تاریخ انتشار: ۱۳:۰۳ - ۰۶ آبان ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

منصور عباس کیست؟ | رهبر «رعام» و چهره‌ تأثیرگذار در تشکیل دولت اسرائیل

منصور عباس، رهبر حزب اسلام‌گرای رعام، قمار سیاسی بزرگی را آغاز کرده است؛ تبدیل کردن یک حزب عرب به شریکی در قدرت سیاسی اسرائیل، بدون آنکه از هویت فلسطینی و مطالبات ملی خود دست بکشد.آیا عباس می‌تواند بدون پذیرش ایدئولوژی صهیونیسم، به شریکی پذیرفته‌شده در دولت اسرائیل تبدیل شود، یا تناقض میان هویت فلسطینی و مشارکت در قدرت، سرانجام قمار او را به شکست خواهد کشاند؟
منصور عباس

 

رویداد۲۴ | اندکی بیش از یک‌پنجم شهروندان اسرائیل، عرب هستند و حالا نتایج اولیه انتخابات نشان می دهد احزاب سیاسی این جمعیت، در آینده این رژیم نقش مهمی بازی خواهند کرد.

اما واقعیت احزاب عرب در اسرائیل بسیار پیچیده‌تر از این است.

این مقاله ابتدا سه نیروی سیاسی اصلی را که برای کسب آرای شهروندان عرب رقابت می‌کنند، بررسی می‌کند و سپس به یکی از بحث‌برانگیزترین و مبهم‌ترین تجربه‌های سیاسی سال‌های اخیر می‌پردازد: تلاش منصور عباس از سال ۲۰۲۱ برای تبدیل یک حزب عرب به شریکی مشروع در دولت اسرائیل، بدون آنکه رسما به صهیونیسم اعتقاد پیدا کند.

در انتخابات اخیر سه فهرست اصلی برای جلب آرای جمعیت عرب رقابت کردند: حزب «رعام» به رهبری منصور عباس؛ ائتلاف «حداش–تعال» متشکل از حداش و حزب تعال به رهبری احمد طیبی؛ و حزب «بلد»، جریان ملی‌گرای فلسطینی که در انتخابات سال ۲۰۲۲ نتوانست حدنصاب لازم برای ورود به پارلمان را کسب کند.

هر سه جریان خواستار برابری کامل شهروندان عرب اسرائیل هستند و با درجات متفاوتی از آرمان فلسطین حمایت می‌کنند. اما در پس این اشتراک ظاهری، دیدگاه‌هایی عمیقاً متفاوت درباره جایگاه اعراب در دولت اسرائیل وجود دارد.

از سال ۲۰۲۱ تاکنون، یک پرسش بیش از هر موضوع دیگری بر سیاست عربی اسرائیل سایه انداخته است: آیا یک حزب عرب می‌تواند بدون آنکه خود صهیونیست شود، به شریک عادی و پذیرفته‌شده‌ای در دولت اسرائیل تبدیل شود؟

این پرسش هم ماهیت تحول‌آفرین پروژه منصور عباس را نشان می‌دهد و هم ابهام بنیادین آن را.

سه حزب، سه سنت سیاسی

ائتلاف حداش–تعال در واقع دو سنت سیاسی متفاوت را گرد هم آورده است.

حداش، مخفف «جبهه دموکراتیک برای صلح و برابری»، ریشه در حزب کمونیست اسرائیل دارد. این جریان به‌طور رسمی حزبی یهودی–عربی، سکولار و سوسیالیست است و همواره فعالان و نامزدهای یهودی را نیز در صفوف خود داشته است؛ با این حال، امروزه اکثریت قاطع رأی‌دهندگان آن عرب هستند.

حداش از برابری شهروندی، پایان اشغال سرزمین‌های فلسطینی و تشکیل کشور مستقل فلسطین در کنار اسرائیل حمایت می‌کند.

حزب تعال که احمد طیبی در سال ۱۹۹۶ تأسیس کرد، ماهیتی کمتر ایدئولوژیک دارد. این حزب سکولار و ملی‌گرای عرب است و هویت سیاسی آن تا حد زیادی با شخصیت بنیان‌گذارش پیوند خورده است.

