تهدیدات ملی و فرصت های تکرار نشدنی
رویداد۲۴-عملیات تروریستی و کور داعش در تهران در سطوح ملی و بینالمللی بازتاب بسیاری داشت و در بسیاری از خبرگزاریها و رسانههای بینالمللی منتشر شد. هرچند تاکنون اطلاعات بسیار کمی درباره تروریستها و حامیان و ابعاد این حملات کور منتشر شده است. دشمنی داعش و سایر جریانهای تکفیری با ایران پدیده تازهای نیست. پیش از این بارها داعش از عزم خود برای ورود به ایران و ایجاد ناامنی سخن گفته بود، اما تا روز گذشته تمام تلاشهای این جریان با ناکامی روبهرو شده بود. همزمانی عملیات داعش با موج رسانهای و دیپلماتیکی که برخی حامیان مالی و فکری داعش، یعنی عربستان علیه ایران ایجاد کرده بیش از پیش بر اهمیت پرداختن و تحلیل این موضوع میافزاید. افکار عمومی نیز تشنه اطلاعرسانی دقیق مسئولان امر دراینباره است.
١- نخستین پرسشی که در محافل عمومی برجسته شده، درباره تروریستهاست. ابهاماتی از جمله اینکه این تروریستها اهل کدام کشور یا منطقه هستند؟ اگر خارجی هستند، از کدام مبادی وارد کشور شدهاند؟ مبادی رسمی؟ یا به شکل مخفی؟ و اگر داخلی هستند، آیا پیش از این دارای سابقه بودهاند؟ آیا برای این اقدام آموزش دیدهاند؟ کجا؟ از سوی چه کسانی؟ و چه تاریخی؟ آیا این افراد از مبدأ به شکل مسلحانه و همراه با اسلحه و مهمات وارد کشور شده و سپس عازم تهران شدهاند؟ یا اینکه اسلحه و مهمات به شکل جداگانه در اختیار آنان گذاشته شده است؟ و اگر چنین است حامیان آنان چه کسانی هستند؟ آیا در مبادی ورودی کشور دقت کافی صورت گرفته بود؟ در داخل پلهای ارتباطی آنان چه کسانی هستند؟ و اگر به شکل رسمی وارد کشور شدهاند از کدام کشور و با چه هویتی؟ به سخن دیگر یکی از مهمترین نیازهای افکار عمومی در این رویدادها اطلاعرسانی دقیق و فوری درباره ابعاد مختلف رویداد و کیستی تروریستهاست.
٢- وقوع این حادثه تروریستی نشان داد که تمام دستگاههای حاکمیتی و دولتی و عمومی باید در هنگام بروز چنین اتفاقاتی هماهنگ و با مدیریت واحد به فعالیت بپردازند. دستگاههای امنیتی، انتظامی، نظامی، رسانهای، درمانی و خدماتی باید در قالب یک مجموعه و با مدیریت هوشمند در مقابل چنین رویدادهای احتمالیای به واکنش سریع بپردازند. مدیریت افکار عمومی و آموزش شهروندان در این رویدادهای احتمالی ضرورتی انکارناپذیر است.
٣- رویداد تروریستی روز گذشته ابهام دیگری هم داشت. این رویداد چه ارتباطی با مسائل منطقهای اخیر دارد؟ تهدیدهای چندباره مقامات سعودی و اینکه باید این ناامنیها را به داخل ایران کشاند نشان از چه دارد؟ آیا میان این مواضع و رویداد روز گذشته ارتباطی وجود دارد؟ این موضوع و نیز توجه به ریشههای ظهور داعش و منابع مالی و لجستیک داعش و حامیان مالی این گروه تروریستی در منطقه باید در دستور کار نهادهای ذیربط بهویژه وزارت امور خارجه قرار گیرد. دستگاه دیپلماسی کشور بیش از هر زمان دیگری باید در سطح منطقهای و بینالمللی و در سازمانهای بینالمللی دراینباره تلاش کند و تمرکز روی منابع و حامیان مالی داعش بیش از هر زمان دیگری میتواند به روشنشدن ابعاد فعالیتهای این گروه و حامیان آن در سطح منطقهای و جهانی یاری رساند.
٤- رویداد تهران نشان داد که همه کشورهای جهان در معرض تهدیدات افراطیگری و جریانهای تکفیری و داعشاند. بنابراین دستگاه سیاست خارجی باید بیش از پیش در جهت گسترش هماهنگیهای بینالمللی دراینباره بکوشد. رئیس دولت و وزیر خارجه در گفتوگوها و پیامهای خود باید بیش از پیش لزوم هماهنگیهای بینالمللی در مقابله با ریشهها و زمینههای تروریسم را پیگیری کنند.
٥- افراطیگری مذهبی و دینی و حتی قومی و نژادی به یکی از تهدیدات بزرگ بینالمللی مبدل شده است. حوادث اخیر زنگ خطری است برای کسانی که بیمبالاتی پیشه کرده و منافع جناحی کوتاهمدت خود را بر منافع ملی مرجح کرده و مباحث پیچیده و هراسانگیز مذهبی و قومی را دستمایه قدرتطلبی کردهاند. بههوش باشیم و زمینهها را برای گسترش افراطیگری فراخ نکنیم. تعمیق همبستگی ملی و یکدلی ملی نیاز امروز و فردای ایران ماست. حادثه تروریستی روز گذشته تهران موجب شهادت جمعی از هموطنان و زخمیشدن شماری دیگر شد. چنین جراحتی روح و روان همه ایرانیان در گوشهوکنار کشور را آزرد، اما همزمان با این رنج و نگرانی، این حادثه به همه یادآوری کرد که ایران ما در معرض تهدیدهای بزرگی در داخل و خارج است و همه ایرانیان فارغ از وابستگی جناحی، سیاسی، طبقاتی و مذهبی باید این تهدیدات را جدی بگیرند و برای دورکردن ارتعاشات ناامنکننده از فضای کشور هرکس به فراخور توان و فرصتها و امکانات دراختیار باید گامی شایسته و درخور بردارد. ایران ما بیش از هر زمان دیگری یکدل و یکزبان باید خود را برای مقابله با بدخواهان آماده کند.