میهمانی بزرگان/ در مراسم اکران «شاعران زندگی» چه گذشت
رویداد۲۴-داشت باورمان میشد که ماندنهایمان بیدلیل است وقتی هزاران بهانه داریم برای رفتن داشتیم رهایی از هفت خان گرههای کور ایجاد شده را کار رستم دستان میدانستیم و تهمینه و رودابه و سیندخت و... را فسانهای کهن. دیگر باورمان شده بود دنیای ما دنیای ناگزیرها است و چقدر دنیای ما شاعران زندگی را کم داشت. چقدر نیاز داشتیم به اینکه پارسینژادی شیرین به دنیای امروزمان بیاید و به جای غرزدن و گلایه کردنهای آشنا، غمخوارانه همت کند و نشاء امید در دلمان بکارد و به رنج کارستانش پایمان را در این خاک ریشهدارتر کند. وقت آن رسیده بود که رخشان بنیاعتماد با دلسوزیهای مادرانهاش و مجتبی میرتهماسب با افکار بلند پدرانهاش نوری بر چهره قهرمانان جامعهمان بتابانند و ایستادن و ساختن و جور دیگر دیدن را در گوش جانمان زمزمه کنند. وقت آن رسیده بود که نگاه شاعرانه فیلمسازان جوانی چون شیرین برق نورد به نگاه متعهدانه و امیدوارانهای شیرین گره بخورد و دلیل کشش مبهم و عجیب تصمیماش به بازگشت به میهن را در قامت زنی شالیکار، فعال محیطزیست و فعال اجتماعی در حوزه زنان ببیند و کاری کند «کارستان»؛ مجموعهای که اکران آن با نمایش «شاعران زندگی» از 4 تیرماه در گروه هنر و تجربه آغاز شده است و قرار است به مرور در قالب 6 مستند تلاش کسانی که در رویارویی با چالشهای بسیار، توانستهاند به معنای کار حرمت بخشند را روایت کند. رخشان بنیاعتماد(مشاور هنری)، مجتبی میرتهماسب(تهیهکننده)، فیروزه صابر (مدیریت پژوهش پروژه) و شیرین برقنورد جمعه نهم تیرماه به سالن آمفیتئاتر روزنامه ایران آمدند تا نخستین مستند از فیلم های مستند کارستان را در کنار جمعی از اهالی فرهنگ و فعالان محیط زیست به تماشا بنشینند. دقایقی پیش از آغاز مراسم میهمانان یکی یکی از راه میرسند: همایون ارشادی، میترا حجار، آیدا پناهنده، فرهاد توحیدی، حمید امجد، مجید درخشانی، صدیق تعریف، فرهاد هراتی، احمد پوری، فریدون عموزاده خلیلی، محمدعلی جعفریه، احمد طالبینژاد، حمیدرضا صدر، مهرزاد دانش، امیرپوریا، .... و البته چهرههای کارآفرین و فعال حوزه محیط زیست از جمله پیمان یوسفی آذر (مشاور وزیر جهاد کشاورزی)، اسماعیل کهرم (مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست)، هوشنگ ضیایی (مشاور معاون رئیس سازمان محیط زیست)، فخری غنی، افسانه احسانی، ترانه یلدا، بهزاد رئیسیان، حسن اجتماعی و...
ستونهای آبادانی
مراسم طبق قرار وعده داده شده ساعت 17 آغاز میشود. در مراسم کوتاهی که پیش از نمایش فیلم برگزار میشود مجتبی میرتهماسب تهیهکننده این طرح اطلاعاتی درباره روند ساخت این مجموعه را بیان میکند. او در این باره میگوید: «ایده اولیه این بود که این مجموعه در 26 قسمت تولید شود که در نهایت 6 فیلم آماده شد. میخواستیم سینما را به کمک معرفی افرادی بیاوریم که هر یک از آنان بیاغراق یکی از ستونهای این مملکت هستند و آبادانی کشور را بر عهده گرفتهاند.» میرتهماسب در بخش دیگری از صحبتهایش تأکید میکند: «اگر چه ساخت این پروژه طاقت فرسا در بخش خصوصی کار سادهای نبود اما حالا بعد از سه و نیم سال بر مبنای شعار همیشگی «فیلمی که دیده نشود با فیلمی که هنوز ساخته نشده است هیچ فرقی ندارد» در مرحله پخش تازه در نقطه آغاز قرار گرفتهایم. این شعار ما را بر آن داشت که در ادامه آن سه سال و نیم فعالیت و کوشش، تلاش مضاعفی انجام دهیم تا به بیشتر دیده شدن این فیلمها کمک شود.»او اضافه کرد: «ما در بخش تولید و پخش حامیانی داشتیم؛ آقای امین، حاجیبابا، فولاد طبرستانی، محمود نظاری، شرکت دژپاد، خانم مولاوردی و حسین اکبری در کنار ما بودند. و در پخش، بانک سامان اهمیت پروژه را درک کرد و در این بخش ما را همراهی کرد.»پس از نمایش فیلم عوامل فیلم به همراه احمد طالبینژاد (منتقد سینما) و اسماعیل کهرم (فعال محیط زیست) و سروش مرزبان (فرزند شیرین پارسی) روی سن حاضر میشوند.
شانههای ما، نگهدارنده ماست
رخشان بنیاعتماد با اشاره به ایده ساخت این مجموعه مستند میگوید: «این مجموعه یک آرزوی 12 ساله است .کاراکترهای این مستندها کاراکترهای واقعی بودند که در ذات خودشان به گونه ای دیگر شباهتهایی با کاراکترهای سینمایی من داشتند؛ یعنی در اوج فشارهای اجتماعی، اقتصادی، حتی اگر محکوم به قربانی شدن هم باشند، تسلیم و منفعل نمیشوند. هیچکدام از کاراکترهای فیلمهای داستانی من نسبت به شرایط وا نمیدهند» این فیلمساز در ادامه نمایش این فیلمها را فرصتی برای آشنایی جوانان با الگوهای موفق جامعه عنوان میکند و در ادامه میافزاید: «جوانان ما با این چهره نقاب زده و زندگی دو گانهای که اکثریت در جامعه داریم مجالی برای پیدا کردن شخصیتهای واقعی ندارند.» او همچنین با انتقاد از رویه شدن بیتفاوتی به وضعیت موجود گفت: «رسانهای به اسم رسانه عمومی قابی است جدا از واقعیتهای جامعه که نه تمایل و نه توان نمایش واقعیتهای جامعه را دارد.» بنی اعتماد در بخش پایانی صحبتهایش عنوان کرد: «این آدمها که تعدادشان هم کم نیست کسانی هستند که با وجود مشکلات، موانع و چالشها ایستادند و اعتقاد دارم که آن چیزی که روی بال خودش هنوز توانسته این جامعه را نگه دارد تلاش آنهاست؛ تلاشهای کسانی که الآن در این جمع هستند و کسانی که دغدغه دارند و به گونههای مختلف سعی میکنیم شرایط را حفظ کنیم یا بهتر کنیم».
ارزشآفرینان مبارز
فیروزه صابر مدیرعامل بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان که درکنار زهرا عمرانی به عنوان مدیریت پژوهش با این پروژه همکاری داشته است در صحبتهایی از طرح ایده ساخت این مجموعه توسط بنی اعتماد و محقق شدن آن به همت مجتبی میرتهماسب سخن میگوید و در ادامه میافزاید: «این مجموعه در واقع همت گروهی است که دغدغه مشترکی داشتند و همت کردند.کارآفرینهایی که به نوعی ارزش میآفرینند و به قول دوستان پایههای مستحکمی برای ماندگاری در ایران هستند. با وجود تمام چالشهای محیطی و سختیهایی که وجود دارد کسانی هستند که ماندند و ساختند و همچنان میسازند» او در ادامه از لزوم نمایش این مستند برای عامه مردم گفت و تأکید کرد: «در جامعه جوانی که ناامید و مأیوس هستند یکی از مسئولیتهای رسانه از جمله روزنامه ایران ترویج و اشاعه تفکر این مستند است تا تفاوت کسانی که از رانت یا امکانات دولتی بهره میبرند با افراد خالصی که خلوصشان را ثابت کردند و برای نسل جوان امیدبخش شدند تمیز داده شود»
روایتی رسا از گنجینه های حیات
اسماعیل کهرم فعال محیط زیست دیگر سخنران این مراسم است. او نیز با ستایش نگاه کارگردان و پیامهای این مستند میگوید: «همانطور که شخصیت فیلم میگوید راه منطقی و آرام و عاقلانه این است که از یک تخم بیست تخم برداریم نه اینکه انتظار داشته باشیم دو هزار تخم برداشت کنیم و قوت و جان خاک را با رشوه دادن (کود) بگیریم و بعد انتظار داشته باشیم که بخشش و کرم زمین ادامه پیدا کند. نه! ما داریم کمر زمین را میشکنیم.» او در بخش دیگری از صحبتهایش با مخاطب قرار دادن نسل جوان حاضر در این مراسم گفت: «عزیزان من، آن تلفنی که شیرین پارسی برای گرفتن قرار ملاقات با یکی از مقامات داشت یک درس بود. این خانم خسته نشد و برعکس مخاطب خودش را خسته کرد. سیستمهای اداری که تأسیس نشدهاند برای کمک، بلکه آفریده شدند برای سنگاندازی نمیتواند از پس این بانو بربیاید.» کهرم نیز در بخش پایانی صحبتهایش با تقدیر از نگاه واقعگرایانه شیرین برقنورد میگوید: «ما چنین گنجینههایی در کشور داریم و جای تشکر است که تیم تولید این فیلم هنرمندانه این گنجینهها را پیدا کرده و جلوی دوربین آورد و به شکل رسا و زیبا آن را تصویر کردند.»