احمد طیبی، مشاور سابق یاسر عرفات، به یکی از باتجربه‌ترین نمایندگان پارلمان اسرائیل تبدیل شده است. حزب او حمایت از آرمان فلسطین را با دفاع عمل‌گرایانه از منافع جمعیت عرب اسرائیل ترکیب می‌کند.

حزب بلد که آن نیز در سال ۱۹۹۶ و حول شخصیت عزمی بشاره شکل گرفت، موضع متفاوتی دارد.

مفهوم محوری این حزب، تبدیل اسرائیل به «دولت همه شهروندانش» است. این دیدگاه خواهان جایگزین کردن تعریف اسرائیل به‌عنوان دولت–ملت مردم یهود با نظامی است که در آن شهروندی مشترک، و نه هویت ملی یهودی، اصل بنیادین ساختار سیاسی باشد.

اما حزب رعام تفاوت‌های دیگری دارد.

رعام بازوی سیاسی شاخه جنوبی جنبش اسلامی اسرائیل است. بنابراین، برخلاف انتظار، این حزب از نظر مذهبی و اجتماعی، محافظه‌کارتر از حداش و بلد است.

با این حال، هنگامی که موضوع مشارکت در قدرت سیاسی مطرح می‌شود، رعام بسیار عمل‌گراتر از آن دو رفتار می‌کند.

درک همین تناقض، کلید شناخت منصور عباس است.

از پراکندگی سیاسی تا تشکیل فهرست مشترک


بیشتر بخوانید:

یهودیان چگونه از سراسر جهان به «ارض موعود» مهاجرت کردند؟

نگاهی به شکل‌گیری اسرائیل؛ از تاسیس تا اشغال فلسطین

صهیونیسم یعنی چه؟

اختلاف تاریخی با یهودیان بر سر چیست؟


حضور نمایندگان عرب در کنست تقریباً به اندازه خود دولت اسرائیل قدمت دارد.

در دهه‌های نخست تأسیس اسرائیل، فهرست‌های عرب وابسته به حزب ماپای، سلف حزب کارگر امروزی، در اکثریت‌های پارلمانی مشارکت داشتند.

اما نمایندگی سیاسی مستقل اعراب به‌تدریج شکل گرفت: حداش در سال ۱۹۷۷، حزب دموکراتیک عرب در سال ۱۹۸۸ و سپس بلد، تعال و شکل امروزی رعام در دهه ۱۹۹۰ پدید آمدند.

در سال‌های بعد، ائتلاف‌های مختلفی میان این جریان‌ها تشکیل شد و از هم پاشید.

بلد گاهی به‌تنهایی و گاهی در کنار سایر جریان‌ها در انتخابات شرکت می‌کرد. رعام و تعال در چند نوبت با یکدیگر متحد شدند و حداش نیز ساختار تشکیلاتی مستقل خود را حفظ کرد.

در سال ۲۰۱۴، کنست حدنصاب ورود احزاب به پارلمان را به ۳.۲۵ درصد افزایش داد. این تغییر برای احزاب کوچک عرب خطرناک بود، زیرا پراکندگی آرا می‌توانست آن‌ها را از ورود به پارلمان محروم کند.

پاسخ این احزاب، تشکیل «فهرست مشترک» برای انتخابات سال ۲۰۱۵ بود؛ ائتلافی که حداش، تعال، بلد و رعام را در کنار هم قرار داد.

این فهرست ۱۳ کرسی به دست آورد.

پس از جدایی احزاب پیش از انتخابات آوریل ۲۰۱۹، چهار جریان بار دیگر متحد شدند و در انتخابات سپتامبر همان سال مجدداً ۱۳ کرسی کسب کردند.

در مارس ۲۰۲۰، شمار نمایندگان این ائتلاف به رکورد تاریخی ۱۵ نفر رسید.

نمایندگی سیاسی مستقل اعراب هرگز تا آن زمان چنین قدرتی در کنست نداشت.

