میان الله و کاگب | جنجال بر سر حجاب و بازخوانی تاریخ دین در آذربایجان
رویداد۲۴ | جمیل حسنلی، تاریخ نگار آذربایجانی رئیس سابق و استاد کنونی دانشکده تاریخ مدرن و نوین اروپا و آمریکا که سالها مشاور رئیس جمهور آذربایجان در زمان حیدر علیاف، پدر الهام بوده یادداشتی درباره تاریخ دین در آذربایجان منتشر کرده است. این جستار از این جهت اهمیت دارد که این روزها جمهوری آذربایجان درگیر اعتراضاتی علیه قانون منع حجاب در مدارس است.
در اتحاد جماهیر شوروی سابق، از جمله آذربایجان شوروی، زندگی مذهبی، بهویژه اسلام و پیروان آن، دوران دشوار و پرحادثهای را پشت سر گذاشت.
در پنجاه سال پایانی حکومت شوروی، مبارزهای آشکار و پنهان برای کنترل دین میان کاگب و الله جریان داشت. در تمام این دوران، مطابق با ایدئولوژی کمونیستی، نام اختصاری «KGB» همواره با حروف بزرگ نوشته میشد، در حالی که واژه «الله» اغلب در ادبیات رسمی با حروف کوچک به کار میرفت.
جمیل حسنلی کیست؟
جمیل پولادخاناوغلو حسنلی، تاریخنگار برجسته آذربایجانی، دارای دکترای علوم تاریخی و استاد دانشگاه است.
او در سال ۱۹۵۲ در روستای آغالیکند از شهرستان بیلهسوار متولد شد. حسنلی سالهای زیادی بهعنوان استاد در دانشگاه دولتی باکو و دانشگاه خزر فعالیت کرده است. حسنلی به دلیل پژوهشهای عمیق درباره تاریخ آذربایجان و اتحاد جماهیر شوروی در قرن بیستم، دوران جنگ سرد، آذربایجان جنوبی و روابط بینالملل شناخته میشود. وی نویسنده چندین کتاب است و به دلیل شیوه پژوهشی مبتنی بر اسناد آرشیوی و شواهد تاریخی و رویکرد عینی خود شهرت دارد.
حسنلی بین سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱ در جنبش آزادیبخش ملی آذربایجان مشارکت فعالی داشت. او عضو جبهه خلق آذربایجان بود و در سازماندهی فعالیتهای این جبهه در دانشگاه دولتی باکو نقش داشت.
در سال ۱۹۹۳، بهعنوان مشاور رئیسجمهور آذربایجان در زمان حیدر علی اف، پدر الهام فعالیت کرد. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ نیز دو دوره به نمایندگی پارلمان انتخاب شد. در سال ۲۰۱۳، ریاست شورای ملی نیروهای دموکراتیک را بر عهده گرفت و در انتخابات ریاستجمهوری همان سال بهعنوان نامزد واحد مخالفان شرکت کرد.
جمیل حسنلی مجموعه مقالاتی با عنوان «دین در آذربایجان شوروی؛ میان الله و کاگب» را در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده که این گزارش برگرفته از آنهاست.
سرکوب دین و روحانیون در دهههای نخست حکومت شوروی
در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، تبلیغات آتئیستی در سراسر اتحاد جماهیر شوروی، از جمله آذربایجان، بهشدت گسترش یافت.
همانند دیگر مناطق شوروی، آزار و سرکوب دین و روحانیون در آذربایجان بسیار پیش از سال ۱۹۳۷، سالی که با سرکوبهای گسترده استالینی شناخته میشود، آغاز شده بود.
مقامهای حکومتی شماری از علمای برجسته اسلامی را بازداشت کردند، به تبعید فرستادند و تحت سرکوبهای شدید، از جمله اعدام، قرار دادند.
همزمان با آزار روحانیون، نهادهای مذهبی نیز تخریب شدند یا کاربری آنها تغییر یافت. کلیساها و کنیسهها نیز از این اقدامات در امان نماندند؛ از جمله اماکن مذهبی واقع در مرکز باکو که پیشتر مراسم دینی در آنها برگزار میشد.
تغییر سیاست شوروی در قبال اسلام در جنگ جهانی دوم
بیشتر بخوانید:
یک قرن جدال بر سر روسری زنان آذربایجان | چگونه رؤیای آزادی زنان به بنبست می خورد؟
ظهور، صعود و سقوط سید جعفر پیشهوری بر اساس اسناد اتحاد شوروی
ناگفتههای غائله آذربایجان | فرقه دموکرات چطور به سیاست جهانی باخت؟
با آغاز جنگ جهانی دوم، رهبری شوروی موضع ملایمتری در قبال دین، از جمله اسلام، اتخاذ کرد. مقامهای شوروی به دلایل مختلف به چنین تغییری نیاز داشتند.
نخست آنکه برای بسیج نیرو و اعزام سربازان به ارتش، به فراخوانهای رهبران مذهبی متکی بودند. همچنین میخواستند از کمک آنان برای جمعآوری منابع مالی موردنیاز جنگ استفاده کنند.
در عین حال، قصد داشتند از طریق رهبران مذهبی، مسلمانان سراسر جهان را به جهاد علیه نازیسم فراخوانند. نمونه این رویکرد، فراخوان سال ۱۹۴۴ شیخالاسلام آخوند آقا علیزاده خطاب به مسلمانان جهان بود.
تساهل مذهبی در دوران جنگ تا چه اندازه واقعی بود؟
در سالهای نخست جنگ، گزارشهای اطلاعاتی از مناطق مختلف نشان میداد که سربازان تازهبسیجشده پیش از اعزام به جبهه، با تلاوت قرآن متبرک میشدند. در برخی گزارشهای دیگر آمده بود که دعاهایی با عنوان «دعای ضدگلوله» برای سربازان نوشته و در آستر لباسهای آنان دوخته میشد.
با وجود این اقدامات، کمیساریای خلق در امور امنیت دولتی، با توجه به نیازهای ارتش، در چنین فعالیتهایی مداخله نمیکرد. در چارچوب همین رویکرد ملایمتر، مقامهای شوروی چندین نهاد رسمی مذهبی تأسیس کردند. در ۱۰ ژوئن ۱۹۴۳، اداره روحانی مسلمانان آسیای مرکزی و قزاقستان تشکیل شد.
در مارس ۱۹۴۴، اداره روحانی مسلمانان قفقاز شمالی در شهر بویناکسک، واقع در جمهوری خودمختار سوسیالیستی داغستان، تأسیس شد. در ۱۴ آوریل همان سال نیز اداره روحانی مسلمانان ماورای قفقاز با مرکزیت باکو، پایتخت جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان، تشکیل شد.
شیخالاسلام آخوند ملا آقا علیزاده کیست؟
در آستانه استقرار حکومت شوروی، ریاست این نهاد بر عهده آخرین شیخالاسلام آن دوران، آخوند ملا آقا علیزاده، بود. او شخصیتی مذهبی، تحصیلکرده و روشناندیش به شمار میرفت که تحصیلات عالی الهیات خود را در دانشگاه الهیات بغداد و دانشگاه عالی دینی نجف گذرانده بود.
علیزاده اهمیت زیادی برای آموزش قائل بود؛ تا جایی که پس از درگذشت او در سال ۱۹۵۴، نوهاش مسعود علیزاده بعدها به مقام دبیر اول سازمان جوانان کمونیست آذربایجان، موسوم به کومسومول، رسید.
نکته قابلتوجه آن است که اداره روحانی مسلمانان ماورای قفقاز در باکو، در خیابان کامو، که به نام سیمون تر-پتروسیان نامگذاری شده بود، قرار داشت و این موضوع اعتراضی برنمیانگیخت.
وقتی گفته میشود اداره روحانی مسلمانان ماورای قفقاز در سال ۱۹۴۴ تأسیس شد، در واقع منظور احیای دوباره این نهاد است. این اداره پیشتر بین سالهای ۱۸۷۲ تا ۱۹۱۷ با مرکزیت تفلیس و از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ با مرکزیت باکو فعالیت میکرد.
پس از استقرار حکومت شوروی در آذربایجان در آوریل ۱۹۲۰ و اعلام سیاست آتئیستی بهعنوان سیاست رسمی دولت، مقامهای حکومتی دیگر ضرورتی برای ادامه فعالیت چنین نهادی نمیدیدند.
احیای این ساختارها در سالهای ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴ همچنین بازتابدهنده تمایل مسکو به گسترش نفوذ خود در شرق مسلمان پس از پایان جنگ بود. هدف این بود که به جمعیتهای مسلمان ساکن در امتداد مرزهای جنوبی اتحاد جماهیر شوروی نشان داده شود که شوروی کشوری بیدین نیست.
سفر شیخالاسلام آذربایجان به ایران و گزارش محرمانه کاگب
در چارچوب همین تلاشها، شیخالاسلام علیزاده از ۲۲ مه تا ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ به ایران سفر کرد. او در مساجد تبریز، تهران، قم و مشهد سخنرانی مذهبی ایراد کرد و با محمدرضاشاه نیز دیدار داشت. پس از این سفر ۳۴روزه، استپان یملیانوف، کمیسر امنیت دولتی آذربایجان، گزارشی محرمانه در ۲۲ صفحه تهیه کرد و آن را به مسکو فرستاد.
حسنلی در کتابش به نقل از گزارش ویژه یملیانوف توضیح میدهد که هنگام ورود آقا علیزاده به ایستگاه راهآهن زنجان، چند هزار نفر به استقبال او آمدند و برخی دست و لباس او را میبوسیدند و از شدت هیجان گریه میکردند. در این گزارش حتی به حضور و واکنش شهردار زنجان اشاره شده است.
با این حال، این راهبرد به نتیجه نرسید. اندکی پس از پایان جنگ، اتحاد جماهیر شوروی بار دیگر کارزار خود علیه دین را از سر گرفت. سیاستهای ایدئولوژیک پس از جنگ که با نام آندری ژدانف، دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست، پیوند داشت، هم نهادهای مذهبی و هم مؤمنان را تحت تأثیر قرار داد.
تساهل مذهبی دوران جنگ بار دیگر جای خود را به الحاد ستیزهجو داد. تا اواخر دهه ۱۹۴۰، وزارت امنیت دولتی نظارت همهجانبه بر روحانیون و علمای اسلامی را از سر گرفته بود. این وضعیت آغازگر موج تازهای از سرکوب بود که حتی پس از مرگ استالین نیز ادامه یافت.
پرونده «اسلامگرایان» و اتهام ارتباط با ایران
در سال ۱۹۵۵، آناتولی گوسکوف، رئیس کمیته امنیت دولتی جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان، گزارشی مفصل بر اساس اطلاعات جمعآوریشده در پرونده موسوم به «اسلامگرایان» برای کاگب اتحاد جماهیر شوروی فرستاد.
این سند به ارتباطات ادعایی میان چند شخصیت مذهبی ساکن مناطق مرزی و روحانیون ایران اشاره داشت. گوسکوف در گزارش خود نوشت که اطلاعات بهدستآمده، هیچ ارتباطی میان میر محمد کاظیموف، ساکن شهرستان آستاراخانبازار که در این پرونده تحت تحقیق قرار داشت، و سازمانهای اطلاعاتی ایران را تأیید نکرده است.
در نتیجه، پرونده او در اوت ۱۹۵۵ مختومه شد. با وجود این، گوسکوف به مسکو اطلاع داد که نظارت امنیتی بر کاظیموف ادامه خواهد یافت.
اطلاعات مشابهی در پرونده ملا حسین تیموروف نیز دیده میشد. در گزارشها ادعا شده بود که او پیش از سال ۱۹۵۰ با دستگاه اطلاعاتی ایران ارتباط داشته است. اما در عمل، آنچه گوسکوف از آن با عنوان «جاسوسی» یاد میکرد، چیزی جز وارد کردن غیرقانونی کتابهای مذهبی و جزوههای مختلف نبود.
شیخالاسلام میر محسن حکیمزاده و تلاش برای احیای مناسک اسلامی
پس از درگذشت شیخالاسلام آخوند ملا آقا علیزاده در سال ۱۹۵۴، میر محسن حکیمزاده به ریاست اداره روحانی مسلمانان انتخاب شد. او آموزش دینی مستحکمی در مراکز شیعی مانند مشهد، خراسان و نجف دیده بود.
در سال ۱۹۲۸، اداره سیاسی آذربایجان او را بازداشت و کتابخانه گستردهاش را که شامل آثار مذهبی فراوانی بود، مصادره کرد. حکیمزاده شش ماه بعد آزاد شد و در سالهای بعد، در مشاغل مختلف یدی در باکو کار کرد.
پس از احیای اداره روحانی مسلمانان ماورای قفقاز در سال ۱۹۴۴، میر محسن حکیمزاده به معاونت این نهاد انتخاب شد و تا سال ۱۹۵۴ در این سمت باقی ماند. پس از درگذشت آخوند آقا علیزاده، کنگرهای از مسلمانان ماورای قفقاز تشکیل شد.
نمایندگان این کنگره با اکثریت قاطع آرا، شیخ میر محسن حکیمزاده را به ریاست اداره روحانی مسلمانان قفقاز انتخاب کردند. پس از مرگ استالین و برگزاری کنگره بیستم حزب کمونیست، حکیمزاده تلاش کرد از فضای نسبتاً بازتر جامعه شوروی استفاده کند.
او خواستار بازگشایی مساجد جدید، صدور مجوز پخش اذان از منارههای برخی مساجد و ساخت مدارس دینی تازه شد. شیخالاسلام میر محسن حکیمزاده شخصیت قابلتوجهی بود. او با وجود دشواریهای فراوان تلاش میکرد مناسک مذهبی را بهجا آورد و به احکام شریعت اسلامی پایبند بماند.
در سپتامبر ۱۹۵۸، پس از درگذشت محمود علیاف، وزیر امور خارجه جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان، همسر او به اداره روحانی مسلمانان مراجعه کرد. او از حکیمزاده خواست برای شوهرش نماز میت بخواند و قرآن تلاوت کند. عجیب اینکه هنگامی که شیخالاسلام برای اقامه نماز میت آماده میشد، مشخص شد که پیکر متوفی در محل حضور ندارد. وقتی از همسر وزیر پرسیدند پیکر کجاست، او توضیح داد که از آوردن جسد به مسجد میترسند و درخواست کرد نماز میت بهصورت غیابی برگزار شود. حکیمزاده در پاسخ گفت که اقامه نماز میت بدون حضور پیکر متوفی امکانپذیر نیست.
