قمار امریکا با تروریستها و حامیان آنها
رویداد۲۴-با وجود ادعای مبارزه با تروریسم از سوی همه بازیگران درگیر در خاورمیانه، باید اذعان کرد که مبارزه حقیقی با تروریسم اولویت و هدف اصلی همه آنان نیست و این گونه به نظر میرسد که برای برخی از این بازیگران از جمله دولت جدید امریکا تجارت با ابزار تروریسم در مقایسه با مبارزه با آن منافع بیشتری را عاید این کشور میسازد. این رویکرد دوگانه یکی از مهمترین چالشهای مبارزه با تروریسم و ریشهکنی آن در منطقه است. نمیشود شعار مبارزه با تروریسم سر داد، اما همزمان با تروریستها و حامیان آنان همپیمان شده و بزرگترین قراردادهای تاریخ فروش سلاح جهان را منعقد ساخت. این گونه به نظر میرسد که اولویت و هدف اصلی دولت جدید امریکا در منطقه علیرغم سیاست اعلامیاش، نه مبارزه با تروریسم که حمایت و همپیمانی با مروجان تروریسم در قالب تجارت سوداگرانه سلاح و معامله امنیت با آنان است.
برداشتها از رویکرد دولت جدید امریکا در مسأله تروریسم این گونه است که گویی با تدوام حیات تروریسم در خاورمیانه نه تنها مشکلی ندارد.
بلکه آن را برای سیاست تجارتمحور خود- که این سیاست با وجود مخالفتهایش با جهانیشدن تجارت و انتقال و همکاری فناورانه با خارج از امریکا نمیتواند چیزی جز تجارت سلاح و امنیت باشد- لازم و ضروری میداند. تجربه چند ماهه زمامداری ترامپ نشان میدهد که سیاست وی در برخورد با مقوله تروریسم بر این رویکرد استوار است که اگر بتوان از رسوخ پیامدهای تروریسم همچون وقوع حملات و انفجارهای تروریستی و هجوم پناهجویان به امریکا جلوگیری کرد و آن را کنترل نمود، وجود تروریسم و ناامنی در خاورمیانه و حتی اروپا نه تنها برای امریکا بد نیست، بلکه به عکس منفعتآفرین نیز هست؛ چرا که نه تنها بازار فروش سلاح به منطقه خاورمیانه را داغتر و به معامله «پول در برابر امنیت» تحقق خواهد بخشید، بلکه در آن سو اروپاییان را نیز به صرافت خواهد انداخت که برای حفظ ناتو هزینههای متعهد شده خود را به این سازمان بپردازند.
بنابراین، در چارچوب چنین منطقی کافیست شما جلوی ورود مهاجران را به امریکا بگیرید و پروتکلهای امنیتی را مستحکمتر سازید تا به کشورتان از سوی تروریستها آسیبی نرسد، بگذارید هر چه بر سر جهان میآید، بیاید.
اگرچه حوادث 11 سپتامبر و رخدادهای تروریستی پس از آن به امریکا نشان داد که این تفکر از اساس غلط است و این کشور نمیتواند در دنیای جهانی شده امروز مرزهای امنیتی داخلی و خارجی خود را از هم تفکیک نماید، اما از سوی دیگر، جنگ پرهزینه و بیثمر امریکا با طالبان و القاعده پس از 11 سپتامبر، ظاهراً چیز دیگری به دولتمردان جدید امریکا آموخته است. تحولات چند ماه اخیر نشان میدهد که دولتمردان جدید امریکایی در این اندیشهاند که اگر بتوانند جامعه و مرزهای داخلی خود را از رسوخ پیامدهای منفی تروریسم امن نگه دارند، دیگر چه نیازی به مبارزه پرهزینه با تروریسم در فرسنگها آن سوتر آن هم در خاورمیانهای است که مشکل تروریسم نه صرفاً وجود گروههای تروریستی، بلکه ریشه دواندن تفکر تروریسم تکفیری در آن است. در نتیجه، به جای مبارزه بینتیجه با آن، میتوان از شبح آن در راستای تجارت سلاح و امنیت در منطقه سود برد. در واقع، جانمایه این تفکر جدید این است که مسأله تروریسم، امروز مسأله اصلی و درجه یک امریکا نیست، ولی میتوان و باید از کارت آن و حتی با تبانی با آن، علیه و با آنهایی که مسأله اصلیشان تروریسم است، بازی کرد و کسب منافع نمود.
این برداشت از رفتار دولتمردان جدید امریکایی اگر نزدیک به واقعیت باشد، برای جهان و بویژه منطقه خاورمیانه بسیار بیشتر از خود تروریسم خطرناک است. استفاده ابزاری از تروریسم در گذشته تجربه شده و نتیجه آن جهان آشوبزده پس از 11 سپتامبر است. آن رخداد و حوادث پس از آن نشان داد که تروریسم حد و مرز نمیشناسد و هیچ کشوری در قبال آن امن نیست. بنابراین، لازم است دولتمردان جدید امریکا این مسأله را درک نمایند که وضعیت امنیتی امروز جهان در شرایطی نیست که یکبار دیگر برای کسب منافع کوتاهمدت سیاسی و اقتصادی بتوان با تروریستها و حامیان آنها قمار کرد و از آنها استفاده ابزاری نمود. تروریسم امروز بیشتر از هر زمانی شاخ و برگ زده است و مبارزه حقیقی با آن باید ضروریترین و فوریترین اولویت همه بازیگران منطقهای و جهانی باشد.