اما همین قدرت، هم‌زمان ناتوانی آن‌ها را نیز آشکار کرد.

۱۵ نماینده می‌توانستند بر رأی‌گیری‌ها اثر بگذارند، در کمیسیون‌های پارلمانی حضور داشته باشند و مسائل مورد نظر خود را به دستور کار عمومی تحمیل کنند.

با این حال، تا زمانی که تقریباً هیچ جریان سیاسی حاضر نبود با آن‌ها ائتلاف دولتی تشکیل دهد و خودشان نیز الزاماً تمایلی به ورود به دولت نداشتند، این کرسی‌ها دسترسی چندانی به قدرت اجرایی فراهم نمی‌کرد.

منصور عباس از همین تناقض به نتیجه‌ای رادیکال رسید.

تابویی که هر دو طرف آن را حفظ می‌کردند

اغلب گفته می‌شود که احزاب صهیونیست در طول تاریخ، احزاب عرب را از مشارکت در دولت کنار گذاشته‌اند.

این گفته درست است، اما همه واقعیت نیست.


بیشتر بخوانید:

انتخابات اسرائیل چگونه کار می‌کند؟ آیا عصر نتانیاهو به پایان می‌رسد؟

 آیا اسرائیلی‌ها زمین مردم فلسطین را خریده‌اند؟

چرا قراردادهای صلح اسرائیل و فلسطین هیچگاه به نتیجه نرسیده است؟


در سال ۱۹۹۲، دولت اسحاق رابین برای تصویب برخی تصمیم‌های مهم خود تا حدی به حمایت پارلمانی بیرونی حداش و حزب دموکراتیک عرب متکی بود.

با این حال، تا آن زمان هیچ حزب مستقل عربی به عضویت کامل یک ائتلاف حاکم در اسرائیل درنیامده بود. این بی‌میلی تا حد زیادی دوطرفه بود.

برای بخش بزرگی از جامعه یهودی اسرائیل، پذیرش اینکه بقای یک دولت به حمایت احزابی وابسته باشد که ماهیت صهیونیستی کشور را به چالش می‌کشند یا با جنبش ملی فلسطین همبستگی دارند، دشوار بود؛ به‌ویژه زمانی که دولت باید درباره جنگ و امنیت ملی تصمیم‌گیری می‌کرد.

از طرف دیگر، پیوستن به یک دولت صهیونیستی برای خود احزاب عرب نیز به معنای پذیرفتن مسئولیت جمعی تصمیم‌های حکومتی بود که با بخش‌های مهمی از سیاست‌های بنیادین آن، به‌خصوص درباره فلسطینیان، سرزمین‌های اشغالی و استفاده از نیروی نظامی، مخالفت داشتند.

بنابراین، کنار گذاشته شدن احزاب عرب از قدرت، برای سال‌های طولانی هم از بیرون تحمیل می‌شد و هم نتیجه انتخاب خود آن‌ها بود.

منصور عباس دقیقاً تصمیم گرفت همین مانع را از میان بردارد.

سال ۲۰۲۱؛ وقتی چهار کرسی از پانزده کرسی ارزشمندتر شد

در آستانه انتخابات مارس ۲۰۲۱، عباس از فهرست مشترک جدا شد.

استدلال او با معیارهای رایج سیاست عربی اسرائیل تقریباً تحریک‌آمیز بود: چرا باید از پیش تعیین کرد که مذاکره با کدام احزاب یهودی مجاز است و با کدام‌یک نیست؟

او رویکردی را مطرح کرد که جریان سیاسی‌اش آن را «رویکرد جدید» یا «النهج الجدید» می‌نامید.

بر اساس این نگاه، میزان اثربخشی یک نماینده عرب دیگر نباید صرفاً با شدت و صراحت مواضع او درباره مناقشه اسرائیل و فلسطین سنجیده شود، بلکه باید توانایی او برای دستیابی به نتایج ملموس برای شهروندانی که نمایندگی‌شان را بر عهده دارد نیز معیار قرار گیرد.

