نقد رویداد۲۴ بر تازهترین ساخته «پیمان یاحقی»
«ادوارد و ننه»؛ بذلهگوییهای دورهمی به جای تئاتر
قرار است نمایش کمدی تماشا کنیم؛ از نام آن هم چنین برمیآید: «ادوارد و ننه» که روایت هجوی از یک سرباز جنگ جهانی دوم است که خواب میبیند باید سبیل هیتلر را بکند تا جنگ جهانی تمام شود.

رویداد۲۴- روحالله سپندارند: قرار است نمایش کمدی تماشا کنیم؛ از نام آن هم چنین برمیآید: «ادوارد و ننه» که روایت هجوی از یک سرباز جنگ جهانی دوم است که خواب میبیند باید سبیل هیتلر را بکند تا جنگ جهانی تمام شود. تا اینجای کار، با ساختار کلاسیک کمدی، روایت خود را شروع میکند تا در ژانر کمدی جای بگیرد. آرزوی بزرگی (پایان جنگ جهانی) از سوی شخصیت اصلی مطرح میشود و او برای رسیدن به آن، نقشه و طرحی عجیب و دیوانهوار (کندن سبیل هیتلر) ارائه میدهد.
ساختار کمدی البته ادامه مییابد و شخصیت اصلی داستان در مسیر اجرایی شدن این طرح عجیب و غریب خود وارد مناظره و بحث با شخصیتهای مختلفی میشود که مخالف او هستند. در نهایت هم به خواسته خود میرسد و وارد برلین میشود و در مواجهه با هیتلر سبیل او را میکند. جنگ جهانی دوم هم با این کار پایان میپذیرد. چنین فرم روایی در ساختار کلاسیک کمدی هم دیده میشود.
تماشاچیان این تئاتر هم منتظر اتفاق ناگوار نیستند چرا که اساسا در کمدی تماشاچی میداند که فاجعه بزرگی اتفاق نمیافتد و قهرمان میتواند به خواسته خود برسد و شکستهای احتمالی او هم چندان موجب اندوه مخاطب نمیشود. آنها در طول تئاتر ممکن است بارها بخندند و از این 50 دقیقه نمایش خسته نشوند.
نویسنده این نمایش (سیدحسن حسینی) که بازیگر نقش اصلی آن نیز خود اوست، از روایت پارودیک هم بهره میبرد تا با هجو آثار بزرگی چون هملت، برای خنداندن مخاطب استفاده کند. هر چند بازی دمدستی کاظم برزگر در نقشهای مخالفان شخصیت اصلی، توانست مخاطبان را به خنده وا دارد، اما حقیقت ماجرا آن بود که به خنده واداشتن مخاطب و موفقیت در آن به هر قیمتی، نمیتواند معیار تمام و کمال موفقیت یک کمدی باشد.
«ادوارد و ننه» نه به واسطه متن قوی و ادبیات طنزآلود و نه به واسطه بهرهگیری از روایت پارودیک قابل توجه، بلکه به دلیل استفاده از نازلترین سطح شوخیهای دمدستی، توانست در بخشهایی از اجرایش مخاطب را بخنداند. همانطور که ممکن است یک همنشینِ بذلهگو در یک جمع دوستانه، برای ساعتی شما را با روایتهایش به خنده وا دارد، خندههای تماشاچیان «ادوارد و ننه» نیز از جنس همین خندهها بود.
اما نکته غمانگیز ماجرا، آنجا بود که بخش عمدهای از این شوخیهای دمدستی را، شوخیهای اروتیک و جنسیتی در برمیگرفت تا مخاطب، تنزل صحنه تئاتر را تا سطح جوکهای خیابانی شاهد باشد؛ در چنین فضایی نه دیگر خبری از هنر فاخر تئاتر خواهد بود و نه حتی از طنز ادبی.
«ادوارد و ننه» اگر چه ناگفته پیداست که از بضاعت چندانی برخودار نبوده و حمایتهای مالی بزرگی را پشت خود نداشته است، اما بدون تردید اگر به قصد حمایت از آن بلیط میخرید منتظر یک نمایش ضعیف باشید که البته با توجه به همان شوخیها و بذلهگوییهای مورد اشاره، در طول 50 دقیقه میتواند در لحظاتی، شما را سرگرم کند.