جلسه سری عالیترین مقامات آمریکایی درباره ایران؛ ترامپ چه نقشهای دارد؟
رویداد۲۴| نشست محرمانه شماری از بلندپایهترین مقامهای امنیتی و نظامی دولت دونالد ترامپ در کمپ دیوید، در شرایطی برگزار شده که مسیر مذاکره تهران و واشنگتن بار دیگر به بنبست خورده، آمریکا حضور نظامی خود در منطقه را افزایش داده و ایران نیز برای احتمال ازسرگیری حملات آماده میشود. اهمیت این نشست فقط به محرمانه بودن آن محدود نیست؛ ترکیب حاضران و همزمانی آن با تحولات هرمز و یمن نشان میدهد کاخ سفید در حال بررسی همزمان مسیر مذاکره و سناریوهای تازه نظامی است.
اکسیوس به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داده است که شماری از ارشدترین اعضای کابینه ترامپ روز جمعه برای ساعتها در کمپ دیوید جمع شدند و درباره گامهای بعدی در جنگ ایران و همچنین درگیری عربستان و حوثیها در یمن گفتوگو کردند. ریاست جلسه با جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، بود و مارکو روبیو، پیت هگست، استیو ویتکاف، جان رتکلیف و ژنرال دن کین نیز در آن حضور داشتند.
اهمیت جلسه از این جهت بیشتر میشود که بر اساس گزارش اکسیوس، چنین نشست اعلامنشدهای در کمپ دیوید بسیار غیرمعمول است. آخرین نمونه مشابه این جلسه، تنها چند روز پیش از آغاز جنگ ایران و اسرائیل برگزار شده بود. یکی از مقامهای آمریکایی به اکسیوس گفته است که در نشست اخیر درباره برخی مسائل «تصمیمگیری شد یا دستکم بهطور عمیق مورد بحث قرار گرفت». کاخ سفید نیز حاضر نشده درباره این نشست توضیحی ارائه کند.
این البته به معنای تصمیم قطعی برای آغاز حمله جدید نیست. اما ترکیب مقامهای حاضر نشان میدهد موضوع جلسه صرفاً یک رایزنی سیاسی معمولی نبوده است. حضور همزمان وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک، رئیس سیا و فرستاده ویژه ترامپ در کنار وزیر خارجه و معاون رئیسجمهور، از جلسهای خبر میدهد که در آن دستکم گزینههای دیپلماتیک و نظامی در کنار یکدیگر بررسی شدهاند.
مذاکره هنوز زنده است، اما پیش نمیرود
این اتفاق در شرایطی رخ داده که طی هفتههای گذشته چند بار نشانههایی از باز شدن مسیر مذاکره دیده شد، اما هر بار اختلاف بر سر شروط اصلی مانع پیشرفت شده است.
در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، استیو ویتکاف و جرد کوشنر از طرف آمریکا با میانجیگری قطر با عباس عراقچی گفتوگو کردند. ایران پیشنهاد کرده بود در چارچوب یک برنامه هفتروزه، مسیر برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات هستهای فراهم شود. در مقابل، تهران خواهان رفع محاصره دریایی، کاهش تحریمهای نفتی و تثبیت آتشبس بود. ترامپ این پیشنهاد را رد کرد، اما یک روز بعد گفت انتظار دارد مذاکرات جدیدی در همان هفته انجام شود.
این تناقض در رفتار دولت آمریکا یکی از نکات کلیدی بحران فعلی است. از یک سو ترامپ همچنان از توافق حرف میزند و کانالهای میانجیگری قطر فعال هستند؛ از سوی دیگر رئیسجمهور آمریکا همزمان تهدید به بازگشت به عملیات نظامی میکند و در گفتوگو با خبرنگاران میگوید تصمیم بعدی او درباره ایران را بعداً همه خواهند دید.
اکسیوس نیز در تحلیل جداگانهای نوشته است که واشنگتن و تهران همچنان درباره اصل دیپلماسی صحبت میکنند، اما در تعریف «توافق» اختلاف جدی دارند. دولت ترامپ خواهان امتیازات هستهای و توافقی گستردهتر است، در حالی که تهران فعلاً بر پایان درگیری، وضعیت تنگه هرمز و رفع فشارهای اقتصادی تمرکز دارد.
هرمز همچنان گره اصلی است
تنگه هرمز فقط یک موضوع نظامی در این بحران نیست؛ به یکی از مهمترین اهرمهای فشار دو طرف تبدیل شده است. ایران بازگشایی کامل مسیر را به مجموعهای از اقدامات آمریکا گره زده و واشنگتن نیز تلاش کرده با حضور نظامی، بخشی از عبور نفتکشها را تحت حفاظت خود قرار دهد.
در روزهای اخیر گزارشهایی درباره افزایش عبور نفت از هرمز منتشر شده، اما وضعیت هنوز به شرایط عادی پیش از جنگ بازنگشته است. همین موضوع باعث شده بحران ایران و آمریکا مستقیماً به بازار انرژی و اقتصاد کشورهای منطقه متصل بماند. رویترز نیز گزارش داده که بنبست مذاکرات همچنان بر بازارهای منطقه اثر گذاشته و نگرانی از افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، فضای اقتصادی را متشنج کرده است.
از این زاویه، نشست کمپ دیوید را باید بخشی از یک فشار چندلایه دانست: مذاکره برای رسیدن به توافق، فشار اقتصادی برای وادار کردن تهران به امتیازدهی و آماده نگه داشتن گزینه نظامی در صورت شکست دیپلماسی.
