ریشه های تهمت و خشونت
رویداد۲۴-این روزها سختترین کار ممکن، پذیرفتنِ حرف مخالف است؛ اما برای آنهایی که تاریخ ایران را میشناسند و حتی با تاریخ معاصر آشنایی دارند، چنین مواجههای با نظرات مخالف، چندان دور از ذهن نیست. اگر به تاریخ مراجعه کنید، سابقه ما را میبینید. تاریخی خشن در این چند هزار سال نهفته است که ریشه در شیوه تولید آسیایی داشته و به نوعی در فرهنگ امروز ما ریشه دوانده و به امری اجتماعی-روانی بدل شده است؛ تاجاییکه تحمل شنیدن آرا و نظراتی مخالف با نظر و عقیده خود را نداریم و به هر وسیلهای خواهان جلوگیری از ابراز آن هستیم. تفکر حذف مخالف، امروز در دنیا تفکر پذیرفتهشدهای نیست؛ چراکه جهان سالهاست از گفتوگو و تعامل سخن میگوید. چین قرنها حصاری به دور خود کشید، ویتنام ٤٠ سال جنگید؛ امروز این دو کشور در چه وضعی قرار دارند؟ چین با عبور از دیوار خودساخته و برقراری تعامل با جهان به یکی از اَبَرقدرتهای اقتصادی بدل شده و ویتنام بهترین تولیدکننده کفش نایک شده است. رویه روحانی که اینطور به مذاق مخالفانش بد آمده، همین رویه تعامل با جهان است.
ایرانیها بعد از تجربه تلخ رادیکالیسمی که تحریمها را ورقپاره میدانست، به فردی رأی دادند که تمام تلاش خود را کرد تا با جهان از درِ گفتوگو و تعامل سخن بگوید و نتیجه آن در اولین قدم، برجام بود و راهی که هنوز ادامه دارد؛ بنابراین با وجود همه نقدهایی که حتی همراهان دولت روحانی به کابینه او خصوصا در حوزه اقتصادی دارند، منش سیاسی این دولت قابل دفاع بوده و نشانه آن رأی بیستونهم اردیبهشت مردم به او است. حال سؤال این است که چرا مخالفان این رویه، به جای نشستن پشت میزهای گفتوگو و طرح نظرات و دغدغههایشان، دست به توهین و افترا و هجو زدهاند؟ این همان فرهنگی است که ریشه در تاریخ دارد و حکومت قانون را نادیده میگیرد.
در جوامع دموکراتیک، حق آزادی بیان، محدود به موافقان یا مخالفان نیست؛ بلکه همه این حق را دارند که در مسیر قانون به نقد رفتارها و سازوکارهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی بپردازند؛ اما نه با ابزار توهین و نه به وسیله هجو و افترا. به نظر میرسد که در این بزنگاه تاریخی، بیش از هر چیز به کوشش و مداومت رسانهها و خبرنگاران نیازمندیم تا فرهنگ نقد را در برابر فرهنگ تخریب و توهین، اولویت ببخشند. در این مسیر، نگاهی به دستاورد و مسیری که دولت اصلاحات طی کرد و از نظر تاریخی برای ما تجربهای معاصر است، میتواند راهگشا باشد. رئیس دولت اصلاحات بود که در مقابل گفتمان جهانی برخورد تمدنها، گفتوگوی تمدنها را مطرح کرد و در دنیا، ایران به عنوان کشوری شناخته شد که رئیسجمهورش از گفتوگو و تعامل سخن میگوید؛ نه از جنگ و تهمت و برخورد. ما نیازمند ادامه چنین راهی هستیم و آموختن، آموختن مداومِ فرهنگ مدارا و گفتوگو؛ تاجاییکه بتوانیم در برابر آن فرهنگ برخاسته از تاریخچه خشنمان، بایستیم و طرحی نو دراندازیم.