پرونده ای کوچک برای یک نسل کشی بزرگ
رویداد۲۴-از سال 2012 تا سال 2014، میانمار از خشونتهای نشأت گرفته از جوامع مختلف، اغلب از تعرضهای بودایی ها به مسلمانان، رنج میبرد. دامنه این خشونتها از درگیریهای محلی و گروهی آغاز شد و به مقیاسهای بزرگتر و سازماندهی شده رسید. خشونتهایی که گروههای مشخصی را هدف گرفت و مدتها ادامه یافت.جدیترین و طولانیترین درگیری که صدها و چه بسا هزاران کشته بر جای گذاشت و صدها نفر را بیخانمان کرد، در ایالت راخین روی داد. جایی که روهینگیاییها و مسلمانان بنگالی هدف قرار میگرفتند. خشونتهای ضد مسلمانان در مقیاس بزرگ به خشونتهای کوچکتر و پراکندهتر در منطقه مندالی و ایالتشان ادامه پیدا کرد .خشونتهای جمعی یکی از ویژگی زمانههای متغیر است. در میانمار نیز چنین است و این روند به تغییرات شدید سیاسی و اقتصادی بستگی دارد. همانطور که در کشورهای ناهمگن از لحاظ زبانی، فرهنگی، مذهبی و... که در آن حاکمیت سیاسی ظالمانهای حکمرانی میکند، مردم خود را مقید به ایجاد نهادهای دموکراتیک میدانند تا از طریق آن هم حضور خود را بیان کنند و هم اختلافها مدیریت شود. اما در عوض رویدادهای ظاهراً سیاسی به خشونتهای کوتاه مدت اما شدید و افسار گسیخته تبدیل شدهاند و مردم وارد گروههایی شدهاند که هر کدام علیه دیگری فعالیت میکنند.
اما سؤال این است که چه چیزی در دوره دو ساله میان 2012 و 2014 وجود دارد که این خشونت «عمومی» را رواج داده است. خشونت عمومی، آشکارا، اپیزودیک، مکرر و پراکنده صورت میگیرد که بهطور مستقیم در دشمنیهای میان جوامع این چنینی قابل تعمیم و تعریف است. درواقع گروهها یکدیگر را تهدیدی برای خود میدانند و این باورها در میان مردم روز به روز عمیقتر میشود. این خشونت جمعی از تمامی درگیریهایی که تاکنون در این کشور وجود داشته، متفاوت است.خشونت در میانمار 2012 تا 2014، مانند هند، عمدتاً یک طرفه است. بوداییها تلاش میکنند، هر لحظه خشونت بیشتری را مرتکب شوند و در همه حال هدفشان مسلمانانی هستند که رسماً حدود 3-4درصد جمعیت ملی را تشکیل میدهند. ویژگی مشترک خشونت جمعی میانمار با خشونت جمعی هند، کمبود ظرفیت جامعه هدف برای پاسخگویی و داشتن اطمینان بالا از این مسأله است که اعضای جامعه از مجازات اعمالشان چندان هم ناراحت نخواهند بود.
خشونت جمعی چگونه شکل گرفته، توجیه و نهادینه میشود؟ این به نحوه تعامل و ارتباط افراد و چگونگی اظهار برخی از نظرات و تفاسیر حوادث برای دیگران و به اشتراک گذاشتن اعتقادات خود در مورد اتفاقات و رویدادها بستگی دارد. در مورد خاص میانمار رسانههای «تاکتیکی» نقش مهمی در ایجاد خشونت جمعی در میانمار از سال 2012 تا 2014 داشتند. برای نمونه نشریه هفتگی «Ma Ba Tha’s Aungzeyadu» یکی از بسترهای مشخصی است که ایجاد شده تا از موضع کمونیستی (اشتراکگرایی) ضد مسلمانان دفاع کند و تفسیرهای خودخواسته ارائه دهد. این نشریه خبری هفتگی که نامش را از پادشاه آخرین امپراتوری برمه وام گرفته، به بازتولید خطبههای راهبان ضدمسلمان میپردازد و مقالههایی منتشر میکند که از تغییرات سیاستها به نفع بودایی ها دفاع میکند و گزارشهای تروریسم اسلامی و اعتراضها و راهپیماییهای ضدمسلمانان را تمام و کمال پوشش میدهد و نویسندگان آن به تفصیل به شرح عقایدشان علیه اسلام و مسلمانان میپردازند.
علاوه بر این پس از درگیریهای سال 2012، اخبار و تحلیلها در نشریههای دورهای مانند Weekly Eleven، The Voice و 7-Day News مکرراً احساس همدردی با جمعیت بودایی های بیخانمان شده راخین را به مخاطبینشان القا میکردند. عکسهای زنان، کودکان و سالمندان بودایی که در پی یافتن پناهی آواره شدهاند. در مقابل عکسهای تنی چند از مسلمانان را هم نشان میداد که به چوب مسلح بودند و در مقابل پلیس ضد شورش ایستاده بودند. زمانی که خشونت در جایجای میانمار، در سال 2013، رو به گسترش رفت، رسانهها تفسیر خود را تغییر دادند و از زاویه دید پیشینشان دست کشیدند و با تردید بیان کردند که خشونت زاییده خشونت است و به دنبال مقصران دیگری گشتند.
اکنون بیش از یک سال است، رهبران گروههای اجتماعی و مدنی پس از دههها مبارزه سیاسی علیه حاکمیت دیکتاتوری دوباره پا به عرصه ظهور گذاشتهاند و خود را متخصص مینامند. تعداد معدودی از آنها هستند که با تفکر هویت جمعی بهعنوان یکی از پایههای روابط سیاسی مخالفت کردهاند. برخی از آنها میخواهند که کنترلهای گستردهتر مرزها برای جلوگیری از خروج غیرقانونی شهروندان از لحاظ درجه اهمیت همردیف حقوق بشر قرار بگیرد. اما رهبران جامعه مدنی به هیچ وجه تنها افرادی نیستند که تفاسیر متخصصانه خود را ارائه میدهند. رئیس سابق اطلاعات نظامی اوخین نایتون کتابی درباره وقایع اخیر و جزئیات نقش او در عملیات ضد مسلمانان در دهه 1970 منتشر کرده است. فردی که پیش از این جاسوس حرفهای بوده نیز به اندازه کافی اطمینان دارد که دیدگاههایش درباره این موضوعها با برخی افرادی که در سالهای گذشته به دلیل اختلافهای سیاسی به زندان انداخته، همراستا است. اعترافی که میتواند نشانه روشنی از توافق ضد مسلمانان در میان غیر مسلمانان میانمار باشد. با وجود مخالفت روزنامهنگاران، فعالان حقوق مدنی، افسران ارتش سابق و... دیدگاههای مختلف درباره خشونت جمعی، معتقدند که این خشونتها به همگرایی تمایل دارند. در عین حال، در نهادهای بینالمللیای که درباره میانمار کار میکنند، کسانی که دیدگاهی متفاوت دارند، از دایره این گروهها خارج شدهاند. البته نه از آن گروههایی که برای اقدامهای علیه جرایم انسانی و نسلکشی پروندهسازی میکنند. متخصصان تفسیر که با مخاطبان در میانمار در ارتباط هستند و با آنها تعامل دارند، این اتهامها را شدیداً محکوم میکنند و از جامعه بینالملل برای برداشت اشتباه -تعمدی یا غیرتعمدی- از رویدادها، شدیداً انتقاد میکنند. در حالی که هویت افرادی که در کشتن و سوزاندن و تخریب نقش داشتند پنهان مانده است و بندرت پیش آمده که افراد خاصی برای مدیریت حمله به یک مسجد یا قتل حاضرین در آنها مورد ستایش یا محکومیت قرار گیرند.
این عدم روشنگری حماقتبار و فقدان شناسایی متجاوزان، انواع فعالیتهای پشت صحنه و سایهوار و تحریکآمیز پلیسهای بیهویت و ناشناخته را تشدید میکند و تعداد جرم و جنایتها علیه مسلمانان را بیشتر میسازد. درواقع کمبود روشنگری درباره عاملان و انگیزههایشان، یکی از دلایلی است که حل این پرونده را با وجود پیشرفتهای زیاد در طراحی تحقیقهای علمی اجتماعی در سالهای اخیر برای توسعه نظریههای اقناعی درباره خشونت جمعی، مشکل کرده است.با وجود این، سؤال مهم این است که آیا محققان روشهای تحقیقاتی را به سمت علل یا تشکیل خشونت هدایت میکنند یا خیر، همه ما مجبوریم به یک یا چندین راه برای حل سؤالهای مربوط به واقعیت یا حقیقت حادثه گزارش شده متوسل شویم. درباره حقیقت یا دروغ گزارشها حساس شویم، تا بتوانیم از روایتهایی که برای مطلع کردن مخاطب منتشر میشوند انتقاد کنیم و یکبار دیگر از خود بپرسیم که «واقعاً» چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی نیافتاده است. منبع: Frontier Myanmar