جرم و جنایت، مسکن، زیرساخت‌ها، بودجه شهرداری‌ها، به‌رسمیت شناختن روستاهای بادیه‌نشین و آموزش، همگی در اولویت عباس قرار گرفتند.

او می‌خواست آرای شهروندان عرب را به قدرت چانه‌زنی سیاسی تبدیل کند.

رعام به‌سختی توانست از حدنصاب انتخاباتی عبور کند و چهار کرسی به دست آورد.

اما معادلات عددی پارلمان ناگهان همین چهار کرسی را به عاملی تعیین‌کننده تبدیل کرد.

در اینجا نکته‌ای وجود دارد که امروز اغلب فراموش می‌شود: عباس مذاکرات خود را با احزاب چپ آغاز نکرد.

او با بنیامین نتانیاهو نیز مذاکره کرد و حتی احتمال حمایت از یک دولت راست‌گرا را مطرح ساخت.

در نهایت، مخالفت بتسلئیل اسموتریچ باعث شد چنین ائتلافی غیرممکن شود.

عباس سپس به ائتلاف بسیار ناهمگونی پیوست که نفتالی بنت و یائیر لاپید تشکیل داده بودند.

منصور عباس

برای نخستین بار در تاریخ اسرائیل، یک حزب مستقل عرب به عضویت رسمی ائتلاف حاکم درآمد.

تناقض این تحول درخور توجه بود.

در سال ۲۰۲۰، احزاب عرب در مجموع ۱۵ کرسی داشتند، اما تقریباً هیچ قدرت اجرایی در اختیارشان نبود.

در سال ۲۰۲۱، منصور عباس تنها چهار کرسی داشت، اما به بازیگری تعیین‌کننده در تشکیل دولت تبدیل شد.

منصور عباس واقعاً چه چیزی را تغییر داد؟

از نگاه برخی تحسین‌کنندگان عباس در جریان‌های میانه و چپ، او به‌تدریج به شاهدی تبدیل شد که نشان می‌داد نوع متفاوتی از سیاست‌ورزی عربی امکان‌پذیر است.

او رهبری مسلمان و مذهبی بود که حاضر شده بود قواعد بازی سیاسی اسرائیل را بپذیرد، خشونت را محکوم کند و حتی به‌نوعی ماهیت یهودی دولت اسرائیل را به‌صورت علنی به رسمیت بشناسد.

برخی اظهارات او واقعاً بی‌سابقه بوده‌اند.

در دسامبر ۲۰۲۱، عباس اعلام کرد که اسرائیل به‌عنوان کشوری یهودی متولد شده و یهودی باقی خواهد ماند.

او استدلال کرد که مسئله اصلی دیگر هویت کشور نیست، بلکه جایگاه شهروندان عرب در آن است.

پس از کشتار هفتم اکتبر نیز او قتل غیرنظامیان را بدون ابهام محکوم کرد و برای این موضع‌گیری به ارزش‌های اسلامی استناد کرد.

در ۲۶ اوت ۲۰۲۶، او در توضیحی مفصل که به زبان عربی منتشر شد، بار دیگر مشخصاً به موضوع دولت یهودی پرداخت.

عباس نوشت ماهیت یهودی اسرائیل «واقعیتی تحمیل‌شده بر ما» است که از انتخاب اکثریت یهودی ناشی می‌شود.

او توضیح داد که احزاب عرب عملاً مجبور شده‌اند این واقعیت را بپذیرند؛ در غیر این صورت، با خطر حذف از عرصه رقابت انتخاباتی روبه‌رو خواهند شد.

این تمایز بسیار مهم است.

بنابراین، عباس موجودیت اسرائیل و ماهیت یهودی آن را به‌عنوان واقعیتی سیاسی می‌پذیرد که شهروندان عرب ناچارند با آن مواجه شوند.

اما این بدان معنا نیست که او از رأی‌دهندگانش می‌خواهد روایت صهیونیستی را بپذیرند یا اصل تشکیل یک دولت–ملت یهودی را از نظر ایدئولوژیک تأیید کنند.

به همین دلیل، دامنه تحول‌آفرینی پروژه او باید با احتیاط بیشتری ارزیابی شود.

شاید منصور عباس بیش از آنکه به دنبال تغییر هویت سیاسی اعراب اسرائیل باشد، می‌خواهد میان هویت آنان و راهبرد سیاسی‌شان تمایز ایجاد کند.

در نگاه او، می‌توان از نظر هویت ملی فلسطینی باقی ماند، از نظر مذهبی مسلمان بود و از تشکیل کشور مستقل فلسطین حمایت کرد، اما هم‌زمان به‌طور کامل در نهادهای اسرائیل و حتی در دولت این کشور مشارکت داشت.

فلسطین از دستور کار حذف نشده است

سخنرانی عباس در گردهمایی حزب رعام در شهر طیبه، این تمایز را تأیید می‌کند.

او اعلام کرد که کشور مستقل فلسطین، به تعبیر خودش، اکنون «واقعیتی» است که بخش بزرگی از جامعه بین‌المللی آن را به رسمیت شناخته است.

عباس از اسرائیل و ایالات متحده خواست کشور فلسطین را به رسمیت بشناسند.

او همچنین درباره ضرورت پایان دادن به اشغال سخن گفت و شهروندان عرب اسرائیل را «پلی» بالقوه برای رسیدن به صلح توصیف کرد.

بنابراین، اشتباه است اگر «رویکرد جدید» عباس را به معنای کنار گذاشتن مسئله فلسطین در برابر موضوعاتی مانند شبکه فاضلاب، جاده‌ها و بودجه شهرداری‌ها بدانیم.

استدلال او ظریف‌تر از این است.

مسئله فلسطین همچنان پابرجاست، اما نباید باعث شود شهروندان عرب اسرائیل در کشور خود از قدرت سیاسی محروم بمانند.

تفاوت واقعی عباس با حزب بلد و تا اندازه‌ای کمتر با ائتلاف حداش–تعال دقیقاً در همین نقطه قرار دارد.

مشارکت سیاسی تا کجا پیش خواهد رفت؟

با این حال، یک پرسش اساسی همچنان باقی است: عباس حاضر است این منطق را تا کجا پیش ببرد؟ بحث اخیر درباره خدمت غیرنظامی در جامعه عرب، نمونه روشنگری است.

در مه ۲۰۲۶، عباس در کنفرانسی در دانشگاه تل‌آویو و به زبان عبری، از ایجاد چارچوبی برای خدمت جوانان عرب استقبال کرد. برای بسیاری از یهودیان اسرائیل، این موضع‌گیری اقدامی مهم به نظر می‌رسید.

اما دو روز بعد، او در گفت‌وگویی به زبان عربی با رادیو «الناس» توضیح داد که منظورش خدمت ملی متعارف به دولت نبوده است.

در عوض، او از خدمات داوطلبانه اجتماعی دفاع کرد؛ خدماتی که مطابق نیازها و ارزش‌های جامعه عرب سازماندهی شوند و مدیریت آن‌ها به جای دولت، در اختیار نهادهای عرب اسرائیل باشد.

همین احتیاط در موضع‌گیری‌های عباس درباره حماس نیز دیده می‌شود.

او جنایات علیه غیرنظامیان در هفتم اکتبر را با صراحتی غیرمعمول محکوم کرد و آن‌ها را مغایر با اسلام دانست.

اما در ماه ژوئیه، هنگامی که مستقیماً از او پرسیده شد آیا حماس سازمانی تروریستی است که باید نابود شود، از ارائه پاسخی صریح و بدون ابهام خودداری کرد.

در اینجا محدودیت‌های پروژه سیاسی او آشکار می‌شود.

عباس خشونت حماس را صریح‌تر از بسیاری از رهبران سیاسی عرب اسرائیل محکوم می‌کند، اما برای پذیرش کامل ادبیات راهبردی مورد توافق جریان غالب یهودی اسرائیل تردید دارد.

سگالوویتس؛ نمادگرایی و محاسبات سیاسی

در سال جاری میان عباس و یوآو سگالوویتس یک توافقی حاصل شد. سگالوویتس سیاست مدار یهودی از حزب «یش عتید» جدا شده و در حال مذاکره برای قرار گرفتن در جایگاهی برجسته، احتمالاً رتبه دوم، در فهرست انتخاباتی رعام برای کنست است.

بر اساس گزارش‌ها، سگالوویتس دو شرط صریح مطرح کرده بود؛ نخست اینکه رعام اسرائیل را به‌عنوان کشوری یهودی و دموکراتیک به رسمیت بشناسد. دوم اینکه این حزب از خدمت ملی غیرنظامی برای جوانان عرب حمایت کند.

این‌ها دقیقاً همان دو موضوعی هستند که مواضع عباس درباره آن‌ها همچنان با ابهام همراه است.

اهمیت نمادین چنین اتفاقی قابل توجه خواهد بود.

سگالوویتس یکی از مقام‌های ارشد سابق پلیس اسرائیل است که ریاست اداره تحقیقات و اطلاعات پلیس را بر عهده داشته است؛ اداره‌ای که از جمله بر واحد «لاهاو ۴۳۳»، مسئول تحقیقات مربوط به جرائم بزرگ و فساد، نظارت می‌کند.

او بعدها معاون وزیر امنیت عمومی اسرائیل نیز شد.

البته رعام نخستین جریان عربی نخواهد بود که نامزدی یهودی را در فهرست خود قرار می‌دهد. حداش همواره خود را جریانی یهودی–عربی تعریف کرده است.

اما سگالوویتس از جهانی سیاسی کاملاً متفاوت با چهره‌های یهودی کمونیست و چپ‌گرای حداش می‌آید. او نماینده‌ای سابق از جریان میانه و از مقام‌های بلندپایه پلیس بوده و محصول ساختار رسمی و حاکمیتی اسرائیل است.

ارزش حضور او برای رعام صرفاً نمادین نبود.

برای عباس، حضور سگالوویتس در فهرست رعام می‌تواند پذیرش این حزب را به‌عنوان شریکی مشروع در ائتلاف حکومتی، از نگاه برخی یهودیان اسرائیلی آسان‌تر کند.

با این حال، چشم‌انداز سیاسی سال ۲۰۲۶ به‌طور محسوسی با سال ۲۰۲۱ متفاوت است.

نفتالی بنت که در سال ۲۰۲۱ رعام را به‌عنوان شریک ائتلافی پذیرفته بود، از آن زمان اعلام کرده است دولتی که او رهبری کند، تنها از احزاب صهیونیست تشکیل خواهد شد.

در همین حال، گادی آیزنکوت، مهم‌ترین رقیب نتانیاهو در نظرسنجی‌های کنونی، شروطی برای شرکای احتمالی ائتلافی خود تعیین کرده که نخستین آن‌ها به‌رسمیت شناختن اسرائیل به‌عنوان کشوری یهودی و دموکراتیک است.

این ادبیات شباهت چشمگیری به خواسته‌های سگالوویتس از عباس دارد.

بنابراین، ابتکار مربوط به سگالوویتس مرحله بعدی قمار سیاسی عباس بود.

او پس از آنکه در سال ۲۰۲۱ رعام را وارد ائتلافی صهیونیستی کرد و پیش از این انتخابات هم مرزهای سیاسی این حزب را باز هم گسترش داد، بدون آنکه ریشه‌های عربی و اسلامی آن را کنار بگذارد.

تجربه دولت بنت–لاپید نشان داد تشکیل ائتلافی وابسته به رعام از نظر محاسبات پارلمانی امکان‌پذیر است.

اکنون پرسش این است که آیا این اتفاق علیه ائتلاف نتانیاهو رخ خواهد داد؟

و آیا کسانی که برای پایان دادن به دوران نخست‌وزیری نتانیاهو حاضرند تقریباً هر ترکیب پارلمانی را بپذیرند، خواهند توانست دیگران را نیز با خود همراه کنند؟

شاید آزمون واقعی قمار منصور عباس همین باشد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha