سناریوهای پیش روی عراق پس از داعش
رویداد۲۴-داعش در عراق را میتوان به عنوان یک سازمان دارای سرزمین مشخص پایان یافته دانست؛ هرچند که با تبصره باید گفت که هنوز در مناطقی همچون کرکوک و دیالی عراق حضور دارند. اما به عنوان یک سازمان متمرکز و دارای یک سرزمین که تاریخ مصرف آن گذشته است. اکنون هرچند با توجه به تلاشی که مردم عراق و نیروهای نظامی این کشور انجام دادند و نیروهای بسیاری را در این راه از دست دادند، داعش در حال نابودی است، اما پایان داعش پایان مشکلات این کشور نخواهد بود. چرا که همچنان ارادههای سیاسی متناقضی خواهان تسلط بر عراق و مدیریت آینده این کشور هستند. یکی از مهمترین این ارادهها، اراده امریکاییها بر اساس طراحیای که برای عراق انجام دادهاند، است. آنها خواهان استمرار حضور خود و همچنین داشتن قدرت تعیینکننده در عراق از لحاظ نظامی (با گسترش سربازان)؛ سیاسی (با بازی کردن روی گسلهای قومی) و اقتصادی (با دست گذاشتن روی منابع نفت این کشور در کردستان و جنوب) هستند. بنابراین یکی از قدرتهایی که اراده سیاسی آن مبتنی بر پر کردن خلأ پس از نابودی داعش است، امریکا ست و برای سه بخش نظامی، سیاسی و اقتصادی طراحیهایی انجام داده و سعی دارد به آنها عمل کند. از نیروهای باقی مانده داعش نیز نمیتوان با اطمینان کامل گفت که عملیاتی نخواهند داشت، بلکه این احتمال بسیار زیاد است که با پراکنده شدن عده زیادی از نیروهای داعش میان آوارهها و مردمی که از موصل، رمادی و انبار فرار کردند، دست به عملیاتهای انتحاری خواهند زد.
عراق پس از این با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد که میتوان آنها را به این ترتیب شمارش کرد. نخست مناطق آزاد شده در موصل، دیالی و انبار است. زیرا در این مناطق با نیروهای کرد و پیشمرگهای که در بخشی از عملیات مبارزه با داعش حضور داشتند، مواجه خواهد شد. کردها با تصرف برخی سرزمینهایی که در اختیار داعش بوده مناطقی را به اشغال خود درآوردهاند و مدعی حکومت بر این مناطق پس از داعش هستند. مشکل بعدی مدیریت موصل و استان نینوا است. با توجه به مولفههای اجتماعی عرب، کرد، ترکمن، ایزدی، مسیحی، سنی، شیعی و ترکیب متنوع قومی موصل و مدیریت این استان بعد از داعش است. با توجه به ادعاهای کردها و همچنین برخی از اشخاصی که وابستگی به ترکیه یا عربستان دارند، سعی میکنند در نظم جدید حکومتی، در استان نینوا نقش ایفا کنند.
موضوع دیگر اقداماتی است که بعثیهای عراقی خارج از کشور با همکاری سازمانهای امنیتی، اردن، عربستان، ترکیه و امریکا برای اثبات موجودیت خود و کسب قدرت تحت پیشنهاد مصالحه ملی انجام میدهند. موضوع دیگری که ممکن است موجب گفتوگو نیز در داخل کشور بشود، نقش حشدالشعبی است. آنها نیروی عمده و موثر در آزادکردن چندین استان از داعش بودند و با وجود اینکه قانونی برای به رسمیت شناختن آنها به تصویب رسیده و جزو نیروهای نظامی عراق محسوب میشوند اما گاهی سخنانی در تعرض به ادامه فعالیت این تشکیلات شنیده میشود. نفس و حضور امریکاییها در عراق همچنان یک موضوع جدی خواهد بود و آقای ترامپ خواهان حضور تعداد بیشتری از نیروهای امریکایی حداقل برای مدت پنج سال و به دنبال فعال کردن دوازده پایگاه زمینی و هوایی در مناطق مختلف عراق خواهد بود. مشکل دیگری که در این بین مطرح است تداوم حضور نیروهای ترکیه در پایگاه بعشیقه و سایر مناطق عراق با داعیه مبارزه با کردهای استقلالطلب است. اما در عمل این اقدام در راستای همکاری با حزب دموکرات کردستان عراق است و از طرفی خواهان ایجاد مناطق حایل میان سایرکردها با ترکیه است که شامل اشغال بخشی از خاک عراق نیز میشود. مشکل دیگر، آوارگان استانهای آزاد شده است که به لحاظ خدمات انسانی در شرایط سختی قرار دارند و از طرفی کشف افراد و گروههای نفوذی در میان آوارگان کاربسیار مشکلی است که میتواند به مناقشههایی جدی منجر شود.
همچنین مشکل کمآبی عراق و کنترل آن توسط ترکیه موجب هم خشکسالی و هم سیل در دورههایی، بدون رعایت قوانین بینالمللی حاکم بر سهم کشورهای مسیر آب است. از سوی دیگر مشکل بازسازی شهرها پس از آزادسازی بسیار مهم است. به نظر میرسد هزینه بازسازی با توجه به جمعیت آواره بالغ بر ٥٠٠ میلیارد دلار خواهد بود و با توجه به کمبود بودجه عراق این مشکل خود را بهشدت نشان خواهد داد و نیازمند مشارکت بینالمللی در این موضوع است. تامین امنیت شهرها دربرابر هستههای خفته تروریستها نیز بحث بسیار مهمی است.
اما در این بین پنج سناریو برای آینده عراق قابل تصور است. نخست اینکه امریکا دنبال پر کردن خلأ قدرت در مناطقی است که از چنگال داعش خارج میشود. به نظر میرسد که امریکا به دنبال تشکیل اقلیم سنی با حد و مرز مبهم است که گاهی گفته میشود حتی بخشی از اردن و حتی خاک سوریه را نیز شامل میشود. در همین چارچوب سه مشکل و درگیری ممکن است به وقوع بپیوندد که در راس آن درگیری سنی- سنی است. سناریوی دوم یک حکومت غیرمتمرکز و اعطای اختیارات گسترده به استانها است.سناریوی سوم مربوط به ایجاد یک حکومت مرکزی قوی و حرکت به سوی تشکیل دولت بر مبنای اکثریت سیاسی است که حتی این سناریو میتواند تغییراتی در شاکله حکومت از ساختار پارلمانی به سمت ریاستی باشد. سناریوی چهارم مربوط به تقسیم و تجزیه کشور و راه افتادن جنگ داخلی است که این غیر محتمل به نظر میرسد و در سناریوی آخر راهاندازی انتخابات زودرس داخلی که این موضوع نیز مشکلات خود را دارد و نیازمند اصلاحات قانون انتخابات است. جمهوری اسلامی ایران نیز باید تمامی این سناریوها را مورد مطالعه قرار دهد و هم برای حفظ امنیت خود و امنیت کشور عراق برنامههای خود را مد نظر قرار دهد.