تاریخ انتشار: ۱۴:۳۷ - ۱۵ مرداد ۱۳۹۶

رسانه ملی و غفلت از اجتماع

اوضاع وقتی دردناک‌تر می‌شود که رادیو و تلویزیون بخواهد زهر اتفاق‌های اجتماعی را بگیرد و با تزئینات رسانه‌ای، آن‌ها را قابل تحمل‌تر کند. آن هم درست وقتی که خبرها باید دردناک باشند، وجدان عمومی را به درد بیاورند و در حافظه‌ ملی ثبت شوند.
رویداد۲۴- یکی از اهداف رسانه، شفاف‌سازی و آگاهی‌بخشی است. به خاطر همین رسالت هم، روزانه هزاران خبر در رسانه‌ها ساخته و پوشش داده می‌شود. قرار است این خبرها به مخاطبان آگاهی دهند، بر کیفیت زندگی‌شان بیفزایند و با ایجاد پرسش و حساسیت، اثرگذار باشند. 

 همه‌ این هدف‌ها به کنار، وقتی رسانه‌ای ملی می‌شود، بارِ این مسئولیت‌ها هم بالا و بالاتر می‌رود. مردم آن جامعه دل‌شان می‌خواهد رسانه، زبان گویایشان شود، در بزنگاه حوادث اجتماعی جای آن‌ها واکنش نشان دهد و از خیلی‌ها، بابت خیلی موضوعات توضیح بخواهد.

این حساسیت در مورد موضوعات اجتماعی چند برابر می‌شود، اما وای به زمانی که رسانه ملی، خود سانسورگر اساسی‌ترین انتقادات اجتماعی باشد و بشود متهم ردیف اول در نگفتن و حذف خیلی مسائل، آن هم موضوعات اجتماعی.

اوضاع وقتی دردناک‌تر می‌شود که رادیو و تلویزیون بخواهد زهر اتفاق‌های اجتماعی را بگیرد و با تزئینات رسانه‌ای، آن‌ها را قابل تحمل‌تر کند. آن هم درست وقتی که خبرها باید دردناک باشند، وجدان عمومی را به درد بیاورند و در حافظه‌ ملی ثبت شوند.

اینجاست که حتی اگر برنامه‌ساز درد گفتن این مسائل را هم داشته باشد، موانع یکی یکی سر راهش سبز می‌شوند، فیلترهای نظارتی یکی پس از دیگری از راه می‌رسند و در انتها حرفی زده می‌شود که با حرف اول کیلومترها فاصله دارد. بعضی برنامه‌سازهای سمج که درد معضلات اجتماعی را دارند باز هم میدان را خالی نمی‌کنند و با چرخاندن هزار باره‌ لقمه دور سرشان، حرفی را می‌زنند که گزندگی و تلخی اولیه را نداشته باشد.

این جور مواقع همه چیز غیر قابل پخش است، اگر قرار است از فقر در بشاگرد یا کپرنشینی در بلوچستان حرف زده شود، باید از خوبی‌های من درآوردی هم در کنارش حرف زد!

اگر احد و صمد در آتش سوخته‌اند یا کودکی اُوِردوز کرده است، نباید افکار عمومی را به درد آورد! اگر کپرهای اطراف تهران به آتش کشیده می‌شود نباید موضوع را رسانه‌ای کرد چون همه‌ این‌ها غیر قابل پخش است و می‌تواند دست‌آویزی شود برای تسویه حساب‌های سیاسی در داخل و خارج کشور.

در حالی‌که اتفاقاً این رخدادهای اجتماعی نباید غیر قابل پخش باشد! باید صریح و بی‌رفوگری به آن‌ها پرداخت تا سِنسورهای جامعه به درد بیاید و مطالبات قانونی، خلأهای موجود را رفع کند.
در پسِ چنین مصلحت‌اندیشی همه‌جانبه‌ای است که زندگی‌ها نابود می‌شود، کودکی‌ها می‌سوزد و طبیعی‌ترین حقوق انسانی از یاد می‌رود.

کم‌کاری رادیو و تلویزیون در معضلات اجتماعی تنها نگفتن بخشی از حقیقت نیست، که در این شرایط سکوت به ناآگاهی میلیونی مخاطبانی منجر می‌شود که رادیو و تلویزیون را قابل اعتماد دانسته‌اند و در تلاطم روزمر‌گی‌ها به آگاهی‌بخشی این رسانه‌ها چشم امید بسته‌اند.

فراموشی معضل اجتماعی امروز می‌تواند به نادیده گرفتن کودک کار امروز و ناهنجاری‌های جوان فردا منجر شود و آسیب‌هایی را به بدنه‌ جامعه وارد کند که برای پاک کردن آن چه بسیار وقت و هزینه لازم خواهد بود.

امید که جامعه‌ ما از مواجهه با خبرهای تلخ اجتماعی فرار نکند و رادیو و تلویزیون ملی روی آنها سرپوش نگذارد. امید که مطالبات قانونی کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست حاشیه‌نشین، روزی مطالبات تمام جامعه باشد. امید که غیر قابل پخش‌هایی قابل پخش شوند که راهگشا می‌توانند باشند... امید که امیدها اجرا شوند... امید که....

یعنی این هم غیر قابل پخش است ؟؟؟
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha