ایران و دشمنان ایران
رویداد۲۴-هر کسی عرق ملی داشته باشد، هر کسی از قضایای سیاسی منطقه باخبر باشد، هر کسی حتی به صورت مبهم سر در بیاورد که امریکا و عربستان و اسراییل دنبال چه چیزی هستند، محال است ضرورت «وحدت ملی» را در برابر ترامپ و عمالش منکر شود. نه ربطی به اصلاحطلب دارد و نه ربطی به اصولگرا. حتی به نظرم مخالفان نظری نظام جمهوری اسلامی هم میتوانند در این وحدت ملی داخل شوند.عقل حکم میکند که در برابر بیگانهها – چه داعش، چه ترامپ و چه شاهسلمان و وزیر بداخلاقش جبیری و چه هر بیگانهای که بخواهد برای کشور ایجاد زحمت کند- هر که هستیم و هر مرامی داریم- متحد شویم و ساز مخالف کوک نکنیم. به خصوص در این اوضاع و احوال تضعیف دولت خطرناک است و خواسته و ناخواسته به تضعیف نظام و کشور میانجامد. دولت و دیپلماتهای باتقوایی که مورد اعتماد مردم و مسوولان عالیرتبه هستند، وظایف سنگینی به عهده دارند و باید که در نبردی دیپلماتیک عربستان و متحدانش را سرجایشان بنشانند. سزاوار نیست در محافل عمومی و خصوصی پشت اینها را خالی کنیم و چوب لای چرخشان بگذاریم و تضعیفشان کنیم.
از رضا پهلوی بعید نیست که به خدمت ترامپ دربیاید و برای او کار کند. بعضی ضدانقلابها تکلیفشان روشن است و همانطوری که قبلا سرباز مزدور صدام شدند، حالا هم میتوانند در صف جبهه دشمن قرار بگیرند و به ضرر کشور کار کنند، اما همه ایراندوستان بر این باورند که باید دست به دست هم بدهند و تمام قد جلوی دشمن دربیایند. الان دیگر ترامپ پرده از روی خباثت سناتورها و ژنرالها برداشته و بر همه مردم دنیا آشکار کرده که در پی جنگ با ایران است. خیلی از تحلیلگران سیاسی این روزها به این تحلیل رسیدهاند که امریکا نیازمند یک جنگ تمامعیار است و هر طوری هست میخواهد که با ایران دربیفتد.
اما به نظرم حساب دو چیز را نکرده است. یکی وحدت ایرانیها و دیگری هوشیاری مقامهای سیاسی-نظامی. از سر اتفاق و سلیقهای نیست که بیشتر ایرانیها از اقدام سپاه پاسداران حمایت کردهاند. توییتها را بالا و پایین کنید، اظهارنظرها را مرور کنید، صفحات مجازی را ورق بزنید، میبینید که طیف گستردهای از وطنپرستان از اقتدار نظامی ایران حمایت کردهاند. این حمایت به معنای جنگافروزی نیست بلکه حمایت از صلح است زیرا همه میدانند چیزی که امروز میتواند جلوی وقوع جنگ را بگیرد یکی قدرت سیاسی است، یکی هم قدرت نظامی.
این همان چیزی است که در سه، چهار سال پیش به عنوان پیوند ظریف-سلیمانی مطرح شد و خیلیها – از جمله روشنفکران ایرانی- آن را ستودند و ضرورتش را یادآور شدند. از یک طرف ظریف باید به ماموریتهای دیپلماتیکش ادامه دهد و حقانیت جمهوری اسلامی را در پای میز مذاکرات ثابت کند، از طرف دیگر هم نظامیها اقتدارشان را به نمایش بگذارند. بالاخره در جهان امروز چیزی که باعث پایداری صلح میشود، قدرت نظامی است. صلح مسلح آرزوی نیکخواهان عالم نیست اما یک ضرورت است و از آن گریزی نیست. وقتی عربستان خود را تا دندان مسلح میکند، سادهانگاری است که ما از تقویت بنیه نظامیمان دست بکشیم. دست هم نکشیدهایم و همین حمله موشکی باعث شده که اولا خودیها احساس دلگرمی کنند، ثانیا بیگانهها حساب کار دستشان بیاید. لذا در این موقعیت گناه تفرقهافکنان دو چندان است. حقیقتا باعث خرسندی است وقتی میبینیم که اصلاحطلب و اصولگرا و روشنفکر و منتقد همه یک حرف را میزنند. چه روشنفکران خارجنشین و چه حزباللهیهای داخلی، همه به این نتیجه رسیدهاند که نباید وا بدهند و پشت حکومت را خالی کنند.
البته از آن طرف حکومت هم نباید حرف از بیوفایی بزند و تسویهحسابهای غیرضروری را در چنین موقعیتی مطرح کند... دیروز عکسی منتشر شد که نشان میداد مهندس میرسلیم پشت حسن روحانی به نماز ایستاده و ماموم او شده است. اینها که رقیب هم بودهاند به صلح رسیدهاند و رو به یک قبله نماز میخوانند. این اتفاق باید گسترش یابد و صف مامومین را وسیعتر کند. به نظرم جز معدودی که رسما با دولت دشمنند و نمیخواهند سر به تن تدبیر و امید باشد، بقیه باید داخل در صف دولت شوند و امکان خدمت یابند. دولت باید وسعت مشرب پیدا کند و همه را به درون خود راه بدهد. این کار را حاکمیت هم باید بکند و به دلایل تاریخ مصرف گذشته نیروهای خدوم را از خود نراند. وحدت یک امر زبانی و شعار که نیست. وحدت، حرف دهان پرکن سخنرانان و شعار روزهای هیجانی که نیست. وحدت، یک روش است و تنها روشی است که میتواند خطرات احتمالی را از سر این کشور و مردم دور کند. به عمل کار برآید، به سخندانی نیست. وحدت هم به عمل محقق میشود نه به حرف و مقاله.