ناو سوم و ۱۰ هزار نیروی تازه در راه خاورمیانه؛ چرا خطر حمله دوباره به ایران جدی شده است؟
رویداد۲۴| مهمترین تحول روزهای اخیر، افزایش محسوس حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه است. والاستریت ژورنال گزارش داده پنتاگون در حال اعزام ۹ تا ۱۰ هزار نیروی نظامی دیگر به منطقه است و ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» نیز در کنار یک گروه آبی-خاکی تفنگداران دریایی راهی منطقه شده است. در صورت ورود روزولت، آمریکا میتواند همزمان سه گروه رزمی ناو هواپیمابر در خاورمیانه داشته باشد؛ سطحی از حضور نظامی که از ماه آوریل تاکنون دیده نشده بود.
واشنگتن میگوید این استقرارها برای افزایش آمادگی و حفاظت از نیروهای آمریکایی انجام میشود، اما زمانبندی آن اهمیت دارد. این تحرکات در شرایطی رخ میدهد که مذاکرات تهران و واشنگتن به بنبست خورده و ترامپ نیز احتمال عملیات نظامی تازه علیه ایران را مطرح کرده است.
واشنگتنپست حتی از آمادگی پنتاگون برای سناریویی خبر داده که در آن ممکن است نزدیک به ۲۰ هزار نیروی آمریکایی، سه ناو هواپیمابر و حدود ۱۵۰ جنگنده در منطقه حضور داشته باشند.
این البته به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست، اما نشان میدهد آمریکا میخواهد در صورت شکست کامل دیپلماسی، گزینه نظامی آماده استفاده باشد.
پاتریوتها برای چه به عربستان و قطر رفتند؟
همزمان با افزایش نیروهای آمریکایی، دو آتشبار دیگر سامانه پدافندی پاتریوت در عربستان سعودی و قطر مستقر شدهاند. به گزارش اکسیوس، هدف، حفاظت از تأسیسات نفتی عربستان و تأسیسات گاز طبیعی قطر در صورت ازسرگیری عملیات گسترده علیه ایران است.
این اقدام یک پیام مهم دارد و نشان میدهد که آمریکا و متحدان منطقهایاش فقط برای حمله احتمالی آماده نمیشوند، بلکه برای پاسخ احتمالی ایران به حمله آمریکا نیز برنامهریزی میکنند.
کشورهای عرب خلیج فارس پیشتر نگران بودند که در صورت حمله آمریکا به ایران، تأسیسات انرژی آنها هدف حملات تلافیجویانه تهران قرار گیرد. استقرار پاتریوتها نشان میدهد این نگرانی همچنان جدی است.
تهدید تازه ترامپ؛ پرونده فلایدبی هم وارد ماجرا شد
اظهارات اخیر ترامپ درباره حادثه پرواز فلایدبی نیز به نگرانیها افزوده است. رئیسجمهور آمریکا درباره احتمال ارتباط ایران با حادثهای که در جریان آن کمکخلبان یک پرواز فلایدبی به خلبان حمله کرد، گفت بر اساس اطلاعاتی که دریافت کرده، پاسخ «مثبت» است و اگر مسئولیت ایران اثبات شود، تهران با «ضربه بسیار سخت» آمریکا روبهرو خواهد شد.
با این حال، تا این مرحله ارتباط ایران با این حادثه اثبات نشده است و تحقیقات ادامه دارد؛ بنابراین این موضوع را نمیتوان به عنوان واقعیت قطعی مطرح کرد؛ اهمیت آن بیشتر از این جهت است که ترامپ اکنون یک پرونده امنیتی دیگر را نیز در صورت اثبات ارتباط با ایران، بالقوه به عنوان مبنای اقدام تلافیجویانه مطرح کرده است.
ترامپ زمان مشخصی برای احتمال حمله تعیین کرده است
شاید مهمترین بخش اظهارات اخیر ترامپ، صحبت او درباره بعد از انتخابات میاندورهای آمریکا باشد. والاستریت ژورنال گزارش داده ترامپ به دستیارانش گفته انتظار دارد حملات علیه ایران پس از انتخابات از سر گرفته شود. خود ترامپ نیز در مصاحبهای گفته است ازسرگیری بمباران ایران پس از انتخابات نوامبر «ممکن» است.
در عین حال، ترامپ از پایان سریع جنگ و امکان توافق نیز سخن میگوید و مدعی است ایران آماده تسلیم شدن است. این تناقض، سیاست فعلی واشنگتن را بهتر توضیح میدهد: فشار نظامی برای گرفتن امتیاز، در کنار باز گذاشتن مسیر مذاکره.
تهران هنوز مسیر مذاکره را نبسته است
در طرف ایران نیز شرایط مشابهی دیده میشود. تهران پاسخ آمریکا به پیشنهاد اخیر خود را دریافت کرده و کانالهای ارتباطی از طریق میانجیهایی مانند قطر و پاکستان همچنان اهمیت دارند.
اختلاف اصلی بر سر ترتیب و محتوای توافق است. واشنگتن خواهان توافقی است که مسئله هستهای و محدودیتهای امنیتی ایران را دربر بگیرد، در حالی که تهران رفع فشار اقتصادی و محدودیتهای ایجادشده را یکی از شروط اصلی خود میداند.
به همین دلیل، فعلاً نمیتوان گفت مذاکرات شکست قطعی خورده است؛ اما نشانهای از توافق نزدیک و پایدار نیز دیده نمیشود.
فشار اقتصادی هم ادامه دارد
در کنار فشار نظامی، دولت ترامپ مسیر تحریم را نیز تشدید کرده است. آمریکا در تازهترین بسته تحریمی، دهها شرکت و مجموعه مرتبط با صنایع فولاد، خودرو و حملونقل ایران را هدف قرار داده است.
این اقدام نشان میدهد واشنگتن هنوز تلاش میکند بدون ورود فوری به یک عملیات نظامی گسترده، هزینه ادامه مقاومت برای تهران را افزایش دهد.
از سوی دیگر، بازار جهانی نفت نیز به تحولات نظامی حساس شده است. رویترز گزارش داده قیمت نفت در روز پنجشنبه، همزمان با انتشار خبر اعزام نیروهای بیشتر آمریکا، بیش از ۴ درصد افزایش یافت؛ اگرچه در روز جمعه بازار آرامتر شد.
بالاخره جنگ دوباره شروع میشود؟
در شرایط فعلی نمیتوان برای احتمال جنگ یک درصد دقیق تعیین کرد. اما مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد خطر ازسرگیری درگیری نسبت به هفتههای گذشته افزایش یافته است.
سه نشانه بیش از همه اهمیت دارند؛ افزایش قابل توجه نیروهای آمریکایی، آمادهسازی پدافند در کشورهای خلیج فارس و اظهارات مستقیم ترامپ درباره امکان ازسرگیری بمباران پس از انتخابات.
در مقابل، هنوز یک عامل مهم برای جلوگیری از جنگ وجود دارد چراکه دیپلماسی کاملاً از بین نرفته است. تهران همچنان درباره مذاکره صحبت میکند و واشنگتن نیز برخلاف برخی مقاطع قبلی، هنوز از امکان توافق سخن میگوید.
به این ترتیب فعلا نه صلحی پایدار شکل گرفته و نه تصمیم قطعی برای جنگ دوباره اعلام شده است. آمریکا در حال بالا بردن توان نظامی خود برای سناریوی جنگ است و ایران نیز خود را برای پاسخ احتمالی آماده میکند، اما همزمان پنجره مذاکره هنوز باز مانده است.
نقطه تعیینکننده میتواند هفتههای آینده باشد؛ بهخصوص اگر مذاکرات کاملاً متوقف شود یا حادثهای با تلفات بالا برای نیروهای آمریکایی، ایرانی یا متحدان دو طرف رخ دهد. در چنین شرایطی، فاصله میان «بازدارندگی» و «حمله» میتواند بسیار کوتاه شود.