از دولت دوازدهم باید صدای اصلاح طلبانه شنیده شود
رویداد۲۴-در روزهای منتهی به انتخاب اعضای کابینه دوازدهم، نقش مشورتی اصلاحطلبان بیش از پیش خودنمایی میکند. هرچند در همین هفته، دیدار کمیته تعامل شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان به ریاست محمدرضا عارف با حسن روحانی، تا حدودی از سروصداهای ایجاد شده در فضای سیاسی کشور کاست، اما همچنان نحوه نقشآفرینی اصلاحطلبان به عنوان اصلیترین حامیان دولت روحانی در چهارسال گذشته محل بحث است. پس از آنکه محمدرضا عارف از عدم مشورت دولت با فراکسیون اصولگرایان گلایه کرد، خیلیها از آن تعبیر به «سهمخواهی» کردند. اما آنچه از سوی رییس فراکسیون امید اعلام شد، از موضع نگرانی بود. این را احمد خرم، وزیر دولت اصلاحات میگوید و اعلام میکند: «آقای عارف به این مفتیها موضعگیری نمیکند. ایشان آدم منطقی و ملایم و مورد تایید بزرگان است. در راس یک فراکسیون صدو خردهای نفره قرار گرفته و تحت فشار است و بالاخره باید به نوعی نگرانی خود را نشان دهد.» خرم هرچند حامی روحانی است، اما نمیتواند دلخوری خود و دیگر اصلاحطلبان را از دولت یازدهم کتمان کند. به حساب نیاوردن اصلاحطلبان و بهکار نگرفتن آنها مخصوصا مدیرانی که در دوره احمدینژاد خانهنشین شدند، از مواردی بود که وزیر راه دولت اصلاحات از آن نام میبرد. خرم در گفتوگو با «اعتماد»، سعی میکند که ذرهای از حمایتهای اصلاحطلبان از روحانی را هم بازخوانی کند. از روزهای انتخابات میگوید و معتقد است که «اگر اصلاحطلبان در صحنه نبودند و تمام قد برای انتخابات تلاش نمیکردند، نتیجه انتخابات طور دیگری رقم میخورد، حتی این احتمال وجود داشت که انتخابات به مرحله دوم کشیده شود.»مشروح گفتوگوی «اعتماد» با احمد خرم، وزیر راه دولت اصلاحات در ادامه میآید:
در آستانه تعیین کابینه دوازدهم از سوی حسن روحانی، تغییراتی که مد نظر حامیان دولت و به خصوص اصلاحطلبان است چه مواردی میتواند باشد؟
دولت دوم آقای روحانی علیالقاعده باید با تجربهای که در دولت یازدهم اندوخته شده و مسائل و مشکلاتی که برای دولتمردان عینیتر شده، قویتر از دولت یازدهم تشکیل شود. در توقعاتی که وجود دارد: نخست اینکه رنگ دولت باید پررنگتر از قبل به لحاظ استفاده از نیروهای اصلاحطلب باشد. دوم اینکه میانگین سنی دولتمردان باید پایینتر بیاید و از نیروهای جوانتر و با انگیزهتر استفاده شود. انتظار سوم، مربوط به بهبود وضعیت اقتصادی است. این دولت که توانسته در مهار تورم موفقیت پیدا کند، باید برنامههایش را برای مقابله با رکود و رفتن به مرحله رونق حرکت دهد. به خصوص در ایجاد اشتغال برای نیروهای جوان و فارغالتحصیلان با برنامه روشنی پیش برود.
در این چند سالی که از عمر دولت گذشت، یکی از موانع کاری، مخالفانش بودند که اکثریت مجلس را هم در دست داشتند. اینکه حضور نیروهای اصلاحطلب پررنگ نبود را میتوان به این امر ربط داد...
البته اینبار هم به نظر میآید که اصولگرایان تندرو و مخالفان دولت، عزم خود را جزم کردهاند که حرکت دولت در مسیر جدید کند شود و دنبال این هستند که از همین ابتدا دولت دوازدهم را ناکارآمد و بدون اثربخشی جلوه دهند. در حالی که در شرایط کنونی دولت با مشکلات عدیدهای روبهرو است و باید این مشکلات را حل کند. از مشکلات خارجی گرفته، تا مشکلات داخلی و مسائل مربوط به بانکها و کافی نبودن اعتبارات و... دولت هنوز هم با مشکلات اینچنینی دست و پنجه نرم میکند. بنابراین چوب لای چرخ گذاشتن ثمری جز از دست رفتن منافع ملی ندارد. دولت که نمیتواند هم در جبهه بیرونی کشور دوباره به دنبال تعامل باشد و برای پیشبرد آن برنامهریزی کند و هم در داخل کشور درگیر اختلافات باشد. باید در داخل اجازه داد تا دولت بتواند رسالت خود را عملی کند.
این عزم جدی چگونه از سوی مخالفان در حال شکلگیری است؟
دولت یازدهم در اواخر عمرش یک قرارداد بسیار خوب با توتال امضا کرد. دیدید که این قرارداد خوب که مورد تایید بزرگان کشور هم هست، با چه مشکلات و اعتراضاتی روبهرو شد. طرح سهفوریتی داده شد! انگار که چهارستون مملکت با این قرارداد پایین آمده که برخی نمایندگان چنین طرحی را برای تصویب به مجلس دادند. این برخوردها نشان میدهد که عزم عدهای جزم است که نگذارند دولت کار خود را به انجام برساند.
دولت چگونه میتواند با این اقدامات مقابله کند؟ فکر میکنید توان این کار را دارد؟
دولت باید افراد باقیمانده از طیف تندروی اصولگرا که در مدیریت کشور باقی ماندهاند و در دولت یازدهم کارشکنی کردهاند را به کنار براند و آدمهای مثبت و متعادلتر را بر سر کار بگذارد. در دستگاههای مختلف در دولتهای نهم و دهم، آدمهایی بیتخصص یا کمتخصص، کمدانش یا بیدانش، کمتوان یا ناتوان، در همه دستگاهها، گمارده شدهاند. من فقط یک نمونه را میگویم. وزارت نفت، در سال ٨٤، با ١١٠ هزار پرسنل تحویل داده شد، در سال ٩٢، همین آقای زنگنه که این وزارتخانه را ٨ سال پیش تحویل دولت احمدینژاد داده بود، با ٢٨٠ هزار پرسنل تحویل گرفت. یعنی بیش از دو و نیم برابر، تعداد پرسنل این وزارتخانه در هشت سال حضور دولت احمدینژاد افزایش یافته بود. از این میان تنها تعداد ناچیزی متخصص بودند، بقیه این افراد روی دست این وزارتخانه ماندهاند. وزارت کشاورزی هم همینطور، صنعت، معدن و تجارت هم همینطور، تمام این افراد استخدام رسمی شدند. اینها در گوشه و کنار هستند و کار اصلیشان هم کار راهانداختن یا دنبال کارشکنی و ناراضی کردن مردم است. دولت باید اینهایی که مردم را ناراضی میکنند، در دوره جدید کنار بگذارد.
اصلاحطلبان از حامیان همیشگی روحانی بوده و هستند، در این روزها واکنشهای زیادی به سخنان اصلاحطلبانی میشود که خواهان مشورت روحانی برای تشکیل کابینه جدید بودهاند. اصلاحطلبان در این مسیر چگونه حسن روحانی را همراهی خواهند کرد؟ چگونه میتوانند درخواست خود را مطرح کنند، که به آن انگ سهمخواهی زده نشود؟
اعتقادم این است که اگر اصلاحطلبان در صحنه نبودند و تمامقد برای انتخابات تلاش نمیکردند، نتیجه انتخابات طور دیگری رقم میخورد. اگر اصلاحطلبان تمامقد به میدان نیامده بودند و آرای خاکستری را برای حضور در پای صندوقهای رای، ترغیب نکرده بودند، نتیجه انتخابات ممکن بود به نوع دیگری رقم بخورد. روندی که نظرسنجیها نشان میداد که روحانی با حرکت کندتر و رییسی با حرکت تندتر درصدد تغییر بودند، ممکن بود منجر به نتیجه دیگری شود. در هفته آخر اردیبهشت بود که رای روحانی توانست از مرز ٥٠ درصد بالاتر رود. حتی این احتمال وجود داشت که انتخابات به مرحله دوم کشیده شود ولی با حضور پررنگ و حماسی اصلاحطلبان، روحانی توانست رای خوبی بیاورد و دولت دوازدهم، باز به ریاست ایشان تشکیل شود.
در سال ٩٢ هم اصلاحطلبان حمایت گستردهای داشتند. حتی در انتخابات مجلس در سال ٩٤، پس از این اتفاقات هم انتظارات خود را مطرح کردید؟ تا چه حد به آن توجه شد؟
ما آن دفعه (سال ٩٢) ورود پیدا کردیم و اصلاحات تلاش کرد اما نظرات اصلاحطلبان آنطور که توقع میرفت منظور نشد. این انتخابات هم بسیار حساس بود. اصلاحطلبان هرکاری که از دستشان برمیآمد، با بدنه اجتماعی قوی که در سطح کشور دارند برای پیروزی دوباره روحانی انجام دادند و حالا مناسب نیست که با آنها مشورت نشود.
