فعالان ارتباطی درنقش «کنشگران سیاسی»
رویداد۲۴-اتفاق شگفتانگیزی که در انتخابات ریاستجمهوری 96 و با حضور گسترده رسانههای جدید رخ داد، این بود که جامعه ایران باوجود دخالت عوامل پیشبینیناپذیر، جامعهای پیشبینیپذیر شده است. بهطور معمول وجود حجم بالایی از فعالیتهای مجازی، یک جامعه را دچار سردرگمی میکند اما با این حال، این سردرگمی در جریان انتخابات ریاستجمهوری در ایران رخ نداد و جامعه مسیر خود را گم نکرد.از این رو، معتقدم، جامعه ایرانی در حال خروج از بحران مدنیت و رسیدن به «تفوق مدنیت» است. «بحران مدنیت» باعث میشود جامعه در برابر هر عامل خارجی از جمله رسانهها بشدت آشفته شود و «تفوق مدنیت» نوعی برخورد مدنی در برابر عوامل خارجی است که طی آن، جامعه در برابر عوامل خارجی با سنجیدگی، عقلانیت و شکیبایی بیشتری حرکت میکند.
اگر «مدنیت» و «پیشبینیپذیری» را جزو ویژگیهای جامعه امروز بگیریم، میتوانیم به بازخوانی تئوریهای 40 الی 50 سال اخیر پیرامون «نسبت ارتباطات و توسعه» در ایران بپردازیم؛ از جمله آن تئوریها، پیروزی رسانههای کوچک در برابر رسانههای بزرگ بود. رسانههای کوچک رسانههایی هستند که نمیتوانند به صورت متمرکز اداره شوند و به نحوی شالودههای محدودیتهای رسمی را مورد چالش و پرسش قرار میدهند. در رسانههای کوچک (تلگرام، اینستاگرام، کانالهای ابداعی توسط جوانها و...) هم «عاملیت انسانی» و هم «اعتماد» اهمیت ویژهای دارند.
از ظرفیتهای جدید ایران که میتواند هم در خدمت «توسعه ارتباطات» و هم در خدمت «توسعه همهجانبه» باشند میتوان به عوامل زیر اشاره کرد؛
نخست، تقویت زیرساختهای ارتباطی است. به عبارتی روستاها امروزه قدرت استفاده از شبکههای اجتماعی را دارند و این را هم میتوان جزو موفقیتهای دولت یازدهم دکتر روحانی دانست.
دوم، عامل فرهنگی و سیاسی است. مقاومت در برابر فیلترینگ نه تنها یک خواسته عمومی بلکه به یک خواسته از سوی دولت هم تبدیل شد. یعنی دولت هم، از این نظر در کنار جامعه بود و هر دو، فیلترینگ را به سود کشور نمیدانستند و سعی میکردند تا محدودیتها را در استفاده از فضای مجازی کمتر کنند.
سوم، توجه به تحولی است که در ساختار روابط عمومی رخ داد. روابط عمومی منفعل به روابط عمومی فعال تبدیل شد. اگر این روابط عمومی که ما در این سه هفته زمان انتخابات شاهد آن بودیم، در این سه سال و نیم در کشور وجود داشت، قطعاً همزبانی میان دولت و مردم بسیار بیشتر میشد و به حرفهای مشترکی میرسیدند.
واقعیت این است که روستاها از آنجا که اغلب به جای آنکه تبلیغات را از رسانهها دریافت کنند، آثار تغییرات را از خرید تضمینی محصولات کشاورزی گرفته تا خودکفایی در گندم و... را لمس کردند، میتوان گفت مشهودترین بخش در جامعه بودند که نسبت به تبلیغات علیه دولت مقاومت نشان دادند و این نشاندهنده ضرورت فعال شدن یا ماندن روابط عمومی است.
معتقدم، روابط عمومی در ایران را میتوان به دو بخش روابط عمومی رسمی و غیر رسمی تقسیم کرد؛ «روابط عمومی رسمی» همان بخشهایی از نهادها و دستگاههای رسمی بودند که با سرعت عمل در مورد عملکردها و پرسشها، پاسخگو بودند اما «روابط عمومی غیررسمی» گروههایی بودند که به دنبال ناگفتههای مسئولان دستگاهها شکل گرفتند و میتوان آن را در فعال شدن نهادهای مدنی و تشکلهای مختلف مؤثر دید.
چهارم، فعال شدن کنشگری جامعه است و آن زمانی است که فعالان ارتباطی، کنشگران سیاسی میشوند و اغلب شامل دانشجویان، فارغالتحصیلان دانشگاهی و امثال اینها بود. از این رو، معتقدم «جامعه کنشگر» بود که توانست تأثیرگذار باشد.
پنجم اینکه کنشگران فضای مجازی خود را در فضای مجازی محبوس نکردند و وارد جامعه شدند و به همین دلیل شکاف یا فاصله بین فضای مجازی و واقعی کمتر شد. پیشبینیپذیری جامعه ایرانی در انتخابات 96 را باید محصول مجموعهای از تغییرات و تحرکات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دید و تنها آن را به سیاست محدود نکرد به همین دلیل در بسیاری جهات میبینیم که کنشگران سیاسی کسانی هستند که چندان نفع شخصی در انتخابات ندارند و با این حال، وارد انتخابات شدند مثل هنرمندان و شهروندان معمولی. معتقدم، باید به این مجموعه توجه کرد چون حماسه بزرگی خلق شده که عناصر کاملاً عقلانی و قابلمحاسبه دارد.
*مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی دکتر خانیکی است که در نشست «نقش فضای مجازی در فراخوانهای انتخاباتی» هفتم خرداد ماه در دانشکده علوماجتماعی دانشگاه تهران ایراد شد.