چرخ خوردن در فضایی شاعرانه
احمد طالبینژاد «شاعران زندگی» را مستندی بدون نقص و کامل عنوان میکند. او میگوید: «معمولاً فیلمهای بیوگرافی یا فیلمهایی که راجع به شخصیتها میسازند، بیشتر مشاهدهگر هستند؛ اما ما در این فیلم با یک شخصیت روبهرو هستیم که درونی است. فیلم یک روایتگر و مشاهده گر صرف نیست و بخوبی از گذشته و حال و چشماندازی که به آیندهاش دارد به درون این شخصیت راه پیدا میکند.» او با بیان این نکته که البته بخشی از شیرینی این شخصیت از خودش میآید میافزاید: «با وجود این هنر کارگردان است که لابد مدتی با این شخصیت محشور بوده است که توانسته اینچنین آنها را کشف کند و به شکلی تمام آن را عرضه کند.» او حرفهایش را اینگونه ادامه میدهد: «در تمام زمان تماشای فیلم من در آن فضا بودم، چرخ میخوردم وچرخ میزدم و احساس میکردم که در چنین شرایط سخت چقدر خوب است که آدم در عین مقاوم بودن اینقدر راحت باشد» طالبینژاد مستند «شاعران زندگی» را مستند حسی و اثرگذار عنوان میکند و حرفهایش را با اشاره به پلانهای زیبای این فیلم پایان میدهد:«به غیر از دو تصویر اول و آخر فیلم در بخشی که زنهای شالیکار با هم حرف میزنند و یکیشان آواز میخواند دو نما داریم از تصویر آنها در آب و شالی؛ انگار که خودشان با شغلشان و زندگیشان و با آب و خاک و همه چیز یکی شده است و این بسیار زیبا است.»
رسالت تداوم زندگی شیرین
سروش مرزبان فرزند شیرین پارسی در صحبتی کوتاه میگوید: «هر وقت این فیلم را میبینم تحت تأثیر قرار میگیرم. عوامل فیلم اتفاقی را رقم زدند که نور امید را در جامعه روشنتر کرد و آن را تسری بخشید. وقتی وارد جامعه میشوید با پدیدهای مواجه هستید که دیگر ارزش اجتماعی برای کشاورزی وجود ندارد در صورتی که کشاورزی نخستین نیاز ما بعد از آب و هوا را تأمین میکند. من شانس آوردم پسر شیرین پارسی بودم ولی این شانس وظیفه و مسئولیتی دوچندان برای من ایجاد میکند تا تداوم زندگی شیرین پارسی در جامعه باشم.»
تصویر مخاطب در دنیای شیرین
شیرین برقنورد نیز توضیحاتی درباره روند ساخت این مستند ارائه میدهد و میگوید: «پژوهش در سینمای مستند تا پایان تدوین فیلم تمامی ندارد. کارگردان دائماً در حال کشف لحظههای جدید است چرا که با آدمهای واقعی طرف است و چگونگی رابطه با کاراکتر و اعتمادسازی مهم است. در این فیلم خیلی از خانم پارسی یاد گرفتم و ما به یک رابطه عمیقی رسیدیم.من همچون خانم پارسی پس از چند سال زندگی در خارج از کشور به وطن برگشته بودیم و من در این شخصیت یک جورهایی خودم و آیندهام را میدیدم و دلم میخواست جوری خانم پارسی را بهتصویر بکشم که هر کسی خودش را درآن ببیند.» پس از بیان توضیحات اولیه، عوامل فیلم به سؤال حاضران در مراسم پاسخ میدهند؛ حاضرانی که یک خواسته مشترک دارند نمایش مستند برای روستائیان مایوس در قالب سینمای سیار و ضرورت تماشای «شاعران زندگی» که برای آنها میتواند انگیزه ایجاد کند. مجتبی میرتهماسب اطمینان میدهد که پیگیر این خواسته جمعی است و در صورت جلب حمایتهای لازم این موضوع محقق خواهد شد. در پایان مراسم پوستر مستند «شاعران زندگی» توسط میهمانان امضا میشود و در جملاتی کوتاه از ستایش زنان و حس خوشایند تماشای مستندی میگویند که ساعتها میتوان درباره آنها نوشت و شاید عصاره آن را بتوان همان نوشتهای عنوان کرد که پای امضای مجتبی میرتهماسب حرف دل و نگاه همهمان را میسراید: «بگذارید این وطن، وطن شود».