رادیکالیسم اسلامی و قدمت آن
رویداد۲۴-اسلام سیاسی یا اسلامگرایی، ناظر به قرائتی مدرن از اسلام است. بهعبارت دقیقتر، اسلامگرایی جنبش و ایدئولوژیای است که هدف از تأسیس نظام اسلامی را خواه بر قالب تشکیل دولت اسلامی و خواه در قالب اجرای قوانین شریعت اسلامی میداند.رادیکالیسم اسلامی و ناگفتهها از داعش
- اعتقاد بدوی: شاید برخی فکر میکنند که تمام جنگجویان داعش، دارای باور مذهبی عمیق و از ایدئولوژی این گروه سرشار هستند. شاید تا حدودی این درست به نظر آید و گروندگان به داعش، هم از لحاظ معرفتی و هم از لحاظ اعتقاد به چارچوب باوری خلافت اسلامی، تفکر داعش را پذیرفته باشند، اما آنچه از مشاهدات میدانی و گفتوگوی بنده با برخی اسرای داعشی حاکی است تنها رمز موفقیت این گروه اعتقاد به باورهای سلفیسم- داعشیسم نیست، بلکه برخی گزارههای دیگر از قبیل استخدام لژیونر، اغوا و تطمیع، مجازات، وعده مالی، شستوشوی مغزی، تهدید خانوادهها، ترسیم دشمنانی همچون جهان کفر، رافضین، غرب، یهود و استفاده از بیماران برای مقاصد تروریستی مؤثر در دایره فکری و نظامی این گروه است.در گفتوگو با اسرای انتحاری داعش که از سوی نیروهای پیشمرگه اقلیم کُردستان عراق دستگیر شده بودند، دو موضوع کاملا مشخص بود؛ اول آنکه اشخاصی که به «انغماسی» معروف هستند و خود را برای عملیاتهای انتحاری آماده میکنند، در چند مورد از لحاظ شخصیتی مشترک هستند؛ نخست آنکه راهی بهجز انتحار پیشروی آنها نیست...
...چراکه ناگزیر از اطاعت محض از خلافت اسلامی هستند. دوم آنکه آنان برای این کار انتخاب شدهاند و سرپیچیکردن مساوی با تیرباران است و اما مسئله مهم، نحوه عملیات انتحاری آنهاست؛ یعنی افرادی که ماشین یا وسایل انتحاری را به سمت محل انفجار میبرند، محکوم به حبس در آنها هستند و تمام قسمتهای این ماشینها به وسیله دستگاههای جوشکاری، جوش داده میشوند تا این افراد در حین راه پشیمان نشوند. همچنین افرادی که برای عملیاتهای انتحاری انتخاب میشوند، ناچار به خودانتحاری خواهند بود و بازگشت آنها به هیچ صورت برای داعش امکانپذیر نیست و حتما باید خود را در میان به زعم آنها «کافرین» منفجر کنند.
تاکتیک و جنگجویی مدرن: هنگامی که در جبهههای جنگ سوریه و عراق بودم، تاکتیک جنگی و نحوه آرایش نظامی و استفاده از زمین برای نبرد، توجه مرا جلب کرد. شاید یکی از مهمترین اقدامات داعش در سه سال گذشته، استفاده از تونلها بوده است.
فضای رسانهای: داعش یک تفکر واپسگرای سنتی محض نیست که با مظاهر مدرنیته دشمنی داشته باشد، بلکه این گروه یک سازمان پیچیده تروریستی و متخصص در استفاده از فناوریهای روز است. این گروه برخلاف تکفیر همه مظاهر غرب اما با بهرهگیری از همه فنون آنها توانسته سطحی از ترس و آشفتگی را در جامعه منتشر و در ابتدا با همین حربه، زمین وسیعی را اشغال کند و همچنین به وسیله رفتار خود همه رسانههای جهان را به نحوی در راستای شقاوت خود بهکار بگیرد تا هر کسی به نحوی به حجیمشدن این جریان تندرو کمک و خدمت کند.
اما قاعدتا داعش یک دوران اوج و یک دوران افول دارد؛ دوران اوج آن مصادف با اختلافات سیاسی در سطح منطقه و جهان در مورد نحوه اداره منطقه و اختلاف قدرتهای ملی با قدرتهای فراملی در زمینه چگونگی برخورد با این گروه تروریستی بود. داعش اساسا گروهی نیست که از نقطه صفر شروع کرده باشد، بلکه قسمت تکمیلی ورژن پیشرفته از یک تفکر تقابلگراست که همراه با بازیگردانی برخی کشورهای منطقه و برخی قدرتهای جهانی توانست تا سطح اشغال بخش عظیمی از دو کشور عراق و سوریه برسد و اما نقطه افول داعش بسیار پیچیدهتر از زمان قدرتگیری این گروه است. امروز سه مورد موجب شکست نظامی هرروزه داعش شده است؛ نخست بستهشدن مرزهای ترکیه و اردن و قطع کمکهای نظامی و مالی و رویگردانی برخی کشورهای منطقه و جهان از این گروه. دوم نبود تجهیزات سنگین از قبیل هواپیما و هلیکوپترهای جنگی و موشکهای با برد کوتاه و همچنین کاهش توان نظامی از قبیل مهمات در دست این گروه و سوم بهوجودآمدن اراده سیاسی و نظامی در بین گروههای مختلف برای نبرد رودررو با این جریان تندرو. اما در سوی دیگر ماجرا، موضوعی که قاعدتا با رفتن داعش، حل نمیشود، مبحث نهادینهشدن بنیادگرایی است. نزدیک به سه دهه است که دنیا شاهد ترویج خشونت و ترویج ریشههای رادیکالیسم در منطقه است و با ورود داعش به صحنه، این خشم و این عقده مذهبی عمیقتر شده و نطفه نفاق را بیش از پیش پاشیده است. امروز خاورمیانه روی خونی میغلتد که فرزندان دیروز و امروز را در برابر کسانی که بهحق یا بهناحق خون ریختهاند، متصلب میکند و آنها را وامیدارد تا برای گرفتن انتقام مصمم باشند. قاعدتا یکی از مظاهر وجود و ترویج خشونت، همین زندهماندن احساس حقارتها و احساس نفاق و کینههاست که با رفتن داعش به نحوی زنده خواهد ماند و احتمالا تغییر کاربری خواهد داد. تنها راهی که تندروی و حس انتقام را از بین خواهد برد، آشتی ملی و گفتوگوی سیاسی و بازگشت آرامش است تا شاید در طول چند دهه، آثار شوم جنگ و جنگافروزی از بین برود.