تاریخ انتشار: ۰۹:۳۳ - ۲۴ خرداد ۱۳۹۶

ترامپ علیه دستاوردهای روشنگری

اقدامات خودسرانه ترامپ این بار در ابعاد جهانی صورت می گیردو بازتاب این اعمال نابخردانه بر روی کل موجودات بر روی زمین خواهد بود.

رویداد۲۴-اقدامات خودسرانه ترامپ این بار در ابعاد جهانی صورت می گیردو بازتاب این اعمال نابخردانه بر روی کل موجودات بر روی زمین خواهد بود.

 
 

دونالد ترامپ نارنجکی را به داخل بنای اقتصاد جهانی انداخته است؛ بنایی که با رنج و کوشش بسیار در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم ساخته شد. این تلاش برای ویرانی نظام قانون‌مدار حاکمیت جهانی که اکنون خود را در خروج آمریکا از توافق زیست‌محیطی پاریس بروز داده است، آخرین حمله ترامپ به نظام بنیادین ارزش‌ها و نهادهای جهان معاصر است. جهان به آهستگی و رفته‌رفته دارد با شرارت‌های دولت ترامپ کنار می‌آید. او و همدستانش بی‌امان به مطبوعات آمریکا که نهادی حیاتی برای زنده‌نگه‌داشتن آزادی، حقوق و دموکراسی محسوب می‌شود، حمله برده و می‌کوشند مطبوعات را «دشمن مردم» معرفی کنند. ترامپ و شرکا همچنین می‌کوشند از طریق جعلی‌خواندن هر چیزی که اهداف و استدلال‌های آنها را زیر سؤال می‌برد، اصول و اساس دانش و باورهای ما را تضعیف کنند، تا حدی که خود علم را نیز منکر می‌شوند. توجیهات من‌درآوردی ترامپ به‌منظور شانه‌خالی‌کردن از توافق زیست‌محیطی پاریس نیز آخرین گواه بر این مدعاست. 

