پاکنژاد رفت، بحران نفت ماند؛ پشت پرده تغییر ناگهانی در وزارت نفت چیست؟
رویداد۲۴| محسن پاکنژاد از وزارت نفت رفت؛ آن هم درست در زمانی که نفت ایران سختترین روزهای صادراتی خود را در چند دهه اخیر تجربه میکند. رئیسجمهور استعفای وزیر نفت را پذیرفته و حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، را به عنوان سرپرست وزارت نفت منصوب کرده است. روایت رسمی دولت از این تغییر، «دلایل شخصی» است؛ اما زمان استعفا و مجموعه بحرانهایی که طی ماههای اخیر در صنعت نفت شکل گرفته، باعث شده این توضیح به تنهایی برای پایان کار وزیر نفت کافی به نظر نرسد.
مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور، گفته پاکنژاد «از مدتها پیش» درخواست استعفا داده بود و پزشکیان پیشتر با آن موافقت نکرده بود، اما پس از اصرار دوباره وزیر، رئیسجمهور استعفا را پذیرفت. حال باید دید چرا استعفایی که بنا بر روایت دولت «مدتها» روی میز بوده، در مقطعی پذیرفته شده که وزارت نفت با یکی از جدیترین بحرانهای صادراتی خود روبهرو است؟
وزیر نفت رفت، اما بحران نفت تازه جدیتر شده است
اهمیت زمان استعفا زمانی روشنتر میشود که وضعیت صادرات نفت ایران را ببینیم. دادههای مقدماتی بلومبرگ، کپلر و ورتکسا نشان میدهد ایران در ماه گذشته هیچ نفت خامی را روی نفتکشها بارگیری نکرده است. این نخستین ماه از آغاز جنگ بود که بارگیری ثبتشده نفت ایران به صفر رسید. پیش از این بارگیری نفت ایران حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز برآورد شده بود، در حالی که در ماههای قبل ارقام به مراتب بالاتر بود.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز دست روی همین موضوع گذاشته است؛ اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد ایران در ماه سپتامبر «هیچ نفت خامی» روی نفتکشها بارگیری نکرده است. چند روز قبلتر نیز او گفته بود حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت ایران همچنان روی آب و در مسیر تحویل به مشتریان، بهویژه چین، باقی مانده است و این محمولهها ممکن است ظرف چند هفته تمام شوند.
این ارقام به معنای آن نیست که درآمد نفتی ایران در یک لحظه به صفر رسیده است. نفتی که پیشتر بارگیری و از منطقه محاصره خارج شده، همچنان میتواند به مشتری تحویل داده شود و برای ایران درآمد ایجاد کند. اتفاقاً آخرین اظهارات پاکنژاد نیز بر همین نکته تأکید داشت. او پیش از اعلام استعفایش گفته بود درآمد نفت فروختهشده همچنان در حال وصول است؛ بنابراین میان «صفر شدن بارگیری جدید» و «صفر شدن درآمد نفتی» تفاوت وجود دارد. اما مسئله مهمتر این است که وقتی نفت تازهای از پایانهها خارج نمیشود، ذخیره نفت روی آب نیز سرانجام تمام خواهد شد. والاستریت ژورنال نیز گزارش داده است که صادرات نفت ایران در شرایط محاصره دریایی آمریکا عملاً به نزدیک صفر رسیده و محمولههای باقیمانده، عمدتاً برای تحویل به چین، رو به اتمام است.
پاکنژاد چند هفته قبل چه میگفت؟
اهمیت استعفا زمانی بیشتر میشود که اظهارات خود وزیر نفت در هفتههای گذشته را کنار دادههای جدید بگذاریم.
پاکنژاد در شهریورماه گفته بود صادرات نفت ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه حتی یک ساعت متوقف نشده است. او توضیح داده بود که ایران بخشی از نفت خود را در دوره وقفه محاصره به نقاطی خارج از خلیج فارس منتقل کرده تا امکان تحویل آن به مشتری وجود داشته باشد.
این اظهارات با دادههای جدید الزاماً متناقض نیست. ایران میتوانسته نفتی را که قبلاً از محاصره خارج کرده، در آبهای دوردست به مشتری تحویل دهد؛ اما این با بارگیری نفت جدید از پایانههای ایران تفاوت دارد.
به بیان سادهتر، مسئله امروز نفت ایران فقط فروش نیست؛ مسئله توانایی تولید یک جریان مستمر از نفت قابل صادرات و رساندن آن به مشتری است.
پروندهای که همزمان با استعفا دوباره روی میز آمد
در کنار بحران صادرات، پرونده موسوم به «تراستیها» نیز سایه سنگینی بر استعفای وزیر نفت انداخته است.
در ماههای اخیر، نمایندگان مجلس درباره نحوه واگذاری نفت به واسطهها و نحوه وصول پول آن سؤال کردهاند. تسنیم نیز در گزارشی از طرح تحقیق و تفحص مجلس درباره واگذاری ۸۰ میلیون بشکه نفت به چهار تراستی خبر داده است.
روزنامه همشهری نیز چندی قبل از واگذاری ۸۶ میلیون بشکه نفت به چهار تراستی سخن گفته بود. همزمان با طرح این پروندهها یاشار سلطانی فعال رسانهای معروف به افشاگریهایش در نقدی تند به وزیر نفت گفته بود که او هر کاری میکند، غیر از فروش نفت.
دلیل و سندی برای اثبات ارتباط ماجرای تراستیها به استعفای پاکنژاد وجود ندارد، اما همزمانی استعفای وزیر نفت با داغ شدن دوباره این پرونده را هم نمیتواند نادیده گرفت.
یک پرونده قدیمیتر؛ اختلاف بر سر هلدینگ خلیج فارس
نکته قابل توجه دیگر اختلافات مدیریتی در هلدینگ خلیج فارس است. در تابستان امسال، ماجرای تغییر مدیرعامل این هلدینگ به یکی از جدیترین حاشیههای وزارت نفت تبدیل شده بود. خبرگزاری فارس آن زمان از بالا گرفتن اختلاف میان پاکنژاد و محمد شریعتمداری خبر داده بود. موضوع از جایی جدی شد که رسانه رسمی وزارت نفت از تغییر مدیرعامل هلدینگ خبر داد، اما روابط عمومی هلدینگ آن را تکذیب کرد. نهایتاً حسن عباسزاده به مدیرعاملی هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیج فارس رسید.
پیش از استعفای فعلی نیز رسانههایی مدعی شده بودند که پاکنژاد در صورت باقی ماندن شریعتمداری، حاضر به ادامه کار نخواهد بود. این مباحث به شکل رسمی از سوی دولت به عنوان علت استعفا تأیید نشدهاند، اما نشان میدهند که اختلافات مدیریتی در رأس صنعت نفت ماهها پیش از استعفای رسمی وزیر وجود داشته است؛ بنابراین اگرچه نمیتوان گفت «اختلاف با شریعتمداری» علت استعفای پاکنژاد بوده، میتوان گفت این پرونده یکی از نشانههای وجود اصطکاک در ساختار مدیریتی نفت و پتروشیمی در دوره وزارت او بوده است.
پاکنژاد در چه شرایطی وزارت نفت را ترک کرد؟
پاکنژاد در مرداد ۱۴۰۳ با ۲۲۲ رأی مجلس وزیر نفت شد. او از مدیران باسابقه صنعت نفت بود و سالها در شرکت ملی نفت و بخشهای مختلف وزارت نفت فعالیت کرده بود.
کارنامه رسمی وزارت نفت در دوره او بر افزایش تولید، جمعآوری گازهای همراه، توسعه میادین، بازسازی تأسیسات آسیبدیده و حفظ صادرات نفت در شرایط جنگ تأکید دارد. خود پاکنژاد نیز در شهریورماه گفته بود صنعت نفت در جنگ توانسته تولید و صادرات را حفظ کند.
اما بخش دیگری از کارنامه او را باید در بحران انرژی و صادرات ارزیابی کرد. جنگ و حملات به زیرساختهای انرژی، تحریمهای آمریکا، محاصره دریایی و اختلال در مسیرهای صادراتی، شرایطی را ایجاد کرده که او با مجموعهای از مشکلات همزمان مواجه شد.
از این منظر، استعفای پاکنژاد را نمیتوان جدا از تغییر محیطی دانست که وزارت نفت در آن فعالیت میکند. وزارتخانهای که زمانی مسئله اصلیاش افزایش تولید و صادرات بود، اکنون باید برای زنده نگه داشتن همان جریان صادرات در شرایط محاصره تلاش کند.
بورد؛ انتخابی برای عبور از بحران یا وزیر آینده؟
پزشکیان برای عبور از این مرحله، حمید بورد را انتخاب کرده است؛ مدیری که اتفاقاً درون همین ساختار بوده و تا امروز مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بوده است. بورد از مدیران قدیمی صنعت نفت است و سابقه مدیریت در شرکتهای مهمی مانند مناطق نفتخیز جنوب و فلات قاره را دارد.
نکته قابل توجه این است که بورد با حکم خود پاکنژاد در آغاز دولت چهاردهم مدیرعامل شرکت ملی نفت شد و اکنون پس از استعفای همان وزیر، به ساختمان وزارت نفت میرود. این انتخاب نشان میدهد که دولت در مرحله نخست به دنبال یک مدیر آشنا با ساختار عملیاتی نفت رفته است، نه چهرهای بیرون از این صنعت.
با این حال، معلوم نیست بورد صرفاً سرپرست دوره انتقال است یا قرار است گزینه اصلی دولت برای وزارت نفت باشد. بر اساس اصل ۱۳۵ قانون اساسی، سرپرستی وزارتخانه موقتی است و برای تصدی دائمی وزارت، معرفی وزیر به مجلس و دریافت رأی اعتماد ضروری خواهد بود.
دیگر مسئله اصلی «پاکنژاد» نیست
مهمترین نکته درباره استعفای وزیر نفت، اما این است که تغییر فرد، بحران اصلی را حل نمیکند. اگر مشکل فقط اختلاف مدیریتی بود، با رفتن پاکنژاد باید مسئله تمام شود. اگر مشکل فقط عملکرد وزیر بود، سرپرست جدید میتواند مسیر متفاوتی را آغاز کند. اما اگر بحران اصلی، محاصره نفتی، کاهش صادرات، کمبود ارز، پرونده وصول مطالبات نفتی و ساختار مبهم فروش نفت در شرایط تحریم باشد، تغییر وزیر صرفاً تغییر مسئول اداره بحران است.
ایران اکنون با یک واقعیت تازه روبهروست؛ صادرات نفت منطقهای، برخلاف صادرات ایران، تا حد زیادی خود را با شرایط جنگی تطبیق داده است. رویترز گزارش داده که صادرات نفت کشورهای منطقه در پایان سپتامبر حتی به سطحی بالاتر از پیش از جنگ برگشته، در حالی که صادرات ایران همچنان تقریباً متوقف مانده است.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد. یعنی مشکل فقط «تنگه هرمز» نیست؛ رقبای منطقهای ایران توانستهاند بخشی از نفت خود را از مسیرهای جایگزین منتقل کنند، اما ایران با محاصره مستقیم بنادر و فشار بر ناوگان حملونقل خود مواجه است.
در چنین شرایطی، رفتن وزیر نفت در آستانه فرسوده شدن ذخایر نفت روی آب، همزمان با پرونده ۸۰ میلیون بشکه نفت واگذارشده به تراستیها و حاشیههای مدیریتی هلدینگ خلیج فارس، حساسیت برانگیز است و با توضیح سادهای مثل اشاره به «دلایل شخصی» تمام نمیشود. باید دید چه اتفاقی در مدیریت نفت ایران افتاده که وزیر این وزارتخانه در یکی از حساسترین مقاطع صادراتی کشور ترجیح داده کنار برود؟ این پرسش، بیش از آنکه درباره شخص پاکنژاد باشد، درباره سرنوشت درآمد نفتی ایران است؛ درآمدی که در شرایط تحریم باید هم از محاصره عبور کند، هم از شبکه پیچیده واسطهها بگذرد و در نهایت واقعاً به اقتصاد ایران برسد.