ولی اعتراضات وارد شده به اصلاحطلبان واکنش به حرفهای آقای عارف بود. هرچند منظور اصلی ایشان، صرف مشورتخواهی از جریان اصلاحات بود اما به «سهمخواهی» از آن تعبیر شد.
در مجلس آقای دکتر عارف، در راس یک فراکسیون صد و خردهای نفره قرار گرفته و تحت فشار است. باید بالاخره به نوعی نگرانی خود را نشان دهد. حالا بعضیها معتقدند که باید در خصوص چینش کابینه با رییسجمهور تعامل میکردند اما، علنی و رسانهای نمیشد. این هم نظری است که باید از عارف و فراکسیون امید و اصلاحطلبان پرسید که چرا، موضوع به اینجا کشیده شده است. حتما مشکلی وجود داشته. آقای عارف به این مفتیها موضعگیری نمیکند. ایشان آدم منطقی و ملایم و مورد تایید اصلاحطلبان، رهبری است. منظورم این است که همواره مواضع معتدلی دارند.
چگونه باید این پیشنهادات مطرح شود که سهمخواهی از آن برداشت نشود؟
این را بدانید که اصلاحطلبان به خاطر منافع ملی حتی اگر آقای روحانی هم به نظراتشان عمل نکند، دست از حمایت دولت برنمیدارند. اصلاحطلبان در همه ادوار، بیش از هرچیزی منافع ملی برایشان مهم است. منافع ملی خط قرمزشان است.
پیشنهاد اصلاحطلبان چیست؟
چند مساله وجود دارد، انتخاب آدمهای شجاع و باانگیزه که با سختیها بتوانند مقابله کنند و مشکلات را حل کنند. جوانتر شدن کابینه هم یک نکته مهم است که باید مورد توجه قرار بگیرد. همچنین فکر میکنم که بالاخره حداقل دو نفر از جامعه زنان باید در کابینه حضور داشته باشند.
احزاب واسطه دولت و ملت هستند. جریان اصلاحطلب، توقعات مردم از دولت را در چه قالبی شکل دادهاند؟
توقع مردم بهبود وضع اقتصادی و اصلاح ساختار بانکها است. همه میدانیم که بالای ٩٥ درصد اقتصاد ایران متکی بر جریان بانکها است. اما، بانکها متاسفانه تبدیل به بنگاههای اقتصادی شدند. به جای بانکداری، بنگاهداری میکنند. دولت همانطور که تورم را به کنترل درآورد، با حفظ تورم یک رقمی باید از رکود خارج شود و نرخ بیکاری هم یک رقمی شود. الان نرخ بیکاری فارغالتحصیلان و جوانان، نزدیک به ٤٠ درصد است. این رقم خیلی مشکل ایجاد میکند. شما در هر خانهای که سر بزنید، یک یا دو نفر فارغالتحصیل بیکار هستند و اینها خاطر پدر و مادرها را آزرده میسازد. غیر از اینکه جوان به یأس کشیده میشود و افسرده میشود، پدر و مادرهاشان هم دچار معضل میشوند.
تبعات فاصله گرفتن دولت از جبههای که از آنها برای روی کارآمدن حمایت کرده، چیست؟
اعتمادی که لازم است برای حرکت در راستای توسعه انجام شود، تضعیف میشود. روحانی باید اینها را در نظر بگیرد، به خصوص به سرمایههای اجتماعی، مدیران و کارشناسان و افراد نخبه باید توجه بیشتری کند. البته دولت تنگنای مالی دارد ولی باید تیم اقتصادی دولت، این مسائل و مشکلات را حل کند. اگر در این چهار سال این تحولات صورت نگیرد و تغییرات جدی انجام نشود، بازنده اصلی جبهه اصلاحات است که همه موجودی خود را در این چند سال در طبق اخلاص گذاشت. بچههای اصلاحات، از برخورد دولت یازدهم، مقداری دلگیر هستند و با سختی در انتخابات ریاستجمهوری دوازدهم به صحنه کشیده شدند. فقط در نظر گرفتن منافع ملی بود که باعث شد باز هم به صحنه بیایند.
دلخوری اصلاحطلبان به چه دلیل است؟
به حساب نیاوردن اصلاحطلبان و بهکار نگرفتن آنها. مدیران و کارشناسانی که در دوره احمدینژاد حذف شدند و تقریبا کفبر شدند، انتظار داشتند دولت که عوض میشود، توجهی به آنها شود که در اداره زندگی ساده خود درنمانند.
توقعات اصلاحطلبان این سری بیشتر از قبل است؟
این دفعه توقعات بیشتری وجود دارد تا توجه بیشتری صورت بگیرد.
توجه خواهد شد؟
اینکه بیشتر توجه کنند یا نه را نمیدانم ولی اگر توجه نکنند، برای دولت مشکلاتی ایجاد میشود.