حمله به دموکراسی غربی؛ اظهارنظر قلبی یا تاکتیکی | چرا مواضع ضد آمریکایی اصغر فرهادی مهم است؟
رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: قطار بازگشت هنرمندان به مام وطن همچنان در حال مسافرگیری است. اصغر فرهادی هم بعد از مدتها به ایران بازگشت و در مراسم خانه سینما حاضر شد و صحبتهای جالبی هم در حاشیه حضورش در خانه سینما انجام داد. گفت فیلمنامه فیلم بعدیاش را به زبان فارسی مینویسد و هنوز قطعی نشده که قرار است فیلم بعدیاش را در ایران بسازد یا کشور دیگری. او همچنین گفت بعید میداند آخرین فیلمش، «داستانهای موازی»، شرایط اکران در ایران را داشته باشد.
این اظهارنظرها شاید خبر چندان مهمی به حساب نیایند، اما وقتی حضور مجدد اصغر فرهادی در ایران را کنار محسن نامجو و بیژن مرتضوی میگذاریم و هر روز خبرهای مختلفی از بازگشت داریوش اقبالی، شادمهر عقیلی و معین میشنویم، به نظر میرسد باید اصغر فرهادی و بازگشت او به وطن را هم در راستای همان سیاست آشتی فرهنگی ارزیابی کرد.
البته نسبت فرهادی و حاکمیت کمی با سایر چهرههایی که به ایران بازگشتهاند یا در آستانه بازگشت هستند فرق میکند. فرهادی از دل همین حاکمیت و مناسبات و ساختار فرهنگی آن برخاست و به فیلمسازی جهانی تبدیل شد. از طرف دیگر، او بهعنوان یک فیلمساز جریان اصلی، و نه زیرزمینی، که همیشه در چارچوب قانونی ایران فعالیت میکرد، به جهان معرفی شد و توانست جوایز متعددی، از جمله دو اسکار بهترین فیلم خارجیزبان را کسب کند.
به همین خاطر، نظام و حاکمیت فرهادی را بخشی از ساختار فرهنگی ایران میدانستند، نه بالعکس. برای همین هم هست که مهاجرت فرهادی را نباید یک جدایی تلقی کرد و بازگشت او هم چیزی از جنس بازگشت سایران نیست؛ حتی اگر او در مقاطعی با اظهارنظرهای تند و تیز از حاکمیت فاصله گرفته باشد.
حمله به آمریکا
اصغر فرهادی در روزهای اخیر حمله مبسوطی به سینمای آمریکا کرده و گفته که در آمریکا دموکراسی وجود ندارد و آمریکاییها نگاهی از بالا به پایین نسبت به سایر مردم جهان دارند. بعد از این اظهارنظر صریح و تند، سؤال اکثر منتقدان حول این محور میچرخد که: آیا شرایط سیاسی ـ فرهنگی ایران در حال تغییر است یا اظهارات اخیر فرهادی درباره آمریکا میتواند بخشی از روند بازتعریف رابطه او با ایران باشد؟
سؤالی که پاسخ آن میتواند مشخص کند حکمرانی فرهنگی در ایران قرار است چه سمتوسویی پیدا کند. از طرف دیگر، فیلمسازان میانهرو، یا آنطور که مخالفان آنها ادعا میکنند «وسطباز»، مانند اصغر فرهادی، با این اظهارنظر تکلیف خود را مشخص کردهاند یا این هم بخشی از یک بازی پیچیده است که کارگردان باهوش ایرانی راه انداخته تا بتواند فیلم بعدیاش را بسازد؟
یک سیگنال واضح از کاندیدایی که بعداً رئیسجمهور شد
تیرماه سال ۱۴۰۳؛ بعد از شهادت رئیسجمهور ایران، سیدابراهیم رئیسی، کاندیداهای مختلف به صف شدهاند تا در رقابتی نفسگیر سکان قوه مجریه را در دست بگیرند. در میان کاندیداهای ریاستجمهوری، یک چهره هست که مواضعش اندکی با سایر کاندیداها در حوزه فرهنگ فرق میکند؛ مسعود پزشکیان.
