گزارش رویداد۲۴ درباره ضرورت جلوگیری از تکرار حوادث در اردوهای دانشآموزی
همدردی بس است، این درد را درمان کنید
«واژگونی اتوبوس حامل دانش آموزان فرزانه در داراب بیش از 12 کشته و 33 زخمی برجای گذاشت». خبر آنقدر دردناک است که زمان زیادی میخواهد تا بتوان ابعاد حادثه را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کرد.

رویداد۲۴- «واژگونی اتوبوس حامل دانش آموزان فرزانه در داراب بیش از 12 کشته و 33 زخمی برجای گذاشت». خبر آنقدر دردناک است که زمان زیادی میخواهد تا بتوان ابعاد حادثه را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کرد.
حادثه واژگونی اتوبوس برای مردم ما، قصه دیرینهای است که در هر بار رخداد آن، تعداد زیادی از سرمایههای کشورمان را از دست میدهیم و فریادرسی نداریم. همین سال گذشته بود که در راه کرمان به فارس، در جاده نیریز، اتوبوس حامل سربازان دچار حادثه شد و مادرانشان را برای همیشه سیاهپوش کرد و حالا همزمان با عید قربان، دختران سرزمینمان قربانی سهلانگاری عدهی کثیری از مسئولان شدند.
به گفته یکی از دانشآموزان این حادثه، اتوبوس در ساعت 16 روز نهم شهریور از میناب به سمت بندرعباس کرده و در ساعت 20، برای صرف شام در بندرعباس توقف کرده است. پس از صرف شام و تمرین حفظ شعر برای مراسم افتتاحیه در شیراز، در ساعت 23 به سمت شیراز حرکت کرده است. این اتوبوس در حوالی ساعت 2 بامداد، جهت استراحت راننده توقف کرده و بعد از اندکی استراحت، دوباره به سمت مقصد حرکت میکند و حادثه در ساعت 3:58 رخ میدهد.
سؤالات و ابهامات فراوانی، درباره ساعت حرکت اتوبوس، وضعیت راننده و ایمنی اتوبوس و حتی لزوم برگزاری این اردو در فصل تابستان و پیش از بازگشایی مدارس مطرح است.
مسافت هرمزگان تا شیراز، چیزی حدود 10 ساعت
مسافتهای جادهای، از میناب تا بندرعباس حدود 3 ساعت و از بندرعباس تا شیراز حدود 6 ساعت و نیم است؛ یعنی مسافت کلی راه از استان هرمزگان تا شیراز، تقریباً 10 ساعت میشود.
نکته قابلتوجه در سفرهای دانشآموزی خارج شهر، این است که چرا این سفرها برای حرکت در شب تعیین میشوند و مسیری را که میتوان از صبح زود آغاز کرد و تا پیش از تاریکی شب به پایان رساند، به ساعات پایانی شب موکول کرد و در تاریکی هوا و خستگی و خوابآلودگی ادامه داد؟ اگر اتوبوس حامل دانشآموز فرزانه هرمزگان، در ساعت 7 صبح به سمت شیراز حرکت میکرد، در حدود 6 بعدازظهر به شیراز میرسید و نه از تاریکی شب و خطرات این ساعت در جاده خبری بود و نه از خستگی راننده و بروز این حادثه.
این در حالی است که بر اساس بخشنامه آموزشوپرورش، اتوبوس حامل دانشآموزان، اجازه حرکت در ساعت 23 را نداشت!
اتوبوسهای بینشهری، بدترین نوع اتوبوس برای سفرهای دانشآموزی
اگر سری به اتوبوسهای بینشهری و رانندگان آن بزنیم، متوجه میشویم که روند کاری این رانندهها، به این صورت است که مسافر را در یک شهر سوار و بعد از مدتزمان چندساعته در شهر مقصد پیاده میکنند؛ اما سوار و پیاده کردن مسافر به همینجا ختم نمیشود، رانندگان در شهر مقصد، فاصله 1 تا 2 ساعتهای را در کابین راننده، استراحت میکنند و پسازآن دوباره مسافران را از سوار میکنند و بازمیگردند. درنتیجه مدتزمان استراحت این رانندگان بسیار اندک است و محل استراحت آنها نیز چندان راحت و مناسب نیست.
