رسانه ها در کنار نهادهای امدادگر قرار می گیرند
رویداد۲۴-شنبه شب دیداری بود میان متولیان هلالاحمر و دستاندرکاران مطبوعاتی. دست آخرش هم به قول ریاست جمعیت، فصل مشترک جدی و دستور کار اصلی برای هر دو طرف، مشارکت در فرهنگسازی بود برای پیشگیری از وقوع فجایع و کاهش ریسکپذیری و....(نمونهاش هم در پاسخ به سوالی گفته شد؛ مقایسه رفتار مردم در حادثه پلاسکو با حادثه برج لندن!) در گفتوشنودهای حاشیه آن دیدار، برخی از روزنامهنگاران نیز مشتاق در اختیارداشتن محتوا از سوی هلال بودند برای فرهنگسازی! معادلهای که شاید به لحاظ منطقی درست باشد اما به لحاظ حرفهای محتاج تلاشی مضاعف و دوسویه دیده میشد و اینکه در این فصل مشترک، دو طرف، هردو باید آستینهایشان را بالا بزنند و این فرض که یکی محتوا تولید کند و دیگری اسباب انتقالش باشد، فرضی مخدوش و غیربارور است. فراموش نکنیم که فرهنگ نوعی تمسک به نوآوری غیرملموس انسانی است (چیزهایی که نمیتوان آنها را مستقیما از راه حواس شناخت). باورها، ارزشها، هنجارها و نمادها یک پکیج آماده تحویل نیستند که مانند بستههای خبری به مخاطبان خود تزریق کنیم. علاوه بر این، اسطورهها، آیینها و آداب و رسوم و فناوری، مهارتها و نوآوریها لایههای دیگری هستند که در فرهنگسازی محتاج آنهاییم.
نمیتوان گفت که یکی این مواد را تهیه و دیگری تزریق کند. (شاید بیشتر از اینکه به این نوع تفکر دچار شویم محتاج نگاه به داشتههایمان باشیم و این بار مراسم غبارروبی را از جامعه خود آغاز کنیم. شاید در ظاهر امر نتوان تغییری در جامعه ایجاد کرد اما مهندسی ذهنی جامعه کار رسانه است. کشف و انتخاب اولویتها و ارایه نمایشهای رسانهای در موجسازی و باورپذیری مردم اصلی غیر قابل انکار است.) فرهنگسازی، اندیشهپردازی و ارزشگذاری موضوعی است که کار رسانه است و در این سالها به غبار سیاست و روزمرگی آغشته شده و انگیزه جدی برای تحول فرهنگی در مقابله با بحران تا کنون به وجود نیامده است جز هرازگاهی که برجی تخریب شود، سیلی جانی را بستاند، زلزلهای تلنگری بزند و آتشی در خانمانی بیفتد.
هر حادثهای از این دست منجر به بازتولید فرهنگ خاصی در مقابله با آن حادثه میشود. ما تابع جو جامعه مجبور به تولید مطالب و اطلاعاتی میشویم که به لحاظ علمی محک زده نشدهاند و فقط به این بهانه که جامعه تشنه است، برای رفع عطش، محتوایی را تجویز میکنیم و بعدش شاهد تکثیر میشویم و وای به حال اینکه هر شهروند یک خبرنگار باشد و هر خبرنگار دارای رأی و نظری که بخواهد به همه جامعه بقبولاند! به نظر فرهنگسازی خارج از تعارفات معمول به کارگروه مشترک نیاز دارد، به اتاق فکر، به تبادلات اطلاعات، به بارورسازی اندیشهها و به تعامل با گروههای مختلف اجتماعی از خانوارها و دانشآموزان و معلمان و رانندگان گرفته تا نخبگان و حتی زندانیان دربند. فصل مشترک ما باید مردم و مشارکت مردم باشد.
به نظر تاکنون هلالاحمر مردمی بودنش را به اثبات رسانده است و مانده است دیگر بخشها و صد البته کل نظام رسانهای که اگر مردمی باشند، در یک همخوانی با هلال میتوان آوای تغییر فرهنگ را سر داد. شاید در روزهای پیش رو باید قدری مهربانتر و منعطفتر باشیم تا فصل مشترک خود با هلال را افزایش دهیم. شاید پذیرش این باور که رسانه هم میتواند مرهمی باشد بر آلام بشری کار آسانی باشد. مهم این است که اصل بیغرضی را بپذیریم. مهم این است بشردوستی فقط یک شعار نباشد. مهم این است که....