به همین خاطر است که همه منتظر هستند تا ببینند او در حوزه فرهنگ چگونه اظهارنظر میکند و چه مواضعی دارد. او در مواجهه با پرسش مجری درباره فیلم و سینما گفت:
«در رابطه با بحث سینما و هنر مشکلاتی داریم و باید موانع برداشته شود. امسال ۱۷ فیلم بلند ایران که در فستیوالهای بینالمللی به نمایش گذاشته شد، یا زیرزمینی بود یا خارجی و در خودِ ایران مجوزهای لازم برای ساخت این فیلمها داده نشد. این موانع است که باعث میشود هنرمندان ما در زیرزمینها کار کنند. طبیعتاً باید اینها اصلاح شود و ما از حضور این عزیزان استفاده کنیم. همه اصغر فرهادی را میشناسند که در دنیا چه اعتباری برای او قائل هستند.»
این اظهارنظر امروز معنادار است. ظاهرا کاندیدای وقت ریاست جمهوری و رئیس جمهور کنونی از وجود موانعی بر سر راه اصغر فرهادی خبر داشت.
البته پیش از این اظهارنظر مسعود پزشکیان، خود اصغر فرهادی هم به صراحت گفته بود که حاضر است تمام مخاطرات را به جان بخرد و به ایران بازگردد. او در آن صحبتها گفته بود که از منابع غیررسمی شنیده است که در ایران ممنوعالکار است، اما با تمام این احوال حاضر است ریسک بازگشت به ایران را به جان بخرد و مجدداً به وطن اصلی خود بازگردد.
فاصلهها از کجا ایجاد شد؟
بعد از حوادث سال ۱۴۰۱ که جامعه ایران به شکل واضح و مشخصی پوست انداخت و با اتخاذ پوشش اختیاری، فضای شهرهای ایران عوض شد، اصغر فرهادی هم یکی از اولین چهرههای سینمایی بود که به صراحت درباره این حوادث موضع گرفت و اعلام کرد: «دیگر قصد ندارد موهای زنان را بهطور سیستماتیک در فیلمهایش بپوشاند و تا زمانی که حجاب اجباری وجود دارد و جامعه ایران از این ممنوعیت سرپیچی میکند، در ایران فیلم نخواهد ساخت.»
بیشتر بخوانید:
سوسوی ستارگان ایرانی در کن | چرا سینمای تبعید، دیدنی نیست؟
قانون جدید اسکار علیه دولتها | سینمای رسمی ایران از جهان حذف میشود؟
بازگشت فرهادی با یک پروژه پرستاره؛ «داستانهای موازی» در مسیر کن
فرهادی در ادامه مصاحبه با روزنامه لوموند هم گفت: «من همچنان خوشبین هستم، شاید حتی خوشبینتر از همیشه، زیرا این نسل را میبینم، این دختران جوان، این نوجوانان را که دارای شجاعت بیحدوحصر، روشنبینی، درجهای از آگاهی و اطلاعات هستند که در تاریخ ایران بیسابقه است.»
این اظهارنظرها نشان داد که در ظاهر، اصغر فرهادی تصمیم خود را گرفته و دیگر حاضر نیست به ایران برگردد. اما بعد از گذشت مدتی مشخص شد که این صحبتها صرفاً با توجه به شرایط آن زمان جامعه ایران مطرح شده و هنوز چیزی، حداقل برای اصغر فرهادی، قطعی نشده است.
مسعود پزشکیان رئیسجمهور میشود
با ریاستجمهوری مسعود پزشکیان، بحث قدیمی بازگشت هنرمندان به ایران مجدداً داغ شد. محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در اظهارنظری صریح عنوان کرد از بازگشت هنرمندان ایرانی خارج از کشور به ایران استقبال میکند و سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت مسعود پزشکیان، نیز به صراحت عنوان کرد که رویکرد دولت تازه این است که فاصلههای ایجادشده بین هنرمندان و نظام سیاسی پس از حوادث سال ۱۴۰۱ را ترمیم کند.
رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، هم وقتی با این پرسش مواجه شد که آیا اصغر فرهادی میتواند به ایران بازگردد، پاسخ داد: «فرهادی فرزند همین آب و خاک است و برای بازگشت به ایران احتیاج به کارت دعوت کسی ندارد.»
مجموع این اظهارنظرها باعث شد که همه به بازگشت اصغر فرهادی به ایران و ادامه فعالیت فیلمسازی او در کشور امیدوار شوند؛ بازگشتی که میتوانست یک تغییر صریح و واضح در فضای فرهنگی کشور تلقی شود.
فرهادی سیگنالها را درک میکند
فرهادی فیلمسازی باهوش است؛ وقتی دید که آخرین ساخته خارجیزبانش، یعنی «داستانهای موازی»، نتوانسته موفقیت جهانی «جدایی نادر از سیمین» و «درباره الی» را کسب کند، با درک درست سیگنالهای ارسالشده توسط دولت میانهرو مسعود پزشکیان، در جشنواره کن اعلام کرد:
«من برای کار به خارج میروم، اما به محض اینکه کارم تمام میشود، احساس میکنم که نیاز مبرمی به بازگشت به خانه و بودن با خانوادهام در کشورم دارم.»
این اظهارنظر کوتاه نشان داد که اصغر فرهادی تمایل زیادی برای بازگشت به ایران دارد. او درباره کار کردن در شرایط جنگی ایران و وضعیت آشفته کشور هم گفت:
«این لزوماً چیز خوبی نیست، من از آن خوشحال نیستم، اما این احساس نیاز به نوشتن در مورد تمام آشفتگیهایی است که شما را احاطه کرده است، تمام رنجهایی که شما را به سمت خلق کردن، تلاش برای مشارکت در تلاش برای بهبود جهان سوق میدهد.»
پیام این اظهارنظرها واضح و مشخص بود: اصغر فرهادی آماده بازگشت به ایران و کار در این کشور است.
بازگشت بعد از یک شکست قابل پیشبینی
اصغر فرهادی در ابتدا قرار بود «داستانهای موازی» را در آمریکا بسازد و حتی با ستارگان مشهوری هم برای این فیلم وارد مذاکره شد. اما بعد از مدتی اعلام کرد نمیتواند با شرایط فرهنگی آمریکا کنار بیاید؛ به همین خاطر فیلمنامه «داستانهای موازی» را برای ساخت به فرانسه منتقل کرد.
«داستانهای موازی» در نهایت تبدیل به شکستخوردهترین فیلم اصغر فرهادی شد تا او تصمیم به بازگشت به ایران بگیرد؛ بازگشتی که با اظهارنظرهای ضدآمریکایی توسط او همراه شد.
فرهادی خطاب به آمریکاییها گفت:
«چرا احساس میکنید شما بالا هستید و ما پایین؟ نمیفهمم این خودبزرگبینی از کجا میآید که فکر میکنند در جایگاه بالاتری قرار دارند.»
او گفت:
«این فیلمها عمیق نیستند و برای تجارت و پول ساخته میشوند. در چنین فیلمهایی همیشه یک مرد سفیدپوست آمریکایی وجود دارد که دیگران را نجات میدهد. سؤال من این است: چرا؟ چرا یک آمریکایی باید به کوبا یا ایران برود تا مردم را نجات دهد؟ مردم میدانند که میتوانند خودشان را نجات دهند. چه کسی از شما خواسته بیایید و ما را نجات دهید؟»
جدای از اینکه اظهارنظر، فرهادی درباره «آرگو» از اساس غلط است و مشخص است که او نه فیلم «آرگو» را فهمیده و نه حتی خوب آن را تماشا کرده، این اظهارنظرها مشخص میکند که فرهادی علناً به دنبال کم کردن فاصله با حاکمیت است.
کارگردانی که روزگاری گفته بود دیگر حاضر نیست با حکومتی که به زور سر زنان روسری میکند کار کند، حالا علاج را در وطن میداند و میخواهد مخاطب این چرخش مواضع آشکار را بهعنوان یک امر صادقانه بپذیرد.
اما مخاطب ایرانی هم آنقدر کمهوش نیست که اظهارنظرهای کارگردان موفق دیروز و شکستخورده امروز را باور کند. فرهادی پروژه بازگشت را کلید زده؛ گیرم به سیاق فیلمهایش، کمی پیچیدهتر و هوشمندانهتر.
