با جیب خالی هم میشود سفر کرد
تورج رهبر گنجه*
همانگونه که باستانشناسان در تعریف باستانشناسی به یک تعریف جامع و کامل و متفقالقولی نرسیدهاند؛ در مورد سفر هم این حکایت وجود دارد.
برای مثال عده ای باستان شناسی را علم پی بردن به گذشته انسانها با مطالعه آثار به جای مانده میدانند برخی دیگر archaeology یا همان باستانشناسی را شاخهای از علومِ اجتماعی دانسته که به مطالعهی گذشته از طریقِ مدارکِ مادّی میپردازد. تعداد بیشماری از محققان و باستانشناسان، آن را به دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشتة انسان، بر اساس مطالعة اشیا و آثار دیرین و جز آن تعریف کردهاند در این میان بعضی آن را دانش جوان و نوپا؛ و بسیاری آن را دانشی کهن از دوره بابل باستان (از زمان حمورابی) دانستهاند.
برای سفر (به مفهوم اخص درقالب گردشگری) هم تاکنون تعریف جامعی که مورد تائید همه علمای باستانشناس، علوم اجتماعی و... باشد حاصل نشده است. اما ریشه تاریخی سفر به کشف آنچه انسان از روزگار ماقبل تاریخ بدان نیاز داشته، باز میگردد. بشرِ نخستین، با برخورداری از حس کنجکاوی و با هدف یافتن جانپناه، تعقیب و شکار، برای پیدا کردن مکانهای مناسب، برای استقرار موقت و دائم، یافتن مکانهای مناسب جهت تهیه مواد اولیه، برای ساخت ابزارآلات، مکانهای کاشت و کشت گیاهان، نگهداری حیوانات اهلی، گردآوری دانههای غذایی، قرارگرفتن در آغوش دشتهای پهناورو... بارقههای آغازین سفر در کره زمین را نمایان ساخت و از همان روزهای نخست میوه و ثمره سفر او یافتن و کسب تجربه و فراهم کردن محیط زندگی بهتر بوده است.
انسان با سفر، زندگی در مکانهای سرد و گرم و متناسب با حال و هوای خود را آزمود. او فقط سفر نکرد که شکار کند و مکان مناسب زیست بیابد. او کنجکاو هم بود که ببیند بر سر گذشتگان و مکانهای زندگیشان چه آمده است. با هدف تعمق در آثار گذشتگان، چگونگی دوام، بقا، رقاء و فنای آنها سفر کرد. سفرهایی که برای آموختن بود و در نهایت یکی از راههای درآمدآفرین کشورها و عامل رونق اقتصاد سرزمینها شد.
از این روی، مشهود است انسان ذاتاً دوست داشته و دارد بداند و بیشتر بداند. بیابد و بیشتر بیابد. اگر همین سفرهای انسانهای ماقبل تاریخ از مکانی به مکان دیگر صورت نمیگرفت انسان گذشته در عصر پارینه سنگی در جا میزد و قادر به عبور از دورانهای تاریخی سهگانه (ازپارینهسنگی به میانهسنگی وسرانجام عصر نوسنگی) نبود. با ورود بر هردوره بر تجربهها و دانش و آگاهیهای او افزوده شد.
انسان هزاره اخیر با درک اهمیت آن برای یافتن نیافتهها سفرکرد، قارهها کشف شدند. اقیانوسها و سرزمینها، قبایل و مردمان با تیره و نژاد و تبارهای مختلف، با آداب و باورهای متفاوت، مکانهایی چون اهرام و آکروپولیس، تخت جمشید و دیوار چین، و...کشف و به جهان معرفی شدند. دانش و دانستنیهای اندک درباره آنها و میلیونها آثار و مآثر تاریخی-مذهبی، عامالمنفعه و... با سفرها و کاوشهای مستمر افزونتر شد. اگر این تجربهها و دانشها که حاصل سفرهای انسانها هستند نبود پیشرفتهای چشمگیر انسان امروز هیچگاه میسر نمیشد.
حس کنجکاوی و نیاز انسان او را مجبور کرد که به جاهای بهتر سفر کند بر تجربههایش، آگاهی و دانستههایش بیفزاید؛ اورا مجبور کرد برای کشت دانهها و یافتن جایگاههای استقرار موقت و دائمی، مکانهای مناسب و حاصلخیز و امن را جستجو کند. به عبارتی پیشرفت انسان با همین جابجاییها و سفرها آغاز شد.
امروزه اهمیت این سفر که موجب پیدایش غول صنعت گردشگری درجهان شده است بر کسی قابل کتمان نیست. به همین دلیل است که انسان هزاره سوم بعد از میلاد مانند انسان هزاره سوم قبل از میلاد نیازمند سفر برای کسب دانش و آگاهیهای بیشتر است. انسان با سفر آموخت و رشد کرد و به جامعه روح ترقی و تعالی بخشید. فرهنگها در متن تمدنها رشد کردند. تمدنها شکوفاتر شدند. با رشد جامعه باستان و توسعه نیازهای مردم، تلاش برای ارتباط با اقوام و آشنایی با فرهنگها، داد و ستدها، شور و اشتیاق وصفناپذیری در بین مردم ایجاد کرد. کاروانها به راه افتادند، کاروانسراها شکل گرفتند.
ساخت کاروانسراهای متعدد در ایران از دوران هخامنشی، ساسانی تا ساخت 999 کاروانسرا در عهد صفوی نشان از اهمیت نیاز انسان به سفر برای انواع مبادلات اقتصادی وآشنایی با فرهنگهای آنها دارد. سفرنامههای بیشمار جهانگردان و جغرافینویسان مسلمان و غیر مسلمان امروزه اطلاعات ذیقیمتی از فرهنگها، وضعیت اقتصاد و معیشت مردم، عقاید و باورها، آداب و سنن، پوشش و گویشها و موقعیت تاریخی و سیاسی سرزمینهای دیگر به ما دادهاند.
اگر نوشتههای جهانگردان و سفرنامهها نبودند اطلاعا ت امروز ما ازتاریخ و میراث و هنر اغلب ادوار کهن تاریخی ایرانزمین خصوصاً دورانهای ماد و هخامنشی، پارت، اشکانی، ساسانی و... بسیار اندک بود. سفرنامههای مورخان مسلمان و حتی مطالب ارزشمند جغرافینویسان مسلمان و غیر مسلمان، امروزه به عنوان منبع و مرجع تحقیقات بسیاری از علمای علوم مختلف از جمله باستانشناسان و تاریخنگاران و پژوهشگران بشمار میروند.
به همین دلیل گردشگری پدیده توفیقبرانگیز هزارههای کهن قبل از میلاد است. سازمان جهانی گردشگری با توجه به تمامی تعاریف گردشگری که تا قبل از سال ۱۹۹۴ ارائه شده بودند در سال ۱۹۹۵ یک تعریف نهایی منتشر کرد و در این تعریف به مجموعه فعالیتهای فرد یا افرادی که به مکانی غیر از مکان عادی زندگی خود مسافرت و حداقل یک شب از اوقات فراغت آنها را شکل دهد گفته شده است. در صورتی که تکنولوژی امروز به انسان این امکان و فرصت را داده است که در یک روز چندین شهر و روستا را مورد دید و بازدید خود قرار دهد.
با فرهنگ بسیاری از اقوام آشنا شود. از دیدن هنرها و صنایع دستی آنها لذت ببرد. مکانهای تاریخی و بقاع مذهبی آنها را با این رفت و برگشتنها، دور زدنها از نزدیک با هزینههای کم ببیند. غول عظیم صنعت گردشگری امروز در اصل از واژه «تور» به معنای گشتن، دور زدن و رفت و برگشتن گرفته شده است.
این یک حقیقت است که تبار ریشهدار آدمی ناگزیر به سفر برای اندوختن تجارب، وکسب دانش و آگاهیها، پناه بردن به آغوش طبیعت و مکانهای تاریخی برای نیل به آرامش روحی است.
متاسفانه مردم جامعه ما به دلایل شرایط بد اوضاع اقتصادی، رشد بیکاری جوانان، هزینه های سرسامآور مراکز توریستی در داخل، نسبت به جوامع دیگر کمتر به امر تفریح و سفر توجه میکنند بطوری که سفر و یا مسافرت در بین بسیاری از خانوادهها حذف شده و هیچ جایگاهی در زندگی روزمره آنها ندارد این در حالی است که در کشورهای پیشرفته مردم به اوغات فراغت خود بسیار اهمیت میدهند.
متاسفانه آمارسفرهای کوتاهمدت و طولانی مردم ایران نگرانکننده است به گونهای که فقط در سال 91 بیش از 43 درصد مردم از جمعیت مسافران کشور حذف شده بودند درصورتی که سفر کردن امروزه یکی از شیوههای بهبود زندگی مردم جهان است و به قول روانشناسان، با صنعتی شدن و رشد انواعی از تکنولوژیهای ارتباطی در جوامع امروزی، سفرها ضمن فراهم کردن زمینههای توسعه، از فشارهای یدی و جسمانی انسان تا حدود بسیار زیادی میکاهند سفر کردن و تفریحات سالم انسان را از یكنواختی خارج کرده و باعث میشود انسانها با سفر كردن برای مدتی هر چند كوتاه از دغدغهها و مشكلات زندگی رها شوند.
برای یک سفر خوب و مفید و کوتاه، لازم نیست با صرف میلیونها تومان جهت تهیه بلیط هواپیما، کشتی و... به دور دنیا بروید.
سفر ارزان را از خانه کوچک خود آغاز کنید. با یک فلاسک چای و مقداری غذای ساده به همراه خانواده به پارک اطراف محل زندگی خود بروید. در مرحله دوم، به پارکها و مکانهای تاریخی و توریستی شهر، روستا ی محل زندگیتان بروید. بعد از آن تجربه سفر به نزدیکترین روستا و یا شهر محل سکونت خود را تجربه کنید. با مکانها و آثار تاریخی و فرهنگ بومی آنها آشنا شوید. در این صورت با کسب این آگاهیها و دانشها، لذتبخشترین سفرها را در کنار خانواده تجربه خواهید کرد. بعد از آن سفر در مقیاس وسیعتر در کل کشور به نقاط مختلف ایرانزمین که مشحون از گنجینه ها و آثار شگرف تاریخی و باستانی است در زندگیتان ثبت و ضبط کنید. چرا که سفر نماد تکامل، بلوغ فکری و پخته شدن است که به زندگی عمق و معنا و روح ارجمندی ارزانی میکند.
به قول شیرینسخن ایران سعدی نامور، بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.
*باستانشناس

لذت بردم جالب بود 