گزارش رویداد۲۴ درباره بررسی روانشناختی اهداف استفن پداک
پیام کشتار «لاس و گاس» چه بود؟
پداک جنایتکاری است که تلاش کرده با تفکرات بیمار خود هشدار بزرگی به مردم جهان مدرن بدهد. هشداری به نام پایان لذت از زندگی.

رویداد۲۴-حادثه خونبار در لاسوگاس با شصت کشته و بیشتر پانصد نفر زخمی اگرچه یک اتفاق تکراری در ایالاتمتحده آمریکا است اما فلسفه این جنایت و همچنین جوانب و انگیزههای آن با بسیاری از جنایتهای مشابه متفاوت است.
به گزارش رویداد۲۴ وقتی بهصورت مسئله نگاه میکنیم متوجه میشویم که حادثه یک حادثه طبیعی و ساده نیست. فردی متمول و بدون سابقه کیفری و جنایی از طبقه سی و دوم یک هتل به مردم عادی که در یک کنسرت موسیقی در فضای باز بودهاند شلیک کرده و سپس خودکشی کرده است.
نکته مبهم در این زمینه این است که چرا باید یک فرد ثروتمند و بدون سابقه کیفری دست به چنین جنایتی بزند؟ و سؤال مهمتر اینکه انگیزه قاتل از این کار چه بوده است؟ به نظر میرسد پاسخ این سؤالات را باید در پروسه پایان «لذت از زندگی» جستجو کرد.
قاتل استفن پداک فردی از جامعه مرفه لاسوگاس بوده که به نظر میرسیده در تمام عمر خود به اغلب لذتهای مادی که بشر میتوانسته به آن دست پیدا کند رسیده است. درنتیجه با پایان انگیزه و احساس تکراری بودن لذات زندگی تلاش کرده در یک جشن خون دیگران را نیز با درد خود همراه کند و درنتیجه به چنین جنایتی دستزده است.
پداک بهخوبی به این نکته آگاهی داشته که بسیاری از مردم جهان هنوز نتوانستهاند عمق زندگی مدرن (اگر عمقی داشته باشد) را درک کنند و به همین دلیل در حالت حیرانی و گیجی از اینهمه پیشرفت بشر به سر میبرند.
پداک گمان کرده دیگران نیز با وی همعقیده هستند و به همین دلیل تلاش کردهکاری که دیگران از آن واهمه دارند را انجام دهد. غافل از اینکه هیچ انسانی به مرگ فکر نمیکند و همیشه از چرایی آن طفره میرود.
کانت فیلسوف آلمانی معتقد است: «فلسفه در پاسخ به مرگ به وجود آمده است». این در حالی است که دکتر شریعتی فلاسفه را «پفیوزهای تاریخ» برمیشمرد. اغلب فلاسفه بزرگ به مقوله مرگ ورود کردهاند و درباره آن اندیشه کردهاند.
این در حالی است که همانها نیز از پاسخ دقیق به چرایی مرگ و روبهرو شدن با آن طفره رفتهاند. به همین دلیل به نظر میرسد استفن پداک را باید «فیلسوف مرگ» نام نهاد که از مواجه کردن دیگران با مرگ هیچ ابایی به خود راه نداده است.
پداک ناخواسته دست به اقدامی زده تا نشان دهد جهان مدرن امروز در جادهای یکطرفه قرارگرفته که درنهایت به مرگ ختم میشود. مرگی خواسته یا ناخواسته...انگیزه دیگر پداک از این جنایت رساندن صدای خرد شدن استخوانهای زندگی مدرن به گوش جهانیان بوده است.
پداک بهمانند بسیاری از افراد که به پایان لذت از زندگی خود رسیدهاند و حاضر نیستند این مسئله را قبول کنند و به شکلی رفتار میکنند که زندگی به کام آنهاست عملنکرده است و بلکه چهره عریان جهان مدرن را به همگان نشان داده است. بااینوجود پداک یک جنایتکار است.
وی راه مناسبی برای نشان دادن تفکرات خود انتخاب نکرده و راهی را در پیشگرفته که پیش از آن اشقیا و جنایتکاران بزرگ در پیشگرفته بودند. درنتیجه پداک به دلیل عمل غیرانسانی و وحشیانهای که انجام داده از دایره تفکر خارجشده و به حیطه جنایت ورود کرده است.
در دایره تفکر قتلعام هیچ جایگاهی ندارد و تنها باید به بهتر کردن امور زندگی خود و دیگران فکر کرد. درنتیجه پداک جنایتکاری است که تلاش کرده با تفکرات بیمار خود هشدار بزرگی به مردم جهان مدرن بدهد. هشداری به نام پایان لذت از زندگی.