تاریخ انتشار: ۱۴:۵۲ - ۱۰ خرداد ۱۳۹۶

کری‌خوانی بازنده‌ها

شورای شهر تهران چند هفته پس از انتخابات، روزی پرتنش و حاشیه را پشت سر گذاشت. در ابتدای جلسه نطق پیش از دستور محمد سالاری درباره عملکرد پر‌سؤال شهردار تهران و بیان عبارت «سراسیمگی برخی از افراد» بعد از انتخابات، اصولگرایان را از جایشان بلند کرد و باعث فریاد‌زدن آنها میان شورا شد و در ادامه دو عضو با‌سابقه اصلاح‌طلب که گویا دلشان از جای دیگری پر بود، دلخوری‌ها را به صحن شورا آوردند و سوابق پیدا و پنهانشان را در صحن علنی برای همه شمردند.

رویداد۲۴-شورای شهر تهران چند هفته پس از انتخابات، روزی پرتنش و حاشیه را پشت سر گذاشت. در ابتدای جلسه نطق پیش از دستور محمد سالاری درباره عملکرد پر‌سؤال شهردار تهران و بیان عبارت «سراسیمگی برخی از افراد» بعد از انتخابات، اصولگرایان را از جایشان بلند کرد و باعث فریاد‌زدن آنها میان شورا شد و در ادامه دو عضو با‌سابقه اصلاح‌طلب که گویا دلشان از جای دیگری پر بود، دلخوری‌ها را به صحن شورا آوردند و سوابق پیدا و پنهانشان را در صحن علنی برای همه شمردند.محمد سالاری در نطقی طولانی برخی از تحولات چند هفته اخیر در شهرداری تهران را برشمرد و در میانه اظهاراتش گفت: بعد از انتخابات شورا‌ها نوعی سراسیمگی بین برخی افراد ایجاد شده است. این اظهارات با واکنش مهدی چمران روبه‌رو شد. مجتبی شاکری که در میانه نطق هم بدون بلندگو صحبت‌هایی داشت و گفته‌های سالاری را قطع می‌کرد، چند بار گفت: اگر راست می‌گویید آن ١٠ درصد آرا را بشمارید. اگر جرئت داشتید و عرضه داشتید، چرا این حرف‌ها را الان می‌زنید و زبانتان دراز شده است؟ چرا همان موقع که وقت داشتید استیضاح نکردید؟رضا تقی‌پور گفت: سال ٨٨ همین‌ها بودند که مسجد آتش زدند و مردم را کشتند، ولی ما مثل شما نیستیم و حقمان را با متانت می‌گیریم و هیچ سراسیمگی هم نداریم.

اما دستور جلسه مهم دیروز که از هفته گذشته باقی مانده بود و با بررسی ٩ بند مجددا به هفته بعد موکول شد، بررسی طرح صیانت از باغات شهر تهران بود. در‌این‌میان اسماعیل دوستی، عضو اصلاح‌طلب و مخالف این مصوبه با لحنی کنایه‌دار گفت: مردم خودشان بلدند درخت بکارند و از درختان مراقبت کنند، طرح شما به ضرر درختان است. او به کنایه گفت: فردی که در زمان معاون خدمات شهری بودنش حکم قطع درختان و باغات را می‌داد، حالا طرفدار درختان شده است. کنایه او به محمد حقانی بود که او هم در نوبت صحبت خود گفت: یک سند بیاورید که من چنین کاری کرده‌ام! خوب شد شما دوباره استاندار جایی نشدید؛ وگرنه فاتحه درختان خوانده بود.

این اظهارات ادامه داشت تا اینکه دو طرف عصبانی‌تر شدند و دوستی خطاب به حقانی گفت: برادر من، شما با نیاز به آینده حرف می‌زنی، ولی من نیازی به آینده ندارم، شما می‌خواهی قائم‌مقام شوی، امکان ندارد! همین خود شما پدر باغات تهران را درآورده‌ای و حالا دفاع می‌کنی! حداقل صد مورد سند می‌آورم که پدر باغات را درآورده‌ای.حقانی هم در پاسخ به او گفت اگر سندی بیاورد او از دنیا خداحافظی می‌کند. در‌این‌میان مهدی چمران که با خنده و شوخی ابتدا می‌خواست ماجرا را تمام کند.اما حقانی ادامه داد: لابد آن پروژه «آسمان آبی- زمین پاک» هم که شما دنبالش بودید، برای نجات درختان بود! فقط برای یک بانک پاسارگاد شما این همه باغات از بین رفت. چمران باز هم به میانه آمد و به شوخی گفت: بسه دیگه حالا همدیگر را لو ندهید. بعد هم به محسن پیرهادی که کنارش بود زد و با خنده گفت: از خبرنگاران فیلم بگیرید، چه فیلمی می‌گیرند!دوستی هم خطاب به رحمت‌الله حافظی که قصد دفاع از طرح را داشت و گفت بهتر است درباره چهار هزار هکتار باغ از‌دست‌رفته تهران هم توضیح بدهند، با لحن تندی گفت: شما دیگه بس کن؛ همش توهم داری! بعد هم گفت دروغ‌گو! چمران هم حافظی را با لحن تندی خطاب قرار داد و گفت: دروغ نگو؛ دروغ‌گو. بشین آقا، ساکت باش، ساکت باش. بین این دو عضو دیگر را هم شما به هم زدید.حافظی گفت: اگر توضیح می‌دهید، درباره ١٥ طبقه‌ای که در مصوبه برج- باغ دادید هم توضیح دهید! که چمران با عصبانیت گفت: آن ١٥ طبقه را فراموش کنید دیگر! حافظی گفت: نمی‌شود و با همان مصوبه پدر باغات تهران را درآوردید. چمران در ادامه این بگومگو گفت: شعار بیجا ندهید، خبرنگاران اینجا هستند و عقل دارند و رفتار پوپولیستی شما را می‌بینند. این‌قدر عوام‌فریبی نکنید. مجوز برج‌های ١٥‌طبقه را دوستان شما در شهرداری با مصوبه بلندمرتبه‌سازی دادند. او در ادامه به حافظی گفت: چقدر می‌خواهید من را بکوبید و توی سر من بزنید، با این کارها مشکلی حل نمی‌شود، من دیگر به شورا نمی‌آیم، دیگر تمام شد؛ مأموریت انجام شد، دیگر نمی‌خواهد من را بکوبید. این حرف‌های زائد و بچگانه از یک دکتر بعید است.

پس از این درگیری لفظی موضوع تمام نشده و چمران در پایان جلسه در‌حالی‌که حبیب کاشانی در کنارش بود به سراغ حافظی رفت. چمران: با من چه پدرکشتگی‌ای دارید؟ حافظی: ندارم. چمران: پس این چه رفتاری است؟ حافظی: انتظار دارم با فساد مقابله کنید! چمران: یعنی من فاسد هستم‌؟ حافظی: نه‌خیر؛ فاسد نیستید اما انتظار این بود که با فساد در درون شهرداری مقابله کنید! چمران (کاشانی هم همراه شد): خودتان چه کار کردید؟ حافظی: آب شربی که فاضلاب داشت و نمی‌دانستید و می‌خوردید را اصلاح کردیم، معاون شن و ماسه را تعطیل کردیم، کارخانه ایرفور را به بیرون تهران بردیم! کاشانی به میان صحبت حافظی آمد: شما سوپرمن شدی و دیگران کاری نکردند! چمران: ما هم کار کردیم، اما برای رضای خدا بود نه برای مردم و رسانه‌ها! حافظی: اگر برای مردم و رسانه‌ها بود که باید دوباره کاندیدا می‌شدم. چمران: کاندیدا نشدید چون می‌دانستید رأی ندارید! حافظی: با سند برایتان می‌گویم اگر می‌آمدم نفر اول تهران بودم!

 

 

منبع: روزنامه شرق
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha