ایراد ژست گرفتن یک هنرپیشه مقابل رئیس جمهور
رویداد۲۴-ژست محمد رضا گلزار در حضور رئیس جمهوری به سوژه بحث برانگیز در فضای مجازی تبدیل شد. واکنش ها و نقدها زمانی به سمت این هنرپیشه سرازیر شد که تصویری از او در حالی که دست در جیب با روحانی صحبت می کند روی خروجی خبرگزاریها قرار گرفت. سید علی میرفتاح از صاحبنظران عرصه فرهنگ و هنر در یادداشتی بی آنکه نامی از این هنرمند ببرد اما این نوع رفتارها را نقد کرده استما ملت بیادبی نیستیم؛ زن و مردی، بزرگ و کوچکی و آشنا و غریبه حالیمان است و اخلاق و ادب را رعایت میکنیم. نسلهای قبلتر بیشتر از امروزیها مبادی آداب بودند و کمتر از امروز بیادبی به گفتار و کردارشان راه مییافت. در خانوادهها سختگیری میکردند و ملاحظاتی را به بچههایشان یاد میدادند و از همان طفولیت حالیشان میکردند که همه جا پا دراز نکنند، همه وقت در حرف دیگران ندوند، دیگران را هر طوری خواستند صدا نزنند و...قبلا پدرها در خانواده حشمتی داشتند که به هیچ عنوان و در هیچ شرایطی مخدوش نمیشد. ما معمولا ضمیر مفرد – چه در خطاب و چه در غیاب- برای پدرها به کار نمیبردیم و با آنها شوخی نمیکردیم و به جهت شرم حضور کلیات و جزییاتی را رعایت میکردیم. تا همین چند سال پیش جلوی پدر و مادر – به خصوص پدر – ولو نمیشدیم، جلوتر از آنها از در رد نمیشدیم، زودتر از آنها دست به غذا نمیبردیم و روی حرفشان حرف نمیزدیم. گاهی این حشمت پدرانه چنان غلیظ میشد که تنه به تنه استبداد میزد و شکستنش هزینه گزافی روی دستمان میگذاشت، پدرها چنان عطوف و رئوف بودند که نمیگذاشتند پیوندهای عاطفی زیر سایه استبداد از هم بگسلند؛ هر کس چه والدین و چه فرزندان قدر و مرتبهشان را میشناختند و پا از گلیم خود فراتر نمیگذاشتند... نمیخواهم بحث را به جایی ببرم که از حرف اصلیام باز بمانم، اما از این نکته مهم نمیتوانم غافل شوم که آموزههای جدید تربیتی و جذابیتهای لایفاستایل غربی کار دستمان داد و زندگیمان را به هم ریخت.
در ناگزیری این به هم ریختگی تردید ندارم اما متاسفانه نهتنها پدرها بیحشمت شدند بلکه فرزندان نیز نسبت به بزرگتر- حالا این بزرگتر هر که باشد- گستاخ شدند. خیلی از امروزیها چنان مناسبات خانوادگی را سهل گرفتهاند که دیگر بچهها والدین را «بابا» و «مامان» صدا نمیزنند و چیزی از هم پنهان نمیکنند و رعایت ادب را تشریفاتی دست و پا گیر برمیشمرند. البته ادب متعارف نسبت به قبل تغییر کرده و در بعضی سطوح چنان منعطف شده که در مواردی جای باادبی و بیادبی عوض شدهاند. زمان ما اگر به بزرگترها میگفتیم «تو» حمل بر بیادبیمان میکردند. میگفتند این بچه «تودهنی» نخورده و پدر و مادر حرف زدن یادش ندادهاند. اما امروز «تو» نشانه صمیمیت است، کسی هم ناراحت نمیشود... حتی حرف زدن هم فرق کرده. امروز جوان خوشفکر و خوشذوق جلوی مقام بالاتر میایستد و «عرض» را به جای «امر» و «امر» را به جای «عرض» به کار میبرد و آب هم از آب تکان نمیخورد. نه در مدرسه و نه در خانواده کسی به بچه یاد نداده که «وقتی حرف میزنی باید متواضعانه حرف بزنی و دیگری را مودبانه خطاب کنی.»
رعایت ادب چنان سالبه به انتفاء موضوع شده که جوان امروز نمیداند جلوی بزرگتر نباید دست توی جیب کند، شکم جلو بدهد و کلمات نسنجیده بیان کند. عرض من این نیست که از بزرگترها مقامهای منیع بسازیم و حرف زدن خود را با آنها سخت کنیم. به هیچ عنوان منظورم این نیست که مقامهای مذهبی و سیاسی را آنقدر بالا ببریم که دیگر دست انتقاد و خواهشمان به آنها نرسد. نه؛ بلکه میگویم اگر رعایت ادب نکنیم آن وقت است که بیادبی به همه جا سرایت میکند و آتش به همه آفاق میزند. غربیها با اینکه پروای ادب و نزاکت را کنار گذاشتهاند معذلک سعی کردهاند یک جاهایی حفظ ظاهر کنند و با پافشاری و اصرار جلوی هنجارشکنیها را بگیرند. کاخ بوکینگهام برای خودش قواعد لایتغیری دارد که نمیگذارد هر کسی هرجور دلش خواست حرف بزند و غذا بخورد و تقاضا کند... قبول دارم که گاهی این قواعد دست و پا گیر و حوصله سربرند، اما بالاخره هر کسی باید بداند کجا رفته و جلوی چه کسی ایستاده. شما هر چقدر هم که هنجارشکن و نوآور باشید، هالیوود اجازه نمیدهد که با کاپشن و تیشرت و کاسکت به اسکار بروید. میتوانید نروید اما وقتی رفتید مجبورید که لباس مناسب بپوشید و قواعد آنجا را رعایت کنید. در اپرا اجازه ندارید حرف بزنید، با تیپ اسپورت بروید و لاابالیگری کنید... به نظرم اینجا هم باید پرنسیبهایی تعریف کنیم که هر کس بداند جلوی رییسجمهور چطور بایستد، با او چطور حرف بزند و درخواستش را چطور مطرح کند. بحث والامقام کردن مسوولان نیست و نمیخواهم بگویم آنها را خدایی نکرده به جای شاهان بنشانیم. نه. عرضم این است که آنها چون رییسجمهور کشورند، باید محترم شمرده شوند و حشمتشان حفظ شود. حتی وقتی میخواهیم از آنها انتقاد کنیم و ضعفشان را یادآور شویم -که این کار از نان شب واجبتر است- شایسته است که در کمال «ادب» این کار را بکنیم. باید جلوی رییسجمهور درست بایستیم، با او به ادب سخن بگوییم و شأنش را حفظ کنیم. به تعبیر مولانای بزرگ «گرچه با تو شه نشیند بر زمین/ خویشتن بشناس و نیکوترنشین.»