در سده‌های پیش از نیمه قرن هجدهم، معیارهای زندگی رو به افول بود. عصر روشنگری و پذیرش گفتمان عقلایی و کاوش علمی بود که زمینه‌ساز ارتقای استانداردهای زندگی در دو سده و نیمه بعد از آن شد. روشنگری همچنین همواره خود را متعهد به کشف و ازبین‌بردن ریشه‌های تعصبات انسانی دانسته است. با گسترش سریع ایده برابری انسان‌ها و حقوق اساسی برای همه بود که جوامع درصدد مبارزه برای ازمیان‌برداشتن تبعیض‌های نژادی و جنسیتی برآمدند. حال ترامپ تمام توان خود را به کار بسته تا این روند را معکوس کند. بی‌اعتنایی او به علم به‌ویژه مسئله تغییرات آب‌وهوایی، تهدیدی علیه پیشرفت فناوری محسوب می‌شود. تعصبات کورکورانه او علیه زنان، اسپانیایی‌تبارها، مسلمانان (به استثنای حاکمان شیخ‌نشین‌ نفتی که او و خانواده‌اش می‌توانند از آنها منتفع شوند) از آنجا که باعث تضعیف اعتماد عمومی به نظام حاکمیتی کشور می‌شود، عملکرد جامعه و اقتصاد آمریکا را به خطر انداخته است. 
ترامپ در مقام یک پوپولیست، بر موج نارضایتی به‌حق آمریکایی‌ها از اوضاع نابسامان اقتصادی سوار شد اما تنها هدف او پرکردن جیب‌های خود و نزدیکانش به قیمت مکیدن شیره جان همان مردمانی است که او را به قدرت رساندند؛ امری که به خوبی در طرح‌های مالیاتی و طرح بیمه درمانی او پیداست. اصلاحات پیشنهادی ترامپ برای نظام مالیاتی از لحاظ تأثیرات منفی (میزان منفعتی که به صاحبان درآمدهای بالا می‌رساند) روی اقدامات جورج دبلیو ‌بوش را هم سفید کرده است. علاوه بر این، در کشوری که امید به زندگی در آن رو به افول است، طرح بیمه درمانی او ٢٣‌ میلیون آمریکایی دیگر را نیز از داشتن بیمه درمانی محروم می‌کند. 
هرچند ترامپ و کابینه‌اش ممکن است نحوه انعقاد قراردادهای تجاری را بلد باشند، اما کوچک‌ترین سررشته‌ای از نظام اقتصادی به‌عنوان یک کل واحد و به‌هم‌پیوسته ندارند. اجرای سیاست‌های کلان اقتصادی دولت ترامپ، به کسری تجاری عظیم‌تر و افول هرچه‌بیشتر تولید خواهد انجامید که آمریکا را در دوران ترامپ متحمل درد‌ها و رنج‌های بسیاری خواهد کرد. خروج از توافق محیط‌زیستی پاریس که ١٩٠ کشور آن را امضا کرده‌اند، ضربه مهلکی به نقش رهبری جهانی آمریکا وارد می‌کند. در این مرحله، بازسازی این نقش نیازمند یک تلاش و اقدام قهرمانانه است. ما همگی در یک سیاره زندگی می‌کنیم و تجارب تلخ گذشته به ما آموخته است که برای فائق‌آمدن بر مشکلات باید دست به دست هم بدهیم چراکه همکاری به نفع همه ماست. حال جهان با این رفتار بچگانه که همه‌چیز را برای خود می‌خواهد و هیچ استدلال و منطقی را نیز نمی‌پذیرد، باید چه کار کند؟ جهان چگونه می‌تواند یک آمریکای سرکش را مدیریت کند؟ 
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان جواب درستی به این پرسش داد؛ وقتی بعد از دیدار با ترامپ و رهبران جی هفت گفت که اروپا دیگر نمی‌تواند کاملا به دیگران اتکا کند و خودش باید برای آینده خودش بجنگد. اکنون زمانی است که اروپا باید متحد شده و بار دیگر تعهد خود به ارزش‌های روشنگری را نشان دهد. درست همان‌طور که امانوئل مکرون با فشردن دست ترامپ، قدرتش را به رخ او کشید. اروپا نمی‌تواند در امور دفاعی به آمریکای تحت فرماندهی ترامپ اتکا کند. اروپا همچنین باید بداند که دوران جنگ سرد به سر آمده؛ هرچند مجموعه نظامی-صنعتی آمریکا از پذیرش آن سر باز می‌زند. درحالی‌که مبارزه با تروریسم امری خطیر و هزینه‌بر است، ساخت هواپیماهای بمب‌افکن و جنگنده جواب این مسئله است. اروپا به جای قبول اختصاص دو درصد از تولید ناخالص داخلی‌اش به ناتو باید خودش تصمیم بگیرد که چقدر می‌خواهد برای مبارزه با تروریسم هزینه کند. همچنین نباید از نظر دور داشت که ثبات سیاسی به نظر بیشتر از طریق پایبندی اروپا به الگوی اقتصادی سوسیال‌دموکرات به دست می‌آید تا جنگ‌طلبی. 
همچنین می‌دانیم که جهان نمی‌تواند در مسئله تهدید تغییرات آب‌وهوایی روی آمریکا حساب کند. اروپا و چین با تأیید تعهد خود به آینده سبز [از طریق تلاش برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای] درست‌ترین کار ممکن را انجام دادند. درست همان‌طور که سرمایه‌گذاری در فناوری و آموزش باعث شد آلمان در بحث تولید پیشرفته از ایالات متحده سبقت بگیرد، اروپا و آسیا نیز می‌توانند در حوزه فناوری‌های سبز از ایالات متحده سبقت بگیرند. از دیگر سو، جهان نباید به این آمریکای سرکش اجازه دهد تا زمین را نابود کند. همان‌طور که نباید اجازه دهد آمریکا با سیاست‌های ضدروشنگری مانند شعار «نخست آمریکا» شرایط را به نفع خود رقم بزند. اگر تصمیم ترامپ برای خروج از توافق زیست‌محیطی پاریس پابرجا بماند، کشورهای جهان می‌توانند با وضع مالیاتی کربنی بر آن دسته از کالاهای آمریکایی که با استانداردهای جهانی هم‌خوانی ندارند، به این اقدام واکنش نشان دهند. خبر خوب اینکه اکثریت مردم آمریکا با ترامپ هم‌نظر نیستند. اکثر آمریکاییان هنوز به ارزش‌های روشنگری اعتقاد داشته، واقعیت گرمایش زمین را می‌پذیرند و می‌خواهند برای این وضعیت کاری انجام دهند. اما تا آنجا که به ترامپ مربوط می‌شود، دیگر برای همگان مشخص شده که او گوش شنوایی برای مباحث و استدلال منطقی ندارد. باید کار دیگری کرد.

منبع: روزنامه شرق
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha