی دولتمردان کمک میکند. بودجه آموزش و پرورش در سال جاری بسیار کم افزایش یافته و با این وضعیت کسری بودجه نمیتوان مدارس را اداره کرد، به همین خاطر هم ترجیح میدهند که مدارس مجازی شود.»
نیکنژاد تأکید کرد: «مسئله اصلی آموزش و پرورش در شرایط فعلی کیفیت آموزش نیست بلکه نگه داشتن نیروها است.»
او با مقایسه این وضعیت با روند استعفای پرستاران در روزهای اخیر گفت: «آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و امنیت از جمله وظایف ذاتی دولتهای مدرن است و اهمیت ویژهای دارد؛ لذا انتظار میرود که حداقل در این سه بخش رضایتمندی ایجاد کنند، اما اکنون شاهدیم که نیروهای انتظامی با انتشار ویدیوهایی نسبت به وضعیت اقتصادی خود اعتراض میکنند. کادر درمان و معلمان هم که ناامید شده و در حال استعفا هستند؛ در این شرایط نمیتوان چشمانداز روشنی را تصور کرد.»
کسری نیرو و پارادکس مسئولان
در شرایطی که معلمان باتجربه یکی پس از دیگری عطای این شغل را به لقای آن بخشیده و کلاسها را ترک میکنند، دادههای رسمی از شکاف عمیق میان «نیاز آموزش و پرورش» و «توان جذب نیرو» حکایت دارند.
آموزش و پرورش با نیاز شدید به جذب ۲۰ تا ۳۰ هزار نیرو از طریق ماده ۲۸ مواجه است. این نیازمندی بالا در حالی مطرح میشود که سیستم در نگهداشت نیروهای مجرب فعلی دچار بحران شده است. کارشناسان آموزشی بر این باورند که جذب نیروهای جدید بدون اصلاح ساختار دستمزد و ایجاد رضایتمندی شغلی، تنها مسکّنی موقت بر بدنه تبدار آموزش کشور خواهد بود و چرخه ناپایداری شغلی را تکرار خواهد کرد.
اهمیت تجدیدنظر در اولویتهای کلان
انتشار ویدیوهای استفعای معلمان و واکنش فعالان صنفی، بازتاب وسیعی در میان اهالی رسانه و فضای مجازی داشته است. کارشناسان معتقدند نگاه تکبعدی یا تقلیلگرایانه به این موضوع، میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای آینده کشور به همراه داشته باشد.
موج استعفای معلمان و همزمانی آن با نارضایتیها در کادر درمان، فراتر از یک مسئله اداری یا مالی ساده است، زیرا کیفیت آموزش و سلامت عمومی، ملاکهای اصلی پایداری و توسعه هر جامعهای به شمار میروند. ناامیدی نیروهای متخصص و نخبگان آموزشی از بهبود شرایط و حرکت آنها به سمت خروج از ساختار، هشداری آشکار به سیاستگذاران است.
حل این بحران بیش از آنکه نیازمند برخوردهای انتظامی یا انکار مسئله باشد، به «تغییر نگاه کلان به نهاد آموزش»، «متناسبسازی واقعی حقوق با خط فقر» و «احیای منزلت اجتماعی معلمان» بستگی دارد؛ تا کلاسی که باید محل پرورش نسلهای آینده باشد، خالی از معلمان خبره و دلسوز نماند.
مسئله اکنون فقط تعداد معلمانی نیست که استعفا دادهاند؛ مسئله مهمتر، تعداد معلمانی است که هنوز استعفا ندادهاند، اما به گفته فعالان صنفی، به ترک شغل فکر میکنند. در چنین شرایطی، جذب نیروی جدید بدون حل مسئله ماندگاری نیروهای موجود میتواند آموزش و پرورش را وارد چرخهای کند که در آن هر سال بخشی از نیروهای باتجربه خارج و بخشی نیروی تازه وارد سیستم شود؛ چرخهای که هزینه آن در نهایت فقط متوجه ساختار اداری آموزش و پرورش نخواهد بود و مستقیماً کیفیت آموزش دانشآموزان را تحت تأثیر قرار میدهد.