آمریکا فقط درباره ایران تصمیم نمیگیرد
نکته مهم دیگر نشست کمپ دیوید، حضور موضوع یمن در کنار ایران است. عربستان سعودی در حال آماده شدن برای عملیات گسترده علیه حوثیهاست و از واشنگتن خواسته در این عملیات مشارکت کند. بر اساس گزارش اکسیوس، آمریکا تاکنون تمایل چندانی به ورود مستقیم به این عملیات نشان نداده، اما این موضع ممکن است تغییر کند. واشنگتن در حال حاضر از عربستان و نیروهای یمنی با حمایت اطلاعاتی و هدفگیری پشتیبانی میکند.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، چون همزمان شدن جبهههای ایران، هرمز و یمن میتواند دامنه بحران را بسیار وسیعتر کند. اگر عربستان عملیات جدیدی علیه حوثیها آغاز کند و آمریکا نیز به شکل مستقیم وارد آن شود، فشار نظامی بر گروههای همسو با ایران افزایش پیدا خواهد کرد و احتمال واکنش زنجیرهای در منطقه بیشتر میشود.
در واقع، آنچه در کمپ دیوید روی میز بوده فقط «حمله یا مذاکره با ایران» نیست؛ موضوع گستردهتر، نحوه مدیریت مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته در خلیج فارس، دریای سرخ و یمن است.
همزمان با دیپلماسی، آرایش نظامی آمریکا تغییر کرده است
تحول مهم دیگر این است که آمریکا در روزهای اخیر نیرو و تجهیزات بیشتری به منطقه اعزام کرده است. آسوشیتدپرس گزارش داده حدود ۹ هزار نیروی آمریکایی همراه با مجموعهای از کشتیها در حال حرکت به سمت خاورمیانه هستند و یک ناو هواپیمابر سوم نیز در این آرایش مطرح شده است. این جابهجایی همزمان با تهدیدهای تازه ترامپ علیه ایران انجام شده است.
از طرف دیگر، گزارش رویترز حاکی است که ایران نیز برای احتمال ازسرگیری حملات گسترده آمریکا آماده میشود و فرماندهان نظامی این کشور در حال بررسی گزینههای پاسخ هستند. طبق این گزارش، تهران حتی در حال بررسی گسترش دامنه اهداف احتمالی به کشورهای متحد آمریکا و نقاطی خارج از خاورمیانه است.
بنابراین، فاصله میان پایان آتشبس و بازگشت به یک دور جدید از درگیری، دستکم در سطح آمادهسازی نظامی، همچنان زیاد نیست.
وعده ترامپ برای پایان جنگ؛ یک علامت متناقض
ترامپ در تجمع انتخاباتی خود در آلاباما بار دیگر گفت جنگ ایران ممکن است «خیلی زود» و احتمالاً پس از انتخابات میاندورهای کنگره پایان پیدا کند. او همچنین گفت جمهوری اسلامی نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند و مدعی شد ایران در وضعیت اقتصادی بسیار دشواری قرار دارد.
اما همین اظهارات در کنار نشست محرمانه کمپ دیوید یک تناقض مهم ایجاد میکند. اگر کاخ سفید واقعاً در مسیر پایان دادن به جنگ قرار دارد، چرا همزمان عالیترین مقامهای نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک خود را برای بررسی گامهای بعدی بحران گرد هم آورده و نیروهای بیشتری به منطقه اعزام میکند؟
پاسخ را شاید باید در رفتار چند ماه اخیر دولت ترامپ جستوجو کرد؛ واشنگتن بارها از مذاکره صحبت کرده، اما در همان حال گزینه نظامی را روی میز نگه داشته است. اکسیوس نیز در گزارشهای اخیر خود این وضعیت را بخشی از مشکل اصلی مذاکرات دانسته است: دو طرف همچنان به کانالهای دیپلماتیک نیاز دارند، اما سطح بیاعتمادی به اندازهای بالاست که هر مرحله مذاکره میتواند همزمان با آمادهسازی برای مرحله بعدی درگیری پیش برود.
تصمیم مهم ترامپ چیست؟
نشست کمپ دیوید در نهایت بیش از آنکه بهتنهایی نشانه آغاز یک حمله تازه باشد، علامتی از بالا رفتن سطح تصمیمگیری در واشنگتن است. ترامپ هنوز گزینه مذاکره را کنار نگذاشته، اما در مقابل، ارتش آمریکا در حال تقویت حضور خود در منطقه است و تهران نیز خود را برای پاسخ احتمالی آماده میکند.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی این نیست که آیا کانال مذاکره وجود دارد یا نه؛ کانال هنوز وجود دارد. مسئله این است که آیا دو طرف میتوانند درباره ترتیب اجرای تعهدات به توافق برسند یا نه. ایران میخواهد ابتدا فشار نظامی و اقتصادی کاهش پیدا کند و سپس درباره پرونده هستهای و مسائل دیگر مذاکره کند. آمریکا برعکس، تلاش میکند از فشار موجود برای گرفتن امتیازهای گستردهتر استفاده کند.
به همین دلیل، کمپ دیوید را باید در چارچوب همین بنبست دید؛ جایی که دیپلماسی هنوز کاملاً نمرده، اما گزینه نظامی نیز هر روز واقعیتر میشود. اگر میانجیگری قطر و دیگر کشورهای منطقه نتواند فاصله دو طرف را در روزهای آینده کم کند، تصمیمهایی که در چنین نشستهایی درباره آرایش نظامی، یمن و هرمز گرفته شدهاند، میتوانند اهمیت بسیار بیشتری پیدا کنند.