اما این موضوع علاوه بر دیگر سفرها، برای اردوهای دانشآموزی نیز خطرآفرین است و پرسشی که به وجود میآید این است که چرا آموزشوپرورش استانها برای انجام این اردوها و نقل و انتقال دانشآموزان، از رانندگان بینشهری استفاده میکنند و اتوبوسهای استاندارد و رانندگان مخصوصی در آموزشوپرورش برای انجام این سفرها وجود ندارد؟ این ضعف، متوجه آموزشوپرورش است که در شرایط نامطلوب و خطرناک، دانشآموزان را برای انتقال از شهری به شهر دیگر هماهنگ میکند.
خانوادهای که فرزند خود را در اختیار آموزشوپرورش قرار میدهد و حاضر است برای پیشرفت و ارتقای او، تمام تلاشش را بکند، حالا با ضعفهایی در این سازمان روبهرو است که سخنگوی مشخصی ندارد. ضعفهایی در بیمه حوادث دانشآموزی، سلامت رانندگان و وسیله نقلیه و حتی ساعت حرکت و شرایط سفر.
جاده بیمار شیراز درماننشده است
طبق آمارها، تعداد تلفات جادهای شیراز، همواره (جز در سال 91) در صدر تلفات جادهای قرار داشته است. این آمار نشان از جاده خطرناک و سیستم بیمار جادهای و حملونقلی در این مسیر را دارد که باگذشت چند سال از بروز اتفاقات ناگوار و ناخوشایند در آن، همچنان درماننشده است.
واکنش عاطفی یا عکسالعمل اجرایی؟
در بروز هر حادثهای، همواره سیل تسلیتها و بایدوشایدهایی از سمت مسئولان روانه میشود. برخی به کمبودهای موجود در آییننامههای نظارتی اشاره میکنند و برخی رسیدگی و بازسازی هر چه زودتر شرایط را لازم میدانند؛ اما با توجه به تجربههای پیشین، میتوان این توصیهها را بهنوعی واکنشی احساسی دانست که هر فرد در هنگام بروز حادثه از خودش نشان میدهد. از طرفی تمهیدات کوتاهمدتی برای عبور از بحران اندیشیده میشود که در برههای کوتاهمدت، کارگشا و کارآمد است، اما مشکلی که در این میان وجود دارد، فراموشی زودهنگام این اتفاقات است که راهکار عملی و جدی در حل آن به کار گرفته نمیشود.
در رویارویی با این حوادث، واکنشها، بیشتر یکشور کوتاهمدت و عاطفی است و بعد از مدت کوتاهی، در میان مشکلات و روزمرهها گم میشود و این انتقاد به مسئولان بازمیگردد که دستاندرکار حل آن هستند.
این دست اتفاقات تلخ و تأسفبار در کشور ما کم نیست، اما رسیدگی به این حوادث و پیشگیری و درمان آن، آنقدر اندک که میتوان گفت حداقل سالی یکبار شاهد بروز این اتفاقات هستیم.
درد واژگونی اتوبوس حامل دانشآموزان فرزانه هرمزگانی و از بین رفتن آنها، با دیدار از مصدومان و پرداخت دیه، دستگیری راننده و پیامهای تسلیت تسکین نمییابد و باید چارهای اندیشید که چندباره شاهد تکرار آن نباشیم و این کار، تنها با ایجاد یک تیم مدیریتی صحیح انجام میپذیرد که مسئولان، مجریان اصلی آن هستند و حالا تمام چشمها در کشور، در انتظار اقدامی درست از سمت مسئولین برای عدم تکرار این تلخیها است.