تاریخ انتشار: ۲۰:۳۹ - ۲۳ آذر ۱۳۹۴
بعد از «سرزمین کهن»، «در حاشیه» و «فیتیله» نوبت به «عطسه» و «شهرزاد» رسید

اعتراض می کنم پس هستم!

مدتی است بازار اعتراض به مجموعه های تلویزیونی و یا نمایش خانگی داغ است. هر روز عده ای از گوشه ای سرک می کشند و به بهانه یک دیالوگ، تقلید یک لهجه یا حتی استفاده از یک نام خاص،‌ ساز مخالفت با اثری را کوک می کنند. رسمی که اگر تبدیل به عادت شود آن وقت است که باید گفت:‌«وای بر هنر این ملک»

سرویس جامعه و فرهنگ سایت خبری رویداد24: این روزها برنامه سازان، فیلمنامه نویسان و کارگردانان در کنار دغدغه های همیشگی و ثابت شان در راه ساخت یک اثر هنری، با پدیده جدید و تازه واردی به اسم اعتراضات مردمی نیز مواجه شده اند. اعتراضاتی که در چند مدت اخیر حداقل به تعطیلی سه پروژه تلویزیونی پر هزینه منجر شده است. پروژه هایی در سه ژانر مختلف که زنگ خطری جدی را به صدا در می آورد.

اگر تا سالیان گذشته شاهد اعتراضاتی جسته و گریخته به برخی آثار سینمایی بودیم، این روزها شاهد موج اعتراضی به مراتب گسترده و هدفمندتر درباره آثار تولیدی در تلویزیون داریم. تلویزیونی که معمولا طی سالهای گذشته از چنین اعتراضاتی به دور بوده، در این یکی دو سال اخیر دوران پر اعتراضی را سپری می کند. جنس این اعتراضات هم و گستره عمل شان آن قدر وسیع و غیرقابل پیش بینی است که نمی شود نسخه ای برای جلوگیری از آن تجویز کرد.

از برنامه ای مخصوص کودکان، تا سریالی که بیانگر واقعیات تاریخی است بگیر تا سریالی طنزمحور، همه می توانند مورد اعتراض عده ای از گوشه ای قرار بگیرند. یک دیالوگ، تقلید یک لهجه، استفاده از یک اسم خاص و هزاران اتفاقا رایج در ساخت یک اثر تصویری می تواند به تهدیدی برای آن اثر تبدیل شود.

شکل و جنس این اعتراضات هم به گونه ای است که گاه آدمی متعجب می ماند که ای نهمه عصبیت نهفته در چنین تجمعاتی، آیا تنها به دلیل ساخت یک مجموعه تلویزیونی یا نمایشی است و یا ریشه در عصبیتی کلان تر در سطح اجتماع دارد؟ معترضین به آثار نمایشی، معمولا بی توجه به میزان و غلظت اتفاقی که در آن اثر افتاده، معمولا تنها یک خواسته دارند و آن هم تعطیلی آن اثر است. چیزی شبیه به این که دادستان برای تمام جرم های رایج از کوچک ترین تا بزرگ ترین آن درخواست اعدام کند. مگر غیر از این است که یک اثری نمایشی وقتی تعطیل شد، می میرد؟

در این که چه بخشی از این اعتراضات به حق و درست و چه بخشی نابه جاست بحث فراوان شده. این پدیده نیز مانند هر پدیده اجتماعی دیگری موافقان و مخالفینی دارد. اما آن چه از لابلای این وقایع به چشم می آید این است که این رسم تازه زا، بیش از آن که دارای منطق مشخصی باشد، برآمده از نوعی چشم و هم چشمی اجتماعی و عقب نماندن از موج و مُد اعتراض است. وگرنه برخی از این دست اعتراضات، گاهی آن قدر سخیف و بی منطق و مضحک اند که به قول آن مثل معروف «مرغ پخته را نیز به خنده وامی دارد»

آن چه در این بین مطرح است، با کمال احترام برای اعتراضات به حق و ناشی از اشتباهات تیم سازنده یک اثر که انسان اند و جایز الخطا، دو نکته است:

اول این که همان طور که در بالا رفت، این میزان از عصبیت در برخورد اعتراضی با یک اثر نمایشی، نه منطقی دارد و نه توجیهی. فحاشی، تهدید، خودزنی و آتش زدن عکس عوامل ساخت یک اثر، بیش از آن که نشان دهنده عصبانیت عده ای از یک فیلم یا سریال باشد، نشان دهنده جامعه ای پرخاشگر و عصبی است که هر اتفاقی را بهانه ای برای بروز این عصبیت می داند.

دومین نکته که در این میان باید بدان اشاره کرد، نوع برخورد مسئولین با این دست اعتراضات است. این جنس برخورد منفعل، بزدلانه، و عوامفریبانه با یک اثر هنری، این سریع تهت تاثیر اعتراضات و داد و قال ها قرار گرفتن و حکم به تعطیلی اثری دادن، در حال جا انداختن بدعتی خطرناک است که به زودی هیچ حصن و حصار و امنیتی برای هنرمندان عرصه تصویر و نمایش باقی نمی گذارد. آن چه در این مدت به وضوح می توان دید آن است که متاسفانه در پی بسیاری از این اعتراضات مردمی، نه منطقی دیده می شود و نه حقانیتی. آن چه بر سریال سرزمین کهن ساخته کمال تبریزی یا در حاشیه ساخته مهران مدیری رفت، به خوبی گواه این مدعی است.

از این ها گذشته حالا گیریم که اشتباهی سهوی از سوی تیم تولید کننده یک اثر هم رخ داده باشد و عده ای را رنجانده باشد. آیا این جنس برخورد مسئولین فرهنگی با این دست اتفاقات و اشتباهات، درست است؟ این که به محض بالا رفتن اندک صدایی از تعداد محدودی معترض، رای به تعطیلی و نابودی آن اثر بدهیم، آیا در معنای دقیق کلمه نشان عدم مدیریت نیست؟ آیا تا به حال با خود اندیشیده ایم که تا همین امروز نگارش این متن، چه میزان هزینه مادی، معنوی و انسانی به واسطه اعتراضات قالبا بی منطق و احساسی عده ای و عدم مدیریت از سوی مسئولین ذی صلاح، نابود شده؟ 

بد نیست کمی آستانه تحمل مان را در برخورد با پدیده هایی از این دست بالاتر ببریم یا حداقل همان واکنشی را نسبت به یک اثر هنری و نمایشی بروز دهیم که نسبت به شنیدن خبر اختلاس ها و بخیه کشیدن ها و تاراج میراث فرهنگی مان به وسیله دیگر کشورها و نابودی محیط زیست نشان می دهیم.


 

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha